) .
شاهبــاز طبع ملا بــال هـر جــا بــاز کـرد / فکــر صائب را علاجی نیسـت جــز عنــقــا شــدن
عنقائی : منسوب به عنقا . ( فرهنگ فارسی معین ) . ( دهخدا ، جلد 35 ، 1330 ، 401 ) .

4 – 7 فروهر ( Farvahar ) و فره ( Fereh )
4 – 7 – 1 تعاریف :
فره . [ فَ ر رِ ] ( اِ ) شأن و شوکت و شکوه و عظمت ( برهان ) . خوره .فر ( حاشیه برهان به تصحیح دکتر معین ) :
بــر آیــیـن شاهــان پیــشیـن رویـــم / هـــمــان از پــی فـــره و دیـن رویــــم ( فردوسی ) .
زان بر و باز و زان دست و دل و فره و برز / زان بجنگ آمدن وکوشش با شیرعرین( فرخی سیستانی ) .
مـــردم چـو ز فــردیــن فــرو مـــانــد / دنــیــا نــدهش زیـبــا و نــه فـــره ( ناصر خسرو ) .
ترکیب : بی فرّه : بی شکوه ، بی قدرت ، بی ارزش :
مــخالفان تو بی فره اند و بی فــرهنــگ / مــعادیان تـو نافرخند و نــافرزان ( بهرامی سرخسی ) .
|| فروغ و فروشکوه . ( دهخدا ، جلد 37 ، 1341 ، 324 ) .
فروهر . [ فُ هـَ ] ( اِ ) در پهلوی فروهر ( 1 ) فارسی باستان فرورتی ( 2 ) و در اوستا فره وشی ( 3 ) ، در اصل مرکب از دو جزء فره یا فرا به معنی پیش و « ور » به معنی پوشاندن و نگهداری کردن و پناه بخشیدن . طبق مندرجات اوستا فروهر نیرویی است که اهورمزدا برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است . پیش از آنکه اهورمزدا جهان خاکی را بیافریند ، فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را ، در جهان مینوی زبرین بیافرید و هر یک را به نوبه خود برای نگهداری آن آفریده جهان خاکی فرو می فرستد و پس از مرگ آن آفریده ، فروهر او دیگر باره به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند . اما هیچگاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال یکبار به دیدن وی می آید و آن هنگام جشن فروردین است یعنی روزهایی که برای فروآمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد.( از حاشیه برهان به تصحیح دکتر معین ) . ( همان منبع ، 223 ) .
فره – ص ( بکسر فا و را ، یا بفتح فا و را ) خوب ، بسیار ، فراوان ، افزون ، قوی تر ، بزرگتر ، مثال :
گرزانکه خدا بمن دهد مال فره / بگشایم ازین کار فرو بسته گره
فره – ا ( بفتح فا و رای مشدد ) شکوه ، جلال ، شوکت ، فر ، نیرو ، مثال فردوسی :
کــــجـــا رفــــت آن مــــردی و گــرز تــــو / بــــرزم انــدرون فــــره و بـــــرزتـــــو
فروهر– ا .( بضم فا و را و فتح ها ) فرشته ، فرشته ای در آیین زرتشتی ، به معنی جوهر نیز گفته شده ، مقابل عرض . ( عمید ، 2537 ، 769 ) .
فره457 : 1 . بسیار زیاد افزون 2 . خوب ، پسندیده .
فروهر458 : [ په . Fravahr ] ( اِ . ) ( دین زردشتی ) نیرویی است که اهورمزدا برای نگاهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است .
پیش از آنکه اهورمزدا جهان خاکی را بیافریند ، فروهر یک از آفریدگان نیک این گیتی را در جهان مینوی زبرین بیافرید و هر یک را به نوبه خود برای نگهداری آن آفریده جهان خاکی فرو می فرستد ، و پس از مرگ آن آفریده ، فروهر او دیگر باره به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند ، اما هیچگاه کسی را که بوی تعلق داشت . فراموش نمی کند ، و هر سال یک بار به دیدن وی می آید ، و آن هنگام جشن فروردین است ، یعنی روزهایی که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد . در آیین زردشت همه ایزدان و فرشتگان و حتی اهورمزدا فروهری دارد . ( معین ، جلد 2 ، 1362 ، 2536 – 2537 ) .
فروهر 459 : پهلوی460 ، اوستایی فروشی461 ، در دین زردشتی ، نیروی حافظ آفریدگان خوب ایزدی . اهورمزدا ، پیش از خلق جهان خاکی ، فروهر هر یک از مخلوقات خوب این جهان را در عالم مینوی بالا خلق کرد . وی فروهر هر مخلوق را برای حفظ آن مخلوق به عالم خاکی فرو می فرستد ، و پس از مرگ آن آفریده ، فروهر وی به عالم بالا باز می گردد ، اما کسی را که بدو تعلق دارد فراموش نمی کند ، بلکه هر سال یک بار به دیدن او فرود می آید ( فروردگان ) . ( مصاحب ، جلد 2 – بخش1 ، 1345 ، 1889) .
– فَرّ ، فَرِّه : یا خُوره . در آیین ایران باستان فر دارای اهمیت ویژه بوده و آن عبارت از فروغ ، شکوه ، بزرگی و اقتدار مخصوصی است که از سوی اهورامزدا به پیامبر یا رهبر بخشیده می شود . خلاصه و جوهر آتش در اوستا موسوم است به خَرنگهه که در فارسی خُره یا فر گوییم . در اوستا غالباً از فر کیانی و فر آریایی سخن رفته و دریای فراخکرت آرامگاه آن شمرده شده است .
مشتقات فر در زبان فارسی به صورت فر ، فرهی ، فراهت ، فرمند ، فرهمند ، فروهیده و فَرهومند معمول است . و در ادبیات به کلماتی مانند فَرّ کیانی و فَرّه ایزدی ، کیان خُره ، خُره پادشاهی نیز بر می خوریم . از همین ماده است کلمه فرخ به معنای مبارک و نیکبخت ، و مشتقات آن ، فرخنده و فرخندگی که به معنای سعید و سعادت است .
در ایران قدیم ، بسیاری از نامهای اشخاص و شهرها با خُرّه همراه بوده ، مانند زادخره ، فرخزاد ، اردشیر خُره ( شهر گور یا جور که همان فیروزآباد است ) فَرن بَغ یا فرو با ( آتشکده معروف ) . مؤلف دینکرد ، آترفون بغ نیز در نامش فر دیده می شود .
4 – 7 – 2 شکل فروهر :
امروزه بین زرتشتیان تصویر پیر مرد بالداری به نام شکل فروهر خوانده شده و تقریباً به عنوان نشانواره آئین زرتشت به کار می رود . این شکل سابقه چندین هزار ساله داشته و نظایر آن در کتیبه های اقوام گوناگون وجود دارد ، ولی شکلی به صورت موجود در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده می شود . محققان و خاور شناسان بسیاری درباره این شکل به تحقیق پرداخته و نظرهای گوناگونی نسبت به آن ابراز داشته اند . عده ای از پژوهشگران ، این شکل را تصویری از اهورامزدا خواندند . ولی چون به عقیده زرتشتیان ، اهورامزدا بی تن و پیکر ( اوی تنو و ) است و هیچ گاه یک زرتشتی برای اهورامزدا شکلی قائل نیست . این نظر مورد مخالفت پارسایان هندوستان قرار گرفت ، آنرا رد کرده و به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند و از قسمتهای مختلف آن برای شناساندن بیشتر فروهر مدد گرفتند .
این عمل ( مدد گرفتن از اشکال ) در مورد شناساندن بسیاری از طرحها و سازمانهای مختلف صورت می گیرد ، یعنی به وسیله شکلی هدف و مسئولیت یک طرح یا سازمان را مشخص می کنند . در اینجا باید به روان دانشمند پارسی ، رستم جی کاما اولین کسی که این شکل را به عنوان سمبل فروهر دانست درود فرستاد چون با استفاده از یک تصویر باستانی وظیفه یکی از بزرگترین اجزاء وجود انسان یعنی فروهر را برای همیشه در مد نظر قرار داده است .
4 – 7 – 3 شرح اجزاء مختلف سمبل فروهر :
این شکل از سه قسمت زیر به وجود آمده است .
1 – سر . 2 – دستها . 3 – بالها . 4 – دایره میان شکل . 5 – دامن . 6 – دو رشته آویخته .
1 – سر : سر فروهر به صورت مردی سالخورده است تا با دیدن این سر به یاد آوریم که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می کند .
2 – دستها : دستهای فروهر به طرف بالاست به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم . واضح است که خداوند دارای جا و مکان به خصوصی نیست ولی از آنجا که فکر بشر همیشه نیروهایی که قدرتشان از او بیشتر است در طبقه ای بالاتر از خود می داند از این رو این شکل ، اهورامزدا را بالا نشان می دهد .
3 – بالها : بالهای فروهر باز است . چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بالِ باز ، فوراً به یاد می آورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سر بلندی راهنمایی می کند ؛ و در ضمن هر بال ، خود دارای سه قسمت است که نشانه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک هستند . از مشاهده این بخش آگاه می شویم که هر گونه پیشرفت و ترقی باید از راه درست یعنی به وسیله اندیشه و گفتار و کردار نیک صورت گیرد .
4 – دایره میان شکل : منظور از مشخص کردن این دایره در میان فروهر نشان دادن بی پایانی روزگار است ، بدین معنی که هر عمل و کرداری که در این زندگی ( روی دایره ) صورت گیرد نتیجه آن عمل در این دنیا متوجه انسان شده و اثر آن باقی خواهد ماند و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن برخوردار خواهد شد .
5 – دامن : دامن فروهر از سه قسمت به وجود آمده که نشانه اندیشه و گفتار و کردار بد است . همواره اندیشه و گفتار و کردار بد را باید به زیر افکنده ، پست و زبون سازیم . ( همانطور که دامن در زیر قرار دارد ) .
6 – دو رشته آویخته : این دو رشته نشانه سپنتامینو ( خوی خوبی ) و انگره مینو ( خوی بد ) است که همیشه ممکن است در اندیشه انسان ظاهر شوند و وظیفه هر فرد زرتشتی است که خوبی را در اندیشه خود قرار داده ، و بدی را از آن دور کند . ( نیک بیندیشد ) .
( معمولاً در دست فروهر حلقه ای وجود دارد که آنرا نشانه احترام به عهد و پیمان می دانند ) . ( فروهر ، 1376 ، 42 ) .
4 – 7 – 4 نگاره فروهر :
در سر در کاخها و برخی بناهای تاریخی و اماکن ، و همچنین بعضی تندیسهای به جا مانده ، نگاره ای دیده می شود که آن را فروهر دانسته اند و برای اجزاء متشکله آن تعبیراتی آورده اند که به اختصار چنین است : ” نگاره فروهر به صورت پیرمردی نورانی با دو بال و حلقه هایی دیده می شود . گر چه فروهر معنوی و نادیدنی است و نمی توان برای او شکل و پیکری معین نمود لکن برای نمایاندن نیروی مقدس درونی ، به صورت یک مجسمه اخلاقی نمایان شده ، و سمبل ملی ایرانیان باستان بوده : 1 . نمایاندن فروهر به صورت پیرمردِ سالخورده اشاره به شخص نیکوکاری دارد که از آغاز به خدا و پیامبر ایمان آورده و سرد و گرم دنیا را چشیده و اخلاقش سرمشق دیگران است و باید تجربیات او را ارج گذاشت . 2 . دستِ راستِ نگاره به سوی بالا دراز شده و اشاره به توجه به سوی پروردگار دارد تا در دو گیتی رستگار شود و با توشه ای از اندیشه ، گفتار و کردار نیک به سوی آفریدگار برگردد . 3 . حلقه در دست چپ ، نشانگر پیمان بستن در راه پیروی از اوامر الهی است . 4 . بالهای کشیده در دو طرف ، نشانه این است که رو به ترقی دارد و دارای اندیشه های عالی است . 5 . سه قسمت روی بالها ، نشانه

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی