ی زدودن خستگی و دلتنگی قلبها در روایت امام علی7 توصیه شده است : «انّ هذهِ القلوب تَملّ کما تملّ الأبدان فابتغوا لها طرائف الحکم؛ همانا این قلب ها همانند بدن ها خسته می‌شوند؛ پس برای آنها لطایف حکمت آمیز را فراهم سازید »702
ابوهلال عسکری گوید: «مثل بر فخامت منطق میافزاید و ارزش آن را در دلها و شیرینی آن را در سینهها زیاد میکند و دل را به حفظ آن میخواند و به هنگام صحبت بازگویی آن را به کار میدارد»703
بخشی از جاذبه کلام تمثیلی مرهون زیبایی آن است. صاحب «عقد الفرید» با اشاره به این ویژگی می‌نویسد: «مثل، آرایش و زینت کلام و جوهر لفظ و شیرینی معنا و مفهوم است…چیزی از ارزش آن نمیکاهد و جای آن را نمیگیرد».704 «نظّام» نیز معتقد است: «در مثل چهار چیز موجود است که در دیگر سخنان نیست: ایجاز در لفظ، انتقال معنا، تشبیه نیکو و کنایه زیبا و این آخرین پایه بلاغت سخن است که بالاتر از آن ممکن و متصوّر نیست»705
ز. متقاعد سازی و اقناع بخشی
در بسیاری از موارد ذکر کلیات مسائل به صورت مستدلّ و منطقی برای متقاعدسازی لجوجان کفایت نمی‌کند و آنان همچنان بر مواضع خویش سرسختانه پای میفشارند؛ امّا هنگامی که مسأله در قالب مثال ریخته میشود راه را چنان بر او میبندد که دیگر مجالی برای بهانهگیری او باقی نمی ماند.706
«در مَثل، خصمِ سرسخت کوبیده شده و نیروی ظاهری شخص گستاخ در هم میشکند؛ زیرا مثالآوردن چنان تأثیری دارد که وصف شیئ به تنهایی آن تأثیر را ندارد؛ از همینروی خداوند متعال در قرآن و سایر کتابهای خویش مثالهای بسیاری را آورده است»707 بنابراین یکی از کارکردهای تمثیلات نقش آنها در پاسخ به شبهات دینی است.
بدیهی است که هر چه تمثیلات، فنّیتر و هوشمندانهتر بیان شنوند تأثیر بیشتری در مخاطب خواهند داشت و گستره کارکردی افزونتری خواهند یافت. از آنجا که تمثیلات قرآن محصول علم و اراده خداوند حکیم علیم است بیشترین تأثیری تربیتی را در این تمثیلات مشاهده میکنیم.
به نظر برخی نویسندگان، تمثیلات قرآن دارای ویژگیهای مؤثر زیر است:
جامعیت و گستردگی مخاطبان، سهولت و قابل فهم بودن، تصویرگری فوق العاده به مفاهیم و حیات بخشی جذاب به الفاظ، استفاده از مظاهر و پدیدههای طبیعی در تمثیلآفرینی، دقّت و واقعیّت، ارتباط و هماهنگی با محیط، تنوّع اسلوب، نظم منطقی و توالی موضوعات،708 بهرهگیری از روش مقایسهای و تقابل و رویارویی صحنه ها، و…709
مفسّران و مربّیان و مبلّغان میتوانند با الگوگیری از این ویژگیها در تمثیلپردازی خویش، مایه غنای معرفتی و انگیزشی گفتار و نوشتار خویش گردند و جنبه تربیتی و تأثیری آنرا افزون سازند.
جایگاه تمثیل در تفسیر تربیتی
قرآن کریم به عنوان کتاب تعلیم و تربیت به درستی از عنصر تأثیر گذار تمثیل به منظور خردورزی و تفکّر، ارشاد خلایق، تبیین اهداف و مقاصد و توضیح معارف خویش بهره گرفته است. کثرت کاربردی این عنصر در قرآن710 حکایت گر اهمیّت این قالب تربیتی و آرایه ادبی قرآن است.
مفسّر در تفسیر تربیتی به گونههای مختلفی میتواند تجلّیبخش این ابزار تربیتی باشد.
الف. پردازش تربیتی آیات تمثیلی
تمثیلات قرآن مانند دیگر آیات قرآن از جنبه های مختلف قابل بررسی است. تمثیلات قرآن به عنوان یکی از جلوههای ادبی قرآن میتواند اعجاز ادبی و بلاغی قرآن را بازگو نماید. مفسّری که دغدغه او تبیین این بعد از قرآن است تلاش او نیز عمدتاً معطوف به همینسو خواهد بود. مفسّر تربیتی با نگاه ویژه خود، تمثیلات را میدانی برای نقشآفرینی تربیتی خود میبیند و با تحلیل زوایای مختلف آنها میکوشد رسالت این دسته از آیات و تعبیرات قرآن را در راستای اهداف و مقاصد قرآن تبیین نماید؛ از اینرو، نه مانند مفسّران ادبی تنها بر جنبه های بلاغی و زیباشناسانه آن متمرکز می‌شود و نه مانند دیگر مفسّران به سادگی و با توضیح مختصر از کنار آن می‌گذرد.
برای‌مثال، یکی از مفسّران در تبیین «تشبیه همسر به لباس» در آیه 187 بقره و در فراز «هُنَّ لِباسٌ لَکُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنّ» می‌نویسد:
قرآن کریم کتاب نور و هدایت است؛ از این‏رو، در کنار مباحث علمی، عقلی و فقهی، نکته‌های اخلاقی و تربیتی را نیز که صبغه ضمانت اجرای احکام فقهی و حقوقی دارد بیان می‌کند. در این آیه پس از حکم جواز آمیزش در شبهای روزه، همسران را لباس یکدیگر می‌داند: «هُنَّ لِباسٌ لَکُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنّ». در این تشبیه لطیف (تشبیه همسر به لباس)، نکات تربیتی دقیقی است که برخی از آنها بدین شرح است:
1. لباس مانع از آسیب است. ازدواج هرچند اطفای غریزه را به همراه دارد؛ لیکن صبغه ملکوتی آن صیانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. آنچه از حضرت رسول اکرم9رسیده که: «من تزوّج فقد أحرز نصف دینه»711 ناظر به همین نکته فاخر است. زن با انتخاب شوهر و مرد با انتخاب همسر بهانه‌ای برای آسیب پذیری ندارد.712 مهم‌ترین بهره‌ای که از ازدواج نصیب همسران می‌شود صیانت گوهر دین از غارت ابلیس از خارج، و چپاول هوس از داخل است.
2. لباس عیوب انسان را می‌پوشاند و آبرو را حفظ می‌کند. زن و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند و آبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند.
3. لباس، انسان را از گرما و سرما و… حفظ می‌کند. زوجین نیز باید در حوادث تلخ و شیرین و گرم وسرد زندگی، موجبات دلگرمی هم را فراهم کنند.
4. میان لباس و کسی که آن را پوشیده رابطه‌ای تنگاتنگ و صمیمی است که بیگانه میان آن دو راه ندارد. رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه‌ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی‌برده، احیانًا فتنه‌گری کند.
5. اعضای بدن با لباس در تماس است و لباس از تماس مستقیم آنها با بیرون ممانعت می‌کند. زوجین نیز باید در همان ارتباط صمیمی زناشویی خویش تماس غریزی برقرار کنند، زیرا نه می‌توان زن و شوهر را از داشتن تمایل جنسی برحذر داشت و نه می‌توان جلوی آن را برای بیگانه باز گذارد، بلکه باید غرایز را بدون تعطیلْ محدود و تعدیل کرد، چنان‏که لباس، انسان را محدود می‌کند.
6. انسان پوشیدن لباس آلوده و وصله‌دار را خوش ندارد. در انتخاب همسر نیز باید چنین دقتهایی اعمال شود.
7. لباس مایه آرامش انسان است. زن و شوهر نیز موجب آرامش یکدیگرند. قرآن از شب، هم به «لباس» تعبیر کرده است: «وجَعَلنَا الَّیلَ لِباسا»713 و هم به سکونت و آرامش: «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الَّیلَ لِتَسکُنوا فیه»714. این دو تعبیر درباره زوجین نیز آمده است: «هُنَّ لِباسٌ لَکُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنّ»، «ومِن ءایتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن‌نفُسِکُم اَزوجًا لِتَسکُنوا اِلَیها وجَعَلَ بَینَ‏کُم مَوَدَّهً ورَحمَه».715
8. لباس آرایه انسان است و به وی زینت می‌بخشد. زن و شوهر نیز باید زینت یکدیگر باشند. زن و شوهر کنار هم موقعیتی در خانواده و اجتماع پیدا می‌کنند که در گذشته آن را نداشته‌اند، از این‏رو به آنها با احترام بیشتری برخورد می‌شود.
حاصل اینکه غرض اصلی از ازدواج، اطفای غرایز جنسی نیست، بلکه تأمین رفاه و آرامش در پرتو تأسیس کانون گرم خانواده و نیز بقای نسل است» 716
ب. تبیین تمثیلی معارف قرآن
با توجّه به کارکردهای تمثیل در قرآن که مورد اشاره قرار گرفت مفسّر می‌کوشد از تمثیلات آفریده ذهن خلّاق خویش و نیز بهره گیری از تمثیلات دیگران؛ مانند تمثیلات منقول در روایات تفسیری و کتب روایی و نیز تمثیلات عالمان، حکیمان و عارفان، به جذّابسازی، تنوّعبخشی، عینیسازی، متقاعدسازی و تأثیرگذاری هر چه بیشتر بر مخاطب بهمنظور تعامل بهتر با قرآن و دستیابی به اهداف و مقاصد آن اقدام کند. مفسّر قرآن بهعنوان شاگرد مکتب قرآن و اهل بیت 7 با الگوگیری از روش ایشان در تبیین معارف دین و تفسیر آیات قرآن، به کاربست حدّاکثری و معقول این ابزار در تفسیر خویش همت میگمارد.
در روایات تفسیری می‌توان نمونههای بهرهگیری معصومین7 از تشبیهات و تمثیلات را بهعنوان ابزار تفسیر قرآن جستجو کرد. برای‌مثال حضرت علی7 در تفسیر آیه «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیم؛ و مشرق و مغرب از آنِ خداست پس به هر سو رو کنید، آنجا روى [به‏] خداست. آرى، خدا گشایشگر داناست»717 در تبیین معنای «وَجْهُ اللَّهِ» از تمثیل بهره گرفتند. به نقل روایات، جاثلیق (نصرانی) به همراه هیئتی از مسیحیان به مدینه آمده از ابوبکر پرسیدند صورت خدا کجاست؟ ابوبکر از پاسخ درمانده شد. آنگاه که پاسخ را از امام علی7 جویا شدند امام دستور برافروزی آتشی داده و با اشاره به آتش، از وجه و صورت آن پرسیدند: پاسخ ایشان این بود که صورتی برای آن متصور نیست؛ بلکه از هرجهتی بنگری وجهی دارد. امام7 فرمود: آتشی که مخلوق پروردگار است صورتی متعیّن ندارد. خداوند نیز این چنین است.718
نمونه دیگر، پاسخ امام صادق به شبهه ابن ابی العوجاء از امام صادق 7 درباره آیه « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَزیزاً حَکیما» است که پرسید: گناه پوستهای جدید چیست که عذاب می‌شوند در حالی که گناه با پوست اصلی صورت گرفته و این با عدالت خداوند ناسازگار است. امام 7 پاسخ دادند: «هى هى و هى غیرها؛ پوستهاى نو همان پوستهاى سابق و در عین حال غیر آن است». ابن ابی العوجاء برای فهم این سخن تقاضای تمثیل کرد. امام فرمودند:
«أرایت لو ان رجلا اخذ لبنه فکسرها، ثم ردها فى ملبنها، هى، و هى غیرها؛ اگر کسی خشتی را بشکند و مجددا از آن خشت تازه ای قالب زند، این خشت دوّم همان خشت اوّل است و در عین حال خشت جدیدی است»719(اما مادّه آن همان خشت اوّل است)
به عنوان نمونهای از پردازش تمثیلی یک موضوع قرآنی، می‌توان به تبیین تمثیلی اهمیّت جهاد و نقش آن در کمال و عزّت انسان ها که در تفسیر نمونه ارائه شده اشاره کرد:
«لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِینَ دَرَجَهً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَى الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیما؛ مؤمنان خانه‏نشین که زیان دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‏کنند یکسان نمى‏باشند. خداوند، کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‏کنند به درجه‏اى بر خانه‏نشینان مزیّت بخشیده، و همه را خدا وعده [پاداش‏] نیکو داده، و [لى‏] مجاهدان را بر خانه‏نشینان به

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی