مفهوم پرخاشگری و عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری

پرخاشگری

     پرخاشگری و تهاجم مساله ای است که طی حیات انسان در طول تاریخ وجود داشته است . نگاهی کوتاه به جهان اطراف به ما نشان خواهد داد که همان گونه که بکی از علمای اجتماعی معاصر گفته است : ” عصر ما ، عصر پرخاشگری است ” . بخش عمده اخبار رادیو و تلویزیون شرح و نمایش خشونتهایی است که در نقاط مختلف جهان از سوی انسان ها نسبت به انسان های دیگر اعمال می شود . کشتارهای دسته جمعی ، قتلهای انفرادی ، تجاوز ، تبعیض ، محروم کردن از حقوق اولیه ، همه و همه گویای چهره خشن و زشت انسان نسبت به همنوعان خود است و جای تعجب نیست که عالم اجتماعی دیگری گفته است : ” ما رفتارهای خشن انسانها را نسبت به یکدیگر حیوانی می خوانیم ولی بررسی خشونتهای انسان نسبت به انسان نشان می دهد که به کاربردن صفت حیوانی در مورد این گونه رفتارها در واقع توهین به حیوانات است ” . در حقیقت هم هیچ حیوانی نسبت به هم نوع خود تا این اندازه بی رحم و تا این اندازه خشن نیست ( کریمی ، 1377 ).

       جنگلها و نزاع های بی شماری که در طول قرون و اعصار برای بشر اتفاق افتاده عموماً معلول انگیزه درونی خصمانه انسان می باشد . پرخاشگری به صور گوناگون تجلی و بروز می کند . از شکل ساده تهاجمات لفظی یک فرد گرفته تا مخرب ترین آن یعنی جنگ که میلیونها نفر قربانی در طی جنگلهای متعدد از نسل بشر را گرفته همه مظاهر و جلوه های مختلف پرخاشگری این انگیزه ذاتی بشر می باشد . آنچه مسلم است این که انسان تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، تربیتی ، اقتصادی و سیاسی بدین پایه از رفتارهای ناهنجار می رسد به طوری که عوامل مذکور به کنترل درآیند از شدت و میزان آنها تا حد زیادی کاسته خواهد شد . مسلماً تربیت و آموزش افراد در دوران نوجوانی و قبل از آن عامل موثری در بروز یا عدم بروز واکنشهای خصمانه خواهد بود . به طوریکه اگر فرد از شرایط تربیتی و آموزشی سالمی در محیط خانه ، مدرسه و اجتماع بر خوردار باشد ، چنین رفتارهای ناهنجاری از خود بروز نخواهد داد . لذا توجه به امر تعلیم و تربیت ، انگیزه ها و عواطف و جهت دادن درست به رفتارهای آنان در دوران کودکی و نوجوانی موضوع حائز اهمیت می باشد . بدیهی است زمانی می توان گام موثر و سازنده ای در جهت کنترل چنین رفتارهای ناهنجاری برداشت که به توان شناخت دقیق و جامعی از فرآیند تشکیل رفتار پرخاشگرانه و علل به وجود آورنده آن به دست آورد و این شناخت زمانی حاصل می شود که بررسیهای علمی و دقیق در ابعاد مختلف مساله صورت گرفته باشد ( مرادی ، 1365 ) .

مطلب مرتبط :   عوامل یا شاخص های عدالت رویه ای ازدیدگاه امام علی(ع)

 

2-3-1- تعریف پرخاشگری

       ارائه تعریفی قابل قبول از پرخاشگری به لحاظ موضع گیری های نظری متفاوت دشوار است . ناظر  ( 1372 ) تجلی کشاننده مرگ در رفتار هشیارانه را پرخاشگری تلقی کرده است .

      صادقی  ( 1380 ) هر رفتار ناشی از ناکامی را پرخاشگری می دانند .

     بارون ( 1977 ) پرخاشگری را هر رفتاری که هدف آن آسیب یا صدمه به موجود زنده دیگری که برای اجتناب از چنین عملی انگیخته شده است  ، قلمداد می کنند.

     عارفی ( 1378 ) پرخاشگری را صرفاً به منزله هر رفتاری که به دیگران آسیب برساند ، تعریف می کند و آن را بر حسب فعال – فعل  پذیر ، مستقیم – غیر مستقیم ، همچنین کلامی – جسمانی تقسیم کرده است .

     راستی فر  ( 1371 ) پرخاشگری را کوششی در جهت وارد کردن آسیب بدنی به دیگران می داند.

      دل وکیو والیری ( 2003 ) پرخاشگری را رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رسانی اطلاق می کنند .

      طبق اظهارات چارلز اشپیل برگر روان شناس و متخصص در مطالعه خشم ، خشم حالت هیجانی است که از نظر شدت متغیر است . خشم همانند سایر هیجانات با تغییرات فیزیکی و زیستی همراه است . رخدادهای درونی و رخدادهای بیرونی ، هر دو می تواند باعث خشم گردند ( انجمن روان شناسی آمریکا ، 2003 ) .

      روان شناسان انسانی نگر مزلو ( 1968 ) بین پرخاشگری طبیعی یا مثبت که هدفش عمدتاً دفاع از خویشتن یا مبارزه با پیش داوری و دیگر بی عدالتی های جامعه است و پرخاشگری مرضی یا خشونت که وقتی طبیعت فطری ما دچار دشواری یا ناکامی می گردد حاصل می شود ، تمایز قائل شده اند(به نقل از سبحانی ، 1375 ).

      رافضی ( 1383 ) پرخاشگری را به عنوان یک رفتار آشکار درگیر شدن و آسیب رسانده به دیگران مطرح نموده است . اسپلبرگ ، جکوبس ،  راسل و ایوانز ( 1983 )  در تعریف دیگر پرخاشگری وارد کردن آسیب آشکار یا رفتارهای تنبیهی مستقیم به سایر افراد یا اشیاء می باشد (به نقل از زاهدی فر ، 1375 ) .

     از دیدگاه اتکینسون و همکاران ( 1381 ) پرخاشگری معمولا به رفتاری اطلاق می شود که قصد از آن صدمه رساندن ( جسمانی یا زبانی ) به فرد یا نابود کردن دارایی افراد است . واژه اصلی در این ” قصد ” است . البته ممکن است این آسیب رسانی در انواع شیوه ها پیاده شده و حتی متضمن آزارهای روانی نظیر تحقیر ، توهین و فحاشی نیز می شود (زاهدی فر ، 1375 ) .

مطلب مرتبط :   اینترنت و خطرات استفاده از ان

 

2-3-2- عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری

     عوامل پیش بینی کننده شایع مورد استفاده در ایجاد خطر برای دیگران :

1 ) قصد شدید برای آسیب رساندن به دیگری

2 ) وجود قربانی

3 ) تهدید های مکرر و آشکار

4 ) طرح عینی

5 ) دسترسی به ابزار اعمال خشونت

6 ) سابقه از دست دادن کنترل

7 ) لذت بردن از تماشا یا ایجاد جراحت

8 ) فقدان ترحم

9 ) خود را قربانی شمردن

10 ) نفرت از صاحبان قدرت

11 ) محرومیت یا خشونت دیدن در دوران کودکی

12 ) کاهش محبت و صمیمیت در خانه

13 ) از دست دادن زود هنگام والدین

14 ) آتش افروزی ، شب ادراری ، بی رحمی نسبت به حیوانات

15 ) سابقه اعمال خشن

16 ) رانندگی بدون احتیاط

     اکثر افراد بالغ که مرتکب اعمال خشن می گردند ، چه اختلال روانی داشته باشند و چه نه بیشتر احتمال دارد که خشونت خود را متوجه افراد آشنا ، معمولاً اعضای خانواده ، سازند . به طور کلی ، احتمال رفتار خشن یا پس رفت روان شناختی فزاینده و شاید شروع حاد بیماری روانی بالا می رود از سایر لحاظ اطلاعات در مورد سیر بیماری و خشونت اندک است . فروپاشی دوره ای در کسانی که مقدار زیادی الکل مصرف کرده اند ممکن است روی دهد . بیش از 50 درصد کسانی که موجب دیگر کشی جنائی می شوند رفتار تهاجمی نشان می دهند و گزارش شده است که بلافاصله قبل از اقدام مقدار زیادی الکل مصرف کرده بوده اند . اخیراً علاقه فزاینده ای به تفاوتهای جنسی در استعداد برای ارتکاب خشونت ابراز شده است . برای خشونت های طبقه بندی شده به عنوان قتل ، ضرب و جرح یا تجاوز به عنف ، میزان شیوع به وضوح برای مردها بیشتر از زن ها است . در خشونت های خانوادگی ، که یکی از طرفین ازدواج به آزار دیگری می پردازد ، شیوع برای دو جنس تقریباً برابر است . کاپلان( 1983 ) مطالعه بر روی کسانی که مدتهای طولانی در مراکز روان پزشکی بستری بوده اند نشان می دهد که شیوع خشونت در مرد و زن تقریباً مشابه است (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .