نقش مادر و پدر در رشد شخصیتی فرزندان

2 نقش مادر

از آن جا که مادر اولین کسی است که نوزاد با او رابطه برقرار می کند، لذا مهمترین نقش را در پرورش ویژگی های روانی و عاطفی کودک به عهده دارد و کانون سلامتی یا بیماری محسوب
می شود. همچنین مادران زمان بیش تری را نسبت به پدران با کودکان خود می گذرانند. بررسی رابطه مستقیم درگیری ها عاطفی و حساسیت به نیازهای کودکان نشان می دهد که مادران به ویژه به دلیل اینکه مسئول وظایفی مانند مراقبت روزانه پزشکی از کودک هستند، درگیری عاطفی بیشتری با کودکان خود نشان می دهند ( فاروز، فیلدز و کامبوکس ،[1] 2009).

کیفیت رابطه مادر – کودک، عملکرد اجتماعی – هیجانی کودک را تحت تأثیر قرار می دهد. در واقع مادران نقش الگو را برای کودکان خود در رابطه با رفتارهای هیجانی  و زبان هیجانات بازی می کنند. مادران درباره ارزیابی  رویداد ها و چهره های هیجانی به کودکان خودآموزش می دهند و درک کودکان از هیجانات را گسترش می دهند   (یینگ و آنجلا[2] ، 2006).

رفتار های مادران همچنین با مشکلات برون نمود در کودکان مرتبط است. استفاده مادر از کنترل روانی مانند کنار گذاشتن عشق و محبت و  داد و فریاد، اعتماد به نفس کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد و مانع رشد رفتار های  مورد قبول اجتماعی شده و به سطوح بالایی از رفتار های برون نمود یا اختلالات رفتاری بیرونی در کودکان منجر می شود. همچنین تنبیه بدنی به کودک یاد می دهد که از رفتار های خصمانه و پرخاشگر انه خود پیامد های موفقیت آمیز ی را انتظار داشته باشد. بنابراین حل تعارض مادر – کودک با تنبیه بدنی  و یاد ندادن روش های حل مشکل به کودکان بعد از پرخاشگری، فقدان نظم و ثبات و کنترل  روانی به سطوح بالایی از مشکلات برون نمود در کودکان منجر می شود.

بروک [3] و همکاران ( 2001 ) دریافتند که کنترل روانی مادران اما نه پدران پرخاشگری نوپایان را افزایش می دهد. یک مطالعه دیگر روی پرخاشگری پیش دبستانی نشان داد که یک رابطه مثبت بین کنترل روانی مادر و پرخاشگری فیزیکی در پسران وجود دارد در حالیکه  کنترل روانی پدرانه  به صورت منفی با رفتار هایی پرخاشگرانه در پسران مرتبط است ( وان آکن، جانگر، ورهون ودنکویک، 2010 ).

مطلب مرتبط :   باور و دستگاه اعصاب خودکار

 

 

2-3-3-2 نقش پدر

پدران به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم رشد عاطفی و هیجانی کودکان را تحت تأثیر قرار می دهند. بازی مهمترین بعد از رفتار مستقیم پدرانه در نوپایان و کودکان است. لمپ [4] (2000) دریافت که در سال های اولیه زندگی هدف مادران از نگهداری کودکان خود بیشتر مراقبت است در حالیکه پدران بیشتر کودکان خود را برای بازی نگه می دارند. در مقایسه با سبک آرام مادرانه، درگیری در روابط پدران بیشتر به صورت فعال، مهیج و چالش انگیز و لذت بخش می باشد. بازی های پدرانه فعالیت، رقابت، خود مختاری و نگرش های کنجکاوانه را درکودکان  مورد  تشویق قرارمی دهد و بر رشد اجتماعی و شناختی  کودکان  تأثیرات  بهینه  دارد و کودکان را از جداییهای اولیه، ترس از غریبه ها و اضطراب محافظت می کند.(پاگوت[5] ،کارنبیو [6]، بیگراس[7] ، دابیو[8] ، استرمبلی [9]، 2003).

تحقیقات طولی پیشنهاد می کند که درگیری در روابط عاطفی پدرانه نسبت به درگیری در روابط عاطفی مادرانه، کودک را بیشتر  تقویت نموده و در برابر فشار های روانی در طول نوجوانی و بزرگسالی حفظ می کند. البته کیفیت و روابط پدر – کودک به بهزیستی در بزرگسالی منجر نمی شود، بلکه کیفیت چنین رابطه ای است که کودک را در مقابل استرس محافظت می کند ، برای نمونه، اماتو [10]، ریوار[11] (1999) در یک مطالعه وسیع از 994 خانواده دریافتند که درگیری و عواطف گسترده پدرانه با مشکلات رفتاری کمتری در کودکان مرتبط است ( ماتاناه[12] ،2001 ).

پدران از طریق روابط زناشویی با مادران و همچنین حمایت هیجانی و رفتاری و مالی از طریق اثر گذاری روی مادر رشد نوزاد و کودکان را به صورت غیر مستقیم تحت تأثیر قرار می دهند. پدرانی که مادر را حمایت می کنند،کیفیت روابط مادر – کودک را بالا می برند و اگر پدر غیر حمایتی  باشد رابطه مادر – کودک پایین می آید.

همچنین همانند سازی با پدر، عامل اساسی رشد وجدان، احساس کفایت، ابراز وجود و کسب الگوی  رفتاری مناسب در پسران می باشد. و در روند اجتماعی شدن، تحکیم عزت نفس و رشد منبع کنترل درونی در آن ها نقش دارد. با توجه به اینکه جدایی و ارتباط ناکافی پدر با فرزندان الزاماً موجب اختلال در رفتار نخواهد شد، ولی حضور مستمر پدر در خانواده می تواند از میزان اختلالات رفتاری کودکان بکاهد.

مطلب مرتبط :   نظریه های کیفیت زندگی زناشویی

بلسکی ( 1990) و پارک (1996) نشان دادند که ابراز هیجان مثبت پدر، کاهش مشکلات رفتاری کودکان را در پی دارد و زمانیکه پدر هیجانات منفی ابراز می کند مشکلات عاطفی و رفتاری فرزندش افزایش می یابد. بنابراین پدران به شیوه های متفاوتی از مادران در مشکلات رفتاری کودکان نقش دارند. طی بررسی پژوهشی توسط ( کوهی، 1382 )، این فرضیه که میان الگو های شخصیتی پدران  و مشکلات رفتار ی- هیجانی کودکان رابطه وجود دارد به اثبات رسید و یافته ها حاکی از آن است که میان برخی از الگو های شخصیتی پدران و اختلالات رفتاری – هیجانی کودکان رابطه وجود دارد. این روابط مشتمل اند بر:

– الگوی شخصیت آزاد در پدران  با مشکلات اجتماعی و پرخاشگری در کودکان.

– الگوی  شخصیت ضد اجتماعی در پدران با رفتار های بزهکارانه و  پرخاشگرانه در کودکان.

– الگوی شخصیت مرزی در پدران با اضطراب / افسردگی، مشکلات اجتماعی، رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان.

– الگوی شخصیت  خود شیفته در پدران با مشکلات انزوا، اضطراب / افسردگی و رفتار پرخاشگرانه در کودکان.

– الگوی شخصیت وسواسی – اجباری در پدران با مشکلات جسمانی، اضطراب/افسردگی  و سایر مشکلات در کودکان.

– الگوی شخصیت پارانوئید در پدران با مشکلات اجتماعی، رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان.

بررسی های متعدد نشان می دهد که پدران به راستی یک علت بی همتا در رشد اختلالات برون نمود یا اختلالات رفتاری بیرونی در کودکان می باشند. در تحلیل 100 مطالعه نیز در مورد رابطه ی فرزند – والد مشخص شده است که نقش پدر همانند مادر حایزاهمیت است و موجب تحول اجتماعی، عاطفی، شناختی وکنشی مؤثر فرزندان می شود.

بنابراین عشق پدر در مقایسه با عشق مادری قدرت پیش بینی بیشتری در شخصیت و سازگاری روانشناختی فرزندان دارد ( سلیمی،1385 ).

 

 

[1] . Faros , fidds & kamboukas

[2] . Yinng & Onqela

[3].  Brook

[4].  Lamp

[5]  . Paquette

[6] . Carbenneau

[7] . Biqras

[8] . Dubeau

[9].  Stremblay

[10] . Amato

[11] . Rivera

[12] . Mattanah