این موافقت نامه ها این است که دولتها صرفاً متعهد به مذاکره جهت رسیدن به توافق در زمینه بهره برداری از منابع نشده اند، بلکه فرا تر از آن ملزم به رسیدن توافق شده اند. به عبارت دیگر، تعهد دولتها تعهد به نتیجه و نه وسیله می باشد. اگرچه در این دو سند اشاره به یکی سازی نشده است، اما رویه کلی موافقت نامه ها در دریای شمال موافقت نامه یکی سازی می باشد.487

بند نهم : موافقت نامه های انگلستان ونروژ
این معاهده در سال 1965 موافقت نامه تحدید حدود دریایی انگستان و نروژ منعقد شد که ماده 4 آن حاوی شرط مخزن مشترک بوده ومقرر میدارد که در صورت وجود مخازن مشترک نفت و گاز طرفین با همکاری یکدیگر آنها را استخراج خواهند کرد. در راستای این شرط چند موافقت نامه دیگر بین دو کشور تنظیم شد که به آنها اشاره می شود.
1- موافقت نامه فریگ488
فریگ یک میدان گازی واقع در مجاورت خط مرزی تحدید حدود فلات قاره بین انگلستان و نروژ می باشد که در سال 1969 کشف شد و در سال 1972 مشترک بودن آن مسجل گردید489 و پس از انجام یک سری مذاکرات در سال 1976 این موافقت نامه بین دو دولت تنظیم شد. موافقت نامه مذکور مقرر می دارد که دو دولت به منظور تعیین محدوده و تخمین ارزش کلی مخزن و نیز تعیین میزان سهم هر یک از دو دولت از مخزن مشورت می کنند و در این راستا دارندگان مجوز ( کمپانی ها) باید پیشنهادات خود را در مورد موارد فوق به دولتها ارائه نمایند.490
موافقت نامه فریگ در سال 1998 اصلاح شده است.491 آن چنان که در مقدمه موافقت نامه اصلاحی ذکر شده، بر دو دولت متعاهد اثبات گردیده که میدان گازی فریگ از خط مرزی دریایی بین دوکشور در فلات قاره که در موافقت نامه 10 مارس 1965 تعریف شده، عبور کرده و مطابق ماده 4 آن موافقت نامه، دو دولت با مشورت یکدیگر و دارندگان امتیاز لازم است در صدد بهره برداری آن به نحو بسیار مؤثری باشند. ماده 29 موافقت نامه محدوده جغرافیایی و حدود میدان گازی فریگ را تعریف می کند. این موافقت نامه در دو بخش تنظیم شده که از یک سو شامل استخراج گاز از میدان مذکور و استفاده از تأسیسات آن بوده و از سوی دیگر مشتمل بر مقررات حاکم بر خطوط لوله انتفال گاز می شود.
مطابق ماده یک این موافقت نامه، میدان گازی فریگ باید به شکل میدان واحد تلقی شود. از اینرو هر یک از دولتها تأسیسات لازم بهره برداری از میدان را در محدوده فلات قاره خود نصب می کنند و در صورت لزوم می توانند اقدام به جا به جائی این تأسیسات با تأسیسات جدید که به منظور فوق به کار می رود بنماید، اما در هر حال نصب تأسیسات با توافق هر دو دولت صورت می گیرد.
نحوه بهره برداری از میدان نیز به این صورت است که شرکت های نفتی که در ماده سوم موافقت نامه اسامی آنها قید شده، ابتدا مجوز فعالیت از دولت متبوع خود را اخذ می نمایند وسپس بایکدیگر قرارداد یکی سازی منعقد می کنند.در چارچوب این قراردادها، شرکت ها مبادرت به ایجاد عامل یا اپراتور واحد می نماید. قراردادهای بین شرکت های دارنده امتیاز با یکدیگر بایستی به تأیید دولتها برسد و در صورت تعارض آنها با موافقت نامه فریگ، مقررات موافقت نامه حاکم می باشد. قرار داد تشکیل اپراتور واحد نیز باید به تأیید دولتها برسد.492 دو دولت با مشارکت و مشورت هم و پس از دریافت نظریات مشورتی شرکت های نفتی منطقه جغرافیایی نصب تأسیسات اکتشافی را معین و میزان ذخیره میدان را نیز به نحو فوق تعیین و مشخص خواهند نمود که چه میزان از میدان در محدوده فلات قاره هر یک از آنها قرار دارد.493 قبل از هر گونه اقدام برای تولید، دو دولت باید در مورد سهم خود از میدان به توافق برسند. این سهمیه بندی بر اساس آن مقدار از میدان است که در فلات قاره هر یک از آنها قرار دارد و در صورت عدم توافق، می توانند به طور موقت به پیشنهاد شرکت های مجاز در این زمینه عمل کرده یا به صورت موقت بر اساس اصل سهم مساوی اقدام نماید.494
منافع و عواید ناشی از هرگونه نصب تأسیسات و تجهیزات ضروری برای استخراج گاز و استفاده از این تأسیسات و همچنین محصول استخراج شده از میدان از نظر مالیات به نسبت مذکور در موافقت نامه مشمول قوانین کشور های مربوطه می باشد. 495 مجوز دولتها به شرکت های به صورت انحصاری بوده و شرکت ها حق نقل و انتقال آن را به شرکت های دیگر را ندارند و تنها دولت اعطا کننده مجوز با مشورت دولت دیگر می تواند چنین اجازه ای را به شرکت مذکور بدهد.496
به منظور تسهیل اجرای موافقت نامه، کمیسیون مشورتی فریگ497 متشکل از شش عضو از نمایندگان دو دولت، با توافق دولتها تشکیل می شود.498 یکی از وظایف تعریف شده برای این کمسیون حل و فصل اختلافات است. بدین ترتیب که هر گونه اختلاف میان دولتها در تفسیر و اجرای موافقت نامه و نیز اختلافات ناشی از قراردادهای میان دارندگان مجوز فعالیت، در وهله اول به کمیسیون مذکور ارجاع می شود و در صورت عدم حل و فصل آن توسط کمیسیون، از طریق داوری حل و فصل می شود.499
2 -موافقت نامه استتفورد500
موافقت نامه استتفورد501 در شانزدهم اکتبر 1979 بین دولتهای انگلستان و نروژ امضاء شد و اسناد تصویب آن در 24 مارس 1995 مبادله و در همان زمان لازم الاجرا شد. در سال 1971 مطالعات اکتشافی در فلات قاره نروژ در ساختار نفتی برنت وجود نفت را ثابت نمود و مدتی بعد میدان استتفورد شناسایی گردید و در سال 1975 اثبات شد که میدان مذکور که حاوی نفت و گاز همراه نفت می باشد، از خط مرزی فلات قاره بین دو کشور عبور کرده و بنابراین مشمول مقررات ماده 4 موافقت نامه تحدید حدود دریایی کشور می باشد.502 ساختار اصلی موافقت نامه استتفورد مشابه موافقت نامه فریگ می باشد که این موافقت نامه نیز همانند فریگ متضمن یکی سازی میدان بوده و کمپانی های نفتی دو کشور همانند شرایط مقرر در موافقت نامه فریگ مبادرت به انجام عملیات استخراج نفت می نماید. تنها تفاوت میان دو موافقت نامه آن است که بر خلاف موافقت نامه فریگ، موافقت نامه استتفورد فاقد مقرراتی در زمینه انتقال نفت از طریق خطوط لوله می باشد. تفاوت دیگر در نوع مواد هیدروکربنی دو مخزن است. به عبارت دیگر اگرچه هر دو موافقت نامه، ناظر به یک یکی سازی مخزن مشترک در مرز دریایی دو کشور می باشند، اما موافقت نامه فریگ معطوف به بهره برداری از یک میدان گازی است ولی موافقت نامه استتفورد ناظر به بهره برداری از میدان نفتی می باشد که حاوی مقادیری گاز همراه است.
3- موافقت نامه مبنا انگلستان – نروژ 2005 503

مطلب مرتبط :   تملیکی، عقد، مرحوم، سلب، مشروط‌له