– گروه‌های مخالف دکتر مصدق (گروه‌های مذهبی و حزب ایران و …) بودند که با سنگ‌اندازی‌ها و ایجاد موانع متعدد جلوی پایش و همکاری با آمریکایی‌ها، وی را مجبور به انحلال مجلس کردند.
– ناهماهنگی‌ها و مخالفت‌ها و دودستگی‌ها از سوی گروه‌های و افراد باعث شد تا کودتا در روز ۲۸ مرداد به نتیجه برسد.

اجماع:
– کنشگر متن درصدد است تا با بیان گزاره‌هایی همچون: «‌یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران‌» و «نماد ملی‌گرایی و استقلال‌خواهی»، از دکتر مصدق اسطوره‌ای نزد مخاطب خود بسازد تا همآورد دیگری در تاریخ ۱۰۰ سالهی ایران نداشته باشد. نویسنده برای مستحکم کردن ادعای خود به ریشه‌های خانوادگی اشرافی قاجاری وی و گسستن دکتر مصدق از آنها اشاره می‌کند تا به‌نوعی بر مردمی بودنش و بی‌اعتناییاش به مقام، مهر تأییدی بزند. در ادامه نیز فقط سوابق اداری و اجرایی و علمی وی از زبان یکی از کارشناسان گزارش به‌اختصار برشمرده می‌شود تا نشان دهد صفات بالا به‌گزاف به وی نسبت داده نشده است و در انتها برای اجتناب از اتهام یک‌سونگری و طرفداری جانبدارانه از زبان کارشناس گزارش، گفته می‌شود که «ما نمی‌خواهیم از مصدق بت درست کنیم.»
گزاره‌های اساسی:
– مصدق نماد ملی‌گرایی و استقلال‌خواهی است.
– مصدق از خانواده و طبقه و جایگاه اشرافی خود جدا شد و به ملت پیوست.
– مصدق از دوران جوانی (قبل از ۳۰ سالگی) وارد سیاست شده بود.
– با به حکومت رسیدن رضاشاه مخالفت کرد؛ به خاطر این مخالفت، ۲۴ سال در تبعید و گرفتاری‌ها و مشکلات بود.
– مصدق با جمعی از همفکرانش در سال ۱۳۲۸ جبهه ملی ایران را پایه‌گذاری کرد.
– با ملی کردن صنعت نفت چهره مصدق جهانی شد.
– او نماد استقلال‌خواهی و مبارزه با دخالت خارجی‌ها شد.
– بعد از ۳۰ تیر به دلیل اختلافاتی که به وجود آمد، اطرافیان دکتر مصدق از او جدا شدند (او را تنها گذاشتند).
– ( دکتر مصدق) در 84 سالگی تسلیم بیماری شد.
2-1-1-4- گزارش دوم: مطالب رسانه‌های آمریکا در دوران مصدق، در مورد او و کودتای ۲۸ مرداد
تاریخ: 27/5/1392، ساعت: 22:00، زمان:5:20
مجری: محمد مصدق زمانی به نخست‌وزیری ایران رسید شخصیت شناخته‌شده‌ای در غرب بود. ملی شدن صنعت نفت باعث شده بود تا رسانه‌های بریتانیا چهره‌ای منفی از او ترسیم کنند در آمریکا اما چون هری ترومن رئیسجمهوری وقت آمریکا علاقه‌ای به سیاست‌های استعماری بریتانیا نداشت، رسانه‌های آمریکایی آقای مصدق را یک آزادیخواه معرفی می‌کردند این نگاه البته به‌تدریج تغییر کرد. خشایار جنیدی در گزارشش توضیح می‌دهد که چرا.
گزارشگر: یکی بود یکی نبود، در سرزمینی کوهستانی میان بغداد و دریای خاویار نجیب‌زاده‌ای زندگی می‌کرد که پس از عمری عیب‌جویی از شیوه اداره مملکت، وزیر اعظم شد در عرض چند ماه همه دنیا خیره گفتار، کردار، شوخی‌ها، اشک‌ها و کج‌خلقی‌هایش شدند. این سخنان مقدمه مطلبی بود که مجله تایم در معرفی محمد مصدق به‌عنوان مرد سال ۱۹۵۱ در سال اول نخست‌وزیری او چاپ کرده بود مقاله‌ای که از آقای مصدق به‌عنوان جرج واشنگتن ایران نام می‌برد ولی همزمان او را جادوگری پیر، فرصت‌طلب و متعصب می‌نامید. این مقاله نمونه خوبی از نگاه کلی مطبوعات آمریکا به محمد مصدق در آن روزهای پرآشوب است رویکردی که گاه به ایران از منظر تحولات جنگ سرد نگاه می‌کرد و گاه بر ارزش‌های آمریکایی، استقلال‌طلبی و استعمارستیزی استوار می‌شد؛ برای مطبوعات آمریکا، محمد مصدق فردی قابل‌احترام ولی غیرقابل درک بود.
استیون کینزر، نویسنده کتاب «همه مردان شاه»: برای رسانه‌ها، مصدق شخصیت غریبی بود چراکه مثل ما نبود، هنگام سخنرانی‌هایش احساساتی می‌شد اشک می‌ریخت و گاهی هم از حال می‌رفت. برای همین مسخره می‌شد. ممکن است که در ایران این هیجانات بیانگر صداقت باشد ولی در اینجا به معنی جنون تلقی می‌شد.
بررسی صدها شماره از روزنامه‌های آمریکا نشان می‌دهد که مطبوعات آمریکا در ابتدا دید مثبتی به محمد مصدق داشتند. هنگامی‌که محمد مصدق به نخست‌وزیری رسید؛ نیویورک‌تایمز، او را دشمن بیگانگان نامید و مصدق را با آزادیخواهانی چون توماس جفرسون از بنیان‌گذاران ایالات‌متحده مقایسه کرد محمد مصدق در پانزدهم مهر ۱۳۳۰ در نیویورک از هواپیما پیاده شد تا در جلسه شورای امنیت درباره ملی سازی صنعت نفت ایران شرکت کند. او همچنین در واشنگتن با هری ترومن دیدار کرد خبرنگاران آقای مصدق را در همه‌جا دنبال می‌کردند.
کینزر: درمجموع تصویر دوستانه‌ای از مصدق ارائه می‌شد مانند یک عموی پیر که ممکن است گاهی در باغ نباشد ولی در کل، آدم دوست‌داشتنی است.
اما پس از وقایع ۱۳۳۱ و با بالا گرفتن دامنه بحران و جواب ندادن دیپلماسی، نگاه مطبوعات آمریکا به ایران بیشتر از قبل تحت تأثیر تحولات جنگ سرد قرار می‌گرفت. آن‌ها رد پای حزب توده را در همه رخدادها می‌دیدند و می‌گفتند کمونیست‌ها در پی به دست گرفتن ایران و نفت آن هستند.
مالکم برن، نویسنده کتاب «محمد مصدق و کودتای 1953 در ایران»: دوران تیره‌ای برای رسانه‌های آمریکایی و غرب بود چراکه پوشش خبری آن‌ها از مصدق و کودتا دقیقاً بر اساس تبلیغات سی‌آی‌ای بود؛ یعنی می‌گفتند مصدق ثبات ندارد، شدیداً ضد بریتانیایی است، کشورش را به داخل زباله‌دان تاریخ هدایت می‌کند و تنها نتیجه این وضع، چیره شدن کمونیست‌ها بر اوضاع است.
خبرنگاران آمریکایی رخدادهای 28 مرداد را قیام نظامیان و هواداران شاه در برابر مصدق و حامیان سرخش تفسیر کرده‌اند آن‌ها مانند این گزارشگر به نقش نیروهای خارجی در برکناری مصدق اشاره نکردند.
گزارش به زبان انگلیسی: پس از 9 ساعت خونریزی، نیروهای هوادار شاه اوضاع را در دست گرفتند و دوران مصدق به‌عنوان دیکتاتور ایران پایان یافت. نگاه مردم بار دیگر متوجه شاهشان بود که منتظر بازگشتش بودند.
وال‌استریت ژورنال برکناری مصدق به‌وسیله فضل‌الله زاهدی را عطیه‌ای برای غرب عنوان کرد و نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست نیز این رخداد را عامل آسودگی خیال غرب نامیدند. نقش سی‌آی‌ای در برکناری محمد مصدق تا یک سال بعد از رسانه‌های آمریکا مطرح نشد؛ تا اینکه نشریه ساتردی ایونینگ پست در پاییز ۱۳۳۳ اطلاعات غلط و ناقصی را از مداخله آمریکا در ایران منتشر کرد؛ اطلاعاتی که سازمان سی‌آی‌ای برای پررنگ کردن نقش خود در افکار عمومی ایالات‌متحده در اختیار این نشریه قرار داده بود.
استخراج اطلاعات گزارش دوم:
واژگان:
مثبت: آزادیخواه، نجیب‌زاده‌، وزیر اعظم، شوخی‌ها، اشک‌ها، مرد سال ۱۹۵۱، دشمن بیگانگان، عموی پیر، عطیه‌ای برای غرب، عامل آسودگی خیال، تحولات جنگ سرد، ارزش‌های آمریکایی، استقلال‌طلبی، استعمارستیزی، چیره شدن بر اوضاع؛
منفی: عیب‌جویی، کج‌خلقی‌ها، جادوگری پیر، فرصت‌طلب، تعصب، جنون سیاست‌های استعماری، حامیان سرخ؛
افراد و نهادها:
آمریکا: هری ترومن، مجله تایم، جرج واشنگتن، مطبوعات آمریکا، نیویورک‌تایمز، توماس جفرسون، ساتردی ایونینگ پست وال‌استریت ژورنال، واشنگتن‌پست، سی‌آی‌ای؛
انگلیس: رسانه‌های بریتانیا؛
شاه: فضل‌الله زاهدی؛
حزب توده: کمونیست‌ها؛
استناد:
تصویر روی جلد مجله تایم از دکتر مصدق به‌عنوان مرد سال 1951، استیون کینزر، نویسنده کتاب «همه مردان شاه»،
پخش گزارش به زبان انگلیسی، مالکم برن نویسنده کتاب «محمد مصدق و کودتای 1953 در ایران»؛
قطب‌بندی:
ارزش‌های منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملی:
– نجیب‌زاده‌ای که پس از عمری عیب‌جویی از شیوه اداره مملکت، وزیر اعظم شد.
– در عرض چند ماه همه دنیا خیره گفتار، کردار، شوخی‌ها، اشک‌ها و کج‌خلقی‌هایش شدند.
– مجله تایم محمد مصدق را به‌عنوان مرد سال ۱۹۵۱ در سال اول نخست‌وزیری او انتخاب کرده بود.
– مقاله مجله تایم از آقای مصدق به‌عنوان جرج واشنگتن ایران نام می‌برد.
– همزمان او را جادوگری پیر، فرصت‌طلب و متعصب می‌نامید.
– برای مطبوعات آمریکا، مصدق فردی قابل‌احترام ولی غیرقابل درک بود.
– برای رسانه‌ها، مصدق شخصیت غریبی بود.
– ممکن است که در ایران این هیجانات بیانگر صداقت باشد ولی در اینجا به معنی جنون تلقی می‌شد.
– مطبوعات آمریکا در ابتدا دید مثبتی به مصدق داشتند
– نیویورک‌تایمز، او را دشمن بیگانگان نامید و مصدق را با آزادیخواهانی چون توماس جفرسون از بنیان‌گذاران ایالات‌متحده مقایسه کرد.
– تصویر دوستانه‌ای از مصدق ارائه می‌شد.
– مصدق ثبات ندارد.
– (مصدق) شدیداً ضد بریتانیایی است.
– (مصدق) کشورش را به داخل زباله‌دان تاریخ هدایت می‌کند.
– دوران مصدق به‌عنوان دیکتاتور ایران پایان یافت.
ارزش‌های منتسب به آمریکا:
– هری ترومن رئیسجمهوری وقت آمریکا علاقه‌ای به سیاست‌های استعماری بریتانیا نداشت.
– رسانه‌های آمریکایی آقای مصدق را یک آزادیخواه معرفی می‌کردند.
– به ایران از منظر تحولات جنگ سرد نگاه می‌کرد.
– گاه بر ارزش‌های آمریکایی، استقلال‌طلبی و استعمارستیزی استوار می‌شد.
– دوران تیره‌ای برای رسانه‌های آمریکایی و غرب بود
– پوشش خبری آن‌ها از مصدق و کودتا دقیقاً بر اساس تبلیغات سی‌آی‌ای بود
– وال‌استریت ژورنال برکناری مصدق به‌وسیله فضل‌الله زاهدی را عطیه‌ای برای غرب عنوان کرد.
– نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست نیز این رخداد را عامل آسودگی خیال غرب نامیدند.
اطلاعاتی که سازمان سی‌آی‌ای برای پررنگ کردن نقش خود در افکار عمومی ایالات‌متحده در اختیار این نشریه قرار داده بود.
ارزش‌های منتسب به انگلیس:
– رسانه‌های بریتانیا چهره‌ای منفی از او (مصدق) ترسیم میکردند.
ارزش‌های منتسب به شاه و نیروهای طرفدار سلطنت‌:
– نگاه مردم بار دیگر متوجه شاهشان بود که منتظر بازگشتش بودند.
ارزش‌های منتسب به حزب توده و کمونیست‌ها:
– (مطبوعات آمریکا) رد پای حزب توده را در همه رخدادها می‌دیدند.
– کمونیست‌ها در پی به دست گرفتن ایران و نفت آن هستند.
– شرایط حاکی از چیره شدن کمونیست‌ها بر اوضاع است.

مطلب مرتبط :   پیمانکار، قرارداد، ضمانت، تعلیق، موافقت

پیش‌فرض:
* موضع‌گیری آمریکا در قبال ملی شدن صنعت نفت مخالف انگلیس بود.
* آمریکا طرفدار استقلال کشورها بود و موضعی ضد استعماری داشته و دارد.
* تأیید از سوی غرب، به‌خصوص آمریکا یک فضیلت است.
* مصدق علیرغم ویژگی‌های مثبتش ابهت و دیسیپلین یک نخست‌وزیر موجه و قابل‌قبول را نداشت.
* حزب توده در اتفاقات سال 31، به‌خصوص قیام 30 تیر؛ نقش اساسی را داشت.
* ضد انگلیسی بودن یک ضد ارزش است.
* سیا در مورد نقش خود در کودتا غلو می‌کند. (نقش آمریکا و غرب در جریان کودتا آن‌قدر هم که اصرار دارند، تعیین‌کننده و اصلی نبود.)
دلالت‌های ضمنی