تأویل‌گر هم مربوط می‌شود؟
اگر پاسخ این باشد که به آن امور مربوط می شود، می‌پرسیم که در این صورت چگونه می‌توان تأویل‌گر را ناچار کرد که به افق متن محدود، یا وفادار بماند؟ از این گذشته، پرسش دیگری سربرمی‌آورد: آیا تأویل‌گر به زندگی خود، تجربه‌های زیسته‌اش و آگاهی‌های خود مراجعه نمی‌کند؟ در این صورت چگونه می‌توان انتظار داشت که تأویل کسی از سوی شخص دیگری پذیرفته شود؟
تازه، به یاد آوریم که تأویل‌گر بخشی از دانایی خود را مدیون کارکرد ناخودآگاهانۀ ذهن خویش است. در این صورت چگونه می‌توان افق تأویل او را که بر خود او شناخته شده نیست، به دقت شناخت؟ همین طور، وقتی تأویلی تابع قاعده‌ها و محدودیت‌های زبان و نیز تابع مجازهای بیان و قاعده‌های نظریۀ بیان است، چگونه می‌توان آن را اصیل دانست؟ آیا تأویل مخاطب افق معنایی‌ای برای متن نمی‌سازد؟ اگر پاسخ مثبت باشد آیا ملاکی برای تشخیص برتری یکی از دو تأویل متفاوت درمورد یک گفته یا متن وجود دارد؟
پرسش‌ها و نکته‌های بالا، امـروز در مرکز بحث درمورد هرمنوتیک قرار گرفته‌اند، و هنــوز ما برای برخی از آن‌ها پاسخی قطعی دریافت نکرده‌ایم.55
1-3 جریان‌سازان عرصۀ هرمنوتیک:

1-3-1 اوگوستین قدیس (Saint Augustinus) (430-354 م.):

1-3-1-1 زندگی:
مارکوس اورلیوس اوگوستینوس معروف به اوگوستین قدیس گناهکاری بزرگ بود که به قدیسی عظیم الشأن بدل گشت. بر اساس شرح خود او، می‌دانیم که تا سی و دو سالگی، روزگارش قرین گناه بوده است و حتی پس از آن‌که به نحو عقلانی به کیش مسیحیت گروید، ضعف او در رویارویی با امیال جنسی، مانع از آن بود که ایمان را به تمامی در آغوش کشد. در کتاب اعترافات، تصویری چنان سیاه از گذشتۀ خویش ترسیم می‌کند که خصلت‌های نیک دوران جوانی‌اش به راحتی از نظر خواننده دور می‌ماند… غرور بیش از حد او مانع از آن بود که کتاب‌های مقدس را بخواند و به لحاظ عقلانی، قادر نبود تناقض‌گویی‌ها و ناسازگاری‌هایی را که در این کتاب‌ها می‌یافت هضم کند… حیران و مبهوت دست به دامان مانویان شد، چرا که به نظر می‌رسید با براهین فریبندۀ مانویان بتوان پاسخی برای سوالات یافت… آنگاه که برای نخستین بار به جرگۀ مانویان پیوست، تنها هجده سال داشت… هرچند هرگز از مرتبۀ یک هوادار بالاتر نرفت اما تقریباً به مدت ده سال در این فرقه باقی ماند… پس از شکی جدی که دامنگیرش شد درهای ذهن خود را به سوی آراء دیگری گشود و با نوافلاطونیان آشنا شد. مطالعۀ آثار ایشان او را قادر ساخت تا به فهم ذات روحانی خداوند نایل آید. این همانا نقطۀ آغازین گرایش او به دین مسیح بود.56
آگوستین در سال 386م. در آستانۀ به‌هم‌ریختگی کامل روانی قرار گرفته بود. روزی در اوج پریشانی و اضطراب به کنج خلوتی در باغش پناه برد… سرانجام خود را به زیر درخت انجیری ‌رساند و با حالی دگرگون به زاری افتاد. کم‌کم متوجه آوای لطیفی شد که از خانۀ مجاور به آوازی کودکانه می‌خواند: «بردار و بخوان.»در ابتدا به گمان این‌که کودکان همسایه در حال بازی هستند آن را جدی نگرفت. اما به ناگهان دریافت که:
«این آوا تنها می‌تواند منبعی الهی داشته باشد که به او فرمان می‌دهد کتاب مقدس را بگشاید و نخستین آیاتی را که به چشمش می‌خورد بخواند.»
وی به سرعت خود را به رسایل پولس قدیس رساند. کتاب را باز کرد و خواند:
« نه طغیان و مستی، نه هرزگی و ناپاکی، نه ستیزه و حسادت، بلکه از سرورتان عیسی مسیح پیروی کنید و وقت خود را صرف اندیشیدن به جسم و برآوردن شهوت‌های آن مکنید.»57…
بسیاری از مسیحیان در خلال قرون گذشته، از این ماجرا به عنوان معجزه یاد کرده‌اند. پس از آن زندگانی آگوستین به طور کامل متحول شد. یک جامعۀ رهبانی برادری مسیحی تشکیل داد و همه عمر خود را وقف صورت‌بندی آراء فلسفی خود و توضیح و تبیین کتاب مقدس کرد… او نخستین فیلسوف مسیحی به معنی دقیق کلمه بود و در آمیزش دو مکتب فکری مسیحیت و یونان باستان، آراء فلسفی بسیاری نیز خود مستقلاً تدوین کرد58… هنگامی که آگوستین درگذشت بیشتر مسیحیان او را قدیس می‌دانستند. اما اعطای رسمی این مقام به او در پایان هزارۀ اول مسیحی انجام شد.59

مطلب مرتبط :   شهروندان، شفافیت، ، شفاف، شهری

1-3-1-2 آگوستین و مسئلۀ هرمنوتیک: