مقاله درباره اعضای هیأت علمی

دانلود پایان نامه

پژوهش با عنوان «اشتراک دانش در مؤسسات دانشگاهی: مطالعه دانشگاه چند رسانهای مالزی» به بررسی رفتار اشتراک دانش در میان افراد دانشگاهی در یک دانشگاه خصوصی در مالزی پرداخته و عوامل تأثیرگذار بر تمایل اشتراک دانش را مورد بررسی قرار میدهد. نتایج کلی نشان میدهد سیستمهای انگیزشی و انتظارات فردی، دوعامل کلیدی در سوق دادن افراد به مشارکت در فعالیت اشتراک دانش هستند.
از جمله دیگر پژوهشهای صورت گرفته در خارج از کشور میتوان به پژوهشی که وراسینچی (2006) با عنوان «رویکرد ابتکاری مدیریت دانش در آموزش عالی: مطالعه موردی دانشگاه بانکوک» انجام داده است اشاره نمود که هدف این مطالعه ایجاد یک مدل مدیریت دانش ابتکاری برای مؤسسات آموزش عالی بود. همچنین کیوارک (2009) در پژوهش خود با عنوان «اثر تفاوتهای فرهنگی بر شیوه های اجرایی مدیریت دانش» نشان میدهد که تفاوتهای فرهنگی بر شیوه های اجرایی مدیریت دانش به روش های متفاوت و در سطوح مختلف، تأثیر میگذارد.
تحقیقات اندک انجام شده در ایران حکایت از آن دارد که جایگاه و سطح اجرای مدیریت دانش در دانشگاههای کشور ما چندان مناسب نیست و برای رسیدن به آرزوهای ملی اجرای مدیریت دانش باید از جنبههای گوناگون ساختاری، مدیریت، امکانات و فرهنگ در میان افراد دانشگاهی مورد بررسی و گسترش بیشتری قرار گیرد. پژوهش انجام شده توسط قلیزاده (1383) با عنوان «نسبت میان فرایند تبدیل دانش و فرهنگ سازمانی در دانشگاه فردوسی مشهد» که با توجه به مؤلفه های اصلی نظریه نوناکا یعنی اجتماعی شدن، برون سازی، ترکیب و درونی سازی، صورت گرفت، جایگاه مدیریت دانش در این دانشگاه را در ارتباط با فرهنگ سازمانی مورد بررسی قرار داد. نتایج این پژوهش نشان داد که درونی سازی در قلمرو مدیریت دانش در دانشگاه مشهد از بالاترین جایگاه برخوردار است و اجتماعی شدن، برون سازی و ترکیب به ترتیب در مراتب بعدی قرار گرفتهاند. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، میان فرهنگ سازمانی و درونی سازی، برونسازی و ترکیب رابطه معنیداری وجود دارد در حالی که این رابطه با اجتماعی شدن معنیدار نیست. رجاییپور (1385) تحقیقی را با عنوان «بررسی رابطه بین فرایند تبدیل مدیریت دانش و عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاه اصفهان» انجام داده است. نتایج نشان داد که بین فرایند تبدیل مدیریت دانش و میزان عملکرد همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین تفاوت معنیداری بین میانگین میزان تحقق مؤلفه های مدیریت دانش اعضای هیأت علمی برحسب سن، جنسیت، رشته تحصیلی و وضعیت استخدامی مشاهده نشد. پژوهش دیگری که توسط زمانی (1386) در دانشگاه اصفهان تحت عنوان «بررسی وضعیت زیرساختهای مدیریت دانش در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی اصفهان از دیدگاه اعضای هیأت علمی و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن» صورت گرفت نیز بر این نکته تاکید میکند اگرچه از نظر زیرساختهای فنی و حرفهای برای مدیریت دانش در این دانشگاه مشکل چندانی وجود ندارد ولی از نظر مدیریتی و نیز از نظر فرهنگ سازمانی جو مناسبی وجود ندارد.
2-12 نتیجهگیری
در جمعبندی از مباحث مطرح در مبانی نظری باید اذعان داشت که مدیریت دانش یک ضرورت در جامعهای دانش محور است و به عنوان یک مزیت رقابتی پیشروی سازمانها قرار دارد. مدیریت دانش یک حوزه شناخته شده علمی است و صاحبنظران متعددی به نظریهپردازی در این حوزه پرداختهاند به طوری که مجموعهای نظامیافته و برخوردار از پشتوانه نظری و پژوهشی در این حوزه فراهم شده و مجلات متعددی با عنوان مدیریت دانش منتشر میشوند. اکنون دانشگاهها به عنوان سازمانهایی که بیش از هر سازمان دیگری با دانش و کار با دانش سر و کار دارند، به شدت نیازمند استقرار «مدیریت دانش» و بهرهمندی از مزایای آن هستند. پژوهشهای انجام شده در مورد جایگاه مدیریت دانش در دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی نشان میدهند که موضوعات مربوط به مدیریت دانش در دانشگاهها تنها در سالهای اخیر مورد توجه قرارگرفته است ولی این توجه عمدتاً به زیرساختهای لازم برای اجرای مؤثر مدیریت دانش و تحقق ابتکارات آن معطوف بوده است. پژوهشهای انجام شده در مورد مدیریت دانش در دانشگاهها را میتوان به صورت زیر طبقهبندی کرد:
مطالعات امکانسنجی: برخی از پژوهشهای انجام شده به امکانسنجی بهرهگیری از مدیریت دانش در دانشگاهها پرداختهاند. پژوهشهایی مانند راولی (2000)، زمانی (1386)، مک کارتی (2006) و متکالف (2006) در این دسته جای میگیرند.
مطالعات پیمایشی: دستهای دیگر از پژوهشها به بررسی وضعیت به کارگیری مدیریت دانش در دانشگاهها پرداخته و تلاش کردهاند به توصیف وضعیت موجود بپردازند. در این بخش میتوان به تحقیقات انجام شده توسط سانتورو و گوپالاکریشمن (2000)، ماپونیا (2000) و پری و اسنونید (2007) اشاره کرد.
مطالعات مرتبط با عوامل مؤثر: در بخش دیگری از تحقیقات تلاش شده است عوامل مؤثر در مدیریت دانش در دانشگاهها مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش انجام شده توسط مارتین و ماریون (2005) در این دسته جای میگیرد.
مطالعات تطبیقی: برخی از پژوهشگران انجام مطالعات و مقایسه دانشگاههای مختلف را در مورد چگونگی بهرهگیری از مدیریت دانش مدنظر قرار دادهاند. در این دسته میتوان به پژوهش کوین چنگ و همکاران (2005) اشاره کرد.

مطالعات رابطهای: در دسته آخر میتوان به مطالعاتی اشاره کرد که تلاش کردهاند ارتباط مدیریت دانش را با سایر متغیرها بسنجند. پژوهش رجاییپور (1385) و قلیزاده (1383) در این دسته جای میگیرد.
جستجوی محقق در دستیابی به این تحقیقات و مراجعه به منابع حاکی از آن است که عملاً پژوهش در زمینه مدیریت دانش در آموزش عالی و دانشگاهها در ایران حتی در بررسی زیرساختهای لازم برای اجرای مدیریت دانش (مانند زیرساختهای فنی، مدیریتی و فرهنگی) بسیار محدود بوده و به تبع آن ادامه انجام تحقیق در این زمینه کاملاً دارای توجیه و بلکه ضروری است.
نکته‏ دیگری که باید به آن اشاره کرد، مسأله «مدیریت دانش شخصی» است. این مفهوم که از مفاهیم مطرح در ادبیات حوزه «مدیریت دانش» است، متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یک سازمان، ترکیبی از افرادی است که برای تحقق اهداف سازمانی گرد هم آمدهاند. افراد، منابع اصلی سازمانها هستند و از اینرو باید بسیار با دقت مدیریت شوند. مشکل این است که انسانها غالباً نظامهای بسته و خود – مدیریتی هستند و در نتیجه مدیریت آنها از بیرون دشوار است. اما این «مشکل» میتواند در صورت رسیدگی دقیق تبدیل به یک مزیت شود. از آنجایی که افراد، سیستمهای خود- مدیریتی هستند سازمانها نیاز به برنامه ریزی، سازماندهی یا کنترل دانش شخصی کارکنان خود ندارند. این تصمیم، اراده و مسؤلیت شخصی هر فرد است که دانش خود را مدیریت نماید. سازمانها میتوانند ابزارها، فنون، فرایندها و مراحل را در اختیار افراد قرار دهند و دقت کنند که «کارکنان دانش» از محیط هیجانی مثبت و مناسب برخوردار بوده و برای رسیدن به اهداف سازمانی، دارای انگیزه زیادی باشند. اگر افراد فاقد انگیزه و هیجانات مثبت باشند، قابلیتهای مدیریت دانش آنها بسیار محدود خواهد بود. مدیریت دانش، قطعاً یک گرایش آرمانی نیست. مهمترین «مؤلفه ها» در مدیریت دانش، افراد مستقل هستند و مهمترین سرمایه های دانش در ذهن آنها وجود دارد. بدیهی است اعضای هیأت علمی دانشگاهها با توجه به ماهیت فعالیتها و نقشی که در توسعه دانش و پژوهش دارند، بیش از هر قشر دیگری نیازمند «مدیریت دانش شخصی» هستند. محقق در مرور سوابق موجود هیچگونه تحقیقی که مؤلفه های مدیریت دانش شخصی را مورد بررسی قرار داده باشد دست نیافت، از اینرو انجام تحقیق حاضر به منظور بررسی و مطالعه وضعیت مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی دانشگاه، با توجه به تفاوتهایی که بین نظام دانشگاه کشور ما و سایر کشورها وجود دارد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و امید است راهگشا باشد.

فصل سوم
روششناسی پژوهش

3-1 مقدمه
در این فصل نخست نوع و روش پژوهش، جامعه آماری، روش نمونهگیری و چگونگی تعیین حجم نمونه آماری تشریح میشود، سپس به ابزار و روش گردآوری داده ها، تعیین میزان روایی و پایایی این ابزار و بالاخره روش های به کار رفته برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها پرداخته شده است.

3-2 نوع و روش پژوهش
روش پژوهش در این پایاننامه با توجه به ماهیت، هدفها و سؤالهای پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. پژوهش پیمایشی به بررسی توزیع و چگونگی ویژگیهای یک جامعه آماری میپردازد. هدف تحقیق پیمایشی در وهله نخست، توصیف وضعیت موجود است. پژوهشگر با این روش، آنچه را که هست توصیف میکند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول و فرایندهای جاری توجه دارد. یکی از جنبههای مثبت این روش، قابلیت تعمیمپذیری یافتههای پیمایش است. از این روش میتوان برای بررسی مشکلات در شرایط واقعی استفاده کرد (بیابانگرد، 1386). در این پژوهش، کاربرد مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند (جامعه پژوهش) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تفاوت در میزان عمل به مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی بر اساس عواملی مانند سابقه کار، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و حوزه فعالیت در سطح کارشناسی یا تحصیلات تکمیلی بررسی شد.

3-3 جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونهگیری
تمامی اعضای هیأت علمی پیمانی، رسمی آزمایشی و رسمی قطعی دانشکدههای زیرمجموعه دانشگاه بیرجند، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل میدهند. با توجه به مقایسه داده های دانشکدههای مختلف و به منظور اطمینان از اعتبار نتایج آزمونهای آماری و با توجه به اینکه تعداد اعضای هیأت علمی دانشکدههای تازه تأسیس مانند هنر، تربیت بدنی و آموزشکده فنی قائن به حداقل حجم لازم برای یک نمونه مناسب نمیرسید، به ناچار دو مورد نخست زیرمجموعه دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مورد آخر زیرمجموعه دانشکده مهندسی در نظر گرفته شد. بنابراین جامعه آماری شامل 4 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، علوم، کشاورزی و مهندسی است. از مجموع 235 عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند، 63 نفر عضو دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 63 نفر عضو دانشکده علوم، 52 نفر عضو دانشکده کشاورزی و 57 نفر عضو دانشکده مهندسی بودند.

جدول3-1 توزیع جامعه آماری پژوهش بر مبنای دانشکده و رتبه علمی استاد
رتبه علمی استاد
دانشکده مربی آموزشیار مربی، دکتری حرفهای استادیار دانشیار استاد کل
ادبیات و علوم انسانی 3 24 36 – – 63
علوم 1 13 41 7 1 63
کشاورزی 1 18 32 – 1 52
مهندسی 2 19 35 1 – 57
کل 7 74 144 8 2 235

نمودار3-1 توزیع جامعه آماری پژوهش بر اساس دانشکده و رتبه علمی استاد

حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (دیانی، 1382) تعداد 149 نفر تعیین شد. در این پژوهش از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی استفاده شد. به این دلیل از این روش نمونهگیری استفاده شد که نوع مدیریت دانش در دانشکدههای مختلف به دلیل ماهیت متفاوت علوم مورد نظر بسیار متفاوت خواهد بود، اما در دورن دانشکدهها اعضای هیأت علمی از نظر شیوه عمل برای مدیریت بر دانش خویش معمولاً از روش های مشابه استفاده میکنند. در این روش، تعداد حجم نمونه در هر طبقه بر اساس نسبت حجم طبقه به جامعه تعیین میشود. بر این اساس، حجم نمونه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی 40 نفر، علوم 40 نفر، کشاورزی 33 نفر و مهندسی 36 نفر تعیین شد. سپس افراد به صورت تصادفی با بهره گرفتن از جدول اعداد تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامهها در اختیارشان قرار گرفت.

3-4 ابزار و روش های گردآوری اطلاعات
برای انجام این پژوهش، اطلاعات مورد نیاز از طریق اجرای یک پرسشنامه محققساخته و انجام مصاحبه نیمهساختار یافته جمعآوری شده که یافتههای حاصل از مصاحبه در تجزیه و تحلیل فصل پنجم به کار گرفته شده است. یک نمونه از پرسشنامه یاد شده در پیوست یک (ص، 101) آورده شده است. پرسشنامه مورد نظر با بهرهگیری از پرسشنامههای استاندارد و معتبری که در بعضی از دانشگاههای خارجی و داخلی در زمینه مدیریت دانش به کار گرفته شده بود از جمله پرسشنامه محیالدین (2007) و جعفرزاده (1389) و نیز تجزیه و تحلیل عناصر مدیریت دانش و انطباق آن با وضعیت فعالیتهای آموزشی و پژوهشی اعضای هیأت علمی تدوین شده است. لازم به ذکر است که برخی از این پرسشنامهها تنها به یکی از مؤلفه های مدیریت دانش پرداخته و برخی دیگر نیز زیرساختهای مدیریت دانش را مورد پرسش قرار دادهاند. بنابراین، نخست با بهره گرفتن از منابع کتابخانهای و از طریق جستجو در پایگاه های اطلاعاتی و بررسی مجله های جدید مدیریت دانش ، مؤلفه های مدیریت دانش و چگونگی بررسی مدیریت دانش شخصی در دانشگاهها تعیین شد و پرسشنامههای موجود به عنوان الگوی آغازین مورد استفاده قرار گرفت. سپس پرسشنامه نهایی بر پایه شاخصهای مورد نظر، سؤالات پژوهش و با توجه به وظایف اعضای هیأت علمی در زمینه مدیریت دانش، تنظیم و طراحی گردید. سؤالات بر مبنای پژوهش درباره فعالیتهای مدیریت دانش و برای کمک به استادان در راستای اندیشیدن به چگونگی انجام کار و کسب درک بهتری از شیوه های انجام کار دانشی طراحی شد. سپس با مراجعه حضوری، پرسشنامهها توسط اعضای هیأت علمی تکمیل و اطلاعات گردآوری شده مورد بازبینی و دستهبندی قرار گرفت. تا حد امکان اطلاعات ناقص از طریق مراجعه مجدد تکمیل گردید.

پرسشنامه نهایی شامل 5 بخش و از 77 پرسش به شرح زیر تشکیل شده است:

بخش اول «اطلاعات جمعیتشناختی»: متغیرهای جمعیت شناختی مانند جنسیت، سابقه کاری، بالاترین مدرک تحصیلی، رتبه دانشگاهی و همچنین نام دانشکده و گروه محل فعالیت پاسخگو در این بخش مورد پرسش قرار گرفته است.
بخش دوم «شکلگیری دانش»: شامل سؤالاتی است که درباره درک پاسخگو از شکلگیری دانش طراحی شده است. این بخش شامل سه زیرمجموعه اکتساب، تجزیه و تحلیل و تولید دانش به ترتیب با 16، 5، 12 و در مجموع 33 پرسش میباشد که به توانایی اشخاص در کسب دانش، بسط اندیشه‏ها، خلق واقعیتها و معناهای جدید و راهحلهای نوین و مفید اشاره میکند.
بخش سوم «سازماندهی»: برای کسب اطلاعاتی در زمینه درک پاسخگو از سازماندهی دانش تنظیم شده است. در این بخش که شامل 14 پرسش 5 گزینهای با مقیاس لیکرت است محدوده هر گزینه آن کاملاً توضیح داده شده و به فرایند محافظت، دسترسی به موقع، استفاده مجدد و هنگامسازی مداوم دانش توسط اعضای هیأت علمی اشاره دارد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پخش چهارم «تبادل دانش»: تبادل دانش به شیوه توزیع و گسترش کانالهای دانش در بین اعضای هیأت علمی مانند پست الکترونیکی، شبکه داخلی، بولتن و مانند آنها اطلاق میشود. برای گردآوری این اطلاعات از 24 پرسش استفاده شده است که علاوه بر 5 گزینه مشخص شده برای پاسخ در مقیاس لیکرت، با توجه به اینکه روش های انتشار دانش متنوع بوده و در هر مورد نیز تعداد آن از اهمیت برخوردار بوده است، به پاسخگو این امکان داده شده است که به صورت تشریحی موارد و تعداد روش های تبادل و انتشار دانش خود را ارائه نمایند.
پخش پنجم «کاربرد دانش»: این بخش به به کارگیری دانش در محل مناسب خود اشاره دارد. میزان کاربرد اطلاعات فراهم شده و دانش بنا شده شخصی هر عضو هیأت علمی با 6 سوال 5 گزینهای مورد سنجش قرار گرفت.
به پیشنهاد استادان راهنما و مشاور در اکثر موارد قابل انجام، پرسشنامه به صورت حضوری و با توضیحات پژوهشگر و با نوشتن نظرات تشریحی پاسخگویان تکمیل شده است.

3-5 روایی و پایایی ابزار گردآوری
از میان روش های متعدد و موجود جهت سنجش روایی پرسشنامه و کسب اطمینان از اعتبار اندازهگیری، در این پژوهش از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. اعتبار محتوا نوعی اعتبار است که معمولاً برای بررسی اجزاء تشکیل دهنده یک ابزار اندازهگیری به کار برده میشود. اگر سؤالهای ابزار معرف ویژگیها و مهارتهای ویژهای باشند که پژوهشگر قصد اندازهگیری آنها را دارد، آزمون دارای اعتبار محتوا است. اعتبار محتوای یک آزمون معمولاً توسط افرادی متخصص در

دیدگاهتان را بنویسید