هوش معنوی

تعریف مفهومی هوش معنوی:

هوش معنوی زمینه تمام چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها ، هنجارها، عقاید و ارزشها را در فعالیت هایی که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم زندگیمان می پردازیم و به وسیله آن تغییراتی رادر زندگی خود ایجاد می کنیم. هوش معنوی یا(SQ) مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است.

تعریف عملیاتی هوش معنوی :

هوش معنوی با دو زیر مقیاس درک و ارتباط با سرچشمه هستی و زندگی معنوی یا اتکا به هسته درونی تعریف میشود و در مورد آزمودنی ها به کار می رود.هوش معنوی با استفاده از پرسشنامه 29 عبارتی هوش معنوی مورد سنجش قرار می گیرد. دامنه نمرات 29 تا 145 می باشد که نمرات بالاتر در این آزمون نشانگر هوش معنوی بالاتر می باشد .

به نظر ایمونز (2000) پنج توانایی معرف این هوش است.

1-قابلیت تعالی فیزیکی و مادی: افراد با هوش معنوی ظرفیت تعالی دارند و تمایل بالایی نسبت به هوشیاری دارند.

2-توانایی ورود به سطح معنوی بالاتر: به یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند آگاهی دارند.

3-توانایی یافتن تقدس در فعالیت ها ، رویدادها و روابط روزمره: حضور الهی را در تمامی مراحل زندگی احساس می کنند.

4-توانایی به کارگیری منابع معنوی برای حل مسائل زندگی: افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحتتر می توانند با استرسها برخورد کنند و بیش از سایرین بر بهرانهای روحی و مشکلات غلبه کنند.

5-پرهیزگاری بالا.

در شروع (سال 2000) زوهار و مارشال[1] (استادان دانشگاه آکسفورد)که در زمینه فیزیک ، فلسفه و مذهب به مطالعه می پرداختند ، کتابی با عنوان هوش معنوی : هوش بنیادی  منتشر کردند که سرآغاز طرح هوش سومی ، به عنوان هوش معنوی در مجامع علمی گردید.

رابطه هوش معنوی با بهزیستی روانشناختی : دراین زمینه تحقیقات مرتبط انجام شده، اما به بیان یک متغیر با بهزستی روانشناختی پرداخته مثل جهت گیری معنوی جوانان با بهزیستی روانشناختی.  مداحی (1390). هرچه میزان جهت گیری مذهبی جوانان درونی تر باشد، بهزیستی روان شناختی آن ها بیشتر خواهد بود. و هرچه میزان جهت گیری مذهبی جوانان بیرونی تر باشد، بهزیستی روانشناختی آن ها کمتر خواهد بود. از سوی دیگر، جهت گیری مذهبی ، قابلیت پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارد .

توجه به معنویت در حل مشکلات زندگی و ارزش و معنادار نمودن زندگی انسان از دوران جیمز ونگارش کتاب( گوناگونی تجربه های معنوی[2] (1977))  آغاز شد. جیمز معتقد بود که معنویت موجب معنا در زندگی انسان می شود ، به گونه ای که وی رفتارهای عقلانی و منطقی را برای پیروی در زندگی استفاده می کند ، ارتباطات وی با دیگران یک ارتباط انسانی و اعتقادی خواهد بود و نگرش مثبتی به خود و دیگران دارد.

هوش یکی از جذابترین و جالب ترین فرآیندهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان  متفاوت مشاهده می شود . هر چه موجودات از تکامل بیشتری بهره مند شوند از نظر هوشی نیز پیشرفته تر هستند و به همان نسبت از پیچیدگی بیشتری برخوردارند. واژه  هوش کیفیت پدیده ای را بیان می کند که دارای حالت انتزاعی بوده و قابل رؤیت نیست همچنانکه افراد بشر از نظر شکل و قیافه ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند، از نظر خصایص روانی  مانند هوش، استعداد، رغبت و دیگر ویژگیهای روانی و شخصیتی نیز بین آنها تفاوتهای آشکاری وجود دارد. با توجه به اینکه مفهوم هوش در حال حاضر از آشفتگیها و سردرگمیهای قابل توجهی برخوردار است و در تمام ابعاد نظری، علمی، اجتماعی، هیجانی و معنوی نیز قابل بحث می باشد، هوش معنوی، از جهات مختلف در عصر جدید احساس می شود. یکی از ضرورت ها در عرصه ی انسان شناسی توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه دانشمندان، به ویژه کارشناسان سازمان بهداشت جهانی (WHO) است که اخیراً انسان را موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی تعریف می کند. ضرورت دیگر این موضوع ظهور دوباره کشش معنوی و نیز جستجوی درک روشن تر از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه می باشد.

همچنین گستره معنویت امروزه در رشته های متنوعی از قبیل پزشکی، روان شناسی، انسان شناسی، عصب شناسی و علوم شناحتی در حال پیشرفت است. در راستای این جهت گیری معنوی و به موازات بررسی رابطه بین دین و معنویت و دیگر مؤلفه های روان شناختی مثل سلامت روان، گروهی از پژوهشگران در تبین بعضی از مشاهدات و داده ها، درصدد تعریف مفاهیم جدید در ارتباط با دین و معنویت بوده اند. برای مثال مفاهیم سلامت معنوی، تحول معنوی و بهزیستی معنوی در آستانه هزاره سوم میلادی به ادبیات آکادمیک روان شناسی اضافه شده اند. سازه هوش معنوی یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه و علاقه جهانی روان شناسان به حوزه دین و معنویت مطرح شد و توسعه پیدا کرده است.

وهان (2002). معتقد است که هوش معنوی یکی از انواع هوش های چند گانه است که به طور مستقل می تواند رشد و توسعه یابد . هوش معنوی نیازمند شیوه های مختلف شناخت و وحدت زندگی درونی ذهن و روح با زندگی در دنیای هستی است . هوش معنوی می تواند به وسیله تلاش ، جستجو و تمرین پرورش یابد . انسان برای کسب قدرت تشخیص در تصمیم گیری هایی که به رشد سلامت نفس و روان کمک می کند، نیازمند هوش معنوی است .بر همین اساس زوهار و مارشال (2002). معتقد است که هوش معنوی نیازمند شیوه های مختلف شناخت و وحدت زندگی درونی ذهن و روح با زندگی در دنیای هستی است.هوش معنوی موجب می شود که فرد در برابر رویدادها و حوادث زندگی ، بینش عمیق بیابد و از سختی های زندگی نترسد و با صبر و تفکر با آنها مقابله نموده و راه حلهای منطقی و انسانی برای آنها بیابد .

مطلب مرتبط :   ، رودابه، داستان، سلمان، موش

هوش معنوی جنبه های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می کند و نوعی اگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می دهد.

مک شری و همکاران[3] (2002). تاکید می کنند که هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که سبب اثرگذاری و عملکرد وی می شود به گونه ای که شکل واقعی زندگی را قالب بندی می کند . هوش معنوی باعث افزایش قدرت انعطافپذیری و خود آگاهی انسان شده است به طوری که در برابر مشکلات و سختی های زندگی بردباری و صبوری بیشتری دارند درواقع هوش معنوی ظرفیتی برای الهام است و با شهود و نگرش کل نگر به جهان هستی در جستجوی پاسخی برای پرسشهای بنیادی زندگی و نقد سنت ها و آداب و رسوم میباشد.

الکینز و کاوندش (2004). بر این باورند که هوش معنوی موجب می شود که انسان با ملایمت و عطوفت بیشتری به مشکلات نگاه کند. تلاش بیشتری برای یافتن راه حل داشته باشد و به زندگی خود پویایی و حرکت دهد.

مک گوار[4](1993). در تعریف هوش معنوی می گوید:هوش معنوی ، توانایی عمل همراه با ترحم را دارد در عین حال که توانایی سلامت و آرامش درونی و بیرونی را صرف نظر از شرایط حفظ می کند. در واقع هوش معنوی یک توانایی ذاتی انسانی است و همانند هر هوش دیگری می تواند رشد کند ، به این معنا که می توان آن را توصیف و اندازه گیری کرد.

در مطالعات اسمیت[5] (2005).  نشان داده شد که هوش معنوی ، لازمه سازگاری با محیط است و افرادی که هوش معنوی بالاتری دارند، تحمل آنها در مقابل فشارهای زندگی بیشتر بوده و توانایی بالاتری را برای سازگاری با محیط از خود بروز می دهند. وی ده مهارت هوش معنوی ر اچنین تشریح می کند:

1 . تجربه معنوی:  وجود فعالیت و تجربه های خاص مذهبی.

2 . مقابله با استرس:  استفاد ه از ایمان و اعتقاد مذهبی برای حل مسائل و فشارهای زندگی .

3 . هدفمند بودن:  داشتن هدفی مشخص در زندگی با در نظر گرفتن مسائل مذهبی .

4 . پرستشگاه:  تمایل به مکان های مذهبی و رهبری مذهبی.

5 . خارج شدن: از اصول  فاصله گرفتن از اصول و عقاید کلیشه ای در زندگی.

6 . محوریت اعتقاد:  تاثیر مذهب در رفتار و عملکرد (مانند: خوردن آشامیدن و پوشش)

7 . مقررات مذهبی:  رعایت قوانین و فرمایشات مذهبی در زندگی.

8 . نیایش:  دعا کردن و اعمال مذهبی در زندگی .

9 . تحمل کردن:  تحمل نمودن اعتقادات سایر مذاهب و برخورد اصولی و منطقی با آنها.

10 . مفاهیم دینی:  اعتقاد به مفاهیم اساسی دینی زندگی( مانند خالق یکتای جهان ، روح و زندگی پس از مرگ)

موسسه آگاهی سنجی پرودیو(2005). در آمریکا نیز شش مهات برای هوش معنوی تعریف کرده است. این مهارت ها شامل دلسوزی برای دیگران ، احساس ملکوتی ، خردورزی،توانایی گوش دادن ، توکل بر خدا ، تعهد و ایمان می باشد.

همچنین ولمن[6] (2001). اجتماعی بودن وادراک فراحسی را دو مهارت اساسی هوش معنوی معرفی می کند.هوش یکی از جذابترین و جالب ترین فرایندهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان  متفاوت مشاهده می شود. واژه  هوش کیفیت پدیده ای را بیان می کند که دارای حالت انتزاعی بوده و قابل رؤیت نیست همچنانکه افراد بشر از نظر شکل و قیافه ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند، از نظر خصایص روانی  مانند هوش، استعداد، رغبت و دیگر ویژگیهای روانی و شخصیتی نیز بین آنها تفاوتهای آشکاری وجود دارد. با توجه به اینکه مفهوم هوش در حال حاضر از آشفتگی ها و سردرگمی های قابل توجهی برخوردار است و در تمام ابعاد نظری، علمی، اجتماعی، هیجانی و معنوی نیز قابل بحث می باشد، هوش معنوی، از جهات مختلف در عصر جدید احساس می شود. یکی از ضرورت ها در عرصه ی انسان شناسی توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه دانشمندان، به ویژه کارشناسان (سازمان بهداشت جهانی[7]) است که اخیراً انسان را موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی[8] تعریف می کند. ضرورت دیگر این موضوع ظهور دوباره کشش معنوی و نیز جستجوی درک روشن تر از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه می باشد.

بوول[9](2004). یک بسته آموزشی مدون هفت مرحله ای همراه با تمرینات عملی برای بهبود هوش معنوی ارایه کرده است که به اختصار مراحل آن عبارت است از : هشیاری ، معنی ، ارزیابی ، متمرکز بودن ، بصیرت ، نشانه روی، و رسالت است. ضمن اینکه در کشور ما با وجود گنجینه ارزشمند معنویت و اعتقاد به اسلام جای خالی تحقیقات در زمینه هوش معنوی احساس می شود.

مطلب مرتبط :   دیدگاه های نظری بزهکاری نوجوانان و انواع ان

همچنین گستره معنویت امروزه در رشته های متنوعی از قبیل پزشکی، روان شناسی، انسان شناسی، عصب شناسی و علوم شناحتی در حال پیشرفت است. در راستای این جهت گیری معنوی و به موازات بررسی رابطه بین دین و معنویت و دیگر مؤلفه های روان شناختی مثل سلامت روان، گروهی از پژوهشگران در تبیین بعضی از مشاهدات و داده ها، درصدد تعریف مفاهیم جدید در ارتباط با دین و معنویت بوده اند. برای مثال مفاهیم سلامت معنوی، تحول معنوی و بهزیستی معنوی در آستانه هزاره سوم میلادی به ادبیات آکادمیک روان شناسی اضافه شده اند. سازه هوش معنوی یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه و علاقه جهانی روان شناسان به حوزه دین و معنویت مطرح شد و توسعه پیدا کرده است.

بر اساس تئوری گاردنر[10] (1993). هوش عاملی است که سبب توانایی فرد برای مقابله با مشکلات و حل سازگارانه آنها می شود این تئوری مقوله ای چند گانه است ، از طرفی معنویت را علاوه بر اعتقاد به وجود  قدرت برتر و ماورایی شامل جستجوی معنا و مفهوم زندگی ، خود آگاهی و خودشناسی ، همچنین احساس مسئولیت در برابر دیگران و بلکه احساس یگانگی با دیگران دانسته اند. تلفیق دو مفهوم هوش و معنویت منجر به پیشنهاد سازه هوش معنوی شده است.همچنین گاردنر معیارهایی در این زمینه مطرح کرده است:

1.مجموعه‌ای از فعالیت‌های مشخص را دربرگیرد.
2. دارای تاریخچه تکاملی باشد و از نظر تکاملی، عقلانی به نظر برسد.
3. دارای الگوی بخصوصی از رشد و تحوّل باشد.
4. بتوانیم از طریق آسیب مغزی آن را مشخص کنیم.
5. بتوانیم افراد را در گستره‌ای از وجود آن توانایی و یا فقدان آن، طبقه‌بندی کنیم.
6. قابلیت رمزگردانی با یک نظام نمادین را داشته باشد.
7. با مطالعات روان‌شناسی تجربی حمایت گردد.
8. با یافته‌های روان‌سنجی تأیید شود.

معیارهای مطرح‌شده توسط گاردنر را نمی‌توان تنها ملاک بررسی این موضوع دانست که آیا معنویت یک هوش است یا خیر؟

ایمونز[11] (2000)هوش معنوی استفاده از اطلاعات معنوی برای حل سازگارانه مشکلات زندگی و نیل به اهداف می باشد. زوهر و مارشال(2000).  هوش معنوی ظرفیتی است که با آن ژرفترین مفاهیم و اهداف  و برترین انگیزه های خود را درک می کنیم.

کینز[12](2002). هوش معنوی را هوش کل نگر می داند از این دیدگاه که کسی که هوش معنوی بالاتری دارد کمتر در جزئیات غرق و از کلیات غافل می شود.

ویگزوورث(2006).هوش معنوی را عملکرد عقلانی همراه با مهربانی و آشتی درونی و بیرونی در هر موقعیت معرفی می کند.هوش معنوی توانایی رفتار کردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی ، صرفنظر از پیشامدها و رویدادها است. افراد با هوش معنوی بالا در حین قضاوت توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند.

ناسل (2004). می توان هوش معنوی را یکی از جنبه های کاربردی مفهوم معنویت قلمداد کرد . در واقع هوش معنوی استفاده از توانایی ها و منابع معنوی است به طوری که افراد بتوانند تصمیمات معناداری اتخاذ کنند. درباره موضوعات وجودی تعمق کنند و نیز برای حل مشکلات روزمره خود تلاش کنند . بنابراین هوش معنوی جنبه های ذهنی و نا ملموس معنویت را با اقدامات افراد در دنیای عینی و ملموس ترکیب می کند.

از طرف دیگر یکی از ارکان هوش معنوی تفکر وجودی است (کینگ[13] 2008). و همچنین برخی پژوهش های پیشین نشان داده اند که سازه معنوی با اضطراب وجودی رابطه معکوس دارد کسبیر (2009). انتظار می رود که هوش معنوی در زمینه روانشناسی وجودی اهمیت پیدا کرده و به کاهش مشکلاتی مانند اضطراب وجودی کمک کند . سه نوع تهدید مختلف باعث بروز اضطراب وجودی می شود : مرگ و نیستی ، تهی شدن از معنی(پوچی) و بالاخره گناه و تقصیر(تیلیک 1952).

ایمونز (2000). معتقد است: هوش معنوی این معیارها را داراست و پایه‌های زیست‌شناختی هوش معنوی را در سه سطح می‌توان بررسی کرد: زیست‌شناسی تکاملی‌، ژنتیک رفتاری، و دستگاه‌های عصبی.

کریک پاتریک[14] (1999). معتقد است: همین که در طول تاریخ تکامل انسان، دین توانسته است سازوکارها و راهبردهای روان‌شناختی را به وجود آورد که از طریق انتخاب طبیعی بتواند بسیاری از مشکلاتی را که اجداد ما با آن روبه‌رو بوده‌اند حل و فصل کند، نشان‌دهنده کارکرد تکاملی دین و معنویت است. از جمله این سازوکارها، دلبستگی، وحدت و پیوستگی، تبادل اجتماعی و نوع‌دوستی قومی است. در خصوص ارثی بودن توانایی‌ها وظرفیت‌های معنوی نیز مطالعاتی انجام شده است، اما شواهد روان‌سنجی نشان می‌دهد که هوش معنوی یک ظرفیت عالی شناختی است،‌ نه یک توانایی اختصاصی که صرفاً به بخشی از مغز مربوط باشد که با تخریب مغزی و یا تحریک آن بتوان هوش معنوی افراد را دست‌کاری کرد.

به نظر می‌رسد که هوش معنوی بسیاری از معیارهای مطرح‌شده برای هوش را داراست.

[1] Zohar and marshall

[2] Spiritual  experientiales

[3] Sheri and all

[4] Mak kowar

[5] Smith

[6] Wolman

[7] wHO

[8] Psychosocial spirtual Bio

[9] boowell

[10] Gardners

[11] Emons

[12] kinse

[13] king

[14] Krik patrik

دسته بندی : علمی