جهت بخشیدن به افکار عمومی یا منش سیاسی از طریق مختلف به‌ویژه با رسانه‌های همگانی صورت می‌گیرد. 186
“رسانه‌ها قادرند با تبلیغات امر موهومی را صحیح و امر صحیح و مقبولی را موهوم جلوه دهند. منظور از تبلیغات گمراه کننده تبلیغاتی است که اطلاعات خلاف واقع یا ناقص در اختیار مخاطب قرار می‌دهند.187
برای فعالیت رسانه‌ها در عرصه‌های مختلف برخلاف حقوق ایران پاره ای از قواعد و مقررات وضع شده است، که با اعطای عنوان کلی “تبلیغات انحراف آمیز” به فعالیت‌های تبلیغی خارج از چهار چوب این اصول و قواعد شناخته شده، محدودیت اعمال نموده است. برای مثال در حقوق ایالات متحده امریکا مقرر شده است که رسانه‌های همگانی باید در مورد آگهی‌های تبلیغاتی خود اصول ذیل را رعایت کنند:
1-آگهی مربوط به مشروبات الکلی نباید پذیرفته شود.
2-نباید ایستگاه‌هایی تلویزیونی تسهیلات و امکانات خود را در اختیار متقاضی پخش آگهی‌هایی قرار دهند که به درستی و صحت آن‌ها شک دارند.
3-آگهی دادن مؤسسات و بنگاههایی که از پیشنهادهای آن‌ها تعهدات استخدام استنباط می‌شود. یا ادعاهای گزاف و مبالغه‌آمیز در مورد فرصت‌های شغلی اشخاص می‌باشد ممنوع است.
4-مراقبت شود تا آگهی پذیرفته شده، برای پخش تلویزیونی با قوانین ملی و محلی مطابقت داشته باشد.
5-آگهی باید مؤدبانه و به‌گونه‌ای پسندیده پخش شود، از پیام‌های مضطرب و ناراحت‌کننده خودداری شود. 188
رسانه‌های جمعی در صورتی می‌توانند تأثیر خود را بر شخصیت و افکار افراد بگذارد که آن مورد مقبولیت و استقبال مخاطبان قرار بگیرد. این امر ناشی از متغیرهای گوناگونی است که در جامعه می‌باشد. درجه تأثیر رسانه‌ها استقبال همگانی از شدت و ضعف داشته، تابع متغیر رشد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی می‌باشد، چون پیشرفت دانش و فن‌آوری سهم اصلی را در نحوه استفاده افراد یک جامعه از رسانه‌های همگانی دارد. 189
بند اول: تبلیغات تجاری
واژه “Advertising” در لغت به معنای تبلیغ، تبلیغات تجاری و شهرت پراکنی190 و به‌طورکلی عمل جلب توجه مردم به محصولات یا فعالیت‌های تجاری می‌باشد. در اصطلاح، شکلی از ارتباط غیر شخصی است191 که در ازای پرداخت پول به‌وسیله یک حامی مالی شخص با استفاده از رسانه‌های گروهی برای ترغیب مخاطب با تأثیرگذاری بر او صورت می‌گیرد. 192
رسانه‌ها به‌ویژه در دنیای غرب بیشتر وارد بازار تجارت گردید و با مقاصد استعماری و سرمایه‌گذاری بین‌المللی در جهت تولید هر چه بیشتر این کالای پرسود و تحمیق مردم به کار می‌رود.
در خصوص سینما باوجود قدمت نسبتاً طولانی خود فقط در بخش اندک (که مقاصد تجاری و استعماری آن مورد نظر نیست) توانسته است واقعیت اصیل وجودی خویش را آشکار سازد و این امر نیز صرفاً به دلایل تبلیغات طمع کارانه و مقاصد سوداگرانه مادی و فرهنگ‌زدایی ملی و سنتی در جوامع عقب‌مانده و در حال رشد و نیز در جوامع پیشرفته بوده است. سینمای تجاری که سهم بسیار عمده‌ای از تولیدات تراست های سینمای غرب را تشکیل می‌دهد، افزون بر فرهنگ‌زدایی ریشه‌ای توده‌ها، فرهنگ مخربی را تکمیل می‌کند که ماحصل آن جز از هم پاشیدگی ارکان خانواده و روابط آدم‌ها و دگرگونی معیارهای با ارزش عاطفی نیست. این سیاستی است که در سال‌های اخیر در حیطه سینما، غرب در ایران اعمال می‌کرد. 193
با این حال تکیه ما به مواردی است که از سوی رسانه‌های جمعی به‌صورت آگهی‌های تبلیغاتی اشاعه می‌شود و نقش مؤثری در سوق اطفال و نوجوانان به بزهکاری ایفا می‌کند. شاید بتوان در این مقوله به چند مورد اشاره کرد که مستقیماً موجد چنین اثری باشند.
الف: استفاده از مضامین مبتذل و تصاویر مستهجن
یکی از قدرتمندترین نیازها و غرایزی که در انسان وجود دارد، غریزه جنسی است. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا از نیازهایی است که بایستی از روش صحیح ارضا گردد.
از نظر علم و تجربه ثابت شده است که یکی از عوامل اصلی و ناخودآگاه تحریک لذت و ترشح غدد و هورمون‌های جنسی نگاه کردن به صور قبیحه است. نگاه به نامحرم هرچند اگر بدون قصد تلذذ باشد، عمل طبیعی و غریزی خود را انجام می‌دهد. زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می‌کند. تحریک غریزه جنسی به گونه نامشروع نیز آثار شوم و نکبت بار فراوانی بر ابعاد مختلف انسان و جامعه بشری ایجاد می‌کند. اسراف، انحراف و هدر رفتن نیروهای فکری، اجتماعی و معنوی انسان، زمینه‌سازی سردی روابط خانوادگی، حالت حسرت و ناکامی، از دست دادن آرامش روانی، میل به گناه (لواط، زنا، استمنا) و بالاخره گرایش به گناهان مختلف ازجمله آثار سوء آن است.
گروهی از پژوهشگران طی یک بررسی هجده ماهه توانستند 917410 مورد تصویر، توصیف، داستان‌های کوتاه و فیلم‌های غیراخلاقی را فقط از یک سایت مشخص شده شناسایی نمایند. 194
رسانه‌ها برای بالا بردن تیراژ و فروش محصولات خود از مضامین مبتذل و مستهجن استفاده می‌کنند، بدون اینکه کمتر توجهی به عوارض و مشکلات و آثار فاجعه آمیز نگاه کردن و گوش دادن به این فیلم‌ها کنند. لذا برخی از آثار آن را در زیر می‌آوریم:
1- دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل، به‌ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.
2- تأثیرات فیزیولوژیک: سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سل
امت جسمی و روانی او دارد، حاصل ارضای معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.
3- تضعیف انسانیت: جنبه جنسی بسیاری از این افراد، عاری از ویژگی‌های انسانی می‌شود، آن‌ها یک حالت “من غریبه” (جنبه تاریک) را توسعه می‌دهند که محور آن، شهرت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش‌هاست.
4- از بین رفتن عفت عمومی و اجتماعی در درازمدت: کسانی که این‌گونه فیلم‌ها را تماشا می‌کنند در برخورد با افراد دیگر اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آن‌ها امید دارد، زیرا آن‌ها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.
5- نقش بستن تصاویر مستهجن در مغز: یافته‌های دکتر “مک گاف” روان شناس دانشگاه کالیفرنیا نشان می‌دهد که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریک احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌نشینند و پاک کردن آن‌ها دشوار است. این فرض می‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات استمنا کند، باعث تقویت بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌شود که همراه با منظره ویژه با تکرار پی در پی آن صحنه در ذهن خواهد بود.
6- انزواطلبی روابط اجتماعی نیز از آثار این‌گونه مسائل است که مخصوصاً در نوجوانان دیده می‌شود.
7- احساس گناه و ندامت و شرمساری که بعد از تکرار گناه به وجود می‌آید فرد را در حالت خطرناکی قرار می‌دهد که باعث عوارض روحی و روانی در فرد می‌شود.
8- تحلیل توان عقل: هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن منظم تر و دارای عناوین کمتری باشد، دسترسی عقل به آن‌ها برای پردازش جدید مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان متعدد که فضای ذهن را بی جهت پرکرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود تواصل را به مقدار چشم‌گیری کاهش دهند، چه رسد به جایی که این داده‌ها دارای تأثیر بر هورمون‌های مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز در پی داشته باشد.
9- پرخاشگری: هرزه بینی نه تنها بر ذهن فرد تأثیر مخرب می‌گذارد، بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشد، با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچک‌ترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضای غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفاً به ارضای همین بعد وجودی خویش است.
ب: پورنو گرافی خشونت آمیز
پورنو گرافی یا هرزه‌نگاری به تجسم و ارائه تصویر یا فیلم یا هر چیزی اشاره دارد که به شکل واضح مسائل جنسی و عمل جنسی را به نمایش می‌گذارد و هدف آن تحریک یا ارضای جنسی است و در قالب‌های مختلف ازجمله کتاب، مجله، مجسمه، نقاشی، فیلم و کارتون ارائه می‌شود. 195
شیطان‌صفتان برنامه ریزان این نظام شیطانی به خوبی می‌دانند که برای پیشبرد اهداف خود و به انحراف کشیدن کودکان و نوجوانان و جوانان و در نهایت از بین بردن نظام خانواده ابزارهای مختلفی را پیش‌بینی کرده‌اند و با تمام قوای مالی، فکری و ایده پردازی سیاسی، اجتماعی و روانی خود، جنگ عظیمی را علیه کانون خانواده به راه انداخته‌اند که از جبهه‌هایی همچون، تحرکات ضداجتماعی تبلیغ انزوا و زندگی مجردانه، تبلیغ همجنس بازی، عادی نشان دادن عدم پابندی به موازین اخلاقی، تبلیغ بی‌بندوباری و نیز هرزه‌نگاری هدایت می‌شود. هرزه پردازی یکی از ابزارهای قدرتمند جنگ علیه خانواده است که قلب، روح و وجدان زنان و مردان جوامع مختلف از غرب گرفته تا شرق را هدف قرار داده است.
در دنیای ارتباطات دست یابی به محتواهای جنسی به راحتی از طریق اینترنت، تلویزیون، فیلم‌ها، کانال‌ها مقدور شده است. به بیان دیگر با ظهور اینترنت و تلویزیون‌های ماهواره‌ای تمامی جوامع جهان هدف یک تهاجم هرزه پردازانه قرار گرفته که نتایج این هجمه روان‌شناختی و جامعه‌شناختی با توجه به آمارهای مربوط به خانواده در کشورهای مختلف با گذر زمان بیش از پیش آشکار می‌شود. اصرار بر غنیمت شماری خودخواهانه برای لذت‌جویی به هر قیمتی، شاکله درونی و ذات پورنو گرافی را تشکیل می‌دهد.
هرزه پردازی افکار معتقدین به نجات و عفت و پاکی و مسئولیت اخلاقی در برابر خداوند را به مسخره می‌گیرند و زنان و مردان و کودکان را استثمار کرده، و جایگاه انسانی آن‌ها را فروکاهیده و شرافت و حقوق آن‌ها را چپاول می‌کند. هرزه پردازی، تحقیر و تنزل احساسات و کنش‌های طبیعی جنسی انسان به یک پدیده شدیداً اعتیادآور، مخرب، اخلاق زدا، فساد آور و مهلک است که به فرصت‌طلبی عوامل فعال در پیاده‌سازی بخش اجتماعی نظم نوین شیطانی سامان داده شده، تا راه زندگی اخلاقی و نجیبانه بر انسان عصر ارتباطات و رسانه بسته شود.
هرزه پردازی نگاه و تصور طبیعی فرد نسبت به واقعیت و هدف روابط جنسی را تغییر داده و بذر گرایش‌های انحرافی جنسی را در روان بیننده می‌پراکند. بر اساس مطالعات محققین بنیاد ملی تحقیقات خانواده کانادا، تصورات غیرواقعی خطرناکی در ذهن فرد استفاده
‌کننده از آثار هرزه پردازانه شکل می‌گیرد که موجب دست زدن به برخی رفتارهای زننده و ضد اخلاقی از جانب او می‌شود. برای مثال نتایج مطالعات نشان می‌دهد که در میان معتاد به هرزه پردازی که اقدام به تجاوز به عنف به زنان کرده‌اند، باوری شایع بوده مبنی بر اینکه زنان خود باعث و بانی مورد تجاوز قرار گرفتن می‌شوند، زیرا که آن‌ها از رابطه ای که شکل تجاوز داشته باشد لذت می‌برند و فرد متجاوز یک انسان عادی بوده و بدون مشکل است! ریشه این تصور خطرناک که از دروازه ورود به حریم جسمی افراد دیگر و ارتکاب کثیف‌ترین جنایات است. در تصور غیرواقعی ارائه شده از روابط جنسی در هرزه پردازی است که ذهن فرد را به‌صورت حق به جانبی برای ارتکاب جرائم جنسی قانع می‌سازد. 196
اعتیاد به پورنو گرافی خطرناک تر از اعتیاد به مواد مخدر است. طبق یافته‌های روان‌شناختی، هرزه پردازی زمینه‌ساز تجاوز به عنف و اقدامات ضد اخلاقی فراوانی است. به عقیده برخی محققین پورنو گرافی بر تکوین طبیعی مغز کودکان تأثیر منفی دارد، آمارهای جهانی نشان می‌دهد که پسر بچه‌های 12 تا 17 ساله از گروه‌های عمده مراجعه کننده به محصولات پورنو گرافی هستند.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید