تحقیق مانع کسب اطلاعات صحیح‌تر می‌شد این موضوع بود که زنان مسن، محجبه و مخصوصاً افرادی که دارای تحصیلات کمتری بودند و از جایگاه اجتماعی پایین‌تری محسوب می‌شدند به سختی حاضر به مصاحبه می‌شدند؛ لذا محقق به ناچار مصاحبه های خود را با افراد جوان تر و تحصیل کرده تر انجام داده است و اطلاعات لازم در زمینه دیگر اقشار را از طریق اطلاع رسان ها دریافت کرده است.

5-4- پیشنهاد های تحقیق
اصلی‌ترین پیشنهاد محقق نسبت به موضوع پوشش زنان ایرانی این است که، از آنجا که در تحقیق پیش رو عوامل تأثیر گذار متنوعی و گسترده ای بر پوشش زنان برشمرده شده است و در اکثر این عوامل، وجوه متکثر و مشروط دیگری نیز نهفته است؛ شایسته است محققانی با در نظر گرفتن نتایج این تحقیق اقدام به بررسی میدانی و علمی هر کدام از عوامل ذکر شده کرده و میزان و چگونگی تأثیر گذاری آن‌ها را به صورت مفرد و عمیق بررسی نمایند.
در واقع تحقیق حاضر می‌تواند مبنای برای ده‌ها تحقیق کمی و کیفی دیگر باشد که کدام بتواند عوامل کلی ذکر شده در این تحقیق را بررسی عمیق‌تر و موشکافانه تر بنماید. به زبان ساده تر تحقیق پیش رو با جمع کردن مجموعه عوامل همانند پهنه ای گسترده از عوامل است که نیازمند عمق دهی بیشتر است.

منابع و مأخذ:

• اسپردلی، جیمز، پژوهش فرهنگی، مردم نگاری در جوامع پیچیده، ترجمه: بیوک محمدی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، (1386)
• پیر زاده، م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی‌‌ب‍ن‌م‍ح‍م‍د‌اس‍م‍ع‍ی‍ل، س‍ف‍رن‍ام‍ه‌ ح‍اج‍ی‌پ‍ی‍رزاده، ته‍ران‌:دانشگاه تهران‏‏(1343) ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
• حمیدی، نفیسه و مهدی فرجی نگرش زنان به انواع پوشش‌های رایج، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، (1384)
• حمیدی، نفیسه و مهدی فرجی، سبک زندگی و پوشش زنان در تهران، تحقیقات فرهنگی، سال ۱، ش ۱، ( ۱۳۸۷ )
• خانعلی، محسن، ارتباطات آیینی و انتخابات، بررسی عملکرد هیات های مذهبی در شکل دهی به رای مردم در مبارزات انتخاباتی 2 تا 22 خرداد 1388،پایان نامه کارشناسی ارشد تبلیغ و ارتباطات فرهنگی، دانشگاه سوره، 1389
• دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ تمدن، ترجمه: اسماعیل دولتشاهی، تهران: انتشارات فراکلین (1345)
• رودنبولر، اریک دبلیو، ارتباطات آیینی، ترجمه : عبدالله گیویان، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، (1387)
• سفیری، خدیجه، روش‌های پژوهش کیفی در علوم اجتماعی، تهران : انتشارات برآیند پویش، (1389)
• ضرغامی، آناهیتا، حجاب زن ایرانی در بستر تاریخ، بانوان شیعه، شماره 15، (1387)
• طاهری خوانساری، غلامحسین، تحقیقی اجمالی پیرامون حجاب، رسالت، ۲۵ تیر (۱۳۸۴)
• فلیک، اووه، درآمدی بر تحقیق کیفی، ترجمه : هادی جلیلی، تهران: نشر نی، (1388)
• گ‍وب‍ی‍ن‍و، آرت‍ور، س‍ه‌ س‍ال‌ در ای‍ران، ترجمه : ذب‍ی‍ح‌ال‍ل‍ه‌ م‍ن‍ص‍وری، ته‍ران‌: نگارستان کتاب ‏(1385) ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
• لیندلف، تامس و برایان تیلور، روش‌های تحقیق در علوم ارتباطات، ترجمه: عبدالله گیویان، تهران: انتشارات همشهری، (1388)
• میر عابدینی، احمد، ارتباطات آیینی و قدرت سیاسی در ایران؛ بررسی روابط متقابل نماز جمعه و رسانه های جمعی در انتخابات ریاست جمهوری، پایان نامه دکتری علوم ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی (1387)
• میر عابدینی، احمد، انقلاب آیینی و رسانه‌های جمعی بعد از انقلاب اسلامی، فصلنامه رسانه، شماره 77، (1388)
• واشنایدر، بروان، پوشاک اقوام مختلف، ترجمه: یوسف کیوان شکوهی، تهران: کارگاه هنر، (1316)

پیوست‌ها

مصاحبه با زهرا 25 ساله

شما وقتی می‌خواهید لباس بخرید به چه چیز های فکر می‌کنید؟
– قبل از اینکه به رنگش فکر کنم به سایزش فکر می‌کنم مثلاً سایزش زیاد تنگ نباشد کوتاه نباشد. دلم نمی خود جلب توجه کنم. دوست ندارم جیغ باشد و توی چشم بیایم.
نظرات خانواده تأثیر دارد؟
خانواده نه، خیلی تأثیر ندارد. کاری بهم ندارن آزاد هستم. مادرم مثل خودم لباس می پوشه و پدرم هم همفکر من هست و کاری بهم ندارد.
خب اگر بخواهید از همان حدود خانواده عبور کنید چی؟
– آخه هیچ وقت همچنین چیزی پیش نیامده. من خودم نخواستم لباس تنگ بپوشم.
چرا نخواستید؟
دوست دارم سنگین باشم. البته سنگینی از نظر من که ممکن هست سنگینی از نظر دیگران متفاوت باشد. از نظر یکی سنگینی چادر هست ولی من معتقدم مانتو باید بلند باشد گشاد باشد و تنگ نباشد.
عنصر دینی در انتخاب شما چقدر موثر هست؟
– بله خیلی مهم است. برعکسی اینی که ممکن هست دیگران فکر کنند برای من دینی خیلی مهم است.
خب اگر این مهم است در شرایط امروز جامعه و اصول دینی همین پوشش الآن شما همین مقدار موی شما که بیرون هست دینی نیست. این را چطور جمع می‌بندید؟
– خب این نظر جامعه است من چیزی که خودم پذیرفتم را قبول دارم و کاری ندارم جامعه چی می‌گوید. مثلاً جامعه می‌گوید چادر حجاب برتر هست من این را قبول ندارم. من دین را این طوری می‌بینم. من این‌طوری خودم را دینی می‌بینم. من این طوریم.
یعنی می‌گوید این جز دین نیست؟
– نه جزء دین که هست.
یعنی می‌خواهید از کنار دین بگذرید؟
– نمی گم که میخوام از کنارش بگذرم. این جوری قبولش کردم. ببینید دین برا من مهم هست ولی هر کسی تعریفش از دین یک چیز هست.
ولی گفتید قبول دارم رفتارم دینی نیست؟
– آره قبول دارم. ولی من این‌طوری زندگی کردم. باهاش عادت کردم. خب من دین را فقط در مسئله حجاب نمی بینم. من می گم حجاب جز دین هست ولی می تونم اجراش نکنم.
فکر نمی‌کنید خدا شما را عذاب کند به این خاطر؟
– به آن دنیاش فکر نکردم. فکر نمی‌کنم خدایی که آنقدر بزرگه به خاطر چهار نخ مو من را عذاب کند.
شما از چه موقعی این لباس را انتخاب کردید؟
– از اول همین طوری بودم. راهنمایی دبیرستان …
چه زمانی بود که نشستید و به حجاب فکر کردید؟ به اینکه چی باید بپوشم.
– نه تا حالا اصلاً بهش فکر نکرده بودم. تا الآن هم بهش فکر نکردم که چرا من این‌طوری لباس می‌پوشم.
شما لباس و تیپی که انتخاب می‌کنید پیرو مد هست؟
– نه اصلاً. من فقط چیزی که خودم دوست دارم می‌پوشم حالا می خواد مد باشد و یا می‌خواهد مد نباشد. چون یک چیزی مد هست نمی‌روم بخرم. هر مدی که قشنگ نیست. اگر یک چیزی را بپسندم و بعد ببینم خیلی‌ها این را دارند این برایم یک عامل منفی هست نه مثبت. البته خب یک سطحی از انتخاب‌های ما تحت تأثیر مد هست. اینکه چه چیزی زیباست نا خودآگاه از محیط شکل گرفته است. ما چون خودمان نمی تونیم لباس بدوزیم پس تحت تأثیر سازندگان و تولید کنندگان هستیم. ولی در کل دوست ندارم مثل همه باشم. مثلاً مانتو صورتی مد باشد من نمی‌خرم.
– پیرو مد نیستم ولی نمی‌خواهم هم متمایز باشم نمی‌خواهم تابلو باشم و لیدر این حال نمی‌خواهم هم مثل همه باشم. چه جوری بگم. مثلاً اگر همه یک جور صورتی می‌پوشند من دوست ندارم آن طوری بپوشم دوست ندارم مثل آن‌ها بشم. البته ممکن هست یک روزی که مثلاً صورتی از مد افتاد من بر صورتی بپوشم نمی‌خواهم مثل همه باشم.
کسی را می‌شناسید که پیرو مد باشد؟
– آره خیلی‌ها هستند. دختر خاله‌هایم و اقوام زیاد می‌شناسم که پیرو مد باشند. از نظر تحصیلات متفاوت هستند هم تحصیل کرده هم هم دبیرستانی ولی در کل به نظر آدم‌ها هرچه تحصیلات بالاتری کسب می‌کنند کمتر اختیار لباس پوشید نشان را دست مد می‌دهند. مثلاً همین دختر خاله‌هایم می‌خواهند با لباس پوشید نشان مثل همه‌ی آن‌ها باشند که از مد روز پیروی می‌کنند.

مطلب مرتبط :   نای، جذابیت، نرم،، نظامی، ارزشها

گفتید مادرتون هم مثل خود تون هستند. از اول همین طوری بودند؟
– آره همیشه همین طوری بودند. فقط توی جریانات انقلاب و سال‌های اول انقلاب چادری می‌شوند ولی بعد در می‌آورند. ولی دوران جنگ هم چادر نداشتند. مانتوی ولی موهاش بیرون نیست.
توی خانه ماهواره دارید؟ روی لباستون تأثیر می‌گذارد؟
– داریم ولی روی لباس ما تأثیر نمی‌گذارد. چون ما کانال های مد و فشن نمی‌بینیم. شاید فیلم یا اخبار ببینیم. کلاً ما زیاد ماهواره نمی‌بینیم وقت ندارم.
در بعضی برنامه های ماهواره در مورد اعتقادات مذهبی مثل حجاب مخالفت‌های می‌شود و دلایلی هم برای این مخالفت ارائه می‌شود. تا به حال شده شبهات آن‌ها روی شما تأثیر بگذارد؟
– بعضی مواقع فقط بهش فکر می‌کنم ولی تا به حال نتوانسته اعتقاداتم را عوض کند و یا من دلایل آن‌ها را بپذیرم. مثلاً در مورد گرفتن خانم‌ها و برخورد و اجبار صحبت می‌کنند و می‌گویند نباید اجبار باشد که این‌ها را خودمان می دونیم لازم به گفتن آن‌ها نیست.
توی همین جمع‌های خانوادگی شما حجاب دارید؟
– آره من همیشه همین جوری هستم تغییری نمی‌کنم.
گاهی هم شده چادر بپوشید؟
– آره یک زمانی بچه تر بودم. برای کار های خیلی خاص هم ممکن هست سرم بکنم مثلاً باشگاه خبرنگاران که می‌روم برای اینکه جلو در بهم گیر ندهد و اذیت نکنند می‌پوشم. یا برای مصاحبه با آدم‌های خاص هم این کار را می‌کنم. البته خیلی بدم می‌آید از این کار چون رفتار هر کسی به حجابش ربط ندارد. شخصیت آدم‌ها را نباید روی حجابشان بدون و هر چی دلمان خواست بهشان بگیم. خیلی ناراحت می‌شوم؛ و همین باعث میشه برای آن که نخواهم حرف هاشان را بشنوم چادر می‌پوشم که راحت باشم
همیشه همین‌طور لباس می‌پوشید؟ یعنی متناسب با حالات و حس آن روز لباستون را تغییر نمی‌دهید؟
– نه تغییری نمی‌کند من همیشه یک جور لباس می‌پوشم مثلاً هفته پیش که اینجا آمدم حالم بد بود همین لباس را پوشیدم این هفته هم همین لباس را پوشیدم با اینکه حالم هم خوبه.
وقتی در حال لباس پوشدن هستید به آن لباس فکر می‌کنید یا اینکه همین جوری یکی را بر می‌دارید و می‌پوشید؟
– نه در حال لباس پوشیدن لباس فکر نمی‌کنم قبلش فکر می‌کنم که کدام را شستم کدام اتو
دارد البته به این هم فکر می‌کنم که اینکه می‌خواهم امروز بپوشم به درد جای که می‌خواهم امروز بروم می‌خورد. مثلاً دانشگاه میام لباس تیره تر باید بپوشم و وقتی می‌خواهم بیرون برای خرید بروم لباس رنگ روشن‌تر هم می‌پوشم. مثلاً می‌خواهم دانشگاه بروم رنگ نارنجی نمی‌پوشم حتی بیرون هم بروم نمی‌پوشم مگر با خانواده بخواهم بروم بیرون و همش توی ماشین باشیم آن وقت این لباس‌ها را می‌پوشم. مثلاً دانشگاه بخواهم بیایم مقنعه می‌پوشم بیرون شال می‌اندازم.
گاهی شده خانواده شما را به پوشیدن لباس خاصی اجبار کنند؟
– نه اصلاً. پدرم که خیلی کاری به این کارها ندارد و مادر هم می خودم می دونم چی باید بپوشم البته ممکن هست بگه فلان لباس به آن نمی‌آید یا در مورد ست بودن لباس‌هایم نظر بده
فکر می‌کنید چه لباسی بپوشید بهتون تذکر می‌دهند که این چه لباسی هست می‌پوشی؟

مطلب مرتبط :   پیاپی، ــــــ، ویژگی‌های، پارسی، 3ـ