خداست. سپس فرمود:
منظورم ذکر “سبحان الله و الحمدلله و لاإله إلّا الله و الله اکبر” نیست، هرچند اینها نیز یاد خداست، بلکه منظورم یاد خدا هنگام روبرو شدن با حلال و حرام است، اگر کاری اطاعت خداوند، باشد انجام دهد و اگر نافرمانی باشد، رها کند.
این روایت آشکارا بیان می‌کند معنای صحیح ذکر این است که انسان در درون خویش خدا را با تضرع و ترس یاد کند هر چند ذکر زبانی نیز از نظر تربیتی دارای آثار مهمی است.
2.دل نبستن به موجودات مادی و محدود و ارتباط درونی خداوند در همه مراحل زندگی در شخصیت مسلمان، سر افرازی و عزّت پدید آسمان‌ها. این حالت از بزرگ ترین ویژگی های شخصیّتی و ذاتی یک مسلمان به شمار می‌رود، چرا که هر کس شیرینی یاد خدا را بچشد و وجود او را در زندگی او حس کند ، در برخورد با مسائل جزئی و کم ارزش زندگی که فکر مردم را به خود مشغول کرده رقابت و نزاع آنان را بر می انگیزد –احساس عزّت و برتری می‌کند .
3.بی‌اعتنایی و عدم وابستگی به دنیا حالت دیگری در شخصیت انسان مسلمان پدید آسمان‌ها که اطمینان، آرامش روانی و متانت به معنای اخلاقی آن خوانده می‌شود؛ خداوند متعال فرموده است:
 أَلَذینَ ءامَنُوا وَتَطمَئِنُّ قُلُبُهُم بِذِکرِ اللهِ ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ 
همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد .آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می‌یابد.
علت اینکه انسان با یاد خداوند متعال آرامش و اطمینان می‌یابد، این است که ارتباط عاطفی و درونی با مبانی ثابت و تغییرناپذیر، آسایش و آرامش روانی برای شخصیت انسان به ارمغان آسمان‌ها، اما اگر انسان در پی امور نا پایدار و گذرا باشد، همواره نگران از دست دادن آنها یا در هراس از رو به رو شدن با یک پیش آمد ناخواسته است و در نتیجه دچار ترس، نگرانی، ناراحتی، و پریشانی می‌گردد. انسان مؤمن خود را از وابستگی به دنیا این آزاد کرده و به ارزش‌های ناپایدار و زودگذر آن بی‌اعتناست و با خداوند متعال ارتباط قلبی و روحی دارد. روشن است وقتی انسان از نظر روحی و عاطفی به یک منبع پایدار و ثابت متّصل باشد طبیعتاً آرامش و اطمینان پیدا می‌کند:
یاأیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّهُ ارجَعِی إلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرضیَّهً فَالدخُلی فی عِبادِی وَادخُلی جَنَّتِی
ای نفس مطمئنه خوشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد و در میان بندگان من در آی و در بهشت من داخل شو.
 إنَّ الإنسانَ خُلِقَ هَلوعاً إذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً إذا مَسَّهُ الخَیرُ مَنوعاً إلَّا المُصَلِّینَ 
به راستی که انسان بسیار آزمند و بیتاب خلق شده است چون صدمه ای به او رسد عجز و لابه کند و چون خیری به او رسد بخل ورزد مگر نماز گذاران.
4.مؤمن در طول زندگی با سختی، گرفتاری، تنهایی و غربت روبرو می‌شود زیرا مردم ارتباط خود را با او قطع می‌کنند و او را مسخره و تکذیب می‌کنند و در دنیایی غیر از دنیای او به سر می‌برند. ایجاست که مؤمن به تنگ می‌آید و تاب از کف می‌دهد، به گونه ای که عقل او از پویایی و نفس او از پیشروی و اراده او از پایداری و ایستادگی باز می‌ماند و در نهایت به ناامیدی ، بد بینی و احساس ضعف و شکست می‌انجامد. آنچه این حالت را درمان می‌کند و به انسان گشادگی سینه می‌بخشد و امید، سر زندگی، پویایی و انگیزه برای تلاش در راه بندگی و جهاد در راه خدا را به او باز می‌گرداند، یاد خدا و احساس حضور او در زندگی است.
آیات متعددی از قرآن کریم برای دل گرمی و آماده سازی پیامبر در برخورد با سختی‌ها، تکذیب‌ها و مسخره گری‌ها نازل شده است:
 فَاصبِر عَلَی مَا یَقُولُونَ وَ سَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمسِ و قَبلَ غُروبِهَا وَ مِن ءانَاءِ الَّیلِ فَسَبِّح وَ أَطرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرضَی 
پس بر آن چه می‌گویند شکیبا باش و پیش از برآمدن آفتاب و قبل از فرو شدنِ آن، با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح‌گوی و برخی از ساعات شب و حوالی روز را به نیایش پرداز، باشد که خشنود گردی.
فَاصبِر إنَّ وَعدَاللهِ حَقٌ و استَغفِر لِذَنبِکَ وَ سَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ بِالعَشِیِّ وَالإبکارِ 
پس صبر کن که وعده خدا حق است و برای گناهانت آمرزش بخواه و در شامگاهان و بامدادان به حمد پروردگارت بپرداز.
 فَاصبِر عَلَی مَا یَقُولُونَ وَ سَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمسِ و قَبلَ غُروبِ وَ مِن الَّیلِ فَسَبِّحهُ وَ أَدبارَ السُّجُودِ 
و برآنچه می‌گویند صبر کن و پیش از بر آمدن آفتاب و پیش از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و بخشی از شب و در پس سجده ها او را تسبیح گوی.

مطلب مرتبط :   کعب، کعبالاحبار، ، پیامبر(، یهودی

نگرش مؤمن به زندگی
مؤمن درک جامع و فراگیری از موجودات و پدیده‌های زندگی دارد، به گونه‌ای که همه ابعاد هستی را از نظر مبدأ و غایت و سنت‌های حاکم بر زندگی در بر می‌گیرد. در این نگرش همه جانبه و فراگیر، هر چیزی ارزش واقعی خود را دارد، نه خوار و بی ارزش خوانده می‌شود، نه پرستش می‌گردد.
در تمدن‌های مادی و حتی تمدن مادی معاصر، دو رویکرد متفاوت در برخورد با پدیده‌های زندگی شکل گرفته است، که هر دو نتیجه طبیعی نگاه مادی به هستی است:
رویکرد نخست مبتنی بر پرستش جلوه‌های زندگی به ویژه لذت‌ها و هوس‌هاست؛ از این رو دنیا پرستی جای گزین طبیعی خداپرستی و دل بستگی به دنیا جای گزین دل بستگی به خدا و حقایق هستی می‌گردد.
رویکرد دوم زندگی را خوار، بی ارزش ، پوچ وبدون مبدأ و غایت وجودی می‌شمارد که در نتیجه آن، انسان در این دنیا احساس غربت، پوجی، سرگردانی و نگرانی می‌کند.
اما انسان مؤمن در پرتو ارتباط با خدا و تعامل با هستی در چارچوب جهان بینی اسلامی هر یک از پدیده‌های هستی و زندگی را در جایگاه طبیعی خود قرار می‌دهد و برای هر چیزی در حد قابلیت آن ارزش قایل است.
مؤمن از یک سو همه جلوه های این دنیا را أعراض وجود اگر چنین تعبیری درست باشد می‌داند، چرا که تنها حقیقت کامل و تامّ وجود خداوند متعال است و دیگر موجودات همه فنا پذیرند و هیچ یک از جلوه های زندگی از جمله ثروت ،همسر و فرزند هیچ ارزشی ندارند، مگر از این جهت که نعمت های الهی و اسباب خیر هستند؛ از این رو امکان ندارد مؤمن این امور را بپرستد و اجازه دهد قلب و فکر او را تسخیر کرده، جای گزین یاد خدا شومد ،ازسوی دیگر مؤمن جهان هستی را آفریده خداوند و همه پدیده‌های زندگی را نعمت الهی می‌داند که می‌تواند راه و ابزاری برای رسیدن به سعادت ابدی و خشنودی خداوند باشد و از این رو هیچ گاه زندگی را خوار و بی ارزش نمی‌شمارد و با آن به عنوان امری پوچ و بی معنا برخورد نمی‌کند.
همچنین بر این باور است که این دنیا مرحله‌ای از زندگی است که انسان در آن امتحان می‌شود تا نقش معینی را ایفا کند و باورها و رفتارهای خاصی را دنبال نماید. زندگی از نگاه مؤمن به معنای دست کشیدن از ارزش‌ها، فرو رفتن در لذت ها و پیروی از شهوات نیست. رویکرد انسان مؤمن به زندگی را می‌توان در سه امر زیر خلاصه کرد:
1.این دنیا نعمت و خیر الهی است که خداوند به این موجود فقیر و ضعیف (انسان) ارزانی داشته است. چنین نگرشی نه تنها انسان را به شکر وامی دارد، بلکه خوش بینی و سازگاری عاطفی با آن را نیز در او به وجود آسمان‌ها. برخی از مردم به نعمت های الهی (از جمله ثروت، همسر و فرزند) بدبین و بدگمان هستند، زیرا آنها را دام شیطان و ابزار فریب و نیرنگ او می‌پندارند، اما این پنداری نادرست است، چرا که همه اینها از نعمت های خداوند و مایه خیر و برکت هستند و به خودی خود دام شیطان نمی‌باشند، بلکه دلبستگی به آنهاست که انسان را در دام شیطان گرفتار می‌سازد.
2.این دنیا مرحله کوتاهی از حیات انسان و زمینه ساز زندگی جاوید است. کوتاهی و ناپایداری از ویژگی های این دنیاست و به همین جهت آن را دنیا نامیده‌اند، زیرا پست تر از آن است که قلب مؤمن را تصرف کند و محبوب و معشوق او قرار گیرد.
قرآن کریم و پیشوایان معصوم (علیه السلام) اهمّیّت فراوانی به پرورش این نوع نگرش در انسان داده‌اند، چرا که این نگرش اوجِ عواطف ایمانی و از ویژگی های مؤمن است:
أَرَضیتُم بِالحَیَاهِ الدُّنیا مِنَ الأَخِرَهِ فَما مَتَاعُ الحَیَاهِ الدُّنیا فِی الأَخِرَهِ إلَّا قَلیلٌ 
آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید؟ متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.
 إِنَّما مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ 
در حقیقت مثل زندگی دنیا بسان آبی است که آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین از آنچه مردم و دام ها می خورند با آن در آمیخت تا آنگاه که زمین پیرایه خود را بر گرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند ، شبی یا روزی فرمان [ویرانی] ما آمد و آن را چنان درو کردیم که گویی دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانه‌ها [ی خود] را برای مردمی که اندیشه می‌کنند به روشنی بیان می‌کنیم.
… وَ فَرِحُوا بِالْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ مَتاع‏ 
…وآنان به زندگی دنیا شاد شدند، در حالی که زندگی دنیا در [برابر] آخرت جز بهره ای [ناچیز] نیست.
 وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاهِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقْتَدِراً الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً 
و برای آنان زندگی دنیا را مَثَل بزن که مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم و به آن گیاه زمین [سرسبز می‌شود و] در هم فرو می‌رود، امّا بعد از مدّتی [چنان] خشک می‌شود که بادها پراکنده‌اش می‌سازند و خداست که بر همه چیز تواناست مال و فرزندان زیور زندگی دنیایند و ارزش های ماندگار نزد پروردگارت، بهتر و امیدبخش ترند.
 وَ ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ 
این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست و زندگی حقیقی همانا [در] سرای آخرت است، ای کاش می دانستند.
علاوه بر ای

مطلب مرتبط :   شروان، شروانشاه، حیدر، یعقوب، جنید

  • 2
دسته بندی : علمی