آینده بهوجود بیاورید.
محمد مصدق در سال 1261 هجری شمسی در تهران بهدنیا آمد، در یک خانواده اشرافی. اما او به‌دوراز طبقه و جایگاه طبقاتی‌اش خودش را در بطن مردم جست.
عبدالعلی بازرگان، فعال ملی- مذهبی: مصدق‌السلطنه تبدیل به مصدق‌ ملت شد، مصدق‌المله شد. به‌هرحال همین‌طور که می‌دانید، مصدق تعلق به یک خانواده اشرافی قاجار داشت. مادرش شاهزادهی قاجار بود. پدرش هم 20 سال وزیر دارایی ناصرالدین‌شاه بود. اینکه یک کسی تغییر طبقه بده، از یک خانواده اشرافی به ملت بپیونده، این خیلی ارزشمنده.
فریبا زرینه‌باف، مورخ: و جوانی‌اش را در سال‌هایی می‌گذرونه که انقلاب مشروطه بود و خیلی تحت تأثیر انقلاب مشروطه قرار می‌گیره.
در تبریز درس‌ خوانده و همزمان با سلطنت مظفرالدین شاه به تهران بازگشت و منشی مخصوص شاه شد و این آغاز ورود وی به سیاست و دنیای دیوان‌سالاری بود. او در اولین دوره مشروطه به‌عنوان نماینده اصفهان انتخاب شد.
حمید اکبری، مورخ: و وقتی مصدق اعتبارنامه‌اش را بررسی می‌کنند، می‌گویند سنش کمه، هنوز به سن لازم ازنقطه‌نظر که 30 سالگی بوده، نرسیده و در نتیجه نمی‌توانه عضو مجلس اول بشه.
سال 1299، رضاخان سپه‌سالار با کمک قوای قزاق، مراکز اداری و نظامی تهران را اشغال کرد. سید ضیاءالدین طباطبایی، رئیس‌الوزرا شد. با برکناری احمدشاه، سلسلهی قاجار هم فرو ریخت. مصدق کودتا را محکوم کرد.
بازرگان: با به حکومت رسیدن رضاشاه مخالفت کرد. گفت که سردار سپه خدماتی کرده و اگر بخواهد شاه بشه، از مسئولیت مبرا است و به‌هرحال زیر بار نرفت و حدود 24 سال در تبعید و گرفتاری‌ها و مشکلات بود.
در سال 1320 ایران به اشغال قوای روس و انگلیس در آمد. رضاشاه سقوط کرد و محمدرضا پهلوی جانشین پدر شد. روی کار آمدن او بازگشت دوبارهی مصدق به عرصه سیاسی و اجرایی کشور بود.
بازرگان: او چندین بار استاندار استان‌های مختلف بود: استاندار فارس بود، استاندار خوزستان بود، استاندار آذربایجان بود. در پست وزارت هم، هم وزیر دارایی بود هم مدتی وزیر خارجه بود. چندین بار نماینده مجلس شد. مدت‌ها در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد.
مصدق با جمعی از همفکرانش در سال 1328 جبهه ملی ایران را پایه‌گذاری کرد. سال بعد او با کمک چند نماینده طرح ملی شدن صنعت نفت را در مجلس شانزدهم بهتصویب رساند. با این اقدام، چهرهی مصدق جهانی شد. او نماد استقلال‌خواهی و مبارزه با دخالت خارجی‌ها شد، اما برای عملی شدن مصوبهی مجلس نیاز به ارادهی دولت بود. مصدق که بارها پیشنهاد نخست‌وزیری را رد کرده بود اما این بار پذیرفت.
اکبری: نخست‌وزیری مصدق بر دو دوره شامل می‌شود: یکی پیش از 30 تیر 1330 که مصدق در اصل به دنبال قوام بخشیدن به قدرتش بوده، ولی هنوز دارای کنترل روی نیروهای انتظامی نبوده. این دوره‌ای بود که مصدق یک نوع وفاق عمومی داشته و سلک ملایان و بخش‌های جامعه از او پشتیبانی می‌کردند و شاه کم‌وبیش قدرت او را قبول می‌کرده و بعد از 30 تیر که مصدق در ابتدای امر 30 تیر، دارای قدرت بسیار شگرفی می‌شه، برای اینکه کنترل ارتش و نیروی انتظامی را به دست می‌گیرد. تقاضای لایحه اصلاحات می‌کند ولی از همین زمان هم یک نوع انشقاق در نیروهای ملی ایجاد می‌شه. در اصل نیروهای طرفدار مصدق، ازجمله آیت‌الله کاشانی شروع می‌کند به مخالفت ورزیدن. همین‌طور یکسری از کسانی که مدافع مصدق بودند، مانند حسین مکی و مظفر بقایی؛ رییس حزب زحمتکشان، این‌ها دچار شکاف می‌شوند و از مصدق دوری می‌کنند.
سرانجام این اختلاف‌ها به انحلال مجلس هفدهم از طرف مصدق منجر شد. شاه در 24 مرداد دستور عزل مصدق را صادر کرد و در 25 مرداد به او ابلاغ شد. طرفداران مصدق به خیابان‌ها ریختند. نیروهای وفادار به نخست‌وزیر، گارد سلطنتی را محاصره و خلع سلاح کردند و فرمانده‌شان بازداشت شد. شاه به بغداد گریخت، کودتا شکست خورد اما این پایان کار نبود. در 28 مردادماه نظامیان دوباره دست‌به‌کار شدند، درنهایت دولت مصدق سقوط کرد، سرلشکر فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر شد. مصدق در دادگاه نظامی به 3 سال زندان محکوم شد. پس از زندان احمدآباد به زادگاهش تبعید شد. رسم و رسوم حکومت‌داری مصدق مخالفان و موافقانی داشته و دارد.
زرینه‌باف: من نمی‌خوام که ما از مصدق بت درست کنیم البته اون هم اشتباهاتی کرده بود ولی در اینکه دولت‌های خارجی نباید دخالت می‌کردند؛ شکی نیست. به نظر من همه تحلیل‌گران روی این مسئله موافق هستند.
مصدق در احمدآباد ماند تا پایان عمر. سرطان به سراغش آمد. در اسفندماه 1345 در 84 سالگی تسلیم بیماری شد.

مطلب مرتبط :   اشتیاق شغلی و ابعاد آن

استخراج اطلاعات گزارش اول:
واژگان:
مثبت: آزادی و استقلال، نژاد معاصر و نسل آینده، مصدق‌المله، منشی مخصوص، دنیای دیوان‌سالاری، اعتبارنامه، چهره جهانی، قوام بخشیدن، وفاق عمومی، خلع سلاح؛
منفی: مصدق‌السلطنه، خانواده اشرافی، جایگاه طبقاتی، شاهزاده، اشغال، برکناری، تبعید، گرفتاری‌ها، مشکلات، انشقاق، شکاف، انحلال، محاصره، بت، تسلیم،
افراد و نهادها:
دکتر مصدق: خانواده اشرافی قاجار، وزیر دارایی ناصرالدین‌شاه، شاهزاده قاجار، انقلاب مشروطه، منشی مخصوص شاه، استاندار فارس، استاندار خوزستان، استاندار آذربایجان، وزیر دارایی، وزیر خارجه، نماینده مجلس، دانشگاه تهران، جبهه ملی، مجلس شانزدهم، احمدآباد؛
آمریکا: دولت‌های خارجی؛
انگلیس: قوای روس و انگلیس؛
شاه: رضاخان سپه‌سالار، قوای قزاق، سردار سپه، نیروهای انتظامی، گارد سلطنتی، بغداد، نظامیان، سرلشکر فضل‌الله زاهدی؛
آیت‌الله کاشانی: حسین مکی و مظفر بقایی؛ رییس حزب زحمتکشان؛
حزب توده: قوای روس و انگلیس؛
خنثی: مظفرالدین شاه، احمدشاه، سلسله قاجار سید ضیاءالدین الطباطبایی رئیس‌الوزرا؛
استناد:
پخش صحبت دکتر مصدق، صحبت‌های عبدالعلی بازرگان فعال ملی- مذهبی، اشاره به فعالیت‌های سیاسی دکتر مصدق، تصویر امضای لایحه ملی شدن صنعت نفت توسط نمایندگان جبهه ملی، حمید اکبری- مورخ، فریبا زرینه‌باف- مورخ؛
قطب‌بندی:
ارزش‌های منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملی:
– نام او (دکتر مصدق) برای همیشه با تلاش برای ملی شدن صنعت نفت ایران گره‌خورده.
– او نماد ملی‌گرایی و استقلال‌خواهی است.
– محمد مصدق یا مصدق‌السلطنه یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران است.
– او (دکتر مصدق) به‌دوراز طبقه و جایگاه طبقاتی‌اش خودش را در بطن مردم جست.
– مصدق به یک خانواده اشرافی قاجار تعلق داشت.
– این‌که یک کسی تغییر طبقه بدهد، از یک خانواده اشرافی به ملت بپیوندد؛ این خیلی ارزشمند است.
– (دکتر مصدق) خیلی تحت تأثیر انقلاب مشروطه قرار می‌گیرد.
– منشی مخصوص شاه شد و این آغاز ورود وی به سیاست و دنیای دیوان‌سالاری بود.
– مصدق کودتا را محکوم کرد.
– با به حکومت رسیدن رضاشاه مخالفت کرد، زیر بار نرفت و حدود 24 سال در تبعید و گرفتاری‌ها و مشکلات بود.
– روی کار آمدن (محمدرضا شاه)، زمینه بازگشت دوباره دکتر مصدق به عرصه سیاسی و اجرایی کشور بود.
– قبل از قبول پست نخست‌وزیری، وی دارای سوابق زیادی در موقعیت‌های مختلف اعم از نمایندگی مجلس، شغل دولتی و پست‌های اجرایی داشت.
– (مصدق) چهره‌ای دانشگاهی بود.
– مصدق با جمعی از همفکرانش در سال 1328 جبهه ملی ایران را پایه‌گذاری کرد.
– او(دکتر مصدق) با کمک چند نماینده طرح ملی شدن صنعت نفت را در مجلس شانزدهم به تصویب رساند.
– با این اقدام (ملی کردن صنعت نفت)، چهره مصدق جهانی شد.
– او نماد استقلال‌خواهی و مبارزه با دخالت خارجی‌ها شد.
– مصدق که بارها پیشنهاد نخست‌وزیری را رد کرده بود اما این بار پذیرفت.
– این دوره‌ای بود که مصدق یک نوع وفاق عمومی داشته.
– مصدق در ابتدای امر 30 تیر، دارای قدرت بسیار شگرفی می‌شود.
– تقاضای لایحه اصلاحات می‌کند، عده زیادی با آن مخالفت می‌کنند و با دولت مصدق به مخالفت می‌پردازند و نتیجه این اختلاف‌ها انحلال مجلس هفدهم از طرف مصدق بود.
– طرفداران مصدق به خیابان‌ها ریختند.
رسم و رسوم حکومت‌داری مصدق مخالفان و موافقانی داشته و دارد.
– من نمی‌خواهم که ما از مصدق بت درست کنیم، البته اون هم اشتباهاتی کرده بود.
– (دکتر مصدق) در 84 سالگی تسلیم بیماری شد.
ارزش‌های مشترک منتسب به امریکا و انگلیس:
– در اینکه دولت‌های خارجی نباید دخالت می‌کردند؛ شکی نیست.
ارزش‌های منتسب به شاه و نیروهای طرفدار سلطنت‌:
– شاه در 24 مرداد دستور عزل مصدق را صادر کرد و در 25 مرداد به او ابلاغ شد.
– شاه به بغداد گریخت.
– نظامیان دوباره دست‌به‌کار شدند.
ارزش‌های منتسب به آیت‌الله کاشانی و نیروهای مذهبی:
– ازجمله آیت‌الله کاشانی به مخالفت ورزیدن (با دکتر مصدق) شروع می‌کند.

مطلب مرتبط :  

پیش‌فرض:
– دکتر مصدق فرد اصلی و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت است.
– از خانواده اشرافی و شاهزاده بودن یک ضد ارزش است، بالعکس مردمی بودن یک اصل برای سیاست‌مداران ایرانی است.
– انقلاب مشروطه یکی از اتفاقات مهم و مثبت تاریخ معاصر ایران است.
– کودتا به هر شکلی و در هرزمانی محکوم است.
– دکتر مصدق در عرصه‌های مختلف اجرایی، قانون‌گذاری و علمی دارای سوابق درخشانی است.
– آیت‌الله کاشانی و سایر گروه‌ها بودند که از دکتر مصدق و جبهه ملی جدا شدند و نهضت را به بن‌بست کشاندند.
– دکتر مصدق تا آخرین لحظه زندگی خود به مبارزه ادامه داد.
– دکتر مصدق از طرفداری کامل مردمی برخوردار بود.
– کودتاچیان به دلیل استفاده از تانک و ارتش توانستند بر مردم مسلط شوند.
دلالت‌های ضمنی متن:
تلقین:
– دکتر مصدق از زمان رضاشاه سابقه مبارزه و فعالیت علیه استبداد را داشت و به خاطر این کار زندان، تبعید و مشکلات زیادی را متحمل شد و دست از مبارزه برنداشت.
– دکتر مصدق نماد ملی‌گرایی و استقلال‌خواهی و مبارزه با دخالت بیگانگان در تاریخ معاصر است.
– دکتر مصدق به خاطر مردم و حمایت از آن‌ها از جایگاه و طبقه اجتماعی خود گذشت.
– دکتر مصدق به آرمان‌های مشروطه وفادار بود و در آن راستا مبارزه و فعالیت کرد.
– سکوت دکتر مصدق در زمان‌ رضاشاه به خاطر تبعید و مشکلات بود که رضاشاه مسببش بود، والا وی در پی تأیید حکومت رضاشاه یا وضع کشور نبود.
– دکتر مصدق با یک پشتوانه اجرایی و علمی قوی و سابقه فعالیت در زمینه مبارزات ملی شدن صنعت نفت، پست نخست‌وزیری را قبول کرد.
– این سایر گروه‌ها و افرادی مانند آیت‌الله کاشانی و مکی و بقایی بودند که به ملی شدن صنعت نفت پشت کردند و دکتر مصدق را تنها گذاشتند ولی وی در این راه تا‌ آخرین لحظه ثابت‌قدم بود.