منبع پایان نامه با موضوع خانواده درمانی-فروش و دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

پیوند و بازآموزی هیجانی است، یعنی یادگیری و تجربه کردن پیوند، شدت هیجانی و تظاهر هیجانی. پذرفتن نیاز شخصی برای پیوند به عنوان یک عامل اساسی حفظ رابطه صمیمانه مورد توجه قرار می گیرد. شرکت کنندگان آموزش می بینند تا نیاز برای علاقه مندی را از نیاز جنسی متمایز کنند. همچنین از هیجانات سرکوب شده گذشته نزدیک و کودکی آزاد شوند، بطور نمادی برای نقش های والدی آماده شوند و رفتارهای دلبستگی را سهولت بخشند که اینها موجب افزایش همدلی برای همسر می شوند. این بخش نیز شامل سازماندهی مجدد نگرش های منفی با باورهای مثبت و تجدید نظر در تصمیمات اولیه ای است که به رابطه ها آسیب وارد میکند.
بخش چهارم برنامه، افزایش صمیمیت جسمی همراه با طیف متنوعی از تظاهراتش همچون محبت، مهربانی و علاقمندی به امور شهوانی و جنسی را در بر میگیرد. در اینجا صحبت ها و بحث هایی درباره تصمیمات اولیه درباره جنس، اسطورههای جنسی، حسادت، ترجیح جنسی و جنسیت بعمل می آید. همچنین فیلمها، پیام ها و فنون دیگر نیز مورد استفاده قرار می گیرند.
بخش پنجم شامل روشن سازی انتظارات و اهداف است. در این مرحله، شرکت کنندگان مهارتهای و بینش های کسب شده از برنامه ها را بکار می برند که به ایجاد یک تماس زوجی لذت بخش دو طرفه منجر میشود(برگر، 1999).
2-3-4- برنامه پیشگیری و تقویت رابطه (P. R. E. P)

ریشه های اختصاصی این برنامه به میانه های دهه 1970 بر می گردد، زمانی که محققان زیادی درماندگی زناشویی را مورد مطالعه قرار دادند. در دانشگاه ایندیانا هووارد مارکمن و جان گاتمن از افرادی بودند که در این زمینه مطالعه کردند. این محققان در زوج های درمانده نقص های ارتباطی را پیدا کردند و نهایتاً مارکمن به این نتیجه رسید که کیفیت ارتباط قبل از ازدواج و قبل از درماندگی یکی از مهمترین پیش بینی کنندههای درماندگی زناشویی آینده است. بر اساس این یافتهها مارکمن یک برنامه پیشگیری را بوجود آورد(استامن، 2000)
(P. R. E. P) بر دیدگاه سنتی رفتاری- شناختی و زوج درمانی رفتاری مبتنی شده است. بنابراین بر روش های تفکر( نگرش ها و انتظارات) و رفتارهایی(ارتباط و کنترل تعارض) توجه دارد که با شکست یا موفقیت زناشویی همراه می باشند. رویکرد مهارت محور بر این پیش فرض تکیه می کند که زوج ها می توانند رفتارهای تازهایی را یاد بگیرند که به آنها کمک کند تا از زوال رابطه که به وفور در ازدواج دیده میشود، پیشگیری شود. این برنامه علاوه بر ریشه های رفتاری- شناختی بر طیف وسیعی از تحقیقات زناشویی متکی میباشد. اگر چه مسیر مشخصی برای درماندگی زناشویی و طلاق وجود ندارد، اما شکل(2-7) در بر گیرنده یک الگوی کلی است که بر پایه مطالعات مختلف مربوط به ازدواج و رابطه، مسیر شکست ازدواج را نشان می دهد.

در این مدل دو نفر از طریق آمیختن شباهت ها و تفاوت ها جذب یکدیگر می شوند. و وقتی مدت زمانی را با هم می گذارانند در صورتی که زمان رضایتبخش باشد نسبت به هم احساس دلبستگی می کنند. در این میان یک احساس اضطراب برای از دست دادن عشق بالقوه بوجود می آید. در این زمینه تعهد رشد می کند و تا حد زیادی اضطراب از طریق پیمان با هم بودن، رفع می شود. برای بسیاری از زوج ها این تعهد در جریان ازدواج به اوج خود می رسد. قبل از عروسی، بیشتر زوجها برای اولین بار درباره تواناییشان برای دست بکار شدن با تعارض آزمون هایی کردهاند، اما آنها در جریان دوستیشان با بسیاری از موضوعات مهم و یا اختلاف ها روبرو نشدهاند. و این دلیلی است بر اینکه چرا در این مرحله رضایتمندی خیلی زیاد است.هنوز دلیل روشنی وجود ندارد که چگونگی زوج ها ارتباط برقرار می کنند و با تعارضات که داستان مهمی را درباره آینده شان خبر می دهد، دست بکار می شوند. فراتر از سطح رضایتمندی قبل از ازدواج، این زوج های متعهد باید در طی زمان به طور روز افزونی با مشکلات مربوط به باهم بودن روبرو شوند. همین امر توضیح می دهد که چرا بسیاری از زوج ها میتوانند تعهد را بوجود آورند و تا زمانی که دلبستگی را دارند همچنان خوشحال باقی بمانند و بتدریج با خشم های پایدار و تعارضات حل نشده فرسایش پیدا میکنند. اینکه آنها درباره چه چیزی بحث میکنند و چگونه بحث می کنند نتیجه انتظارات و توانایی شان برای برقراری ارتباط و مذاکره موثر است. بسیاری از این انتظارات و توانایی ها بر تجارب قبلی زندگی با خانواده اصلی، روابط گذشته و زمینه فرهنگی شان مبتنی است. الگوهای معینی از رویارویی نامناسب با تعارض که بر رابطه اثر تخریبی دارند، در بسیاری از ازدواج ها بطور تکراری ظاهر خواهد شد. علاوه بر این در طی زمان یک تغییر مهم در رابطه رخ خواهد داد، همسر فعلی بجای اینکه منشاء لذت یا حمایت باشد، بطور روز افزون با درد و ناکامی همراه می شود. برای بسیاری از زوج ها، این حالت پیش فرض اساسی مربوط به فلسفه باهم بودن را که ( داشتن یک دوست صمیمی و حمایت کننده در زندگی بود)، نقض می کند. ممکن است تعبیر های منفی تر از آنچه هست، تعبیر کنند، تدریجاً اطمینان کاهش می یابد و احساس دلبستگی که به تعهد منتهی می شد، شکننده می شود. و در واقع ما شاهد زوج هایی می شویم که باقربانی شدن تعهد در کوره داغ تعارض ها، آینده رابطه شان تهدید می شود. نهایتاً از ازدواج پوسته ای می ماند و هر یک از زوج ها انتظار تغییر از دیگری را دارد. در این حالت برقراری مجدد نقطه نظر اولیه دشوارتر می گردد. در اینجا کلید های حفظ ازدواج در گرو تعهد بعنوان فداکاری نیست بلکه بیشتر بعنوان یک اجبار است. به عیارت دیگر حالا تصمیم برای ماندن یا ترک کردن بیشتر بر اساس مقایسه بهای ترک کردن در برابر اشتیاق برای ماند انجام می گیرد. در اینجا با توجه به نقطه نظر زوج ها ممکن است آنها از همدیگر طلاق بگیرند و یا به یک زندگی زناشویی بدبخت گونه ادامه دهند. البته بعضی از زوج ها از این مکان توام با فشار زیاد و فداکاری کم، به رشد مجدد فداکاری، عشق و مثبت بودن در ازدواج، برمیگردند. این الگوی مربوط به شکست ازدواج اهدافی را برای مداخله مطرح میکند که عبارتند از: الگوهای معین ارتباط، کنترل تعارض، باورهای با کارکرد بد و شناخت ها و انگیزه های مربوط به تعهد. چیزهایی وجود دارد که زوج ها میتوانند یاد بگیرند و عمل کنند تا به آنها کمک شود که در مسیر شکست قرار نگیرند و در مسیر دوستی، حمایت و صمیمیت قرار بگیرند(برگرو هانا،1999).
2-3-5- مدل رفتاری – ارتباطی
رویکرد رفتاری- ارتباطی، ترکیبی نظری- عملی از سیستم ها و جهت گیرهای شناختی- رفتاری است. گرچه رفتار بر اساس تامین اهداف حقیقی و یا استعارهای مفهوم سازی میشود، اما تعدیلهایی که میان همسران روی می دهد همیشه دارای پیامد های ارتباطی است. به این معنا که رفتار یکی از همسران بر طرف مقابل اثراتی خواهد داشت. این موضوع به روشنی عقیده های نظام دار است. در عین حال مشخص شده است که اسنادهای فردی و تفسیرهای مربوط به رفتارهای همسر بسیار متنوع بوده و بر درک همسر و نوع پاسخی که بروز خواهد کرد اثر می گذارد. در حقیقت رفتار موجود در یک رابطه، به شکلی چشمگیر تحت تاثیر عوامل شناختی قرار می گیرد. مدل رفتار- ارتباطی نظامی مفهومی و بالینی ترکیب سه سیستم نظری بسیار مقبول دهه گذشته(تبادل اجتماعی، شناخت درمانی و رفتار درمانی) میباشد. رویکردهای رفتاری مربوط به مشکلات زناشویی، از زمان پیدایش خود در کمتر از دو دهه دستخوش تحول گستردهای شدهاند. در مداخلههای رفتاری نخستین، نظریه تبادل اجتماعی و قراردادی ساده مورد تاکید قرار میگرفتند. اخیراً نگرشهای مداخلهای با طیف گسترده ای طراحی شدهاند. هدف این نوع نگرش ها عبارتند از افزایش رفتارهای مثبت و خوشایند، بهبود در ارتباط، ایجاد مهارت های حل مسئله و حرکت در جهت حل مسائل جنسی، ایجاد تغییر در الگوهای زیان بخش یا مخدوش فکری که ممکن است زوج ها داشته باشند، پیدا کردن راههایی برای جلوگیری از تشدید تعارض و کوشش برای تغییر الگوهای وسیعتر رفتاری که به اختلافات زناشویی منجر میشوند. رویکردهای اولیه، رضایت زناشویی را افزایش در تعامل های مثبت بین زوجها تعریف میکردند و در نتیجه در مداخله های رفتاری سعی میشد به جای تعاملهای منفی، تعاملهای مثبت جایگزین شوند. این کار، از طریق تشخیص و افزایش رفتارهای مطلوب صورت می گرفت. در نگرش رفتاری که عمدتاً بر اساس نظریه های یادگیری برخاسته از آزمایشگاه استوار بود و با کارهای اسکینر قوت گرفته بود، کنشهای متقابل بین زوج های مشکل دار، تحت کنترل منفی تلقی می شد. یعنی این تعامل ها به وسیله تنبیه یا ترس از پیامد های منفی کنترل می شوند. بنابراین، هدف این نوع مداخلههای رفتاری اولیه، تغییر جهتگیری از کنترل منفی به کنترل مثبت بود. به این معنی که طرفین به علت اجتناب از تنبیه، مثبت عمل نکنند، بلکه به علت خوشحال کردن طرف مقابل، دست به این کار بزنند( و این خود، باعث می شود که طرف دوم، طرف اول را خوشحال کند). این مفاهیم، هنوز هم زیر بنای نظری قسمت اعظم رفتار درمانی زناشویی امروزی را تشکیل می دهند. اما امروزه هم نظریه و هم عمل، توسعه پیدا کرده اند به نحوی که بتوانند نوآوریهای مهمی را در خود جای دهند. نظریه یادگیری اجتماعی بندورا مخصوصاً در درک ما از فرایندهای شناختی- ادراکی، که در کار با زوج های مشکل دار اهمیت دارند، موثر بوده است. دلالت ضمنی و مهم این نگرش این است که متخصص بالینی باید اسنادهایی را که طرفین در مورد رفتار خود و رفتار طرف مقابل به کار می گیرند، مورد ارزیابی قرار دهند. اسنادها عبارتند از اعتقاد طرفین درباره علل و دلایل رفتارهای طرف مقابل. درمانگر زناشویی، علاوه بر ارزیابی علل مورد نظر رفتارها باید شیوه ای را که هر یک از طرفین در تفسیر تاثیر رفتار خود و رفتار طرف دیگر به کار می گیرند(سبک شناختی)مورد ارزیابی قرار دهد.(قاسم زاده، 1378).
2-3-5-1- جنبه های پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی
جنبه های آموزشی – پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی در شش حوزه اساسی مورد بحث قرار می گیرند: 1)فهم رفتار،2) عینیت گرایی،3) تبادل رفتاری،4) مصالحه، 5) ارتباطات، 6) آموزش حل مساله.
فهم رفتار:
در رفتار دو هدف را می توان جستجو کرد: 1- رفتار ممکن است فقط رفتار صرف باشد( یعنی تظاهر عملکرد شخص)؛2- رفتار ممکن است ارزش رابطه ای داشته باشد(یعنی در درون رابطه معنی پیدا کند).
در برنامههای پیشگیری، زوج ها باید یاد بگیرند تا رفتار را براساس رابطهای بودنش درک کنند و رفتارهای خود و همسرشان را در چهارچوب تعاملی مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین آنها ممکن است سوالات زیر را از خود بپرسند:
1- رفتار من بر رفتار همسرم چه اثری می تواند داشته باشد؟
2- رفتار همسرم بر رفتار من چه اثری می تواند داشته باشد؟
3- زمانیکه من رفتار (الف) را انجام دهم، همسرم با انجام دادن رفتار(ب) پاسخ می دهد. آیا آن نتیجهای است که من دوست دارم بدست آورم.
4- زمانیکه رفتار (ج) را انجام می دهد من عموماً بطور مشابهی رفتار (د) را انجام می دهم. آیا شیوه های دیگری در دسترس من وجود دارد.
5- اگر من رفتار (ه) را انجام می دادم، احتمالاً در پاسخ به آن همسرم چه کار می کرد؟
6- اگر همسرم رفتار (و) را انجام می داد، احتمالاً من در پاسخ به آن چه کار میکردم؟

و وقتی زوج ها یاد گرفتند رفتار را در درون زمینه رابطه اش بفهمند، آنگاه آنها می توانند با روش بازتر و بطور مشارکتی درباره پیامدها بحث و بررسی کنند. این اساس پیشگیری است. یعنی با موضوعات قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند، برخورد می شود.
عینیت گرایی :
این فرایند به زوج ها میآموزد تا چگونه اظهارات مبهم، کلی و تعمیم یافته مربوط به رضایتمندی از رابطه را به صورت توصیفهای ویژه رفتار خوشایند و ناخوشایند تبدیل کنند. بنابراین تسلط یک زوج بر این مهارت می تواند به آنها یاد دهد تا پیامهای کلامی غیر تسیل کننده را بصورت اطلاعات سازنده برای اهداف افزایش رابطه دوباره سازماندهی کنند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تبادل رفتاری :
همچنانکه قبلاً اشاره شد، تقابل رفتاری اصول مفهومی و عملی مدل رفتاری- ارتباطی می باشند. هم در برنامه های درمانی و هم در برنامه های پیشگیری زوج ها باید قدردانی از یکدیگر را یاد بگیرند. زمانیکه افراد رفتارهای مثبتی را برای یکدیگر فراهم کنند، آنها با قدردانی همسرشان مورد تقویت قرار می گیرند و متقابلاً خودشان هم از همسرشان قدردانی می کنند. در این صورت رفتارهای پاداش بخش دو طرفه افزایش می یابند و احتمال موفقیت در زندگی زناشویی بطور اساسی بالا می رود.
مصالحه :
زوج درمانی رفتاری- ارتباطی بطور تجربی به زوج ها آموزش می دهد تا این اصل را یاد بگیرند که«به منظور بدست آوردن انچه که من می خواهم، باید چیزی را به همسرم بدهم». این اندیشه اساس حل تعارض و برنامه های پیشگیرانه حل مساله را تشکیل می دهد. با داشتن این توانایی، زوج ها می توانند مهارت هایی را برای کاهش مشکلات بکار ببرند.

ارتباطات :
از همه عناصر مدل رفتاری- ارتباطی احتمال ارتباطات بیشترین کارکرد پیشگیرانه را دارد. مهارتهای ارتباطی اثربخش اساس ایجاد و حفظ رابطه زناشویی رضایتبخش می باشد. بنابراین آموزش ارتباطات بخش مهمی از برنامه های پیشگیری است.
آموزش حل مساله:
همچنانکه قبلاً اشاره شده است، تعارض چیزی است که در رابطه صمیمی و دراز مدت بوجود می آید. از طریق آموزش حل مساله، زوجها میتوانند ابزار مناسبی برای حل اختلافات خودشان داشته باشند. بعلاوه وقتی که فرایند حل مساله را یاد گرفتند میتوانند آنرا در کل موقعیتهای آسیبزا بکار ببرند. در اینجا نیز ارزش پیشگیری کننده حل مساله، کاملاً روشن است(قاسمزاده، 1378).

2-4- غنی سازی روابط(مدل به کار گرفته شده در این پژوهش)
این مدل چارچوب و شیوه اصلی به کار گرفته شده برای این پژوهش بوده است که به شرح آن پرداخته میشود.
2-4-1- تاریخچه غنی سازی روابط
ریشه های غنی سازی روابط (R. E ) از اوایل1950 نشات میگیرد. زمانی که برنارد جورنی در یک برنامهی رواندرمانی کودکان به مشکلاتی با والدین برخورد کرده بود. او چنین می پنداشت که این برنامه می تواند منجر به حسادت والدین نسبت به نقش درمانی خاص درمانگر در ارتباط با کودک باشد، و یا عزت نفس والدین به خاطر احساس ایفای نامناسب نقش والدینی که باعث میشود فرزندشان سردرگم شود، آسیب ببیند. به نظر می رسید که احتمالاً بتوان با هر دوی این عوامل، از طریق به کمک گرفتن والدین به عنوان یار درمانگر یا نماینده(عامل) روان درمانی مقابله نمود. تصور می شود که اگر والدین آموزش ببینند که به شیوه ای درمانی با بچه ها کار کنند، این تغییر در سیستم خانواده میتواند تا حدود زیادی تاثیر روان درمانی بر کودک را افزایش دهد. این روند منجر به ایجاد کودک درمانی شد، که هم اکنون خانواده درمانی R. E یا خانواده درمانی کودکان نامیده می شود که طی آن والدین یاد میگیرند که جلسات شبیه بازی درمانی کودک محور راجرزی با کودکانشان برگزار کنند. سپس یاد بگیرند که این مهارتها را در مواقع مناسب به زندگی روزمره انتقال داده و تعمیم دهند. همچنین آنها مهارت های اصلاح رفتار را برای استفاده در خانه یاد می گیرند. این روش ها قابل کاربرد با یک خانواده و یا گروهی از خانواده ها می باشد. اولین طرح پژوهشی سه ساله نشان داد که این رویکرد اثر بخشی عالی دارد(جورنی و سوکا،2004).
پایه درمان R. E بر اساس آموزش مهارتها بود و این گام عجیب و در عین حال خشنود کنندهای به نظر میرسید که مراجعان درخواست میکردند که برنامههایی برای تدریس مهارتها به زوجین و خانواده ها قبل از گرفتار شدن در مشکلات برگزار شود. این برنامه ها تبدیل به برنامههای غنی سازی و پیشگیری از مشکل شدند(گینزبرگ،2000).
2-4-2- پایه های نظری
نظریهای که پایهی رویکرد R. E بر آن قرار دارد ترکیب منحصر به فردی از چهار مکتب عمدهی روان درمانی است: روان پویایی،

دیدگاهتان را بنویسید