– تفسیر 95
2-1-7- بررسی تفاوت تأویل و تفسیر 97
2-1-8- تأویل و هرمنوتیک 100
2-2- اخوان الصفا 104
2-3- حروفیه 106
2-3-1- عدد و جایگاه علم الاعداد 109
2-3-1-1- عدد چهار 109
2-3-1-2- عدد پنج 110
2-3-1-3- عدد هفت 110
2-3-1-4- عدد نه 110
2-3-1-5- عدد ده 111
2-3-1-7- عدد یازده 111
2-3-1-8- عدد دوازده 111
2-3-1-9- عدد چهارده 111
2-3-1-10- عدد بیست و هشت 112
فصل سوم: اسماعیلیان و ناصرخسرو 117
3-1- اسماعیلیان 119
3-1-1- اسماعیلیان در تاریخ 119
3-1-2- نام‌های اسماعیلیان 123
3-1-3- حکومت فاطمیان 126
3-1-4- حشاشین 129
3-1-5- جایگاه علم و دانش نزد اسماعیلیان 132
3-1-6- اصول باورهای اسماعیلیان 134
3-1-6-1- اصل تأویل شریعت 134
3-1-6-2- اصل امامت 135
‌3-1-6-3- اصل ابداع هستی 137
3-1-6-4- اصل تعلیم 139
3-1-6-5- اعتقاد به دوره‌های هفتگانه 139
3-2- حکیم ناصرخسرو قبادیانی 142
3-2-1- نام، زادگاه، زادروز 142
3-2-2- پیشه 143
3-2-3- آشنایی ناصرخسرو با دانشها و گرایش‌های گوناگون 144
3-2-4- آشفتگی فکری و سفر به سرزمین مصر 146
3-2-5- شعر و هنر ناصر خسرو و آثار مکتوبش 150
3-2-5- 1- گشایش و رهایش 152
3-2-5- 2- جامع الحکمتین 152
3-2-5- 3- خوان الاخوان 153
3-2-5- 4- روشنایی نامه 153
3-2-5- 5- وجه دین 154
3-2-5- 6- زاد المسافرین 154
3-2-6- زندگانی ناصر خسرو 155
3-2-6-1- مرحلۀ خوشگذرانی و دنیا‌خواهی 156
3-2-6-2- مرحلۀ جستجو و کنکاش 156
3-2-6-3- مرحلۀ یافتن راه و آرمان‌گرایی 158
3-2-7- منش فردی و جهان‌بینی ناصر خسرو 159
3-2-8- ناصرخسرو، یک اسماعیلی بلند مرتبه 162
3-2-9- باورهای مذهبی و دینی ناصرخسرو 164
3-2-9-1- اصل ابداع هستی 164
3-2-9-2- اصل تعلیم 164
3-2-9-3- اعتقاد به دوره‌های هفت‌گانه 165
3-2-9-4- اصل امامت 165
3-2-9-5- اصل تأویل 167
3-2-10- حکیم ناصرخسرو قبادیانی کیست 171
فصل چهارم: بررسی تأویل‌های وجه دین 179
4-1- بررسی تأویلاتی که با تکیه بر حساب جُمَل و ابجد ثابت می‌شوند 181
4-1-1- اثبات اینکه علم و عمل دینداران با هم برابر و لازمۀ دین آنان است 181
4-1-2- اثبات اینکه شهادتین کلید در بهشت است 182
4-1-3- اثبات لا اله الا الله 183
4-1-4- اثبات همانندی انسان و خداوند 189
4-1-5- اثبات کلام بسم الله ارحمن الرحیم 191
4-1-6- اثبات دلیلمندی تعداد رکعت‌های نماز 193
4-1-7- اثبات اینکه حروف کلمۀ قرآن معنادار و نشانه اند 194
4-1-8- اثبات اینکه اندازه وام انسان بر خداوند صد و نوزده درم است 196
4-2- بررسی فصل به فصل تأویلات وجه دین 198
4-2-1- گفتار سوم: علم 198
4-2-2- گفتار پنجم: بهشت 199
4-2-3- گفتار هفتم: دوزخ 200
4-2-4- گفتار دوازدهم: سوره اخلاص 201
4-2-5- گفتار سیزدهم: اَعُوذُ بِالله مِن‌الشیطانِ الرَجِیم 203
4-2-6- گفتار چهاردهم: بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 205
4-2-7- گفتار پانزدهم: آبدست و آدابهای آن 207
4-2-8- گفتار شانزدهم: سرو تن شستن از جنابت 212
4-2-9- گفتار هفدهم: تیمم کردن به خاک 214
4-2-10- گفتار هژدهم: بانگ نماز 215
4-2-11- گفتار نوزدهم: صلوه 218
4-2-11-1- حدود نماز 220
4-2-11-2- فریضه‌های نماز 221
4-2-11-3- سنتهای نماز 222
4-2-11-4- خضوع در نماز 224
4-2-11-5- وقتهای نماز 225
4-2-11-6- جمع کردن نماز 226
4-2-11-7- کوتاه کردن نماز 228
4-2-11-8- نماز نشسته گزاردن 230
4-2-12- گفتار بیستم: پنج نماز و عدد رکعات آن و اوقات آن 231
4-2-13- گفتار بیست و دوم: نماز آدینه 236
4-2-14- گفتار بیست و سوم: عیدهای دوگانه 239
4-2-15- گفتار بیست و چهارم: عید گوسفندکشان و نماز آن 241
4-2-16- گفتار بیست و پنجم: نماز کسوف 243
4-2-17- گفتار بیست و ششم: نماز جنازه 245
4-2-18- گفتار بیست و هفتم: رکوع و سجود و جز آن از حال‌های نماز 248
4-2-19- گفتار بیست و هشتم: اثبات زکات 254
4-2-20- گفتار بیست و نهم: اندر زکات زر و سیم و تأویل آن 258
4-2-21- گفتار سی‌ام: زکات ستوران و تأویل آن 259
4-2-21-1- صدقه شتر 259
4-2-21-2- صدقه گاو 259
4-2-21-3- صدقه گوسفند 260
4-2-22- گفتار سی‌ و یکم: آنچه واجب شود بر رستنی 262
4-2-22-1- خمس 264
4-2-23- گفتار سی و دوم: زکات فطر 267
4-2-24- گفتار سی و سوم: واجبی روزه داشتن 270
4-2-25- گفتار سی‌ و چهارم: واجبی حج کردن 275
4-2-26- گفتار سی و پنجم: واجبی جهاد کردن 281
4-2-27- گفتار سی‌ و ششم: واجبی اطاعت امام زمان 287
4-2-28- گفتار سی و هفتم: حیض زنان و پاکیزگی آن 290
4-2-29- گفتار سی‌ و هشتم: اندر حقیقت استبرا و تأویل آن 294
4-2-30- گفتار سی و نهم: آنچه نماز را با آن نشاید 296
4-2-31- گفتار چهلم: حد زدن و رجوم 299
4-2-32- گفتار چهل و یکم: رجم بر سحاقه ولواطه 302
4-2-33- گفتار چهل و دوم: کشتن خطا و دیت بر عاقل و عاقله 305
4-2-34- گفتار چهل و سوم: گناهان کبائر 308
4-2-35- گفتار چهل و چهارم: آنچه حرام است 312
4-2-36- گفتار چهل و پنجم: دجال و فتنه آن 316
4-2-37- گفتار چهل و ششم: نکاح و سفاح 319
4-2-38- گفتار چهل و هفتم: واجبات 324
4-2-39- گفتار چهل و هشتم: گزیت بر اهل کتاب 326
4-2-40- گفتار چهل و نهم: قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ 328
4-2-41- گفتار پنجاهم: واجبی صلوات بر رسول و آلش علیه‌السلام 330
4-2-42- گفتار پنجاه و یکم: لا حَولَ ولا قُوّهَ إلاّ باللّه العلی‌العظیم 332

مطلب مرتبط :   مار، حفاظت، گیاهی، خورشیدی، سرخه

نتیجه گیری 337
کتابنامه 345

فصل اول
هرمنوتیک

وان ا. هاروی (Van A. Harvey) در دایره المعارف دین که زیر نظر میرچا الیاده منتشر شد، در مقاله‌ای تحت عنوان Hermeneutics می‌نویسد که واژۀ یونانی هرمنوتیک از نظر ریشۀ لغوی با هرمس(Hermes)، خدای یونانی که پیامبر خدایان بود ارتباط دارد. برخی از پژوهشگران این پیوند لغوی را متضمن اشاره به سه مرحله یا بخش اصلی عمل تفسیر دانسته‌اند که عبارتند از علامت (Sign)، پیام(Message)، یا متن (Text) و نوشته‌ای که نیاز به تفسیر دارد، و واسطۀ تفسیر یا مفسر (Interpreter) که آن پیام یا متن را تفسیر نموده و به مخاطبان برساند.1
لازم است پیش از وارد شدن به بحث هرمنوتیک، ببینیم هرمس کیست و چه می‌کند.

1-1- هرمس:

1-1-1 ریشه‌شناسی نام هرمس:
برخی معتقدند که ریشۀ نام هرمس لفظ یونانی Hermae است به معنای قطعه سنگی که به عنوان نشانه، محدوده و مرز به کار می‌رود.
افلاطون ریشۀ نام هرمس را لفظ Hermae ندانسته بلکه آن را واژۀ Eiermes می‌داند که به معنای کسی است که تخیل خود را بر زبان می‌آورد و می‌نویسد که این نام از دو جزء سخن گفتن (Eirein) و تخیل (Mesato) شکل گرفته و به تدریج بنا به قاعدۀ خوش‌آهنگی به هرمس تبدیل شده است.2

1-1-2 هرمس کیست؟
هرمس یکی از نام‌آورترین خدایان یونان باستان است. او را که خدای باد و پسر زئوس (Zeus) و مایا (Maya) فرشتۀ باران بود، به سیمای جوان بسیار زیبایی مجسم می‌کردند که چابک‌دست بود، پاپوش‌هایی بر پا داشت که پاشنه‌های آن بال داشت و گاهی جامۀ چوپانان و گاهی جامۀ مسافران در بر داشت. پیام‌آور زئوس بود. از آسمان‌ها به زمین می‌رفت و پیام‌های او را می‌برد و خدایان را به انجمن فرا می‌خواند… وی را خدای سخن‌آوری و اختراع‌های ظریف می‌دانستند. نیز خدای فصاحت و خط و دانش‌ها بود. 3

مطلب مرتبط :   پروین، اعتصامی، ادبی، شوقی، فابل

جان ناس در کتاب تاریخ جامع ادیان او را چنین معرفی می‌کند:
«هرمس منادی و چاوش خدای زئوس می‌باشد و از عالم تحت الارض پیک و پیام‌آور است. پیراهنی بلند بر تن و کمربندی دراز بر کمر و کلاهی لبه‌دار بر سر و کفشهایی با بال و پر دارد.»4
سقراط در مکالمۀ کراتیلوس افلاطون، او را آفرینندۀ زبان و گفتار و تأویل و به عبارتی هرمنوتیک دانسته است. در مکالمۀ کراتیلوس چنین می‌خوانیم:
« نام هرمس گمان می‌کنم نمودار سخن گفتن و ترجمه کردن و پیام‌بری و دزدی و مغلطه و سوداگری باشد. چنانکه می‌دانی سخنوری و زبان‌آوری هستۀ مرکزی همۀ آن کارهاست. از دو جزء نام او یکی، چنان‌که گفتم، به معنی سخن گفتن است و دیگری به قول هومر به معنی اندیشیدن. قانونگذار با توجه به اینکه آن خدا سخن گفتن و اندیشیدن را آفریده… به ما دستور داده است او را «آی ره مس»بخوانیم. ولی بعدها آن نام را برای اینکه زیباتر کنند دگرگون ساخته و به صورت هرمس درآورده‌اند…»5
سقراط ادامه داده است که سخن همه چیز است، می تواند گاه راست باشد و گاه دروغ، پس با پان یعنی خدایی که نیمی از او به دلیل راستی، بالاست و انسانی و نیمی دیگرش به دلیل دروغ زیرین است و به شکل بز پیوند دارد. می‌توان خداوند سخن یعنی هرمس را پدر پان دانست. زبان هم گاه راست و انسانی است و گاه ناراست و حیوانی. پس منشاء اصلی هرمس ابهام است و ابهام گوهر کلام است. 6
در اندیشۀ سقراط، اساس و بنیاد هستی و امور، سخن است اما چنین نیست که هر سخنی بالضروره صادق باشد. از این رو در نهان سخن، راست و دروغ سرشته شده است. بدین‌سان سقراط، واژۀ پان را برمی‌گزیند و هرمس را که خداوند سخن است، پدر پان می‌داند.7
هرمس راهنمای زندگان در سفرهای زمینی و روح مردگان در دنیای دیگر نیز بود. این‌سان، هرمنوتیک با سفر و مرگ پیوند خورده است. خواهیم دید که هر تأویل سفری است بی‌پایان در قلمروی معنا که از مرگ معنای نهایی و ذات باور خبر می‌آورد. هرمس پیام‌ها و فرمان‌های خدایان را به یکدیگر و به آدمیان می‌رسانید و… به عنوان پیک خدایان، الهۀ فصاحت و مفسر امور نهانی نیز شناخته می‌شد.8

1-1-3 تفکر هرمسی:
صائبین حران، نیاکان خود را به هرمس می‌رساندند و او را پیامبر