هوش هیجان و مؤلفه های آن

  هوش هیجان عبارت است از توانایی نظارت بر احساسات و هیجاتان خود ، دیگران و توانایی و تفکیک احساسات خود و دیگران و دیگران و استفاده از دانش هیجانی در جهت هدایت تفکر و ارتباطات خود و دیگران ( میروسالووی ، 1990)

هوش هیجانی هم عناصر درونی است و هم بیرونی شامل میزان خود آگاهی ، خود انگاره ، احساسات ، استقلال و ظرفیت خود شکوفایی و قاطعیت می باشد عناصر بیرونی شامل ظرفیت فرد برای قبول واقعیت انعطاف پذیری و توانایی حل مشکلات هیجانی ، توانایی مقابله با استرت و تکانه های می شود ( گلمن ، 1995 ، ص 85 )

خود آگاهی :

   از نظر گلمن خود آگاهی ریشه و اساس مؤلفه های هوش هیجانی  است و تا زمانیکه از سطح خود آگاهی پایینی برخورد داریم و در انتخاب هدف و برنامه ریزی – برای رسیدن به هدف مدیریت کنترل احساسات خود و بر انچیختگی خود و بکار گیری نظمی که بتوان بر اساس آن با احساسات دیگران هماهنگ شود رشد مهارت های اجتماعی متناسب با هدف و عمل با مشکلات مواجه می شویم . تعریفی که گلمن )1995( برای خود آگاهی در نظر گرفته عبارتست از درک عمیق و روشن احساسات ، هیجانات نقاط ضعف و قوت و نیاز و سائق های خود .

خود کنترلی یا مدیریت خود :

همچنان که با آگاهی خود درمورد احساسات ، هیجانات ، و اثرات آنها رشدد می دهیم ما نیز می توانیم توانایی خود را در جهت کنترل انها بهبود بخشیم . به طوریکه آنها نتوانند تأثیر ناجور بر روی عملکرد ما داشته باشند خود کنترلی هیجان به معنای سرکوب هیجان نیست بدین شکل نیست که با یک سد دفاعی محکم در مقابل احساسات و خود انگیزه های خود درست کنیم بر عکس خود کنترلی به این می‌پردازد که با یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تأکید است روش ابراز احساسات می باشد به شکلی که این روش  ابراز هم جریان تفکر را تسهیل کند و هم از انحراف آن جلوگیری کند . ( گلمن ، 1995 )

بطور کلی خلقیات تأثیر فوق العاده بر روی محتوای جریان تفکر می گذارد به عنوان مثال زمانیکه ما خشمگین هستیم وقایعی را در ذهن خود می پروانیم که غضب آلوده هستنمد و این باعث می شود که نگرش و تفکر ما از موضوع اصلی منحرف شود و ما چیز دیگری را پردازش  می کنیم چون در آن موقعیت محتوای تفکر ما عوض شده است نوع نگرش ما نیز عوض خواهد شد و این ففرایند باعث ایجاد یک عقده خواهد شد که نتیجه منفی گرایی و کناره دیگری از واقعیت ممی باشد و در آخر به عملکرد نادرست و روابط نامطلوب می انجام . گلمن معتقد است که توان خود داری و مقاومت در مقابل چنین خلقیات مستبد هستند اقدامی برای افزایش بازده کاری ایجاد روابط مطلوب می باشد .   

گلمن معتقد است زمانیکه هیجانات از سلامت افراد ناشی می شود زمینه رشو وو تمیز برای افراد مهیا می شود زیرا یکی از مفاهیم پذیرفته شده در مورد انسان فیدبک گر ، فید بک دادن است افرادی که از لحاظ هیجانی یالکم می باشند در ایجاد ارتباط موفق هستند و همیشه فیدبک مثبت از دیگران می گیرند یعنی باعث متنوعیت هیجانات مثبت می شوند ما در طول زندگی بدون شک با محرکهای برخرد می کنیم که ممکن است برای ما نا خوشایند باشند و این ناخوشایندی شریع در خلق و خوی ما تأثیر می‌گذارد مثل برخورد افراد خانواده و یا همکار و در سطح وسیعتر محرکهایی که ساخته و پرداخته ذهن ما می باشند دراین خصوص ما باید توانایی لازم برای کنترل و مدیریت افکار و رفتار خود داشته باشیم که اساس آن خود شناسی به مهارتهای اجتماعی تشکیل می دهد .

مطلب مرتبط :   حکمرانی، شهری، حقوق، حکومت، عمران

از نظر گلمن مشاهده خود کنترلی خیلی راحت نیستو خود کنترلی در نبود آتش بازیهای هیجانی بهتر خود را نشان می دهد یعنی هر چه شدت احساسات کمتر باشد خود کنترلی نمود بهتر پیدا می کند گلمن معتقد است احساس مسؤلیت در محیط کاری و نوع برخورد با افراد تحت تأثیر خلقیات فردی می باشند و هرچه محتوای فکر در رابطه با مسئولیتی که فرد قبول کرده است خالصتر باشد احساس مسئولیت بیشتر و بهتر صورت می گیرد .

در یکی از تحقیقات صورت گرفته شده مشخص شدهبود افراد موفق در محیط کاری از نظر خود آگاهی با خود کنترلی ، سازگاری ، خود اعتماد نوآوری هفت برابر نمره بیشتری نسبت به افراد نا موفق داشتند و در نتیجه ما می توانیم نتیجخ بگیریم که خود کنترلی و مدیریت خود تا حد زیادی می توانند موفقیت شغلی را شکل دهند .

شعور اجتماعی :

شعور اجتماعی سومین مؤلفه هوش هیجانی می باشد و عبارت است از درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و بکار گیری سک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه برای افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند ( گلمن ، 1990 ، ص 213 )

این مؤلفه با احساس مسئولیت در قبال دیگران نسبت بیشتری دارند زیرا هر چه افراد پیرامون یا مقابل برای ما اهمیت بیشتری داشته باشند سعی بیشتری خواهیم کارد واکنش مناسب در قبال آنها نشان دهیم و شرط واکنش مناسب ،درک نوع احساس طرف مقابل می باشد .

این مؤلفه برای افرادی که با مراجعین زیاد و متفاوت برخوردارند وضرورض می باشد خیلی از متخصصین هوش هیجانی عقیده دارند که نشان اصلی هوشیاری اجتماعی توان همدلی است .

در بین مؤلفه های هوش هیجانی تشکیل همدلی از همه راحتتر می باشد همه ما همدلی یک دوست ، یک معلم با حساس کرده ایم و تشخیص داده ایم که واکنش او تا چه حد باعث دلگرمی ما شده است .

همدلی به معنی من خوبم تو خوبی نیست و بیه این معنی هم نیست که تمام احساسات طرف مقابل را تأیید و تحسین کنیم همدلی بیشتر به معنی تأمل و ملاحظه احساسات دیگران می باشد ( شگلمن ، 1995 )

به عقیده نظریه پردازان هوش هیجانی نککته کلیدی جهت افزایش حی همدلی پرورش توانایی گوش دادن در خود می باشد زیرا هرچه افراد احساس مسئولیت بیشتری بکنند تحمل بیشتری برای گوش دادنبه حرفهای دیگران خواهند داشت در نتیجهببه درک بهتری از احساسات دیگران خواهند رسید گفتن این نکته ضروری است که همدلی نیز ریشه در خود آگاهی دارد . زیرا هرچه ما نسبت به احساسات خود گشاده تر باشیم به همان اندازه در شناخت آنها ماهر تر خواهیم بود . و به راحتی می توانیم نوع احساس خود را از دیگران تفکیک دهیم و برای طرف مقابل یک احساس مستقل قائل شویم . گلمن معتقد است که افرادیکه توانایی درک احساسات دیگران را ندارند از لحاظ احساس نا شنوا هستند تشخیص مزان همدلی افراد از طریق کلام ، کردارد ، آهنگ ، صدا ، سکوت و لرزش آنها راحت است در همه روابط انسانی ، توجه کردن به دیگران از انس و الفتهای هیجانی و از  طریق ظرفیتهای که شخص برای همدلی با دیگران دارد سر چشمه می گیرید ظرفیت شناخت احساسات دیگران در عرصه های مختلف زندگی از کار فروشندگی مدیریت گرفته تا روابط عشق و عاشقی و فعالیتهای سیاسی نقش بازی می کند ( گلمن ، 1995)

عدم وجود همدلی عواقب ناگوار آن در خیلی از افراد مثل جنایتکاران و کورک آزاران زیاد به چشم می خورد آنچه مهم است ذکر شود این است که افراد به ندرت احساسات خود را در قالب کلمات بیان می کند و بیشتر از طریق نشانه های غیر کلامی از جمله طرفین صدا و حرکت دست و محدودیت و حالات چهره ابزار می‌کنند و هرچه ما از نظر هوش هیچانی ، قوی تر باشیم می تواینم این پیامهای غیر کلامی را تشخیص دهیم .

مطلب مرتبط :   «تفسیر، تربیتی»، تربیت، تربیتی،، للقرآن

در یکی از تحقیقات که در آمریکا صورت گرفتهبود مشخص شد دانش آموزان که در درک پیامهای احساسی خیلی کمتر از دیگران توانایی بیشتری دارند محبوبترین از لحاظ عاطفی و با ثبات ترین بچه های مدرسه هستند .

خود انگیزی

یکی دیگر از مؤلفه های هوش هیجانی می باشد و خیلی از روانشناسان آنرا شرط بقا می نامند به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده انجام نمی دهد و برای رسیدن به هدف و حتی انتخاب هدف خود انگیزی لازم میباشد از نظر گلمن ، خود انگیزی زبان سائق پیشرفت می باشد و کوشش است در جهت رسیدن به حد مطلوبی از فضیلت افرادی که این خصیصه را زیاد دارند همیشه در کارهای خود نتیجه محور سائق زیادی در آنها برای رسیدن به اهداف و استانداردهای وجود دارد این افراد اهداف چالش برانگیز را خیلی سریع مرتب و میزان مخاطرات آنها را حساب می کنند و اطلاعات و راهبردهایی را بکار می برند که باعث کاهش عدم اطمینان آنها و افزایش عملکرد آنها شود این افراد خیلی شریع یاد می گیرند که چگونه بازده کاری خود را افزایش دهند و خیلی سریع با اهداف گروه یا سازمان سازگار می شوند .

این افراد همیشه انتقاد شدید و سازننده در گروه از خود نشان می دهند و موقعیت آنها در گروه طوری است که مدیران همیشه از توانایی های آنان حساب می برند . این افراد همیشه به توانایی خود اعتماد دارند و همیشه نسبت به آینده امیدوار هستند .

اگر قرار است یک صف ضروری برای افراد در نظر بگیریم خود انگیزی می باشد زیرا فقط از طریق خود انگیزی است که می توان به پیشرفت فرای انتظار رسید از آنجا که افراد زیر چتر تفاوتهای فردی قرار گرفته اند و از لحاظ نیاز و سائق با هم متفاوت می باشن پس عوامل انگیزش در آنها متفاوت می باشد تعدای از افراد از طریق عوامل بیرونی مثل افزایش حقوق و پرستره شغلی و نمره  برانگیخته می شوند و تعدادی به خاطر خود پیشرفت و نفس کار برانگیخته می شوند گلمن (1995) در این رابطه معتقد است افرادیکهانجام کار برای آنها مهم است در طول کار علاقه زیادی به چالشهای خلاقانه از خود نشان می دهند و عشق به یادگیری و انجام کار در آنها بیشتر وجود دارد این افراد انرژی بیشتری صرف این کار می کنتد و سؤالی که همیشه ذهن آنها را مشغول می کند این است که با چه روش بهتری می توان این کار را انجام داد . این افراد زمانیکه عمل آنها به شکست می انجامد بازهم مطلوب باقی می مانند در چنین مواقعی خود تنظیمی با انگیزه پیشرفت در جهت غالب شدن برناکامی ترکیب می شود دو شخص با آمادگی بیشتری در جهت مقابله با موانع یا کار جدید شروع به کار می‌کند به طور کلی مراحل خود انگیزی مطلبو بدین شکل است که در ابتدا اهداف را ربه بندی می کنیم و میزان اهمیت هرکدام را مشخص کنیم اسن مسئله کاملاً در گروه خود شناسی می باشد و هر چه خود شناسی ما بیشتر باشد بهتر می توانیم اهداف خود را بر اساس نیازهای واقعی اولویت بندی کنیم .

4- مهارتهای اجتماعی :

مهارتهای اجتماعی یکی دیگر از مؤلفه های هوشی هیجانی می باشد و شامل توانایی ها برای مدیریت روابط با خود و دیگران می باشد مهارتهای اجتماعی فقط شامل دستیابی نمی شود اگر چه افرادی که این مهارت را زیاد دارند خیلی سریع یک جو دوستانه با افراد ایجاد می کنند ولی این مهارت بیشتر به دوستیابی هدفمند مربوط می شود افرادی که مهارتهای اجتماعی قوی دارند به راحتی می توانند میسر فکری دیگران را در سمتی که می خواهند هداست کنند خواه

  • 1
دسته بندی : علمی