نمایشی را نداشته است. همزمان با فیش برداری‌های نخستین نظری، ابتدا کوشش شد تا متن معتبری از ترجمه ارنانی به زبان انگلیسی یافت شود که در نهایت ترجمه‌ای از لیندا آشر در سال 1961 میلادی به‌دست آمد و در کنار آن متن اصلی هوگو نیز تهیه شد. همزمان با نگارش پایان نامه نظری،دریافتم متن انگلیسی چندان قابل اعتماد نیست و به این ترتیب متن اصلی فرانسه را مورد توجه قرار دادم که طول کار را چند برابر کرد. اما با راهنمایی خوب استاد قاسم‌پور آن‌چه در نهایت آماده شد امروز پیش‌روی شماست.
در مقوله پژوهش نظری دکتر سجودی رئوس نظری را در قالب مقالات و کتاب‌هایی معرفی کرده و دکتر اسدی نیز خط و ربط این نظریه را با دوران تاریخی مورد مطالعه به خوبی مشخص کردند. بنابر آموزه‌های تارتو نیاز به سپهر فرهنگی بود که در حوزه نظریه و تعریف آن از فرهنگ جای گیرد. در اینجا بود که دریافتم بدون مطالعه ابتدایی و عمیق حوزه مطالعات فرهنگ،مطالعات فرهنگی و نشانه‌شناسی فرهنگی امکان درک تارتو میسر نیست و بنابراین همه‌چیز از پایه آغاز شد و حاصل بخشی از آن در پایان‌نامه منعکس شده‌است. بخش‌های عمده‌ای از آن نیز به دلیل حاشیه‌هایی که برای پژوهش ایجاد می‌کرد به صلاحدید اساتید محترم راهنما و مشاور حذف شد. در همین زمان بود که دریافتم نشانه‌شناسی فرهنگی ارتباط‌هایی نظری با انسان‌شناسی دارد و بازهم فرصت مناسبی بود تا درباره این انگاره نیز بیاموزم. دکتر ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران در این زمینه مشاوره‌هایی ارائه دادند که به‌ یاری آمد و چندین صفحه در حدود آن شکل گرفت، اما چون در بحث نظری مسیر تحقیق تغییر کرد، این بخش را نیز از پایان‌نامه حذف کردیم. پس از آن باید حدود سپهر فرهنگی در تاریخ مورد بحث مشخص می‌شد. متاسفانه کتاب‌های تاریخ معاصری که به رشته تحریر درآمده‌اند به‌طور عمده کمتر به مقوله هنر پرداخته و بیشتر در حوزه سیاست مانده بودند. از همین روی کار تطبیق این کتاب‌ها با چند کتاب محدود در حوزه تاریخ تئاتر ایران آغاز شد و البته به گفته‌های هنرمندان در دوره‌های مختلف نیز رجوع شد. در این بررسی‌ها مشاهده شد در کنار هنر تئاتر که امری وارداتی به‌شمار می‌آمد، ادبیات در شاخه داستان کوتاه و رمان نیز دوشادوش این هنر به‌مثابه امری جدید جایگاهی بایسته تحقیق در نشانه‌شناسی فرهنگی دوران را به خود اختصاص می‌داد. این نگاه در دوران محمدرضاشاه با قدرت گرفتن حزب توده جایگاهی فراخ‌تر یافته و بسیاری از نام‌آشنایان عرصه ادبیات منثور حاصل این دوران محسوب می‌شوند.اصولا حزب توده به دلیل جنس نگرشی که در دوران مورد بحث داشت، توانست نویسندگان مختلفی را به‌سمت خود جلب کرده و حتی در حرکتی فراخ‌تر از آمران خود در روسیه، بتواند با بازگذاشتن عرصه آثاری را در ترجمه و تولید متن عرضه کند که ای‌بسا در خود روسیه با آن‌ها مخالفت می‌شد. پس این حوزه نیز با تکیه بر جزئیات هم‌راستا با تئاتر و اوضاع سیاسی مورد واکاوی قرار گرفت. در نهایت به دلیل حجم سنگین پایان‌نامه به پیشنهاد اساتید بخش ادبیات را نیز حذف کردیم تا هم از انسجام کل پژوهش کاسته نشود و هم‌اینکه در فرصتی دیگر بتوان به‌درستی حق مطلب را درباره ترجمه فرهنگی در ادبیات بیان داشت.
آن‌چه اکنون پیش‌روست نگاهی میان رشته‌ای به برهه‌ای از تاریخ هنر تئاتردر ایران است که پنجره نشانه‌شناسی فرهنگی به‌سمت آن گشوده شده‌است. پنجره‌ای که می‌تواند زوایایی تازه را نمایان سازد. این پژوهش حدود 16 ماه به طول انجامید و در شکل‌گیری آن می‌بایست از چند نام موثر قدردانی کنم. علاوه بر اساتید محترم راهنمای نظری و عملی و مشاور،ابتدا دکتر نجومیان برای ایده نخستین عنوان و دکتر فکوهی برای هم‌یاری در بخش انسان‌شناسی. جواد تولمی که بدون همکاری بی‌دریغ او امکان دسترسی به متون تاریخی امکان پذیر نبود. دکتر عماد میرمحمدی و آراز بارسقیان که در تهیه متن انگلیسی و فرانسه نمایشنامه ارنانی بنده را یاری رساندند.
در پایان باید اذعان داشت اگر قوتی در این پژوهش به‌نظر می‌رسد حاصل لطف اساتید راهنمای نظری و عملی و استاد مشاور گرانقدر است و اگر هم سستی در آن دیده می‌شود حاصل قلم این کمترین.

مطلب مرتبط :   نظامی، حقوق، تسلیحات، متعارف، نانو

فصل یک
کلیات پژوهش

1-1- تعریف و بیان مسئله
تئاتر غربی در ایران عمر طولانی ندارد. اما همین هنر نوپا، از همان اوان ورود به کشور ایران در برخورد با جامعه چالش‌هایی متفاوت را برانگیخته است. این هنر به مثابه فعالتی زنده در هر برهه تاریخی شکلی متفاوت به خود گرفته و در دوره ای فعال و پرجوش و در زمانی دیگر خاموش و منزوی بوده است. همین پویایی نشان می‌دهد که تئاتر در وابستگی به عناصر دیگر اجتماعی خود را بازتعریف کرده و معنای مختص به خود را به دست می‌آورد. به گفته دیگر آنکه تئاتر را نمی‌توان جدا و یکه از دیگر پدیده‌های فرهنگی یک جامعه مورد بازشناسی قرار داد. پدیده‌های فرهنگی‌ای که در یک کنش و واکنش بر یکدیگر تاثیر گذارده و موجب پویایی یا سکون یکدیگر می‌شوند.
فرهنگ1 نیز خود مقوله‌ای است چند وجهی که نظریه‌پردازن در طول سالیانی که از عمر تولد این واژه می‌گذرد، کوشیده‌اند با ارائه تعاریفی گوناگون، ابعاد مختلف آن را برای مخاطبان خود روشن کنند. این تعاریف در هر دوره وجوهی از فرهنگ را مورد توجه قرار داده است، اما در هر دوره پس از مطالعاتی جدید، نظریه‌پردازان متوجه شده‌اند، هنوز ابعاد نامکشوفی از این واژه باقی مانده که برای دریافت آن تلاش‌هایی تازه نیاز است.
از همین روی این حرکت تکاملی تا امروز ادامه داشته و شاخه‌های مختلف علوم اجتماعی کوشیده‌اند، هر یک بنابه توان علمی بخشی از هویت فرهنگ را برای مردمان مشخص سازند. اما به راستی فرهنگ چیست؟ بازنمود آن در یک جامعه چگونه است؟ آیا رفتار مردمان یک جامعه فرهنگ را می‌سازد؟ آیا آثار هنری به فرهنگ شکل می‌دهند؟ آیا معماری،پوشاک، علایق اجتماعی و… فرهنگ است؟ آیا فرهنگ برآمده از سیاست است؟ تاثیر عناصر فرهنگی بر یکدیگر چگونه است؟ هرآنچه آمد هم می تواند فرهنگ قلمداد شود و هم خیر. نامکشوف بودن فرهنگ در طول این سال‌ها نشان داده، این واژه پیچیده تر از آن است که قصد کنیم تعریفی یک خطی و مشخص از آن ارائه دهیم.
از همین روی بوده که سیاستمداران، هنرمندان، جامعه شناسان و در نهایت فرهنگ شناسان کوشیده‌اند به تعریف این مهم دست یابند. اما در کنار دانشمندان مختلف رشته‌های گوناگون، نشانه شناسان هم در این بین سعی داشته‌اند تا تعریف خود را از پدیده فرهنگ ارائه نمایند. یوری لوتمان2 و هم اندیشانش در مکتب مسکو-تارتو3، بنیان‌های نخستین نشانه‌شناسی فرهنگی را بنا نهادند . حرکتی که بسیار سریع رشد کرد و در کشورهای دیگر ادامه یافت.از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی، فرهنگ حاصل سازوکار یک دستگاه پیچیده نشانه‌ای است. نشانه‌هایی که درون سپهر نشانه‌ای4 خود ویژه هر جامعه تعریف شده و سازوکار می‌یابند. این سپهر نشانه‌ای کمک می‌کند تا فرهنگ معنا پیدا کند. از این رو که، هیچ فرهنگی به تنهایی قادر به بقا و تعریف خود نبوده و همواره به یک دیگری فرهنگی نیاز دارد، سپهر نشانه‌ای این قابلیت را ایجاد می‌کند تا این ارتباط میان فرهنگ خود5 و دیگری6 برقرار شود. اما این سپهر نشانه‌ای از چه عناصری تشکیل یافته است؟ نگاه او به بیرون از خود چگونه معنا می‌یابد؟آیا این سپهر، فضای بیرون خود را به مثابه فرهنگی دیگر در نظر می‌گیرد و یا آن را بدوی، وحشی و ناهمگون می‌پندارد؟ نشانه‌شناسی فرهنگی می‌کوشد تا به این سئوالات پاسخ دهد.
یکی از عناصری که می‌تواند درون سپهر نشانه‌ای هر کشوری تعریف شود، مجموعه هنرهای آن کشور است. هنری که از طریق متون عرضه شده و درون کلیت فرهنگ سازوکار می‌یابد. از سوی دیگر ، همان فرهنگ تعیین می‌کند کدام متون قابلیت ماندگاری دارد و کدام متون را می‌بایست طرد کرد. پس مشاهده می شود که رابطه متون و فرهنگ رابطه‌ای دوسویه است که در تعامل با یکدیگر نظم می‌یابد. یکی از هنرهایی نیز که در این راستا اهمیتی بایسته دارد، هنر تئاتر است. هنر تئاتر خود از رمزگان‌های مختلف تصویری، گفتاری تشکیل شده که می‌تواند به بازتاب فرهنگی یک جامعه یاری رساند.
1-2- ضرورت انجام پژوهش
تئاتر غربی در ایران با عمر کوتاه خود توانسته است،همنشینی‌هایی با تحولات فرهنگی داشته باشد. یعنی تعامل این هنر با دیگر نشانه‌های فرهنگی بسیار بارز بوده است. از سوی دیگر تئاتر غربی آن‌چنان که از نامش برمی‌آید عنصری است که از طریق ارتباط با فضای خارج از سپهر نشانه‌ای پدید آمده و سازوکار ترجمه در آن نقشی اساسی داشته است. این ترجمه از معماری سالن‌های تئاتری آغاز شده و تا نگارش نمایشنامه امتداد یافته است. در دوره‌هایی نیز این ترجمه نه از طریق دیگری فرهنگی که از توجه به درون فرهنگ خودی بوده است. این تعاملات روند حرکت تئاتر در ایران را پیچیده کرده است و می‌توان با اتکا به علوم میان رشته‌ای همچون نشانه‌شناسی فرهنگی، نوری تازه به زوایای تاریک این مسیر تابانیده و وجوه تازه‌ای از آن را مشخص کرد. این پژوهش در همین راستا سراغ برهه‌ای از تاریخ تئاتر ایران رفته که تاکنون کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است. تئاتر ایران در دوران پهلوی نخست و پهلوی دوم تا سال 1330 ه.ش. که در برهه‌ای خفا و انزوا و در برهه‌ای دیگر آمیختگی با حرکات مردمی را تجربه کرده است. در این سال‌هاست که ترجمه از دیگری فرهنگی در قالب‌های گوناگون رونق می‌یابد و دیگری فرهنگی با نام از طریق تئاتر جای خود را در سپهر نشانه این مرزوبوم می‌گشاید. اما سازو کار ترجمه و توجه به دیگری فرهنگی در هر دوره از تاریخ ایران متفاوت بوده است. در دوره‌ای دیگری فرهنگی به مثابه یک نافرهنگ در نظر گرفته شده و در دوره ای به کعبه آمال بدل شده و ارتباط‌های گسترده با آن رقم زده می‌شود. برخی هنرمندان در جایگاه مترجمین فرهنگی در پی تبدیل دیگری به فرهنگ خودی هستند و برخی دیگر می‌کوشند در تعاملی دوجانبه به آمیختگی از فرهنگ خودی و دیگری دست یابند.
این پژوهش بر آن است تا چگونگی ترجمه فرهنگی از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی را در نگاهی همزمانی و درزمانی مورد بررسی قرار داده و مشخص کند که سازوکار این فرایند در هنر تئاتر برهه تاریخی مورد بحث چگونه بوده است.
1-3- سئوالات و فرضیه‌ها
در این پژوهش کوشیده خواهد شد تا به این سئوالات پاسخ داده شود:
1- ویژگی ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) چیست؟
2- ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) در بازتاب فرهنگ خودی و فرهنگ دیگری چگونه بوده است؟
3- ترجمه‌های فرهنگی صورت گرفته در دوران پهلو

مطلب مرتبط :   قصاص، اولیای، دیه، عفو، ورثه

دسته بندی : علمی