ا ، مددجویان با اقامت طولانی مدت از رابطه قدرت ، بیشتر در تقابل با مددجویان با اقامت کوتاه مدت استفاده می کنند و یا شاید بهتر باشد بگوییم در مقابل مددجویانی که نسبت به آن ها ، مدت اقامت کمتری دارند . لذا قربانی اصلی رابطه قدرت در واقع مددجویان با اقامت کوتاه مدت هستند که این نوجوانان نیز به نوبه خود به مددجویانی که در قیاس با آن ها دارای اقامت کمتری هستند ، احساس قدرت می کنند . از میان مددجویان جدیدورود ، نوجوانان دارای سو سابقه به دلیل آشنایی با مسایل داخلی محیط کانون و مددجویان مرتکب جرایم سنگین مانند قتل ( از نظر مددجویان افراد مرتکب بزه سنگین قابل احترام هستند ) تا حدی از آزار مددجویان قدیمی مصونیت دارند . طبق گفته های شرکت کنندگان ، رفتارهای جامعه پسندانه مددجویان با اقامت طولانی مدت ( چند سال اقامت ) در مقابل مددجویان با اقامت کوتاه مدت ، همان کمک مددجویان عضو شورا به سایر مددجویان برای رفع مشکلات زندگی در کانون است . غیر از این ، موارد دیگری در مصاحبه ها و بحث گروهی با مددجویان مطرح نشد. در زمینه ی رفتارهای ضد اجتماعی خود پسندانه هم باید گفت یافته ها حکایت از آن دارد که معمولا تعدادی از مددجویان این گروه ( بیشتر مددجویان مرتکب قتل ) کمتر از رفتارهای ضد اجتماعی خودپسندانه در تعامل با سایر مددجویان استفاده می کنند ، البته رفتارهای جامعه پسندانه ی قابل توجهی هم ندارند ، معمولا یک تعامل معمولی ، بدون آزار و اذیت ( یا بهتر است بگوییم با آزار کمتر ) بین این افراد و سایرین برقرار می شود . با رجوع به یافته ها می توان اظهار کرد ، بیشتر مددجویان پسر با اقامت بلند مدت ، معمولا از قدرت خود در مقابل مددجویان با اقامت کوتاه مدت ، از رفتارهای ضد اجتماعی خود پسندانه استفاده می کنند . مواردی که در همه مصاحبه ها و بحث متمرکز گروهی به آن اشاره شد شامل رفتارهایی چون امر کردن و زورگفتن به مددجویان جدید ورود ، محدود کردن اختیارات آن ها ، خطاب کردن مددجویان جدید با القاب و عناوین ناپسند ، خشونت کلامی و تمسخر مددجویان جدید و پیشنهاد برقراری رابطه جنسی با مددجوی جدید بود . همچنین در اکثر مصاحبه ها به این موضوع اشاره شد که پیشنهاد برقراری رابطه جنسی به مددجویانی که ظاهر زیبا و پوست سفید رنگ دارند ، زیاد است و مددجویان فاعل ، اکثرا ، مددجویانی با این خصوصیات ظاهری را به عنوان مفعول برمی گزینند . از دیگر رفتارهای ضد اجتماعی خود پسندانه که از گروه طولانی مدت در مقابل گروه کوتاه مدت سر می زند یعنی هر کس که اقامت بیشتری در کانون دارد نسبت به افرادی که مدت اقامت کمتری دارند ، در استفاده از امکانات عمومی کانون حق بیشتری برای خود قائل است . در اکثر مصاحبه ها مطرح شد که رابطه جنسی ، علاوه بر مورد فوق ذکر ، میان مددجویان بزرگتر از نظر سنی ( در نقش فاعل ) و مددجویان کوچکتر ( در نقش مفعول ) نیز گاهی وجود دارد. همچنین برخی از مددجویان ابراز داشتند که رابطه ی هم جنس گرایانه با مفعول شدن مددجویان افغان و فاعل بودن مددجویان ایرانی نیز برقرار شده است . مددجویان در مصاحبه ها علت برقراری رابطه هم جنس گرایانه را محرومیت از داشتن رابطه ی دگر جنسی در مدت حبس و احساس لذت ناشی از آن برای فاعل و در مقابل تامین نیازهای فرد مفعول ( مواردی چون پول ، کارت تلفن ، لباس و قرص ترامادول ) بیان کردند که البته علل دیگری هم می تواند داشته باشد. در هیچ یک از مصاحبه ها به اعمال زور در برقراری رابطه و به بیان بهتر تجاوز جنسی در تعامل مددجویان با یکدیگر مطرح نشد . شرکت کنندگان در پژوهش ، در مورد مکان برقراری رابطه ی هم جنس گرایانه به سرویس های بهداشتی خوابگاه ها ، باشگاه و کارگاه ها اشاره کردند . همچنین تعدادی از مددجویان در مصاحبه ها ابراز کردند که در ساعت خاموشی شب از تخت های واقع در یکی از 4 کنج خوابگاه ها که دید کمتری در دوربین دارد و میان مددجویان به زاغه100 معروف است ، گاهی اوقات جهت برقراری رابطه هم جنس گرایانه استفاده می شود ، به خصوص این که طبق گفته های مددجویان و مراقبین ، به دلیل کمبود مراقب در برخی از شیفت های شب ، سرکشی هر مراقب از 5 خوابگاه و بازگشت مجدد او ، حدودا 45 دقیقه طول می کشد و فرصت کافی برای برقراری رابطه جنسی وجود دارد. تعامل بر مبنای قدرت ، باعث ایجاد تنش و درگیری در میان مددجویان می شود . در تمام مصاحبه ها ، مددجویان به کیفیت پایین تعاملات با یکدیگر اذعان داشتند و بیان کردند که بیشتر اوقات آن ها با یکدیگر ، با دعوا و درگیری سپری می شود و در دو شکل کلامی و فیزیکی اتفاق می افتد ، البته طبق یافته ها ، سهم دعواهای کلامی بیشتر از درگیری های فیزیکی است و بیشتر هنگام استقرار در خوابگاه ها رخ می دهد . نکته ی قابل تامل این است که تمام مددجویان علت این همه دعوا و درگیری با یکدیگر را مسایلی پوچ و بی اهمیت می دانستند . مددجویان در پاسخ به سوال علت دعواها ، بیشتر زورگویی و آزار مددجویان قدیمی و جدید و برتر دانستن خود در استفاده از امکانات عمومی کانون نسبت به سایر مددجویان ابراز کردند که موجبات نارضایتی سایر مددجویان را فراهم می آورد ، و از جمله عوامل زمینه ساز درگیری ها میان مددجویان است ( مانند نوبت تلفن ) . چشم تو چشم شدن101 ، شوخی با یکدیگر که با فحاشی در ادامه شوخی ، کار به درگیری می کشد . در یکی از مصاحبه ها مطرح شد از آنجایی که یکی از تنبیه های غیر بدنی در کانون ، انجام نظافت است ، مددجویانی که نوبت نظافت شب دارند با حربه ی طرح نقشه ی دعوا و تحریک یکدیگر ، این نوبت نظافت را به گردن مددجویی که تحت تاثیر تحریک آن ها وارد دعوا شده است ، می اندازند . فاش کردن رازهای یکدیگر ، انتقال صحبت ها و سخن چینی باعث شده که مددجویان بسیار به یکدیگر بی اعتماد شده و به بحث و جدل بپردازند . طبق مشاهدات رفتارهای تخریب گرایانه ی مددجویان نسبت به یکدیگر مانند توهین به یکدیگر بر مبنای نوع بزه همدیگر ، توهین به وضعیت اقتصادی – اجتماعی و تعداد سوابق یکدیگر ، از دیگر عوامل مهم در ایجاد دعوا و درگیری میان مددجویان است .
همه ی مددجویان با اقامت کوتاه مدت : ” قدیمی ها خیلی زور میگن ، میگن برو آب بیار ، نوبت نظافت گردن آدم میندازن ، نمیذارن آدم از رو تختش بیاد پایین ، تا دو ، سه ماه جواب سلام آدم و نمی دن . همون روز اول ایستگاه102 آدم و میگیرن . مثلا میگن برو از کلید داری سشوار بگیر بیار ، مددجو هم میره کلید داری میگه ، سشوار رو بده ، مراقب هم یدونه پسی ( پس گردنی ) میزنه به مددجو که بره . “
همه مددجویان با اقامت بلند مدت : “وقتی مددجوی جدید ورود میاد ایستگاشو میگیرن ، باهاش هم تا چند ماه حرف نمی زنن که شاخ نشه . “
مددجو با اقامت بلند مدت : “وقتی یه مددجو جدید میارن ، بچه ها بهش میگن پلشت ، خدنگ ، چلکس ، اسکل ، اگه کارتون خواب باشه بهش میگن سگ بغل کن ، گربه نازکن ، بعد یه مدت که بگذره ببینن ، بچه ی پرویی نیست ، شاخ بازی در نمیاره . کم کم باهاش خوب میشن . “
مددجو یا اقامت طولانی مدت : “جدیدورود که میاد ، بچه ها میگن … جدید اومده ( یک واژه بسیار رکیک به معنای برقراری رابطه جنسی که قابل ذکر در پژوهش نمی باشد .) بعد دوره اش می کنن ، ببینن ، چی میخواد ، قرصی ، لباسی ، کارت تلفن ، اون چیزی رو که میخواد بهش میدن ، بعد باهاش رابطه برقرار می کنن . “
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “وقتی جدیدورود میاد ، با قدیمی ها فنچ می شه ، یعنی با هم دوست دختر ، دوست پسر میشن . “
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “جدیدورود که میاد دستش به شلوارشه وقتی میخواد بخوابه ، تا چند شب هم با چشم باز میخوابه . “
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “یه بار یکی از رفیقام ( مددجو با اقامت طولانی مدت ) با یکی از گروه پایینی ها ( مددجوی کم سن تر ) رفتن تو دستشویی برای …. ، چند تا از این بچه دستمال کش ها فهمیدن رفتن لوشون دادن . “
3 نفر از مددجویان با اقامت طولانی مدت : “اینجا به بچه های سفید و بر رو دار زیاد گیر میدن که …. ، اگه جدید ورود ، سفید باشه دوره اش می کنن ، دست از سرش بر نمی دارن . “
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “من چند بار با این بچه افغانی ها که چشم بادومی دارن مثل دخترا می مونن ، رابطه داشتم ، بهشون کارت تلفن می دادم . اول اون می رفت تو دستشویی ، 5 دقیقه بعد من میرفتم تو دستشویی . قبلنا میذاشتن از این چیزای بافتنی مثل جاسویچی درست کنیم . من از اینا هم میدادم به طرفم . “
مددجو با اقامت طولانی مدت : “الان دو نفر از این گروه پایینی ها هستن که بچه ها رو شاد می کنن . مثلا یکی از جاهایی که میرن دستشویی های کارگاه هاست ، صبح ها، ساعت 10، دستشویی های کارگاه رو باز می کنن ، یکی میره دستشویی ، اون یکی هم چند دقیقه بعدش اجازه میگیره ، میره همون دستشویی . “
مراقب : “متاسفانه چند مورد است که از مسایل لاینفک زندانه ، مثل روابط جنسی میان بچه ها ، مثل مصرف قرص ، مثل خالکوبی ، که ما هرکاری هم بکنیم باز نمی تونیم جلوشون بگیریم . بعضی از بچه ها ، بیشتر قدیمی ها یه پارچه می اندازن روی تخت شون ، سوله103 درست می کنن ، چون قدیمی هم هستن ، حرف مراقب را گوش نمی کنن که بردارن ، بعد ممکنه اونجا هرکاری بکنن . متاسفنه تعداد مراقب ها تو شیفت شب کمه ، تا مراقب بخواد 5 تا خوابگاه رو سرکشی کنه و برگرده ، حداقل 45 دقیقه طول میکشه تو این مدت هرکاری بخوان می تونن بکنن . “
مراقب : ” معمولا همکاران ، روابط جنسی مددجوها رو گزارش نمی دن چون اون وقت برای خودشون بد میشه . مسوول بالادستی توبیخش می کنه که چرا حواسش نبوده . ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “رفتار بچه ها نسبت بهم خیلی وحشیانه است . همش سر چیزای الکی دعواست ، سر نوبت تلفن ، سر فحش مادر ، سر همه چی دعوا میشه . “
مددجو با اقامت طولانی مدت : “سر هر چیزی دعواست . سر تلفن ، سر چیزای الکی. سر شوخی . شوخی می کنن. بعد شوخی شوخی بهم فحش میدن بعد دعوا میشه . مثلا میشینن رو تخت هاشون ، بهم گیر میدن . یکی از اون ور به یکی از این ور گیر میده . مثلا به بغلیش میگه هی این فلانی رو می بینی همین که بلیز آبی تنشه این نمی دونم فلانه … . مثلا میگه خواهرشو روز ملاقات دیدم روسری قرمز سرش بود اسمش این بود ، بعد همین جوری بلند بلند میگه تا اون یکی بالاخره جوابشو بده . اگه طرف محل نده داد میزنه هی آنتن بده ، بهت بربخوره ، هی بلیز آبی ، به خودت بگیر ، تا این که دعوا بشه . به خاطر همین حرفهاست که من خوشحالم خواهر ندارم .”
4 – 2 – 4 – 3 : راه های تقویت قدرت
طبق مصاحبه ها ، مددجویان گروه { پ / الف / ط } بیشتر در تعاملات

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی