دانلود پایان نامه

و این حقیقت‌جویی او به کشف حقیقت و ادراک شهودی خود وامی‌دارد.انسان به واسطه این فطرت ابتدا معرفت به خود و در نتیجه نقص و نیاز خویش را درک می‌کند و خود را ذاتا نیازمند و مرتبط با موجودی می‌بیند که مستقل و کامل و غنی مطلق است و در نتیجه به او رو می‌کند269،از این جهت«توجه ناقص به کامل مطلق و رفع نقص و احتیاج او،فطری و جبلی است»270.واین ادراک فقر ذاتی و اینکه انسان وجودا نیازمند به خداوند که کامل مطلق است ،باعث قرب به خدا می‌شود زیرا اگر انسان عظمت و بزرگی کسی را درک کند قلبش از روی فطرت در برابر او خاضع می‌شود و به تبع فروتنی برای آن بزرگ،نسبت به توابع و بستگانش نیز تواضع می‌کند.«پس انسان به حسب فطرت اصلیه و غیر محجوب به احکام طبیعت،برای حق تعالی بالذات و برای مظاهر جمال و جلال او بالعرض متواضع است و تواضع برای بندگان عین تواضع از حق است»271

3-6. تفکر و اخلاق
امام خمینی در شرح چهل حدیث در کنار فطرت و عادت به عنوان منشأ اخلاق از تفکر و تدبر نیز نام برده‌اند و معتقدند که گاهی اخلاق و خُلق نفسانی انسان در ابتدا از تفکر حاصل شده و ملکه می‌گردد. و در جایی دیگر در فضیلت تفکر آن را به مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم و نیز مقدمه لازم و حتمی برای سلوک انسانیت بیان کرده‌اند. در واقع ایشان تفکر را اولین مرحله سلوک دانسته‌اند. و بر این باورند که اگر انسان در مضار و منافع هریک از اخلاق فاسد و ملکات رذیله که زاییده‌ی شهوت و غضب و واهمه است، تفکر کند و به این نتیجه برسد که هر چقدر هم قوی باشد و خواسته‌های نفس تن دهد و به آرزوهایش برسد، باز هم به یک هزارم آمالش نرسیده است؛چرا که اولا در این عالم ممکن نیست آمال انسان ادا شود چون این عالم دار مزاحمت است و دوما میل و آمال انسان حدّ محدود ندارد. ایشان هم‌چنین تفکر در عذاب‌های اخروی که در قرآن شریف به آن‌ها اشاره شده است را بازدارنده از مفاسد اخلاقی و ارتکاب معاصی می‌دانند. 272
3-5-1. رابطه تخیل و اخلاق
پیشتر بیان شد که قوه‌ی خیال که قادر به صورت‌سازی و تخیل کردن است، می‌تواند با تخیل صورت شی مطلوب یا منفوری در قوه‌ی خیال باعث شود که قوه شوقیه به کار افتد و قوه فاعلیه را تحریک کند و نیز بیان شد که قوه شوقیه دو بخش شهوی و غضبی است و هر گاه مثلا با غذایی روبه رو شود و تصور کند که غذای مزبور برای ادامه حیات او ضروری است و یا برای او سودمند است، قوه شهویه دست به کار می‌شود و شخص را تحریک می‌کند تا آن غذا را بخورد و از این طریق کسب لذت کند. بنابراین می‌توان منشأ فعال شدن قوه شهویه را تخیل صورت‌های مطلوب و شهوت‌انگیز و غایت آن لذت بردن از طریق دست‌یابی به واقعیت خارجی آن صورت‌ها است. براین اساس امام خمینی(ره) منشأ غلبه بر شیطان و جنود او را حفظ طائر خیال بیان کرده‌اند و خیال را به مرغی تشبیه کرده‌اند که بسیار پروازکُن است و در هر لحظه به یک شاخه‌ای آویزان می‌شود و اگر انسان آن را حفظ و کنترل نکند موجب بدبختی و شقاوت انسان است. هم‌چنین ایشان معتقدند که انسان مجاهدی که درصدد اصلاح نفس خود برآمده است ، باید زمام خیالش را در دست بگیرد و مانع خیال‌های فاسد و باطل از قبیل خیال معاصی و شیطنت شود. بلکه باید دائما خیال خود را متوجه امور شریف و عالی کند. 273
3-5-2. اعتدال ظاهری و باطنی منشأ فضیلت
اخلاق و اصول آن که عبارتند از عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انسان را از افراط و تفریط در گرایشاتش باز می‌دارد و از این طریق استعدادهای نهفته و بالقوه آدمی را شکوفا می‌کند و چون مراتب وجودی انسان در نهایت ارتباط و پیوند هستند که هر گونه افراط و یا اعتدال در ظاهر و باطن مراتب و قوا به مراتب دیگر سرایت خواهد کرد . به عنوان مثال اگر انسان در عمل ظاهری بدن مثل راه رفتن وقار و آرامش داشته باشد این آرامش و طمأنینه برای باطن و درون را هم به ارمغان خواهد آورد به طوری که اگر تکرار شود فرد دارای ملکه طمأنینه در همه‌ی اعمالش خواهد شد. از آنجایی که نفس و قوای سه‌گانه غضبیه، شهویه و بهیمیه به حسب ذات و طبیعت خود مایل به تعادل در لذات و آمال و حد معینی نیستند و خواهان مطلق هر چیزی هستند، با اصول اخلاقی که مبتنی بر تعدیل و اعتدال قوا است در تضادند ، به همین سبب قلب انسان صحنه‌ی جدال و جهاد عقل و قوای دیگر می‌شود. امام خمینی پشتوانه معنوی و دینی همچون ایمان به خدا و معاد و پاداش و کیفر اخروی را برای اخلاق لازم دانسته و اساسا شرع را در کنار عقل برای به کمال رسیدن و سعادت حقیقی انسان بیان کرده‌اند. و عمل کردن به ظاهر شریعت را راه پیمودن معارف الهی و جلوه نور معرفت الهی به قلب می‌دانند و با بیان اینکه عزم جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان است ، توضیح می‌دهند که انسان مجاهد باید عزم داشته باشد بر اینکه ظاهر و صورت خود راانسان عقلی و شرعی نماید که شرع و عقل به حسب ظاهر به انسان بودن او حکم کنند و انسان شرعی عبارت از آن است که موافق مطلوبات شرع رفتار کند و ظاهرش ظاهر رسول اکرم(ص) باشد و در همه حرکات و سکنات راه خود به ایشان اقتدا کند. ایشان تأکید دارند بر اینکه هیچ راهی در معارف الهی پیموده نمی‌شود مگر آنکه انسان راه خود را در رسیدن به خدا از ظاهر شریعت شروع کند و انسان تا متأدب به آداب شریعت حقه نشود، هیچ یک از اخلاق و فضایل نیک برای او به حقیقت پیدا نمی‌شود.
3-7. قلب و اخلاق
امام خمینی قلب را به عنوان مرکز فطرت انسان معرفی کرده و کارکردهای قلب را به فطرت و کا
رکردهای فطرت را به قلب نسبت می‌دهند274. قلب به عنوان مرکز وجود آدمی اگر الهی شود، سراسر وجود آدمی را الهی می‌کند و اگر شیطانی شود همه چیز انسان را شیطانی می‌کند، زیرا قلب واسطه بین دو عالم غیب و شهادت است و به آینه دورویی شباهت دارد که یک روی آن به عالم طبیعت و روی دیگر آن به عالم غیب و روحانیت است، با رویی که به عالم طبیعت دارد به امور دنیایی مشغول است و دنیایش را می‌سازد. از این جهت صورتهای دنیایی توسط حواس ظاهر و باطن در آن منعکس می‌شود و با رویی که به عالم غیب و ملکوت دارد، آخرتش را می‌سازد و صورتهای اخروی از«باطن عقل و سرّ قلب» در آن انعکاس می‌یابد. اگر تمام توجه دل به دنیا معطوف شود و غرق در لذات جسمانی و دنیایی گردد، باطن خیال با«ملکوت سفلی» تناسب پیدا می‌کند و در نتیجه محل وسوسه‌های شیطانی و منشأ انواع خیالات باطل و افکار پلید و شک و تردیدها می‌شود و چون نفس هم یکسره به دنیا توجه دارد به این خیالات باطل متمایل می‌گردد و به دنبال آن اراده و همه اعمال بدنی نیز از سنخ اعمال شیطانی خواهد شد. و برعکس اگر دل به عالم غیب توجه کند و به معارف الهی و تعمیر آخرت مشغول شود، با ملکوت اعلی تناسب پیدا می‌کند و از شک و شبهه پاک و جایگاه علوم رحمانی و الهامات ربانی می‌گردد و به دنبال آن تمایلات و اراده و اعمال ظاهر و باطن انسان، همه مطابق«میزان عقل و حکمت» واقع می‌شود275.
3-7-1. تأثیر اعمال بدنی بر ملکات و قلب
امام باور دارند که اگر شخص، عملی برخلاف مقررات و نظام شریعت انجام دهد، آن عمل علاوه براینکه در دار طبیعت وجود می‌گیرد در نفس انسانی نیز تأثیر می‌گذارد. مثلا اگر شخص دزدی کند در نفس او یک نقطه سیاهی پیدا می‌شود و بر اثر تکرار دزدی آن نقطه سیاه وسعت گرفته و به تدریج ملکه‌ی وی گشته ودر نفس او رسوخ می‌کند و همان ملکه صورتی برای او می‌شود که دیگر بعد از پیدا شدن آن ملکه وصورت، همان رفتار و عمل بدون رویه از شخص سرمی‌زند بدون اینکه خلاف نفس و طبیعت او باشد. امام بر این اعتقادند که صورت اخیر انسان ، حقیقت اوست276 پس نتیجه می‌گیریم این ملکات هستند که حقیقت انسان را به انسانی فاضل و یا انسانی رذلمبدل می‌سازند. از این نکته تأثیر انسان‌شناسی امام بر اخلاق وی روشن می‌شود به این صورت که امام حقیقت ثابت و متعین برای انسان قائل نیستند بلکه انسان لحظه به لحظه با اعمال و رفتار حتی اعمال ظاهری مثل راه رفتن، در حال ساختن و شکل دادن به هویت و به سمت حقیقت انسانیت یا حیوانیت در حرکت است. اگر انسان بداند که تمام حرکات او در نفس او تأثیرگذار است در پی اصول و رفتار اخلاقی می‌رود که مطابق عقل و شرع باشد که او را در سیر انسانیت و سعادت و تکامل هدایت کند و به تعبیر امام تربیت الهی کند.
3-8. حریت انسان و اخلاق
امام خمینی حرّیت را به«حرّیت مطلقه» که نفوذ اراده از شؤون آن است تعریف کرده‌اند و آن را ثبت در فطرت بشر می‌دانند و انسان را به حسب فطرت عاشق حریت و آزادی می‌دانند، به این معنا که هر چه می‌خواهد بکند حتی اراده‌ی او نیز نافذ باشد به طوری که در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمی نباشد و چون در این عالم این چنین قدرت و نفوذ اراده‌ای یافت نمی‌شود، لاأقل طبایع این عالم تعصی دارند که تحت اراده‌ی انسان باشند. پس این طور سلطنت جز در عالم مابعدالطبیعه-که بهشت اهل طاعت است-یافت نشود. بنابراین انسان به حسب فطرت، مؤمن به نشئه غیبیه است277. امام خمینی کمال انسانی به این معنا که وجود انسان به طوری صفا داشته باشد که از کدورات عاری شود، را با دو اصل حکمت و حریت محقق می‌دانند و حریت ذاتی از نظر ایشان یعنی انسان از عبودیت شهوت و حرص، بتواند خود را خلاص کند و هر قدر انسان اسیر شهوت و حرص و طمع و ظلمت و حسد و غیره باشد، به کمال نمی‌رسد. آن وقتی انسان راه ترقی را طی می‌کند که از عبودیت و اطاعت حرص و شهوت بیرون آید و از زنجیر آنان خلاص شود278. امام خمینی بالاترین آزادی‌ها را در آزادی از خود می‌دانند در اینکه انسان از حب و بغض آزاد باشد و بالاترین گرفتاری را گرفتاری حب نفس می‌دانند279. امام(ره) معتقد است که انسان در هنگام خلقت و در سرشتش آزاد آفریده شده است، زیرا خداوند می‌فرماید:«وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً واحِدَهً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفینَ »280و این آیه شریفه حکایت از اختلاف در انتخاب عقیده و مکتب انسان‌ها دارد که لازمه آزادی اراده است و امری است که سبب امتیاز انسان در خلقت، بر دیگر موجودات شده است281. ایشان اصل آزادی را از اصل توحید نتیجه می‌گیرند و می‌فرمایند:
«ریشه و اصل همه عقاید که مهم‌ترین و باارزش‌ترین اعتقادات ماست اصل توحید است. . . این اصل به ما می‌آموزد که انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کرد مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد. براین اساس هیچ انسانی هم حق ندارد انسان‌های دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند و ما از این اصل اعتقادی، اصل آزادی بشری را می‌آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی و یا جامعه و ملتی را از اصول آزادی محروم کند برای او قانون وضع کند، رفتار و روابط او را بنا به درک و شناخت خود که بسیار ناقص است و یا بنا به خواسته‌ها و امیال خود تنظیم نماید»282.
3-9. قرب و تقرب به خدا سعادت نهایی انسان
قرب الهی هدفی است که ارزش ذاتی دارد و اهداف تمام رفتارهای اخلاقی رسیدن به قرب خداوند است .امام خمینی در شرح جنود عقل و جهل، تقرب به
خداوند را سرچشمه‌ی همه‌ی سعادات بیان کرده‌اند و دوری از آن ساحت مقدس را مایه‌ی همه‌ی شقاوت‌ها معرفی کرده‌اند283. امام خمینی ملاک فضیلت و رذیلت را قرب و بعد از خدا می‌دانند. و با این ملاک برخی از عبادات ما نیز رذیلت اخلاقی به حساب می‌آید؛چون اگر عبادتی با عجب و ریا و یا گناهان دیگر همراه بود، این عبادت موجب بُعد از خداوند می‌شود و در نتیجه، رذیلت اخلاقی به شمار می‌آید284. وقتی که ملاک در فضیلت و رذیلت قرب و بعد به خدا باشد، دیگر ملاک کوچک و بزرگ بودن عمل مطرح نیست، بلکه چه بسا عمل کوچکی تقرب بیشتری ایجاد کند و بالعکس.
نتایج
1. امام خمینی برای انسان فطرتی قائلند که ذاتا نورانی و امر کننده به خیر و نیکی و مایل به فضیلت است و اگر تحت تربیتی صحیح و متناسب با فطرتش قرار گیرد روحانیت و نورانیتش حفظ و گرایشات فطری بالقوه‌اش شکوفا خواهد شد.از طرفی امام تربیت متناسب با فطرت را تنها در دستورات و احکام آسمانی انبیاء می‌بینند که از طرف

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید