و پس از بررسی لازم،در برنامه‌های درسی‌ دوره‌های تحصیلی ابتدایی،راهنمایی و متوسطه گنجانده شود.
2-1-16 برنامه های جامع سوادرسانه ای چگونه اند؟
برنامه های آموزش رسانه ای باید بر این ویژگیهای کلیدی تأکید ورزند: توسعه مهارتها و ارزش های شناختی، عاطفی و رفتاری ـ در تجربه ای کل نگرـ مرتبط با محیط اجتماعی فرهنگ و کشور خود و حتی مردم کشورهای دیگر. گرچه می توان بر آماده سازی مخاطبان از طریق توسعه مهارتهای شناختی و برداشت از ارزشها تأکید کرد که برای تفسیر محتوای رسانه ای به نفع رفتار اجتماعی متناسب باشد، لازم است توجهات به مداخله «فعال» در واکنش به رسانه های خاص و حتی اصلاح آنها معطوف شود. برنامه سواد رسانه ای در صورتی معنی دارتر و مؤثرتر خواهد بود که؛
سازمان یافته و مستمر باشد (یک تجربه کوتاه و مختصر نباشد بلکه برنامه ای باشد که در طول زمان و توسط تعدادی از افراد و نهادها و در صورت امکان در بیش از یک منطقه به کار برده شده باشد).
مبتنی بر پژوهشهای شناخته شده ای باشد که معتبر و متناسب هستند؛
نتایج آن در طی زمان با استفاده از آزمودنیها مورد آزمون و ارزشیابی قرار گرفته باشد؛
قابلیت الگوبرداری در نقاط دیگر را به دلیل وسعت و دیدگاه وسیع نسبت به ارزشها و اشکال متکثر داشته باشد؛
مواد چاپی و سمعی و بصری مفصلی جهت پشتیبانی از توسعه مفهومی فراهم کرده باشد.
آموزگاران و مدیران و نیز والدین و فرزندان شان باید از ابتدا اهداف آموزش رسانه ای، اصول زیربنایی آن، روشهای انتخابی برای دستیابی به آن اهداف و شیوه های ارزشیابی نتایج در طول زمان را درک کنند و در مورد آنها به توافق برسند. آموزش بزرگسالان و نوجوانان جهت ارتقای سوادرسانه ای متضمن مشارکت و همکاری است تا قابلیت پردازش رسانه ها توسط افراد پرورش یابد به گونه ای که از کلاس درس فراتر رود و در محیط وسیع تری به کار گرفته شود؛ محیطی که در آن با رسانه ها در سراسر طول زندگی شان سروکار دارند. تعهد به آموزشِ سوادِ رسانه ای مؤثر، مستلزم پشتیبانی اداری مستمر و عملی همراه با اشتراک نظر در مورد اهداف، اصول مفهومی و روشهای مناسب برای تدوین برنامه های مطالعاتی است. از این رو، چالشی که بر سرراه آموزگاران، مدیران و گاه والدین وجود دارد این است که به انواع گوناگون تأکیداتی که سایر مطالعات رسانه ای به عمل آورده اند، دقیقاً توجه کنند و مشخص کنند کدام بنیانهای نظری، اصول مفاهیم رسانه ای و اهداف و روشها برای بافت آموزشی و فرهنگی و نیز مقاصدشان مناسب تر است. آن گاه باید برای تحقق این موارد با یکدیگر به همکاری بپردازند. (ایزدی، پیروز، 1385 : 67)
2-1-17 الگوهای موضوعی در آموزش رسانه ای:
آموزش و نقد رسانه ای در سالهای اولیه اغلب موضعی اخلاق گرایانه داشت. این امر به ویژه در مورد سازمانهایی مصداق داشت که به اشاعه دیدگاهها و دستور کارهایی می پرداختند که نفع عمومی را در نظر داشتند. گروههای شهروندان ذی ربط و گاه کل اعضای کلیساها در پی حذف محتوای رسانه ای قابل ارائه از طریق کتابخانه ها و دکه های روزنامه فروشی، سپس سینماها و در مرحله آخر برنامه های رادیو و تلویزیونی و سی دی فروشی ها برمی آمدند. آموزشگران و پژوهشگران به تدریج وارد حوزه تحلیل رسانه ها با دیدگاه ها و مقاصد عینی تر و بی طرفانه تر شدند. نقد رسانه ای به طرز فزاینده ای تکثرگرا، غیرجهت دار و غیرارزشی شد. موجی از نگرانی ها در خصوص رسانه ها در بخش هایی از جهان در بافتهای اجتماعی و اقتصادی نومیدکننده ایجاد شد که همراه با داوریهای ارزشی محکمی بود که علیه «امپراطوری های» رسانه ای صورت می گرفت و اغلب آنها را با منافع اقتصادی و سیاسی خاصی مرتبط می دانست. دیدگاه های مذهبی که نسبت به زبان و رفتار (به ویژه مواردی که به فعالیتهای جنسی و خشونت آمیز مربوط می شدند) نگرانی داشتند، در مراحل بعدی تحلیل های فرهنگی ـ زیبایی شناختی، جای خود را به نقدی رسانه ای دادند که بر واکنش، مسئولیت و پاسخگویی نسبت به ساختارهای رسانه ای به منظور رهایی عامه مردم از سلطه فرهنگی، اقتصادی یا طبقاتی تأکید می کرد. گرچه الگوها طی دهه ها همپوشی پیدا کردند، اما به ترتیب بر ارزشهای مذهبی و حقانیت اخلاقی (رهیافت مصونیت ساز)، سپس پاسخگویی توأم با تشخیص و حساسیت (بیننده منتقد) و در دوره های اخیرتر، به ویژه در کشورهای جهان سوم، بر مقاومت و شورش ضدرسانه ای، حتی انقلاب مصرف کنندگان و در موارد افراطی مانند رسانه های اجتماعی تأکید می ورزیدند. این سه الگو در آموزش رسانه ای (۱۹۸۴) در یک بررسی توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) منعکس شده است.
البته زمینه نظری تکوین رهیافت هایی که نسبت به رسانه ها وجود دارد، در مدل های ارتباطی پی درپی بازتاب یافته است: محرک ـ پاسخ مستقیم (تأثیرتزریقی)؛ استفاده و رضا مندی (آنچه مردم با رسانه ها انجام می دهند)؛ نظریه کاشت، مطالعات فرهنگی و نشانه شناسی (نمادها، تصاویر، اسطوره ها) و نظریه مارکسیستی (هژمونی و ایدئولوژی به عنوان نیروهای محرک در رسانه ها). پیت و ژیرو 39(۱۹۹۷) به درستی خاطرنشان ساختند که مطالعات رسانه ای در آمریکا بازتاب دو بنیان نظری نخست و برخی از مبانی مربوط به گروه سوم می شود. در حالی که آموزش رسانه ای اروپایی در بخشهایی از این شاخه سوم با نوع آمریکایی اشتراک دارد، اما بر آخری تأکید دارد.
2-1-18 چرا آموزش سواد رسانه‌ای اینقدر مهم است؟
در فرهنگ رسانه ای جهانی، افراد به دو مهارت نیاز دارند تا بتوانند شهروندانی مسئول باشند. این دو مهارت شامل: تفکر انتقادی و بیان عقاید شخصی است. سواد رسانه ای این دو مهارت هسته ای را در بر دارد. سواد رسانه ای شهروندان آینده را قادر می سازد که مطالب سیاسی را دسته بندی و تفکیک کنند و فهم، درک، مشارکت و تبادل نظر در مباحث عمومی داشته باشند و در نهایت تصمیمات مهمی را در پای صندوق های رای بگیرند.
استفاده بسیار زیاد از رسانه و غرق شدن جامعه در رسانه ها
چه مدت زمانی را در طول روز یک شخص به بازی های ویدیویی، تلویزیون، موسیقی پاپ، رادیو، روزنامه ها، مجلات، تابلوهای تبلیغاتی و اینترنت و حتی تی شرت ها! توجه می کند؟ ما در یک روز بیشتر در معرض پیام های رسانه ای هستیم تا به پدرها یا پدربزرگ هایمان تعامل داشته باشیم. سواد رسانه ای به ما مهارت هایی را می آموزد که برای در امان ماندن از تاثیرات انبوه تصاویر و پیام ها در طول زندگیمان به انها نیاز داریم.
تاثیر رسانه بر شکل دادن ادراک،عقاید و طرز فکر
روشن است که تجربیات رسانه ای تاثیر مهمی بر نحوه درک ما، تحلیل ما و عمل ما در دنیایمان دارد. آموزش رسانه ای می تواند در درک این تاثیرات به ما کمک کند تا به این تاثیرات وابسته نشویم و از آن ها جدا شویم.
اهمیت روزافزون اطلاعات و ارتباطات تصویری
در حالی که زندگی ما تحت تاثیر تصاویر دیداری، از لوگوها و بیلبوردها به اندازه ساختمان گرفته تا وب سایت های اینترنتی است، متاسفانه هنوز در مدارس ما جزوه چاپی تدریس می شود. از آنجا که ما در دنیای چند رسانه ای زندگی می کنیم، ضرورت دارد تا تغییر اساسی در اموزش جزوه های سنتی صورت گیرد و نحوه خواندن لایه های مختلف اطلاعات بر اساس تصاویر، اموزش داده شود.
اهمیت اطلاعات در جامعه و ضرورت یادگیری دراز مدت
پردازش اطلاعات و خدمات اطلاعاتی هسته اصلی بهره وری ملت ما را تشکیل می دهد، ولی رشد صنایع رسانه ای جهانی، همچنان صداهای مستقل و تصاویر متفاوت را به چالش می کشاند. اموزش رسانه ای می تواند به مخاطبان کمک کند تا بتوانند که اطلاعات از کجا می ایند، این مطالب برای جذب مخاطبان از چه راه هایی بهره می جویند و اینکه چطور عقاید آنان را تحت تاثیر قرار می دهند. (ایزدی، پیروز، 1385 :55)
2-1-19 مزایای آموزش سواد رسانه ای برای مخاطبان:
سواد رسانه ای نیازهای مخاطبان را در موارد زیر برطرف می کند:
استفاده کنندگانی متفکر در برخورد با رسانه ها باشند
مدیریت اطلاعات داشته باشند و تسلیم ابزارهای چند رسانه ای قدرتمند فرهنگ رسانه ای جهانی نشوند.
تفکر انتقادی نسبت به محیط رسانه ای داشته باشند و خود را تسلیم هر پیامی نکنند. زمانی که این رویگرد درونی می شود، تفکر انتقادی حتی می تواند ماهیت زندگی را شکل دهد.
فرصتی را برای ترکیب موضوعات و مدیریت اطلاعات برای مخاطبان فراهم می کند تا در زمان نیاز، از اطلاعات دسته بندی شده خود در برخورد با مسائل مختلف استفاده کنند.
توانایی و مهارت مخاطبان را افزایش می دهد تا بتوانند ارتباطی دوسویه و تعاملی با محتوای پیام های رسانه ای برقرار کنند و عقاید و افکار خود را در سطح گسترده اشکال رسانه های چاپی و الکترونیکی و بین المللی مطرح سازند.
با تاکید بر مهارت های مرحله ای نسبت به دانش محتوایی، مخاطبان این توانایی را به دست می آورند که هر پیامی را در هر رسانه ای تحلیل کنند. و به این ترتیب برای زندگی در سپهر رسانه ای که غرق در فرهنگ رسانه ای است، آمادگی پیدا می کنند.
سواد رسانه ای مانع ثابت بودن می شود؛ چرا که فناوری های ارتباطی دایم در حال نو شدن و تغییرند. از سوی دیگر، چارچوب ها را مشخص می کند تا مخاطبان بتوانند براساس این چارچوب، پایه ای بسازند داخلی و چه در سطح بین المللی، همواره به تحلیل و بررسی پیام ها بپردازند. با تکرار و تمرین در طول زمان، آنان قادر خواهند بود تا فهرست اولیه ای از مهارت ها تهیه کنند که برای تعامل در فرهنگ رسانه ای جهانی موثر باشد؛ فرهنگی که آن ها در تمام طول زندگی با آن سروکار دارند.
نه تنها به نفع شهروندان، که به نفع جامعه نیز هست؛ زیرا ابزارها و روش هایی را فراهم می آورد تا با ایجاد فضایی قابل احترام درک متقابل شکل گیرد و مهارت های شهروندی را که برای شرکت در بحث های عمومی لازم است، فراهم کند.(پاتر، جیمز، 2005: 35)
2-1-20 دلایل آموزش سواد رسانه ای از نگاه باری دونکان:
«باری دونکان40» عضو انجمن سواد رسانه‌ای کانادا، دلایل زیر را برای آموش سواد رسانه‌ای ذکر می کند:
1 – رسانه‌ها بر حیات فرهنگی و سیاسی ما سلطه دارند.
۲ – تقریبا همه اطلاعات جز مواردی که به‌صورت مستقیم تجربه می‌کنیم رسانه‌ای شده‌اند.
۳ – رسانه‌ها قادرند مدل های ارزشی و رفتاری پرقدرتی خلق کنند.
۴ – رسانه‌ها بدون آنکه خود آگاه ما را فعال کنند بر‌ناخودآگاه ما تاثیر می‌گذارند.
۵ – سواد رسانه‌ای می‌تواند مصرف رسانه‌ای ما را لذت بخش‌تر کند و رابطه انفعالی برخورد با رسانه‌ها را به یک رابطه فعال تبدیل کند.
اما علاوه ‌بر دلایل گفته شده که هر یک متناسب با رویکرد خاصی هستند، دلایل دیگری نیز برای این آموزش می‌تواند وجو

مطلب مرتبط :   موالی، عرب، سپاه، خراسان، دیوان
دسته بندی : علمی