، باید با هدف موقوفات هماهنگ باشد. همانطور که تصریح شد تمامی هویتهای جمعی بنا بر اصل برابری در پرداخت هزینههای عمومی، مشمول مالیات قرار میگیرند، در خصوص موقوفات آن هم از نوع عام چنین فرض میشود که درآمد حاصل شده از مال موقوفه در راستای منفعت عمومی مصرف میشود که همگان حق استفاده از آن را دارند. بنابراین به دلیل آنکه پس از انجام وقف، صاحب این درآمد حاصل از موقوفه، اشخاص مختلف و بیشماری هستند و بخشی از هویتهای جمعی به شمار میروند، لذا تقسیم اینگونه درآمد موقوفه به منزله پرداخت مالیات میباشد. بر همین اساس موقوفات خاص را نمیتوان مشمول این معافیت دانست، زیرا درآمد آنها به اشخاص خاصی اختصاص مییابد. بر این اساس رأی ه/75/91 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری مورخ 11/5/1376 که به استناد نظریه شورای نگهبان، موقوفات خاص را مشمول این معافیت دانسته است، صحیح به نظر نمیرسد. این معافیتهای بدون دلیل، به نوعی نقض بارز برابری مالیاتی میباشد.464
11: معافیت مالیاتی فعالیتهای انتشاراتی، مطبوعاتی، فرهنگی و هنری
به موجب بند (ل) ماده (139) قانون، درآمد حاصل از فعالیت‌های انتشاراتی و مطبوعاتی‌، فرهنگی و هنری که به موجب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام ‌می‌شوند، از پرداخت مالیات معاف است‌.
به موجب دستورالعمل موضوع ماده (12) آیین نامه اجرایی تبصره (3) ماده (139) قانون مالیاتهای مستقیم، فعالیت انتشاراتی، به مجموعه فعالیتهایی اطلاق میشود که در فرایند آفرینش فکری، تولید فنی، پخش و فروش کتاب انجام میشود تا به صورت مکتوب و یا الکترونیکی عرضه و در بازار به دست مصرف کننده برسد.
همچنین فعالیت مطبوعاتی به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که در تولید و اشاعه خبر و اطلاع رسانی، انتشار و عرضه مطبوعات و نشریات شامل روزنامه و مجله یا دیگر انواع آن بصورت چاپی، الکترونیکی و یا از طریق رسانه های دیگر در دسترس و بهره برداری مردم قرار می گیرد.
فعالیت فرهنگی به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که برای توسعه ارتباطات فرهنگ، ترویج، عرضه، ارزشیابی، پژوهش، نقد و بررسی آثار فرهنگی و هنری، اجرای صحنهای و مبادلات فرهنگی و یا برای پر کردن اوقات فراغت و آموزشهای فرهنگی و هنری در جهت افزایش آگاهیهای عمومی صورت میگیرد. (نظیر جشنوارهها، نمایشگاهها، مسابقات، نقد و بررسی، مراسم و مجامع).
همچنین فعالیت هنری، به مجموعه فعالیتهایی اطلاق میشود که در فرآیند خلاقیت، تولید، تکثیر، اجرای صحنهای، نمایشی، هنرهای تجسمی و مرمت و بازسازی آثار تاریخی، فرهنگی و باستانی انجام میگردد.
فعالیت انتشاراتی، مطبوعاتی، فرهنگی و هنری از جمله فعالیتهایی هستند که مورد نگاه حمایتی قانونگذار قرار گرفتهاند. چنانچه مبرهن است این نگاه حمایتی نه بواسطه سیاستهای اقتصادی دولت است و نه در جهت رعایت عدالت توزیعی میباشد.
مطابق فهرست فعالیت‌های مشمول معافیت موضوع بند (ل) ماده 139 قانون مالیات‌های مستقیم، نوع فعالیت انتشاراتی انتشار کتاب است که فعالیتهای مشمول دیگری همچون نویسندگی (تحقیق، تألیف، ترجمه، تصحیح، گرد آوری) ویراستاری، صفحه آرایی، صفحه‌بندی، حروفچینی، خطاطی، طراحی جلد، بازنویسی، نشر کتاب اعم از کاغذی یا الکترونیکی و پخش و فروش کتاب را شامل میشود.
در حوزه مطبوعاتی نیز دو نوع عمده از فعالیتهای این حوزه که شامل تولید و نشر اطلاعات و انتشارات نشریات و مطبوعات میباشد، مشمول معافیت قرار گرفتهاند. در این حوزه نیز همچون حوزه انتشارات فعالیتهای گستردهای مشمول معافیت قرار گرفتهاند که عبارتند از تولید خبر، عکاسی، نقد و بررسی خبر، خبرگزاری، تفسیر، تولید و پردازش اطلاعات، اطلاعات رسانی مکتوب یا الکترونیکی که شامل آگهی و تبلیغات نخواهد شد. و همچنین فعالیتهایی نظیر نویسندگی، گزارشگری، تفسیر و نقد خبر، روزنامه نگاری، عکاسی، گرافیست و کاریکاتور مطبوعات، مدیریت تحریریه مطبوعاتی، نشر و پخش و فروش نشریات و مطبوعات مشمول معافیت مالیاتی بند (ل) ماده (139) قرار گرفتهاند.
در حوزه هنری نیز فعالیتهای بسیاری در 4 دسته مشمول معافیت قرار گرفتهاند که دسته اول465 مربوط به فعالیتهایی نظیر تولید، تکثیر، توزیع و نمایش فیلم و دسته دوم466 شامل تولید، تکثیر، توزیع و اجرای صحنه‌ای موسیقی، پخش و فروش آثار صوتی و تصویری، دسته سوم467 شامل تیاتر و نمایش صحنه‌ای و دسته چهارم468 نیز شامل انواع فعالیتهای که در زمره هنرهای تجسمی قرار گرفتهاند.
فعالیتهای فرهنگی نیز در 5 دسته تقسیم بندی شدهاند که عبارتند از مسابقات فرهنگی و هنری، جشنواره‌های فرهنگی و هنری، نمایشگاه فرهنگی و هنری، مراسم و مجامع فرهنگی و هنری و سایر نشست‌های فرهنگی و هنری و کتابخانه عمومی شامل راه‌اندازی کتابخانه عمومی و اداره آن را در بر می‌گیرد، مشمول معافیت مالیاتی مندرج در بند (ل) ماده (139) قانون قرار گرفتهاند.
چنانچه ملاحظه میشود، بخشهای انتشاراتی، مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، طیف وسیعی از فعالیتها را شامل میشود. که مستفاد از این گستردگی ما را به این نکته رهنمون میسازد که اساساً معافیت مزبور هدف خاصی را دنبال نمیکند. چرا که بسیاری از این فعالیتها نه در قالب هنر جای دارند و نه فرهنگ بلکه مجموعه فعالیتهایی هستند که بدون نیاز به هیچگونه حرفه و هنری خاص، به قصد انتفاع انجام میگیرند. بنابراین وضع معافیت برای این دسته از فعالیتها به دلیل حمایت از حوزه هنر و فرهنگ نمیباشد.
به نظر میرسد حمایت از فعالیتهای فرهنگی و هنری ضرورتی باشد که لازم باشد دولتها تسهیلاتی برای این بخش منظور دارند. اینکه این تسهیلات از چه نوعی باشند محل بحث ما نبوده لیکن با کمی اغماض این مطلب را مورد پذیرش قرار داد که چنانچه جنبه فرهنگی یا هنری فعالیتهای مزبور بر جنبه انتفاعی و تجاری آنها غلبه داشته باشد، تسهیلات مالیاتی نیز آن هم به صورت موقتی با اعمال شرایط ویژه مورد قبول خواهد بود.
چنانچه مشاهده میشود شرط اولیه معافیتها که همانا رعایت مدت است در این بند به چشم نمیخورد و بند مذکور در این زمینه سکوت نموده که نشانگر دائمی بودن این نوع معافیت است. بر این اساس میتوان به جهت عدم رعایت مدت زمان اعطای این معافیت و اینکه این موضوع بر تداوم نابرابری میانجامد، نوعی نابرابری و بیعدالتی ایجاد شده است.
آنچه از وضعیت مؤسساتی که به انجام این امور مبادرت دارند مشخص است، ضرورت حمایت و ارائه تسهیلات مالیاتی نمیتواند هدف موجه و مورد قبولی را در بر داشته باشد. آنچه واضح است این مؤسسات همانند سایر مؤسسات به انجام فعالیتهای اقتصادی مبادرت دارند و از بابت ارائه خدمات مبالغی را دریافت میدارند که در بعضی موارد میزان حقالزحمههای دریافتی آنها بواسطه نوع حرفه هنریشان و نیز تخصصی بودن امر، رقمهای سنگینی میباشد.

مطلب مرتبط :   کارکرد مغز نوجوانان چیجوریه؟ 

فصل دوم: بررسی اصول عدالت کیفری و رویهای مالیاتی در قانون مالیاتهای مستقیم
در فصل قبل مباحث مربوط به عدالت کیفری و عدالت رویهای را با توجه به ماهیت و نیز جایگاه طرح موضوع آنها که عمدتاً کاربرد آنها در مباحث مربوط به مرحله رسیدگی به دعاوی و اختلافات است، ذیل عنوان عدالت قضایی بررسی نمودیم. در این فصل بنا داریم با استفاده از اصول مذکور در فصل قبل، میزان پایبندی قانون مالیاتهای مستقیم به اصول عدالت کیفری و عدالت رویهای را که مربوط به مباحث نظام قضایی است را بررسی نماییم.
بر این اساس قانون مزبور، ابتدا از جهت رعایت اصول عدالت کیفری و سپس اصول عدالت رویهای مورد مداقه قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: بررسی اصول عدالت کیفری در قانون مالیاتهای مستقیم
در بخش قبل به تعدادی از اصول عدالت کیفری اشاره نمودیم که از یک طرف به دنبال رعایت حقوق مؤدیان متهم یا بزهکار در جریان رسیدگی قضایی و شبه قضایی و نیز اعمال مجازاتهای مالیاتی مناسب است و از طرف دیگر رعایت حقوق هویتهای جمعی را که از اولویتها نظام کیفری مالیاتی است را دنبال میکند. این اصول عبارتند از اصل تناسب جرم و مجازات، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، اصل تساوی افراد در برابر کیفر و اصل شخصی بودن کیفر.
این اصول نیز همانند سایر اصول عدالت مالیاتی در عین حالیکه به دنبال رعایت حقوق مؤدیان است، احقاق حقوق هویتهای جمعی که ما از آن به حقوق جامعه تعبیر میکنیم را تضمین مینماید. بر این اساس رعایت عدالت در نظام حقوق کیفری مالیاتی مستلزم مجازات مؤدیانی است که نسبت به حقوق جامعه بیتفاوتاند و با انجام اعمال مجرمانه و متقلبانه سعی در فرار از پرداخت مالیات دارند.
یکی از مهمترین بحثهای نظام حقوق کیفری مالیاتی آن است که چه نوع مجازاتهایی و با چه میزانی، مناسبترین سزا برای مؤدیان بزهکار و نیز کارسازترین ضمانت اجرا به منظور تمکین حداکثری مؤدیان میباشد.
آنچه مورد اتفاق است، مؤدیان بزهکار به واسطه انجام اقدامات مجرمانه و بزهکارانه خود و در صورت ایراد خسارت، حسب مورد دارای مسوولیت مدنی و مسوولیت جزایی خواهند بود. نکتهای که باید در این خصوص در نظر داشت آن است که برخی از جریمههای نقدی مندرج در قانون مالیاتهای مستقیم به منظور جبران خسارتی است که به دولت تحمیل شده است، بدون آنکه مجازات مؤدی مدنظر باشد.469 این نوع مجازات در فرضی است که اقدام مؤدی با سوء نیت همراه نباشد. چنانچه وی با پنهان کردن بخشی از درآمدهای خود با آگاهی و از روی عمد و نیز به قصد کسب منفعت سعی نماید تا از پرداخت مالیات فرار کند و سوء نیت وی نیز آشکار گردد، اقدام وی به منزله بزه مالیاتی تلقی میگردد. در این صورت نوع مجازات، مبتنی بر سیاستهای پذیرفته شده در هر نظام حقوق کیفری مالیاتی، جنبه جزائی یا مالی خواهد داشت که بر این اساس میتوان عمده مجازاتهای تعیین شده در قانون مالیاتهای مستقیم را به دو دسته مجازات مالی و مجازاتهای سالب حق و آزادی تقسیم نمود.
از آنجا که از منظر حقوق کیفری مالیاتی، هدف سیاست صحیح مالیاتی، پیشگیری از تخلف، تقلب و بزههای مالیاتی است، به نظر مجازاتهای مالی در برخی موارد قابلیت تحقق این هدف را خواهند داشت. این مطلب نافی اعمال سایر مجازاتها، که امکان اصلاح بزهکاران مالیاتی را دارد نخواهد بود، مجازاتهایی نظیر مصادره و توقیف بزهکار و یا اموال او، بازداشتهای کوتاه مدت و بلند مدت و محرومیت مؤدی بزهکار از حقوق اجتماعی و سیاسی نخواهد بود.470
در این بخش ضمن بیان هر یک از این مجازاتها، به میزان پیروی آنها از اصول عدالت کیفری از جهت تناسب جرم و مجازات، شخصی بودن مجازاتها، برابری در مقابل قانون و … خواهیم پرداخت.
اگر چه قانون مالیاتهای مستقیم به صراحت عنوان جرم یا بزه

مطلب مرتبط :   صفوی، صفویه، اسماعیل، گفتمان، به‌عنوان

دسته بندی : علمی