حجت باشد امّا دیگران صرفاً با اعتماد به صاحب مشاهده و یا ناقل آن می‌توانند از آن بهره برند و تأثیر پذیرند. بنابراین مفسّر در بیان رؤیا و مکاشفات باید اوّلاً: در صحت مصدر نقل و نیز مصدر دریافت مکاشفات اطمینان داشته باشد. ثانیاً: دقت کند محتوای رؤیا و مکاشفه با آنچه در ظاهر قرآن کریم و روایات صحیح و معتبر آمده است منافاتی نداشته باشد.ثالثاً: از فراوانی نقل این امور که بعد عقل گرایی تفسیر را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد خودداری کند.
در هرحال این عرصه، بسیار ظریف و حساس است و کمتوجّهی در محتوای منقولات میتواند حتی به آسیب تفسیری و تربیتی تبدیل شود.
برایمثال نویسنده تفسیر «نسیم حیات» در تفسیر آیات ابتدایی سوره حمد برای تبیین عظمت نماز به بیان خاطراتی از فعالیت های فرهنگی خود در باکو میپردازد و بعد از اشاره به گوشهای از خفقان دینی حاکم بر شوروی سابق به نقل از یکی از علمای قم مینویسد:
«یکی از اهالی باکو که با من آشنا بود در قم مهمان من شد. من با او ضمن صحبت ها گفتم: فردا نماز جمعه برگزار می‌شود. اگر موافق باشید در این نماز شرکت می‌کنیم. او تمایل چندانی نشان نداد و دلیل آن را عدم آشنایی با نماز و امکان مسخره شدنش دانست. نگرانی او را رفع کردم و اطمینان دادم که کسی به شما کاری ندارد. وارد مصلا شدیم. پاره ای از مفاهیم خطبه ها را برایش ترجمه می‌کردم. اذان سردادند. طنین اذان از یک سو و زمزمه ذکر نمازگزاران از سوی دیگر فضایی نورانی ایجاد کرده بود. امام به نماز ایستاد. به دوست آذری خود گفتم: تو نیز می‌توانی با مردم هماهنگ شده با آنها خم و راست شوی.گفت: من نمی دانم چه بگویم و تنها صلوات را خوب می‌دانم. گفتم: تو همان را تا آخر نماز زمزمه کن. نماز پایان یافت و به سوی منزل روانه شدیم. در مسیر برگشت اظهار می‌کرد: «حالا فهمیدم که شما برحقید!» از من تقاضا کرد نماز را به او تعلیم دهم. در چهره اش آثار تحولی نورانی موج می‌زد و لرزه شوق بر تن داشت؛ ولی من چیزی دستگیرم نشد.پرسیدم از کجا فهمیدی که ما بر حقیم؟ پاسخی که داد مرا هم دگرگون ساخت. گفت: من در میان این جماعت شدیدا احساس شرمندگی می‌کردم و می‌گفتم: خدایا من لیاقت آن را ندارم در جمع بندگان نماز گزار تو قرار گیرم؛ ولی وقتی در رکعت دوّم به سجده افتادم به همین گوش سر شنیدم که از هر طرف مصلا ندایی به سوی من می‌آید و با زبان آذری محلی خودمان می‌گوید: «به خانه ما خوش آمدی» من دریافتم که سروش غیبی است که روح پژمرده ام را طراوتی تازه می‌دهد. شما را به خدا مرا با خدا آَشنا سازید به من بیاموزید نماز را!» 809
به عنوان نمونهای دیگر، نویسنده «تفسیر المنار» از استادش «محمد عبده» نقل مى‏کند که پیامبر( را در خواب دید و به او فرمود: «اگر مرا در میان پیروزى و شکست در میدان احد مخیر ساخته بودند من در خصوص آن میدان، شکست را ترجیح می دادم»؛ زیرا شکستی بود که خداوند با آن مؤمنان را تأدیب نمود و احتیاط نمودن در کارها و فریفته نشدن به اموری که مانع آمادگی آنان از فراهمسازی ساز و برگ نظامی میگردد و دقتنظر به هدف را سلب میکند به آنان آموخت.810
«برسوی» در «روح البیان» نیز مینویسد:
«قال بعض الصلحاء: رأیت فى منامى کانى واقف على قناطر جهنم فنظرت الى هول عظیم فجعلت أفکر فى نفسى کیف العبور على هذه فاذا قائل یقول یا عبد اللّه ضع حملک و اعبر قلت ما حملى قال دع الدنیا»؛811 بعضی از صالحان گفته اند: در رؤیای خویش دیدم که گویا بر پل هایی از پل های جهنم ایستاده و صحنه های دهشتناکی را نظاره می‌کنم. با خود می‌اندیشیدم که چگونه می‌توان عبور کردن از این؟ ناگهان شنیدم که گوینده ای می‌گفت: ای عبدالله. بارت را فرو نه و عبور کن. پرسیدم بارم کدام است؟ گفت: دنیا را رها کن»
«سید قطب» نیز در تفسیر آیات مربوط به سوره یوسف و در بحث از رؤیای صادقه، مینویسد:
«اگر من تمام آنچه در باره رؤیا گفته‏اند انکار کنم هیچگاه نمى‏توانم جریانى را که براى خودم هنگامى که در آمریکا بودم واقع شد انکار نمایم، در آنجا من در خواب دیدم که خواهر زاده‏ام (که با سایر اعضای خانواده ام در مصر بودند) خون چشمانش را فرا گرفته بود و قادر به دیدن نیست. از این جریان وحشت زده شدم، فورا نامه‏اى براى خانواده‏ام به مصر نوشتم و مخصوصا از وضع چشم خواهر زاده‏ام سؤال کردم، چیزى نگذشت که جواب نامه به دستم رسید. نوشته بودند که چشم او مبتلا به خون‏ریزى داخلى شده و قادر به دیدن نیست و هم اکنون مشغول معالجه است.
قابل توجّه اینکه خون‏ریزى داخلى چشم او طورى بود که در مشاهده معمولى قابل رؤیت نبود و تنها با وسائل پزشکى دیدن آن میسر بود ولى به هر حال از بینایى چشم محروم گشته بود، من حتى این خونریزى درونى را در خواب به شکل آشکار دیدم!»812

مطلب مرتبط :  

6-3. تجربیات عملی:
تجربیات عملی، تجلّی عینی و کاربردی یک آموزه قرآنی در زندگی شخصی مفسّر یا نقل یک تجربه عملی مؤثر است و از آنجا که حکایتگر تأثیر عینی آیات قرآن در زندگی بهطور ملموس است نقش مهمی در نزدیک ساختن مخاطب به مقاصد آیات و شوقآفرینی و تحرکبخشی و باورمندی او دارد.
یکی از مفسّران در تفسیر آیه144، نساء مینویسد:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبِیناً؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، به جاى مؤمنان، کافران را به دوستى خود مگیرید. آیا مى‏خواهید علیه خود حجّتى روشن براى خدا قرار دهید؟»
«اکنون که این سطور را مى‏نویسم، انورسادات رئیس جمهورى مصر مسلمانان عرب و عجم را رها کرده، به امریکا و اسرائیل پیوسته و با آنها بند و بست و تبادل نظر دارد، باسلام و مسلمانان خیانت کرده و بجاى مسلمانان کفار را اولیاء گرفته است و بسیارى از پادشاهان و رؤساء جمهورى اسلامى نوکر جان- نثار امریکا و انگلیس و روس مى‏باشند، با آنها بر علیه اسلام و مسلمین تبانى کرده و مى‏کنند، جهانخواران را به جان و مال مردم مسلط کرده‏اند، اکنون که این سطور را مى‏نویسم ماه محرم از سال 1400 قمرى است، انقلاب اسلامى پیروز گشته و منافقان در دویدن به سوى مؤمنان و کفار بیداد مى‏کنند، قرآن در هر حال زنده و همیشه چراغ راه ماست، باید این منافقان را کوبید.»813
یکی دیگر از مفسّران نیز در تبیین بُعد مثبت شعر در تفسیر آیه «وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ؛ و شاعران را گمراهان پیروى مى‏کنند»814 بعد از ذکر دلایلی مبنی بر اینکه این آیه به برخی اشعار منحط جاهلی اشاره می‌کند، در بیان تأثیرات اشعار ارزشی در تقویت روحیه مبارزین انقلاب اسلامی ایران می‌نویسد:
«در دورانى که شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بودیم با چشم خود دیدیم که اشعار موزون و شعارهایى که در قالب شعر ریخته مى‏شد چه شور و هیجان و جنبشى مى‏آفرید و چگونه خونها را در رگها به جوش مى‏آورد، و صفوف انسانها را به خروش وامى‏داشت، و چگونه این اشعار کوتاه و ساده، امّا حماسى و هیجان‏انگیز لرزه بر اندام دشمن مى‏انداخت، و پایه‏هاى کاخشان را متزلزل مى‏ساخت.» 815
6-4. تجربیات علمی
تجربیات علمی و قطعی که از حد فرضیه و نظریه فراتر رفته به سطح قطعی رسیدهاند میتوانند بهعنوان یکی از ابزارهای تفسیر قرار گیرند.816 تجربیات علمی در دو حوزه تجربیات علوم طبیعی و تجربیات علوم انسانی قابل تحلیل اند.
6-4-1. علوم تجربی
مقصود از علوم تجربى دانش‏هایى است که از پدیده‏هاى طبیعى و تحولات آن‏ها بحث مى‏کنند و بر مشاهده و آزمون تکیه دارند. آگاهى از این گونه دانش‏ها در شرح و تفسیر آیاتى سودمندند که پدیده‏هاى مختلف جهان هستى را به عنوان نشانه‏هاى قدرت خداوند مطرح ساخته تا در پرتو آن عقیده و اخلاق مردم پرورش یابد. آگاهى از این دانش‏ها، ظرفیت فکرى مفسّر را در کشف اشارات قرآنى توسعه مى‏دهد؛ یعنى سؤال‏هاى فراوانى را پیش روى او قرار مى‏دهد که مفسّر با آن پرسش‏ها، پاسخ تصریحی یا اشاره ای قرآن را به دست می‌آورد.817 در تفسیر تربیتی که با هدف تعمیق باورها، تغییر گرایشها و اصلاح رفتارها صورت میگیرد نقش تجربیات علمیِ موفق، برحستهتر است؛ زیرا این تجربیات، موجب تبیین بهتر گزارههای قرآن شده فهم آن را فراگیرتر و پذیرش آن را عمومیتر میسازد و موجب کشف جلوه مهمی از اعجاز قرآن که همان اعجاز علمی آن است میگردد؛ بدینسان باور متربّیان را عمیقتر میسازد و حتی غیرمسلمانان را در پیشگاه عظمت خویش به تسلیم وا میدارد818؛ هرچند متربّی مؤمن، اعتبار گزارههای قرآن را در اثبات دانش روز جستجو نمی کند؛ امّا کشفیات نوین علم، با اعتمادآفرینی افزونتر به آیات الهی، باور او را ژرفا میبخشد و به عینالیقین میرساند؛ ضمن آنکه ایمان آدمیان، سطوح متفاوتی دارد و تیپهای شخصیتی که ضرورت به کارگیری روشهای متنوّع اقناعی و تربیتی را تبیین میکنند نیز متعددند؛ از اینرو بسیاری از تفاسیر به ویژه تفاسیر با رویکرد تربیتی819 کم و بیش اشاراتی به رابطه آیات با کشفیات نوین داشتهاند.
برایمثال در آیه: «اللَّهُ الَّذی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْری لِأَجَلٍ مُسَمًّى یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُون»820
یکی از تفاسیر عبارت « بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » این است که آسمانها را بدون ستون قابل رؤیت برافراشته است، که لازمه آن وجود ستونى براى آسمان است، امّا ستونى نامرئى. این همان است که در سؤال راوی از امام رضا 7 آمده است. راوی میپرسد: این که خداوند فرمود: «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ» به چه معناست؟ فرمود: «این آسمان راههایى به سوى زمین دارد …» گفتم: چگونه مى‏تواند راه ارتباطى با زمین داشته باشد در حالى که خداوند مى‏فرماید آسمانها بى‏ستون است. امام فرمود: «سبحان اللَّه، ألیس اللَّه یقول: «بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟» گفتم: آری. فرمود: «ثم عمد و لکن لا ترونها»؛ پس ستونهایی است ولی شما نمیبینید»821
این آیه با توجّه به حدیث ذیل آن، پرده از روى حقیقتی علمى برداشته که در زمان نزول آیات، بر کسى آشکار نبود؛ چرا که در آن زمان هیئت بطلمیوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افکار مردم حکومت مى‏کرد، و طبق آن، آسمانها به صورت کراتى تو در تو همانند طبقات پیاز روى هم قرار داشتند و طبعاً هیچکدام معلق و بى‏ستون نبود، بلکه هر کدام بر دیگرى تکیه داشت، ولى حدود هزار سال بعد از نزول این آیات، علم و دانش بشر به این جا رسید که افلاک پوستپیازى، بهکلى موهوم است و آنچه واقعیت دارد این است که کرات

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی