.
چینی : یانگ 265 ، پرنده شمسی .
سلتی : ایزدان قو شمسی و سعدند ؛ آنها دارای نیروهای درمانی خورشید و آبهایند و با ارابه خورشید تداعی می شوند و مظهر فایده و عشق و پاکی هستند ؛ ترانه آنها جادویی است . قوهایی که زنجیری از طلا یا نقره به گردن دارند ، نشانگر ظهور فوق طبیعی الوهیت هستند .
مسیحی : قوی سفید مظهر پاکی و فیض و نمایانگر مریم عذرا است . چون در لحظه مرگ ترانه می خواند معرف شهدای مسیحی و کسانی است که تسلیم خواست الهی هستند . علامت مشخصه کاتبرت قدیس266 ، هیو قدیس267 ، لودگر قدیس268 .
هندو : دو قو همراه هم یعنی « آن جفت قو که هام269 و سا 270 هستند در ذهن کبیر جای می گیرند ، بزرگی که به کلی در عسل نیلوفر شکوفای معرفت می گنجد » ( سوندار یا لاهاری 271 ) . پرنده هامسا 272 که در معابد حک شده است مظهر اتحاد کامل با سمتی است که موجودات آسمانی به آنجا پرواز می کنند . قوها معرف دَم و بازدَم ، روح و نَفَس هستند . برهما 273 بر قو ، غاز یا طاووس سوار است و علامت مشخصه او قو یا غاز است ؛ قو پرنده الهی است که روی تخم مرغ کیهانی در آبها خوابیده است ، تخم طلاییی که برهما از آن بیرون آمد . قوی اعلی ، پاراماهامسا 274 ، زمین جهانی ، نَفس است . ( کوپر ، 1379 ، 280 – 281 ) .
– قو : از یونان باستان تا سیبری ، در آسیای صغیر و همچنین در میان اقوام اسلاو و ژرمن ، برای قو ، این پرنده ی بدون لکه ، که سفیدی ، قدرت و ملاحتش ، آن را تجسم زنده ی نور می سازد ، مجموعه ی عظیمی از اساطیر وجود دارد . با این همه دو نوع سفیدی و دو جور نور وجود دارد : سفیدی روز ، خورشید و مرد ؛ و سفیدی شب ، ماه و زن . بنابر اینکه قو تجسد کدام یک از این دو سفیدی باشد ، نمادهای آن به دو جهت مختلف تمایل پیدا می کند . اگر این دو سفیدی از هم دیگر تفکیک نشوند ، و ترکیب آنها در نظر گرفته شود ، چنانچه گاهی پیش می آید ، آنگاه قو ، نر – ماده به حساب می آید و از رازوری قدسی سرشار می شود و بالاخره همانگونه که خورشیدِ سیاه و اسبِ سیاه وجود دارد ، قوی سیاه نیز وجود دارد ، که نه تنها غیر قدسی نیست ، بلکه مملو از نماد گرایی سرّی و خفی ، اما در جهت عکس قوی سفید است . بوریاتها حکایتی دارند که در آن یک شکارگر ، سه زن زیبا و سفید روی را در دریاچه یی دور افتاده ، در حال استحمام غافلگیر کرد . این سه زن ، ، سه قو بودند که روپوش پرین خود را در آورده بودند تا در آب حمام کنند . شکارگر یکی از روپوشها را ربود و آن را پنهان کرد ؛ در نتیجه فقط دو قو – زن پس از استحمام توانستند بالهای خود را بپوشند و پرواز کنند . شکارگر ، قو – زن سوم را به زنی گرفت ، و او برایش یازده پسر و شش دختر آورد ، سپس روپوش پرین خود را پس گرفت ، بعد از بیان سخنان زیر ، پرواز کرد و رفت : شما موجودات زمینی هستید و روی زمین خواهید ماند ، اما من مال اینجا نیستم ، من از آسمان می آیم و باید به آسمان برگردم . هر سال در هنگام بهار وقتی ما در حال پرواز به شمال ، و یا در هنگام پاییز در حال پرواز به طرف جنوب می بینید ، عبور ما را با مراسم خاص جشن بگیرید .
حکایتی مشابه در میان اغلب اقوام آلتایی ، با تفاوت هایی از جمله غاز وحشی به جای قو یافت می شود . در تمام این حکایات ، پرنده ی نور ، از زیبایی درخشنده و سفیدی یکدست و بدون لکه یی برخوردار است ، او مظهر باکره ی آسمانی است و با آب یا خاک – دریاچه یا شکارگر – آبستن می شود ، تا نژاد انسان را به دنیا آورد . اما چنانچه ژان پل رو خاطر نشان می کند ، پرنده ی نر در این حکایت از مذکر بودن و بارور کنندگی به مونث بودن و بارورشوندگی تبدیل می شود ، با این اسطوره ها به وصلت مقدس زمین – آسمان در مصر باستان می رسیم : نوت خدای آسمان ، توسط جب خدای زمین بارور می شود . در اینجا سخن از نور قَمری ، شیری رنگ و لطیفِ باکره ی اسطوره یی است . ظاهراً این مفهوم از نماد قو در میان تمام اقوام اسلاو ، اسکاندیناو ، ایرانی و ترک آسیای صغیر رواج داشته است . برداشت از یک موضوع ، یا به عبارت دقیقتر باور به یک موضوع گاه تا آخرین حد ادامه می یابد ، از جمله در سواحل نییسئی [ رودی در سیبریه ی مرکزی ] تا مدتها گمان می بردند که قوها مانند زنان قاعدگی دارند . به علاوه قو در افسانه های اقوام مختلف به پرندگان دیگر تغییر شکل داده است .
قو اغلب نور مذکر ، خورشیدی و بارور کننده را تجسد می بخشد . حتی در سیبری ، این باور – هر چند که نباید آن را عمومیت داد – اثراتی چند باقی گذاشته است . مثلاً در میان بوریاتها ، چنانچه اونو هروه خاطرنشان می کند ، زنان به اولین قویی که در بهار می بینند تعظیم می کنند و برای آنها دعایی می خوانند . اما فقط در یونان بود که برای نور درخشان قوی نر ، پرنده ی همراه آپولون ، جشن می گرفتند . در ضمن در اساطیر یونان ، این پرنده ی اورمزدی از طریق مهاجرت فصلی اش مردم بحر الروم را به هوپربورئوس های رازور ارتباط می داد . می دانیم که آپولون ، خدای موسیقی و شعر و پیشگویی در هفتمین روز هفته در دلوس متولد شد . در آن روز ، قوهای مقدس هفت بار به دور جزیره چرخیدند ، سپس زئوس نه تنها لورا ( بربط ) خود را بلکه گردونه اش را که پرندگان سفید آن را می کشیدند ، به این خدای نوزاد بخشید . گردونه ابتدا او را به کشور پرندگان ، روی ساحل اقیانوس ، در ورای اقلیم باد شمال ، نزد هوپربورئوس ها برد ، که همواره در آسمان پاک می زیستند . مبتنی بر این اسطوره ، ویکتور مگنین در کتاب خود راز الئوسیس نتیجه گرفته است که قو نماد قدرت این شاعر و استعداد شعر و شاعری او است . قو علامت شاعر ملهم ، قسیس مقدس ، دروئید سپید پوش ، خنیاگر شمال و غیره است . اسطوره ی لدا ، از نگاه اول ، همان تفسیر مذکر و روزانه ی نماد قو را به خود می گیرد . در خاور دور نیز قو نماد ظرافت و شهامت است . از همین رو است که به زعم لیو – دسو ، مغولها خون قو را به خاقان مو از سلسله ی جو نوشاندند . به علاوه قو در خاور دور نماد موسیقی و آواز است . در هند قو وقتی که منسوب به ویشنو است ، نماد نارایانه می شود ، که یکی از اسماء خداوندِ خالق و روح جهان متجسم است . هنگامی که قو تخم می گذارد و این تخم ، تخم جهان است و یا وقتی بر این تخم می نشیند ، چشم انداز دیگری از نماد گرایی آشکار می شود ، که مشابه غاز نیل در مصر باستان است . بر طبق باوری قدیمی ، که همچنان در عصر جدید رواج دارد ، معروف است که کودکان سر راهی را قوها با خود آورده اند . در متون سلتی ، وقتی موجودات عالم دیگر به دلیلی در عالم خاکی فرود می آیند ، اغلب قالب قو را به عاریت می گیرند و اغلب دو تایی ، در حالی که زنجیر طلا یا نقره آنها را به هم بسته ، پرواز می کنند . در بسیاری از آثار نقاشی سلتی دو قو دیده می شود که هر یک روی یک لبه ی زورق خورشید نشسته اند و در سفرشان زورق را بر اقیانوس آسمانی رهبری می کنند . آنها از شمال می آیند و به شمال باز می گردند و نماد مراحل متعالی یا ملکوتی موجود در طی طریق هستند و او را به سوی اصل برترش باز می گردانند . در غالیا و حتی در جزایر بریتانیا ، قو اغلب با کلنگ و یا غاز تخلیط می شود ، و همین امر ، بر طبق گفته ی سزار ، موجب حرام بودن گوشت غاز در آن زمان ، در میان برتانیایی ها شده بود . از سوی دیگر قو بخشی از نماد گرایی کیمیا را تشکیل می دهد . قو همواره توسط کیمیاگران به عنوان یکی از علامات جیوه انگاشته شده است . جیوه از رنگ ، حرکت و استعداد پرواز قو بهره برده است . جیوه هم چون قو دارای مرکزی رمزبار است و ضدین ( آب – آتش ) در آن به وحدت می رسند ، این وحدت از طریق ارزش الگوی ازلی نر – ماده در آن نموده می شود . در صومعه ی فرانسیسیان سیمیه [ شهری غالیایی – رومی در فرانسه ] ، مفهوم باطنی شعار لاتینی Divina sibi canit orbi ، ( او خدایگونه برای خود و برای دنیا می خواند ) آشکار می شود و صدای جیوه موسوم به آواز قو است ( زیرا به هنگام مرگ می خواند ) ، و جیوه هم وقف مرگ و تجزیه شده ، چرا که روح خود را به جسمی درونی منتج از فلزی ناکامل ، بی حرکت و محلول منتقل می کند ( بازیل والنتن ) . ( شوالیه – گربران ، جلد 4 ، 1385 ، 460 – 467 ) .
– قو : اسطوره ای مربوط به تبدیل انسان به قو بسیار کهن و گسترده است و ظاهراً به الگوهای اولیه تفکر بر می گردد که در آنها تمایز میان خدایان ، آدمیان و حیوانات اغلب تیره و مبهم است . ایسخولوس275 ، نمایشنامه نویس یونانی ، از دوشیزه – قوها سخن گفته است ، آفرودیت در نقاشی ها به صورت سوار بر قو یا غاز تصویر شده و اُوید از سیکنوس سخن می گوید که پدرش ، آپولُن ، او را به قو تبدیل کرده است . آپولون و ونوس هر دو بر گردونه هایی سوار می شدند که قوها آنها را می کشیده اند . می گویند که زئوس خود را به قو تبدیل کرد تا با لِدا بیامیزد . شخصیت مقدسِ قو در مناطق دوردستی چون سیبری و ایرلند نمایان است ، به طوری که معتقد بودند که کشتن قو بدبختی یا مرگ می آورد . در شهر مایو276 معتقدند که ارواح دوشیزگان پارسا در تن قو به سر می برند .
در یک روایت بازمانده از سده 8 م ، اگنوس277 ، پسر داگدا 278 ، « ایزد نیک » ، عاشق دوشیزه قویی به نام کائر279
می شود که در خواب براو ظاهر شده بود .
او در دیدار از دریاچه بل دراکن280 ، در هنگام جشن بزرگ سلت ها ، سامین281 ، ( اول ماه نوامبر ) ، حدود 150 قو را می بیند . هر جفت با زنجیری نقره ای به هم وصل بودند و در میان آنها محبوبش دوشیزه – قو کائر را می بیند که یک زنجیر طلایی و تاج داشت . وقتی او را صدا می زند ، کائر دسته قوها را ترک می کند و اگنوس نیز به صورت قو در می آید . آنها سه بار دور دریاچه دور می زنند و آوازهای جادویی می خوانند که هر که آن را می شنود تا سه شبانه روز به خواب می رود . سپس آن دو به قصر سلطنتی می روند .
بوریات های282 سیبری ، که عقاب را نیای پدری و قو را نیای مادری خود می دانند ، قصه ای درباره یک دوشیزه – قو دارند ک

مطلب مرتبط :   قو، پرنده، سفیدی، پرواز، غاز
دسته بندی : علمی