کنند، در زمینه سازی برای چنین ادعاهایی نقش داشت، این کوششها که به قصد ارتقای جایگاه اجتماعی، به دست آوردن منزلتی نزد عرب یا نزد کارگزاران- به خاطر کمک به آنان در امور- انجام میشد، از دید جامعه کاری پسندیده نبود و از این رو بود که این گروه مورد هجو و تحقیر قرار میگرفتند و مورد احترام مردم نبودند246. شاید تاکید بر روایتی از پیامبر(ص) مبنی بر اینکه کسی خود را به غیر پدر، منتسب یا ملحق نکند بیانگر همین است که جامعه این پدیده را نمی پذیرفته است247.
عرب دختران خود را به همسری موالی نمیداد زیرا آنان را همتای خود نمیدانست. بنابراین تا نیمه اولِ قرن دوم هجری تعداد موالیایکه با عرب ازدواج میکردند چندان کم بود که هیثم بن عدی کتابی تالیف کرد و آن را” مَن تزّوج مِن الموالی فی العرب” نامید248.
روایات به ازدواج برخی از موالی با دختران عرب اشاره دارند. در حقیقت موالی همواره به این کار رغبت داشتند زیرا موجب میشد جایگاه اجتماعی آنان ارتقا یابد و پیوندشان با عرب محکم شود249. و از سویی عرب هم که به مولای ثروتمند یا مولای مرتبط با خلافت و یا مولای مدعی عرب بودن، نیاز داشت طبعا به ازدواج او با دختر عرب رضایت میداد.250 البته نوع مولی هم مورد توجه قرار میگرفت: مولای عتاقه در ازدواج بخت کمتری داشت، اما مولای اسلام251 بهویژه دهگانان، فرصتی بیشتر برای ازدواج با دختر عرب داشتند252.
جامعه عرب به دلیل ساختار زندگی اجتماعی خود نمیخواست هویت خاص نژادی خود را از دست بدهد، خلق و خوی بادیهنشینی او را طوری پرورش داده بود که به راحتی نمیتوانست با اقوام غیرخودی کنار بیاید. با وجودی که اسلام آمده بود تا این خصلت را از عرب بگیرد، عرب حتی از دین اسلام هم بهره گرفت تا آن را در جهت خواستههای اجتماعی خود قرار دهد در این راه تا آنجا پیش رفت که حاضر نشد در مسجد با موالی به یک قبیله نماز بگزارد و مساجد ویژه برای آنها ایجاد کرد. عرب حقیقتاً شک داشت، نماز موالی صحیح باشد و ارزشی داشته باشد او نماز موالی را چون نماز چهارپایان میدانست اگر حیوان بتواند نماز بخواند موالی هم میتوانستند.
چنانکه ملاحظه میشود، اعراب به لحاظ طرز فکر بسته خود نمیتوانستند حق برابری به غیرعربها و موالی بدهند در نتیجه موالی در سطح جامعه و نزد دولت مردان به صورت شهروندان درجه دو ظاهر شدند و این به صورت یک قانون نانوشته، اما قابل اجرا درآمد. موالی در جامعه تحقیر میشدند و در سطح رهبری جامعه حضور نداشتند.
محرومیتهای حقوقی و اجتماعی از یک سو و تحمیلات مالیاتی از سوی دیگر زمینههای نارضایتی عمومی را دامن زد، و کوششهای آشتیجویانهی کسانی چون عمر بن عبدالعزیز هم به دلیل طرز فکر عموم اعراب بهویژه امویان به جایی نرسید در نتیجه این امر جامعه اسلامی را در اوایل سدهی دوم هجری به طرف یک انفجار سیاسی و حتی اجتماعی و فرهنگی سوق داد. و این نارضایتیها در طول تاریخ حکومت بنیامیه منجر به پیدایش جنبشها و حرکتهایی شد که در بخش بعد به بررسی نقش موالی در آنها میپردازیم.
2-2- جایگاه اقتصادی موالی
2-2-1-کارهای دستی و تجارت
از سخنانِ احنف بن قیس به زیاد بن ابیه، آنگاه که راجع به کشتن عَبید و موالی در بصره با او رایزنی کرد و گفت: « آیا می خواهی کاری کنی که خود عرب، قصاب، رختشوی و حجام باشد و زندگی خود را بچرخاند؟»253 برمی آید که کارهای یدی و تجارت غالبا به موالی اختصاص داشته است. همچنین همین موضوع را از سخن عبدالله بن عمر بن عبدالقیس به حمران بن ابان، مولای عثمان بن عفان نیز می توان دریافت که: خداوند امثال تو را زیاد کند تا خیاط و دباغ و حجام و پینه دوز باشید254.
روایات خبر میدهند که موالی به این پیشهها مشغول بوده اند: زرگری، قصابی، حجامت255، جولایی، پارچه فروشی، رختشویی، آهنگری، نجاری، و ساخت تخت و صندلی، بنایی، خرازی و کفاشی، دباغی، عطرگیری و عطرفروشی، آجرپزی، مومیایی گری، تیرتراشی، آرایشگری، آشپزی، فالگیری و طبابت، نعلبندی، کوزه گری، سرکه گیری، سراجی و گِلکاری256. عرب اموی میگفت سایر ملل عموما برای حمالی و کناسی و خدمتگزاری و انجام کارهای پست آفریده شده اند257. هشام بن عبدالملک در ساختن کاخ و باغ« خربه المفجر» در دمشق همین کار را انجام داد، حتی این کاخ که رو به مشرق دارد و مشرف بر حیاطی با استخری آراسته است، به شیوه و سبک ایرانی دارای طاقی کمانی است، که به یک حیاط اندرونی باز میشود.258یعنی از همان روشی استفاده شده که ایرانیان در ساختن آثار دوره ساسانی استفاده میکردند.
در تمام دورهی اموی اعراب در عراق و ایران اشتغال خاطرشان عبارت بود از: جنگهای داخلی بین احزاب و حکومت، و جنگهای خارجی با طوایف و اقوام غیرمسلمان- مخصوصا در سرحدات شرقی. اشتغال به جنگ و سپاهیگری آنها را از توجه به هر امر دیگر مانع می آمد به علاوه به اقتضای طبیعت بدوی، صنعت و تجارت و علم و زراعت را هم غالبا پیشه موالی میدانستند که در واقع اکثریت جمعیت شهرنشین عراق و ایران از آنها بود و معماران و بناها هم از موالی و اهل ذمه بودند259.
موسیقی ایرانی هم در حجاز به وسیلهی اسراء و موالی رواج یافت و حتی مورد تقلید و اقتباس کسانی امثال ابن سریج و ابن مسجع نیز واقع شد260. موالی از رابطه ولایی با عرب برای بهتر شدن اوضاع تجاری و اقتصادی خود استفاده می کردند این منفعت زمانی بیشتر می شد که مولی، مولای یکی از کارگزاران یا مولای یکی از بنی امیه بود، نمونهاش آن چیزی است که راجع به ثروت ابوماویه مولای عبدالله بن عامر گفتهاند261. کشاورزی و صنعت عراق در زمان حجاج تعلق به موالی داشت262.
موالی در حوزه تجارت و بازرگانی نیز از پیشرفت خوبی برخوردار شدند. روایات به روشنی این مطلب را بیان کرده و آواردهاند که آنها در این موارد تجارت میکردهاند: پارچه و لباس،263 خوراک264 عطر و پودر، روغن، گلیم، زین رطب و خرما، آرد حبوبات، بَرده و حیوانات265. این بازرگانان بیشتر در بصره و سایر شهرهای بزرگ اسلامی اقامت داشتند و بیشترشان از موالی ایرانی و رومی یعنی افراد ملل متمدن آن روز بودند. محمد بن سیرین یکی از این تجار معروف بود. گفتهاند که بحیر مولای عبدالعزیز بن یسار در روزگار مصعب بن زبیر با کشتی به تجارت آرد میپرداخت.266 همچنین این موالی تجارت پیشه در جنگها نیز سپاهیان را همراهی میکردند و آذوقه و لوازم جنگی آنها را تأمین میکردند و در آخر اگر غنائم جنگی نصیب سپاه میشد از آنها میخریدند و سود سرشاری از این طریق عایدشان میگشت. اگر از بیت المال نیز از جزیه و خراج چیزی زیاد میآمد به تجار فروخته میشد تا به بازار عرضه کنند این گروه از همان آغاز اسلام با بیت المال ارتباط داشتهاند.
در زمان پیامبر(ص) نیز موالی مدینه مسئول وارد کردن حبوبات از شام به مدینه بودهاند.267 چون که اعراب به مرور زمان به خاطر نعمات حاصل از تصرف شهرها و کشورها و کسب غنائم بیشمار رو به تن آسایی رفتند و کم کم تجارت را کنار گذاشتند این امر را موالی برعهده گرفتند.
روایات اوضاع اقتصادی موالی تجارت پیشه و پیشه وران را بررسی کرده و نشان دادهاند که گروهی از ایشان ثروتمند بودهاند مانند ابونافع مولای عبدالرحمن بن ابی بکره268 و اهل بصره، حمران بن ابان مولای عثمان بن عفان و اهل بصره، عبدالله بن ابیفروه مولای عثمان بن عفان که در مدینه ساکن بود269.
از سخن زفر بن حارث پس از درگیری مرج راهط که گفت: «مولای ما کشته شد، من به خاطر هیچ یک از فرزندانم چنین خشمگین نشده بودم که به خاطر مولای خودم خشمگین شدم و این به دلیل نفقهام بود» میتوان فهمید عدهای از موالی با اعراب رابطهی اقتصادی خوبی داشتند و هر یک از طرفین از دیگری استفاده میبرده است.270
اوضاع اقتصادی این قشر از موالی تجارت پیشه که طبقه اجتماعی جدیدی را میان اعراب تشکیل میدادند رضایت بخش و شاید هم از مولاهای عرب خود بهتر بود. موالی تجارت پیشه، با لشکریان در غزوات و نیز در مرزداری همراه بودند و چه بسیار که آذوقه و ادوات جنگی مورد نیاز آنها را تامین می کردند و غنائمی را که لشکریان به دست می آوردند از آنان می خریدند و شاید از این راه سودهای کلان به دست می آوردند271.
2-2-2- دبیری و کار در دیوان
با آنکه اُمویان هیچگونه نظر خوشی با عناصر غیرعربی نداشته اند و پیوسته سعی کرده اند به خلافت اسلامی رنگ عربی دهند، بازموالی بهویژه ایرانیان در آن راه یافته و کار دبیری و تصدی دیوان را در دست خود داشته اند. و اگر در نسب دبیران این عهد دقت کنیم بیشتر آنها از نژاد غیرعربی خواهیم یافت. مانند: عبدالرحمن بن دراج دبیر معاویه، ابو الزعیزعه که در روزگار عبدالملک متصدی دیوان رسائل بود، نعیم بن سلامه که در همین زمان دیوان خاتم را برعهده داشت، و لیث بن ابی فروه و اسماعیل بن ابی حکیم، که هردو از دبیران عمر بن عبدالعزیز بودند، و سالم بن عبدالله دبیر ولید بن یزید و عمر بن حارث که در عهد یزید بن ولید متصدی دیوان خاتم بود، و بالاخره عبدالحمید بن یحیی پیشوای نویسندگان عرب و مخترع اسلوب معروف، و ابن مقفع همکار و رفیق او که آثار قلمش پیوسته از بهترین قطعات نثر عربی شمرده شده است، را میتوان نام برد .272
از جمله وظایفی که موالی عهده دار آن بودند و ید طولانی در آن داشتند وظایفی بود که نیاز به حساب و کتاب داشت؛ یعنی وظایف ویژه نهادهای اداری و اقتصادی دولت، یا به تعبیر آن روز، «دیوانها». کارمندان باتجربه مسئول دیوان خراج بودند؛ سخن زیاد بن ابیه بیانگر همین نکته است: « کاتبانِ خراج باید از بزرگان عجم که بر کار خراج آگاهی دارند باشند»273. البته الزامی نداشت که کاتبان خراج حتما باید اسلام میآوردند چنانکه سرجون بن منصور رومی که مدت زیادی مسؤل دیوان خراج بود ابتدا به کیش مسیحی بود و بعد اسلام آورد و مولای معاویه بن ابیسفیان شد. ابن اوثان نصرانی و ابن اسطین نصرانی که مسئول خراج دیوان شام در زمان عبدالملک بن مروان و هشام بن عبدالملک بودند نیز مسیحی بودند و به خاطر اینکه در شغل خود باقی ماندند اسلام آوردند و با اعراب عقد ولاء بستند274.
ظاهرا خلفای اموی از این وضع که اداره خلافت ایشان رفته رفته به دست ایرانیان میافتاد. خوشنود نبوده اند و شاید یکی از مقاصدی هم که عبدالملک و حجاج ، از ترجمهی دیوانهای ایران و شام به زبان عربی دنبال میکرده اند275 این بوده که دست دبیران غیرعرب را از دیوان کوتاه کرده آن را زیر نظر اعراب قرار دهند. ولی جریان تاریخ بعداً نشان داد که این حیله هم مؤثر واقع نشده است، زیرا بزودی ایرانیان به زبان عرب تسلط یافته دیوان عربی را هم در زیر نفوذ خویش قرار دادند

مطلب مرتبط :   عقل، معقولات، ذات، بالفعل، بالملکه
دسته بندی : علمی