مال دیگری را تحصیل می کند.در جرم قتل عمد با فعل نوعا کشنده نیز جانی باید علم‌ داشته باشد که رفتار ارتکابی وی نوعا کشنده است،لذا در موردی که جانی کاری را انجام می‌دهد که‌ نوعا کشنده است ولی علم به کشنده بودن آن نداشته است،نمی‌توان آن را با بند ب ماده 206 ق.م.ا مطابقت‌ داد.مثلا در جایی که شخصی در حال مستی بدون سبق تصمیم، مرتکب قتل می‌شود،چون جانی آگاه از کار خود نبوده،در نتیجه قتل ارتکابی قابل تطبیق با قتل عمدی نیست.
لذا وقتی جانی به رفتار خویش علم ندارد،به تبع آن نمی‌تواند نیت بدی داشته باشد.در فرضی که‌ مرتکب می‌داند رفتارش مخالف هنجار ها ونابهنجاری های قانونی است و علی رغم این علم و آگاهی از ارتکاب آن‌ نپرهیزد،با لحاظ دیگر شرایط،لاجرم سوءنیت دارد.
1-علم به رفتار نوعا کشنده:عده‌ای ممکن است تصور کنند که رفتار نوعا کشنده رفتاری است که غالب مردم می‌دانند که نوعا کشنده است،پس چگونه ممکن است مرتکب که در میان همین مردم بوده و آشنا به امور روز مره آنهاست،بر کشنده بودن کار خود آگاهی نداشته باشد؟
در جواب می توان گفت که درست است که رفتار نوعا کشنده را غالب مردم تشخیص می‌دهند،یعنی اغلب مردم می‌دانند که‌ پرتاب کردن شخصی از ارتفاع بالا یا شلیک کردن به موضوع حساس بدن نوعا کشنده است،اما گاهی‌ جانی در نفس رفتاری که انجام می‌دهد دچار اشتباه شده است،یعنی نمی‌داند که در حال انجام یک رفتار نوعا کشنده‌ است.مثلا فردی به قصد مزاح و به تصور اینکه تفنگ خالی از فشنگ است به طرف دوستش نشانه‌گیری‌ کرده و شلیک می‌کند.اتفاقا تفنگ مسلح بوده و منجر به فوت مجنی علیه می‌شود.یا در جایی دیگر شخصی دوستش را به قصد شوخی و تصور اینکه چاله شکار عمیق نیست،به داخل ان پرتاب‌ می‌کند.اما چاله عمیق‌بوده و به علت ارتفاع زیاد و صدمات ایجاد شده بر مجنی علیه،نامبرده فوت می‌کند؛و یا اینکه واقعا مرتکب به لحاظ عدم آگاهی از کشنده بودن رفتار خود به آن دست می یازد ،و علت جهل هم هر چیزی می تواند باشد.
حال عده‌ای ممکن است استدلال کنند چون مقنن به علم مرتکب اشاره نکرده،در نتیجه احتیاجی نیست‌ که ما به آن بپردازیم،مهم کار نوعا کشنده‌بوده که انجام شده است.این استدلال درست نیست.وقتی‌ مقنن مقررداشته:”قاتل عمدا کاری انجام دهد…”یعنی اینکه قاتل به ماهیت کار خویش آگاه است و می‌داند که در حال انجام کار نوعا کشنده است.لذا مدعی باید علم جانی را نسبت به کار نوعا کشنده ثابت کند.یکی از مواردی که در این زمینه می‌تواند به مدعی کمک کند ظاهر قضیه است،یعنی‌ ظاهر(امارات و اوضاع و احوال)نشانگر آن است که متهم نسبت به کار خویش آگاه بوده است.البته متهم می‌ تواند خلاف این موضوع را ثابت کند،یعنی ثابت کند که علم به رفتار نوعا کشنده نداشته است .
2-علم به زنده بودن مقتول:گاهی مرتکب علم دارد که کارش نوعا کشنده است،اما نسبت به حیات‌ مقتول جاهل است.مثلا شخصی با ورود به منزل متوجه می‌شود که زنش مهاجمی را مجروح و نقش بر زمین کرده است.مرتکب به تصور اینکه مجنی علیه فوت کرده،جهت رهایی زنش از اتهام قتل‌ عمدی،قربانی را از طبقه چهارم ساختمان به پایین پرتاب می‌کند تا صحنه را خودکشی وشبیه آن جلوه دهد.در معاینه جسد، پزشکی قانونی علت فوت را سقوط از بلندی معرفی می‌کند.یا در جایی پزشکی به تصور اینکه‌ مجنی علیه فوت کرده،جواز دفن وی را صادر می‌کند.بعدا علت مرگ،دفن مجنی علیه معرفی می‌شود.
در مثال های فوق بحث قتل عمدی را باید منتفی دانست،برای اینکه در لحظه‌ی انجام رفتار نوعا کشنده علم‌ به حیات مقتول موجود نبوده،لذا سوءنیت متهمان مخدوش است.حال سوال این است که وقتی قاتل تصور می‌کند که در حال‌ انجام رفتار نوعا کشنده بر روی مرده است،چگونه می‌تواند قصد قتل داشته باشد؟
با وجود این،گاهی مسایلی پیش می‌آید که قضاوت درخصوص آنها مشکل است.فرض کنید شخص‌ «الف»با شخص«ب»درگیری می‌شود و ضربه‌ای به سر وی وارد می‌کند.به تبع این ضربه،شخص«ب» مصدوم شده و نقش بر زمین می‌شود.«الف»به تصور اینکه«ب»فوت کرده است،او را به دار می‌کشد تا صحنه را خودکشی جلوه دهد.در گزارش پزشکی قانونی علت فوت حلق‌آویزی معرفی می‌شود.آیا این‌ قتل عمدی است؟
عده‌ای معتقدند:نمی‌توان به سادگی اشتباه مهم را موجبی برای برائت از قتل عمدی به حساب آورد، چون مجموعه اعمال وی که سبب مرگ شده است،به طور عمدی واقع شده است، بنابراین انتساب قتل‌ عمد به مرتکب از قوت بیشتری برخوردار است.137 این سخن که هر دو عمل مرتکب، سبب قتل‌شده، درست است ولی باید قائل به تفصیل شد.
حالت نخست؛در این حالت جانی قصد قتل دارد،لذا باید قائل به قتل عمدی شد،چون از یک طرف‌ قصد قتل داشته است و از طرف دیگر مجموعه اعمال وی سبب مرگ شده است.
حالت دوم؛در این مورد مرتکب قصد قتل ندارد،لذا نباید قائل به قتل عمدی شد،چون عمل اول مرتکب( ایراد ضربه به سر)کشنده نبود تا بحث قتل عمدی مطرح گردد.عمل دوم مرتکب هرچند کشنده بود اما به‌ دو دلیل نمی‌تواند مبنای قتل عمدی قرار گیرد،نخست آنکه مرتکب در حین ارتکاب فعل نوعا کشنده علم‌ به حیات مجنی علیه نداشته،دوم آنکه اصلا قصد قتل نداشته است.هم زمانی و تقارن قصد فعل و قصد نتیجه از شرایط اساسی احراز عمد در جنایات است،فلذا چون در مثال مذکور این تقارن منتفی است، سخن از قتل عمدی محل اشکال است.
3-علم مرتکب به اینکه رفتار نوعا کشنده متوجه مجنی علیه است:گاهی مواردی پیش می‌آید که‌ حیات مجنی علیه مورد غفلت مرتکب نیست،بلکه وجود یا عدم وجود مجنی علیه محل تردید است.فرض‌ کنید شخص«الف»به خاطر خصومتی که از شخص«ب»دارد در کمین فرصت است تا خودروی وی را به آتش‌ کشد.در یک فرصت مناسب که خانواده‌ی«ب»جهت خرید از خودرو خارج می‌شوند،«الف»خودروی وی را آتش می‌زند.بعد از آتش‌سوزی معلوم می‌شود که فرزند کوچک خانواده«ب»قبل از آتش‌سوزی‌ در خودرو خوابیده بود که در جریان آتش‌سوزی از بین رفته است.حالت مطرح می‌شود:
حالت اول؛جانی نمی‌دانست انسانی در خودرو وجود دارد.در این فرض قتل عمدی نیست،چون مرتکب‌ علم به وجود مجنی علیه نداشته و چون علم نداشته،نمی‌تواند نسبت به وی سوءنیت داشته باشد.یکی از شرایط قتل عمدی بارفتارنوعا کشنده آن است که مرتکب آن را عامدا بر روی مجنی علیه انجام دهد،یعنی‌ اینکه عمل ارتکابی با اراده و از روی سوءنیت باشد،در حالی که در مساله‌ی مطرح‌شده،این ضوابط وجود ندارد.
حالت دوم؛مرتکب می‌دانست که شخصی(هر شخصی) در خودرو هست.در این فرض باید قائل به قتل عمد شد،چون‌ مرتکب به وجود مجنی علیه علم داشته،لذا به تبع این علم داشتن سوءنیت هم محرز بوده،در نتیجه مرتکب‌ می‌توانست به راحتی تشخیص دهد که قتل مجنی علیه نتیجه حتمی و یا قطعی فعل اوست.
حالت سوم؛مرتکب احتمال می‌داد یا می‌توانست پیش‌بینی کند که شخصی در خودرو وجود دارد.در این‌ فرض مرتکب از سوءنیت احتمالی برخوردار است و این بحث مطرح می‌شود که سوءنیت احتمالی قابل‌ مجازات است یا خیر؟عده‌ای از حقوقدانان معتقدند:نمی‌توان در نظام کیفری ایران پاسخ واحدی برای‌ این سوال یافت.138 عده‌ای دیگر معتقدند:اگر هلاکت نفس برای عامل قابل پیش‌بینی‌ باشد اما مطلوب وی نباشد،عمل شبه‌عمدی است.اما اگر هلاک نفس مورد قصد و خواسته‌ی عامل باشد، بحث قتل عمدی مطرح می‌گردد.139
به نظر نگارنده در جواب این مسئله باید قایل به تفصیل شد:به این شکل که؛اگر ثابت شود که از دید قاتل علی رغم وجود مجنی علیه ارتکاب جرم مطلوب وی بوده است، باید رأی به قتل عمدی داد.اگر ثابت شود چنانچه قاتل می‌دانست که مجنی علیه در خودرو هست از ارتکاب جرم خودداری‌ می‌کرد،نباید قایل به قتل عمدی شد.
لذا در پایان این بخش هم از نظر حقوقی وقانونی کاملا مشخص و محرز است که می بایستی،مرتکب بر رفتار خود آگاه باشد و بداند چه رفتاری را از بر چه کسی و با چه اثاری انجام می دهد البته در میزان این اگاهی و علم همان طور که ملاحظه شد اختلاف نظر وجود دارد، ولی آنچه که مسلم و قدر متیقن است این است که مرتکب در قتل عمدی با فعل نوعا کشنده بایستی بر رفتار نوعا کشنده خود اطلاع کاملی داشته باشد تا عنصر معنوی کامل جهت تحقق جرم به وجود آید.

مطلب مرتبط :   جنگ، سیاست، اندیشمندان، موازنه، مورگنتا

بند دوم، فقه امامیه؛
شهید اول درکتاب قصاص لمعه ی دمشقیه ی خود پس از تعریف قتل عمد ،ضابطه عمد در قتل عمد را چنین بیان می کند:«و العمد یحصل بقصد البالغ الی القتل بما یقتل غالبا قیل :نادرا»بدین معنی که؛عمد در صورتی محقق می شود که شخص بالغ قصد کشتن کسی را با وسیله ای غالبا کشنده بنماید وبرخی گفته اند با وسیله ای که نادرا کشنده است.
در سایر تعاریف موجود از قتل عمد نیز مصنفین به وضوح تعریفی از عمد نداده اند ،و عمدتا این فقهای متاخر هستند که در بیانات توضیحی خود به ان نظر داده اند؛که به طور نمونه مواردی از آنها ذیلا بیان
می شود:
1-محقق حلی در شرایع الاسلام خود می نویسد:«و ضابط العمدان یکون عامدا فی فعله و قصده»140 بدین معنی که،ضابطه عمد آن است که در فعل وقصدش عامد باشد.همان طور که ملاحظه می شود باز هم تصویر مبهمی از عمد در نظر این فقیه گرانقدر ،ارایه شده است و شاید با کمی تسامح این طور تفسیر شود که عامد کسی است که قصد فعل و قصد نتیجه داشته باشد والبته موشکافی خود عنصر عمد به تصویر کشیده نشده است.
2-امام خمینی (ره)در تحریر الوسیله خود می نویسد:«و یتحقق العمد محضا بقصد القتل بما یقتل و لو نادرا بقصد فعل یقتل به غالبا و ان لم یقصد القتل به»141 بدین معنی که قتل عمد محض(قتل عمد را قتل عمد محض نیز می نامند از این جهت که به محض قصد قتل و تحقق ان قتل عمد صادق است)با قصد قتل و آنچه که غالبا کشنده است وحتی آنچه که به ندرت کشنده است محقق می شود و هم چنین با قصد فعل آنچه که غالبا کشنده است حتی اگر قصد قتل نباشد.مرحوم امام خمینی(ره) نیز به طور واضحی از عمد سخن نگفته است ودر واقع تجزیه ای از آن نداده است.
3-شیخ طوسی در النهایه خود می نویسد:«عمد محض آن است که کسی دیگری را به وسیله هر چیزی که باشد بکشد،در صورتی که قصد قتل بدان نموده باشد ویا فعل وی چنان باشد که نسبت به مقتول عادتا منجر به مرگ می گردد.»142.ایشان نیز به موشکافی و تجزیه وتحلیل عمد نپرداخته اند تا مشخص شود علم وآگاهی مرتکب در ایجاد عمد چه جایگاهی دارد.
4-شهید اول وشهید ثانی نیز در کتب خود به همین منوال نظر داده اند با این تفاوت که ایشان سعی خصوصی در بیان معنای عمد وشرایط ایجاد ان نموده اند والبته در ان توضیح به علم واگاهی مرتکب بر رفتار مادی خود و مجازات وعقوبت شرعی عمل خود اشاره ای نداشته اند.
همان طور که ملاحظه شد در متون

مطلب مرتبط :   ترجمه، مجازات، مؤلفان، حبس، حقوق

دسته بندی : علمی