ع تمایل نشان داده‌اند، اما نگرش عمومی حاکم بر الهیات شمول‌گرا، تا پذیرش تکثّر ادیان به عنوان پدیده‌ای بر حق فاصله زیادی دارد.
مسئله‌ی نجات و رستگاری مرکب از دو پرسش خردتر است: یکی پرسش از امکان نجات برای غیر مسیحیان و دیگری پرسش از واسطه‌ی نجات برای آنان. همچنین مسئله نجات از دو اصل مبنایی در سنّت مسیحی نشئت می‌گیرد: 1ـ خداوند خواهان رستگاری تمام بشر است. 2ـ رستگاری از طریق مسیح قابل وصول است. این دو اصل مفروض در اندیشه مسیحی، به خوبی رابطه تنش آلود میان عام گرایی و خاص گرایی را منعکس می‌کند.
در مواجهه با تکثّر ادیان و مسئله نجات، پاسخ های متفاوتی در الهیات مسیحی مطرح شده است که امروزه عموماً در دسته‌بندی رایج و سه‌گانه انحصار‌گرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی طبقه‌بندی می‌شوند.
1ـ1ـ3ـ الگوهای الهیات ناظر به ادیان
نظر به نوپایی الهیات ناظر به ادیان، طبیعی است که معیارها و قواعد این رشته هنوز به نحو عام و فراگیر تثبیت نشده است. به همین دلیل تا کنون دسته‌بندی‌های گوناگونی برای نظام بخشیدن به رویکردهای متفاوت الهی‌دانان مسیحی پیرامون مسئله دیگر ادیان پیشنهاد شده است که کمتر وفاق عام یافته‌اند. پل نیتر، متکلم آمریکایی، چهار الگوی زیر را برای طبقه‌بندی آرای مطرح شده در الهیات ناظر به ادیان پیشنهاد نموده است:
1ـ الگوی محافظه کارانه انجیل‌گرا که به نفع انحصار حقانیت در مسیحیت احتجاج می‌کند.
2ـ الگوی مسیحیت پروتستان که از نظریه‌ی رستگاری در مسیح، البته نه به شکل انحصارگرایانه‌ی آن، دفاع می‌کند.
3ـ الگوی کاتولیک که وجود راه‌های گوناگون به سوی رستگاری را می‌پذیرد، با این‌حال عیسی مسیح را معیار نجات می‌داند.
4ـ الگوی خدا محورانه که کانون ایمان دینی را نه مسیح، بلکه خدا می‌داند و تحقق رستگاری در ادیان مختلف را می‌پذیرد.
رده‌بندی‌های دیگری نیز برای سامان بخشیدن به آرای الهیاتی ناظر به تکثّر دینی و مسئله‌ی نجات برای دیگر ادیان مطرح شده است، اما در این میان تنها یک دسته‌بندی توانسته است با برخورداری از وفاق عمومی، به الگویی فراگیر در تلقّی‌های متفاوت از الهیات ناظر به ادیان تبدیل شود. در حال حاضر دسته‌بندی سه‌گانه انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی، که از سوی جان هیک مطرح شده است، آنقدر عمومیت یافته است که بالقوه می‌تواند به گونه‌شناسی مسلط الهیات ناظر به ادیان بدل گردد. در این نگرش، دیدگاه‌های الهیاتی در باب مسئله‌ی نجات در یکی از سه قسم زیر قرار می‌گیرند.
1ـ انحصار‌گرایی: رستگاری تنها در عیسی مسیح قابل وصول است و آنان که هرگز بشارت او را نشیده‌اند برای همیشه گم شده‌اند و ادیان غیر مسیحی در تاریخ نجات نقشی ایفا نمی‌کنند.
2ـ شمول‌گرایی: رستگاری به لحاظ وجود شناختی فقط در شخص مسیح یافت می‌شود، اما تجلی خداوند، بهره‌مندی از فوائد آن را برای غیر مسیحیان نیز به صورت فراگیر مهیا کرده است.
3ـ کثرت‌گرایی: ادیان دیگر شیوه‌های بر حقی برای رسیدن به رستگاری‌اند. این دیدگاه از سویی قاطعانه انحصارگرایی و با صراحتی کمتر، شمول‌گرایی را رد می‌کند و از سوی دیگر، بر این حقیقت پای می‌فشارد که انسان‌ها می‌توانند گوهر نجات را در ادیان گوناگون و از راه‌های فراوان فراچنگ آورند.
بر پایه‌ی انحصار‌گرایی، تنها کسانی از رستگاری بهره‌مند می‌شوند که صراحتاً به منجی بودن مسیح اعتراف نموده‌اند. بر پایه‌ی شمول‌گرایی، تصدیق شخصی مسیح، شرط ضروری رستگاری نیست، با این‌حال، مسیح کماکان در فرایند نجات نقش محوری ایفا می‌کند. نهایتاً بر پایه‌ی کثرت‌گرایی، نجات اساساً وابسته به مسیح نیست، بلکه ادیان گوناگون راه‌های متفاوت و در عین حال برابری به سوی رستگاری شمرده می‌شوند.
دسته‌بندی سه‌گانه فوق در حوزه‌ی الهیات ناظر به ادیان بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و از جمله نخستین و مهم‌ترین شارحان آن می‌توان به آلن ریس اشاره کرد. وی در ویرایش اخیر کتاب مسیحیان و کثرت‌گرایی دینی: الگوهایی‌ در الهیات مسیحی ادیان ، مباحثات ده ساله‌ی خود پیرامون الهیات مسیحی ناظر به ادیان را با تکیه بر مدل پیشنهادی جان هیک ارائه داده است و همراه با رویکرد انتقادی نسبت به انحصارگرایی و شمول‌گرایی، از نظریه‌ی کثرت‌گرایی دینی دفاع نموده است.
مدل سه‌گانه جان هیک، جای خود را در الهیات ناظر به ادیان به خوبی تثبیت نموده و به مثابه‌ی معیاری برای نظام بخشیدن به تأمّلات الهیاتی در باب مباحث این رشته پذیرفته شده است. به همین دلیل، متفکرانی که در صدد ارائه‌ی رهیافت جدیدی در حوزه الهیات ناظر به ادیان برآمده‌اند، ناگزیر بوده‌اند که ابتدا سه‌گانه انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی را به نقد بکشند و آن‌گاه رهیافت خود را به عنوان بدیل چهارمی در عرض سه رویکرد الهیاتی پیش گفته عرضه نمایند.
از این رو در پژوهش حاضر نیز دسته‌بندی سه‌گانه هیک، مبنای کار قرار گرفته است.
1ـ1ـ3ـ1ـ الهیات انحصار‌گرا
مدافعان دو رویکرد الهیاتی بدیل، یعنی شمول‌گرایان و کثرت‌گرایان به اتفاق، الهیات انحصار‌گرا را رویکردی ناپذیرفتنی و غیر قابل دفاع دانسته‌اند که از ارائه‌ی تفسیری مناسب از تجربه‌ی معاصر تکثّر دینی ناتوان است. با این‌حال رویکرد انحصار‌گرایانه نسبت به مسئله‌ی نجات، به‌ویژه در میان انجیل‌گرایان آیین پروتستان، از جایگاه ممتازی برخوردار است که نمی‌توان بدان بی‌توجه بود.
انحصارگرایان معتقدند که رستگاری، رهایی، کمال، یا هر چیز دیگر که غایت نهایی دین تلقّی می‌شود، منحصراً در یک دین خاص وجود دارد یا از طریق یک دین خاص به دست می‌آید. ادیان دیگر نیز حامل حقایقی هستند، امّا منحصراً یک دین حق وجود دارد؛ دینی که تنها راه رستگاری و رهایی را پیش روی ما می‌نهد. به این ترتیب، پیروان سایر ادیان، حتی اگر دین‌دارانی اصیل و به لحاظ اخلاقی درستکار باشند، نمی‌توانند از طریق دین خود رستگار شوند. برای نجات دادن این افراد باید یگانه راه رستگاری را به ایشان نشان داد. دینداران به دلیلِ داشتن چنین اعتقادات انحصارگرایانه‌ای است که با غیرت و اشتیاق، دین خود را تبلیغ می‌کنند. در نگرش انحصارگرا، رستگاری و نجات، مزیت معرفتی دارد و پیروان دیگر ادیان از این مزیت بیرون به شمار می‌روند.
1ـ1ـ3ـ1ـ1ـ انحصار نجات در کلیسا
مسیحیان تا مدت‌ها تنها راه نجات و رهایی بشر را، فدیه‌ی عیسی مسیح می‌دانستند. از همان اوایل قرن سوم میلادی این عقیده‌ی جزمی مطرح شد که «در بیرون از کلیسا، رستگاری نیست» این انحصار انگاری هم‌چنان تأیید و تقویت یافت و از طریق این تلقّی که فقط مسیحیان می‌توانند رستگار شوند، سلسله جنبان نهضت های تبلیغی ـ تبشیری در قرن‌های هجدهم و نوزدهم گردید. انحصار‌گرایی درست مانند دو رویکرد بدیل آن، با این مفهوم بنیادین آغاز می‌شود که «[خدا] می خواهد همگان نجات یابند»، با این‌حال چنین مفهومی از منظر انحصار‌گرایان، مستلزم آن نیست که تمام انسان‌هاسرانجام نجات خواهند یافت. از منظر انحصارگرایی، نجات تنها برای مسیحیان محتمل است و آنان که خارج از قلمرو مسیحیت‌اند، از راه یافتن به نجات طرد شده‌اند. انکار رستگاری فراگیر، محوری‌ترین اندیشه در الهیات انحصارگرا به شمار می‌رود.
انحصارگرایان بر این باورند که آموزه‌ی نجات فراگیر، نه تنها فاقد مبانی کتاب مقدسی است بلکه در نقطه مقابل، می‌توان به عبارات مشخصی از کتاب مقدس در تأیید دیدگاه محدودیت نجات تمسک نمود. قطعه‌ای از انجیل یوحنا که در آن، مسیح خود را «راه، راستی و حیات» معرفی نموده است و تصریح می‌کند که «هیچ کس جز به واسطه‌ی من، نزد پدر نمی‌آید»، و نیز عبارتی از اعمال رسولان که تصریح می‌کند: «در هیچ کس جز او نجات نیست، زیرا زیر آسمان نامی جز نام عیسی به آدمیان داده نشده تا بدان نجات یابیم»، فقراتی از عهد جدید است که در تأیید انحصار نجات در عیسی مسیح مورد تمسک قرار گرفته‌اند.
انحصار‌گرایان بر اهمیت ارتدوکسی و راست‌کیشی تأکید وافر دارند. از نگاه آنان، توافق عمومی بر مسائل اساسی اعتقادی و اخلاقی واجد اهمیت است و همین اتفاق نظر است که عموماً مرزهای گروه و تمایز میان حق و باطل و نجات یافتگان و گمراهان را تعیین می‌کند. در این دیدگاه، کتاب مقدس، مهم‌ترین منبع راست‌کیشی و فصل الخطاب اعتقادی و عملی پیروان عیسی به شمار می‌رود.
الهیات انحصارگرا بر دو اصل محوری استوار است: نخست، انسان شناسی منفی نگر، و دوم، مسیح شناسی بلند مرتبه. این دو پایه‌ی الهیاتی، طبیعتاً انکار اهمیت سایر ادیان در مسئله نجات را به دنبال خواهد داشت.
1ـ1ـ3ـ1ـ2ـ انسان شناسی منفی نگر
انسان شناسی بدبینانه‌ای که در الهیات انحصار‌گرا به چشم می‌خورد، بر گناه آلود بودن و گمگشته‌گی بشر تأکید می‌کند. درست است که انسان‌ها بر صورت خداوند آفریده شده‌اند و از‌ این‌رو از کرامت ذاتی برخوردارند، اما انحصار‌گرایان معتقدند که سرشت انسان‌ها به واسطه‌ی گناه آلوده شده است و عنصر هدایت‌گری آن چنان از بین رفته است که دیگر نمی‌تواند بشر را به سوی حقیقت و رستگاری رهنمون گردد؛ سرشت انسان دیگر آن قطب‌نمایی نیست که در پسِ تمام جلوه‌های ظاهری، جهت‌نمایش به سمت خدا ثابت شود. «انسان‌ها به موجودات عصیانگر خود محور و خودخواهی تبدیل شده‌اند که آن گونه که باید به خداوند و یا همسایگان‌شان محبت نمی‌ورزند. در نتیجه بشریت هم از آفریدگارش و هم از دیگر آفریده‌ها بیگانه شده است.»
الهیات انحصارگرا در نقطه‌ی مقابل الهیات لیبرال قرار می‌گیرد که با نگاهی خوش‌بینانه به انسان، به توانایی و قابلیت بشر اطمینان کامل دارد. این دیدگاه، حتی اگر تجلی عام خداوند را انکار نکند، به هیچ‌روی نمی‌پذیرد که بشر قادر است از طریق تجلی عام خداوند به رستگاری نائل گردد. به همین سبب است که در پیمان لوزان چنین آمده است: «ما می پذیریم که هر انسانی، به واسطه تجلی عام خداوند در طبیعت، معرفتی نسبت به خداوند دارد، اما نمی‌پذیریم که این امر می‌تواند بشر را نجات دهد، چراکه انسان‌هاحقیقت را با بی‌عدالتی‌شان سرکوب می‌کنند.»
در واقع تمایز قاطعی که انحصار‌گرایان میان ایمان و دین ترسیم می‌کنند، برخاسته از انسان‌شناسی منفی‌نگری است که با تار و پود این پارادایم الهیاتی عجین شده است؛ نگرش انحصارگرایانه مسیحی ایمان را واکنش انسان به تجلّى ذات خدا در کلمه‌اش مى‌داند که در مسیح تجسّد یافته، در کتاب مقدس مندرج است و در کلیسا اعلام شده است و از دین به مثابه‌ی سعى متکبرانه و بیهوده انسان‌هایی یاد مى‌کند که با تلاش‌هاى خود مى‌خواهند به شناخت خدا نایل شوند. ویژگى این تمایز این است که کاملاً آشکار مى‌کند تجلّى در مسیح، مصداقى از دین

  • 3
مطلب مرتبط :   جنگ، رسانه،، رسانه‌ای، گفتمان، استراتژیک
دسته بندی : علمی