ی (1330-1300) تا چه اندازه بازنمونی فرهنگی از دوران خود بوده‌اند؟
4- ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) تا چه اندازه تحت تاثیر فرهنگ حکومتی و چه اندازه فرهنگ عمومی بوده است؟
فرضیه این پژوهش نیز بر این پایه بنا شده است :
1- فرهنگ دوره رضاشاه فرهنگی مرکز محور است و فرهنگ دوران محمدرضاشاه میل به محتوا محوری دارد.
2- فرهنگ مرکزمحور سازوکار ترجمه فرهنگی را محدود کرده و با توسل به عنصر طرد فرهنگی متون تولیدی را با رکود مواجه می کند.
3- میل در مرکز محوری متون دوران پهلوی اول و گرایش به حاشیه در متون پهلوی دوم نمودی عینی دارد.
4- سپهر فرهنگی دوران میزان جذب و طرد متون را در هر دوره معین می‌کند.
1-4- روش پژوهش
این پژوهش بر مبنای مطالعه و یافتههای کتابخانه ای صورت می‌گیرد. دراین راستا، در فصل دوم در بخش پیشینه پژوهش انگاره‌ها و تعاریف پایه‌ای فرهنگ ، مطالعات فرهنگ7 و مطالعات فرهنگی8 مورد بازخوانی قرار می‌گیرد. تعاریف فرهنگ از ابتدای تاریخ مطالعه این واژه، با مطالعه متون برتر به مثابه فرهنگ در انگلستان آغاز شده و به دیگر کشورها بسط می‌یابد. این حرکت در ادامه مسیر به مطالعات فرهنگی می‌رسد که نگاهی طبقاتی به فرهنگ می‌افکند و نشانه‌شناسی فرهنگی9 در نگاهی جامع‌تر کلیت رمزگان‌ها و متون را برای مطالعه خود بر می‌گزیند. در فصل سوم گذری بر پایه‌های نظری از جمله تعریف فرهنگ از نگاه نشانه‌شناسی فرهنگی، سپهر فرهنگی، ترجمه فرهنگی10 از منظر مسکو-تارتوصورت می‌گیرد و در نگاهی کوتاه این انگاره را در تئاتر بینافرهنگی که در آن ترجمه فرهنگی متون موردتوجه قرار می‌گیرد بررسی شده است.در فصل چهارم نیز بدنه پژوهش یعنی ترسیم سپهر نشانه‌ای دوران پهلوی اول و دهه نخست پهلوی دوم، بررسی ترجمه فرهنگی در زمانی و همزمانی در دوران رضاشاه، تئاتر و ترجمه فرهنگی و در نهایت دو نمایشنامه اصفهانی چلمن اثر رفیع حالتی و عبدالله نوشته معزالدیوان فکری به‌عنوان مطالعه موردی مورد توجه واقع می شود. در فرهنگ مرکز(بیان) محور دوران رضاشاه نقش مرکز پررنگ تر شده و رضاشاه با طرد دیگری سنتی مذهبی،در ترجمه‌ای در زمانی نوعی دیگری فرهنگی را در امتداد خودی آرمانی پدید می آورد بر همین اساس نمایشنامه‌های تاریخی و نگاه باستانی گرایی رواج می‌یابد. در دوران محمدرضاشاه با تجربه شکست پدر، توجه به حاشیه‌ها بیشتر شده و همین اجازه ظهور دیگری فرهنگی را مهیا می‌سازد که در این دوران با رشد و رونق نسبی متون مواجهیم. فصل نهایی نیز به نتیجه بحث اختصاص می یابد.
1-5- پیشینه پژوهش
پیشینه پژوهش این رساله را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. پژوهشهایی که در حوزه نظریه ها انجام شده است و پژوهشهایی که در اجرای این نظریهها در دوران تاریخی مورد بحث قرارگرفته است. در میان پژوهش‌های نظری میتوان به دو مقاله «ارتباط بینفرهنگی:رویکردی نشانه شناختی» (1388) و «ارتباط بین‌فرهنگی: ترجمه و نقش آن در فرایندهای جذب و طرد»(1388) هر دو به قلم فرزان سجودی اشاره کرد. سجودی در این دو مقاله ابتدا فرهنگ را از زوایای مختلف تعریف کرده و در ادامه در مقاله نخست می‌کوشد زمینههای شکل گیری نشانههای فرهنگی را مشخص کند. وی فرهنگها را دستگاه‌های نظامهای نشانهای می‌داند که به رفتار فرهنگی انسان ارزش و معنا میدهند. سجودی در این مقاله به این نتیجه میرسد که فرهنگ‌ها در روابط بینافرهنگی شرکت میکنند اما معمولا از فرصتهای برابر برای حضور و بیان خود در این روابط برخوردار نیستند.این پژوهشگر در مقاله دوم خود به شکل مستقیم به فرهنگ خودی و دیگری استناد میکند و بعد از ارائه تعاریف ترجمه، میزان تاثیر پذیری فرهنگ خودی از دیگری را در حین ترجمه به بحث میگذارد.
پایان نامه کارشناسی ارشد گسست و پیوست فرهنگی در تئاتر ایران از پیشامشروطیت تا سال 1330 ه.ش. (بصیری،1390) نیز سعی دارد تا از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی در بازه زمانی مشخص، گسست و پیوست های فرهنگی تئاتر ایران از جامعه را مورد بحث قرار دهد.
از دیگر پژوهشهای موجود در حیطه نظری میتوان به پژوهش مریم تیموری(1388) در پایان نامهای با عنوان تئاتر میان فرهنگی از نظریه تا اجرا اشاره کرد. وی تلاش کرده پس از تبیین نظریههای نظریه پردازان تئاتر میانفرهنگی به کارکرد آنها در چند عنوان مشهور از این‌گونه نمایش ها از جمله آثار پیتر بروک11 بپردازد. این پایان‌نامه از حیث نظریه پردازی تئاتر میانفرهنگی در جهان اثری قابل توجه است. پژوهشگر، تئاتر میان‌فرهنگی را به سه حوزه جداگانه تئاتر چندفرهنگی12 ، تئاتر پسا استعماری13 و تئاتر بینافرهنگی14 تقسیم کرده است و در ادامه با تکیه بر نظریات ماروین کارلسون15، اریکا فیشر لیشت16 و پاتریک پاویس17 تفاوت هریک از این نظریهها و کارکرد آنها در عرصه تئاتر میانفرهنگی را به بحث گذارده است.
در زمینه اقتباس نیز چند عنوان در دانشگاههای مختلف به ثبت رسیده است که از ان میان میتوان به پایان نامه مهرداد خزیمه(1384) با عنوان جستاری در اقتباس و نمایشی سازی( داستان) در سینما و تلویزیون اشاره کرد. خزیمه در این پژوهش به چگونگی ترجمان فرهنگی و اجتماعی روایت در یک اثر ادبی و تبدیل نشانگان نوشتاری به نشانگان دیداری و نمایشی میپردازد.
بهاره برهانی (1384) نیز در پایان نامه ای با عنوان اقتباس ضمن تعریف اقتباس ، تاریخچه مختصری از اقتباس در تئاتر ایران ارائه داده و به طور گذرا به اقتباسهایی که از مولیر در تئاتر ایران صورت گرفته میپردازد.
فرود عوض پور(1388) نیز در پایان نامهای دیگر با عنوان بررسی و تحلیل شاخصه های فرهنگی در تطبیق دو اثر اقتباسی از نمایشنامه مکبث، به دو فیلم مکبث18 رومن پولانسکی19 و سریر خون20 آکیرا کوروساوا21 پرداخته و سعی کرده زمینههای فرهنگی نگاه هر یک از کارگردان ها را در مواجهه با مکبث شکسپیر به بحث بنشیند که در حد اشاره به کلیات باقی مانده و نشانی از مباحث نظری ترجمه فرهنگی در آن دیده نمیشود.
اما در حوزه مطالعه تاریخی ترجمه فرهنگی در در تئاتر دوران پهلوی(1330-1300) پژوهش‌های زیادی صورت نگرفته و هر آنچه آمده در حد اشاره و عبور از کلیات باقی مانده است.
از این میان میتوان به رساله دکتری ناصر آقایی(1387) با عنوان مسائل توسعه تئاتر غربی در ایران (1357-1257) اشاره کرد. این رساله در یکی از فصول خود به گذری بر نمایشنامههای ترجمهای دوران پهلوی اول میپردازد . ناهید جهازی(1384) نیز در پایان نامه ادبیات نمایشی در عصر پهلوی اول(1320-1299) به مرور زندگینامه و خلاصه آثار نمایشنامه‌نویسان این دوران میپردازد . البته در بخش دیگری از این پایان‌نامه تاثیرات ناسیونالیسم، باستان گرایی و تجدد در ادبیات نمایشی این دوران نیز مورد اشاره قرار میگیرد که در یک محور کلی میتواند یکی از زیر شاخه های بحث مطالعات فرهنگی تئاتر دوران پهلوی محسوب شود.

مطلب مرتبط :   فرهنگ، ، نهج، مصلحت، البلاغه

فصل دو
بررسی ادبیات نظری پژوهش

2-1- کلیات و مفاهیم فرهنگ
فرهنگ یکی از پیچیده‌ترین اصطلاحات در علوم انسانی است؛اما تعریف و شناخت واژه فرهنگ با رجوع به منابع ریشه‌شناختی آن چندان دشوار به‌نظر نمی‌رسد. بین اکثر واژه پژوهان در مورد ریشه آن در زبان فارسی و لاتین اشتراک نظر وجود دارد، ولی زمانی‌که این واژه از کارکرد معمول خود خارج و به یک اصطلاح علمی بدل می‌شود، هر تفسیری می‌تواند به مثابه تعریفی مستقل از آن عمل نماید. از همین روی پژوهشگران علوم انسانی در رساله‌های خود کوشیده‌اند معنای درک پذیری را از اصطلاح فرهنگ ارائه دهند.
برای مطالعه پیرامون واژه و اصطلاح فرهنگ چند روش متمایز از یکدیگر پیشنهاد شده است: 1- جمع آوری همه تعاریفی که از فرهنگ صورت گرفته است. 2- طبقه بندی تعاریفی که از فرهنگ وجود دارد بر مبنای پیدایش تاریخی آنها. 3- طبقه بندی تعاریف بر اساس حوزه‌ها، نظریه ها و مکتب‌های مطرح شده. 4- طبقه‌بندی تعاریف بر پایه رشته‌های علمی از قبیل مردم شناسی، جامعه شناسی و…. 5- مطالعه نظری و عملی بنیان های اجتماعی و دست یابی به تعاریف تازه. ]1[
مهری بهار در پژوهشی که در باب مطالعات فرهنگی انجام داده روش سوم را برگزیده و در نقد روش دوم نوشته است که:” در صورت انتخاب روش دوم، بحث از فرهنگ در درون سنت‌های جامعه شناختی مطرح خواهد شد و در نهایت مطالعات‌فرهنگی، رشته‌ای در درون جامعه شناسی خواهد بود”(بهار،1389،ص 29).
اماریموند ویلیامز22 جامعه‌شناسی فرهنگ را رشته‌ای درون جامعه‌شناسی نمی‌داند و دو محدوده مطالعاتی جداگانه را برای آن در نظر می‌گیرد. یکی از آنها، اندیشه اجتماعی به طورعام و جامعه‌شناسی به‌طور خاص و در سوی دیگر مطالعه در محدوده تاریخ فرهنگی و تحلیل فرهنگی را مورد توجه قرار می‌دهد. او عقیده دارد هم می‌توان اصطلاح را به شیوه‌های مطالعه علوم جامعه شناسانه محدود کرد و هم اینکه اجازه داد تا با جامعیت به همگرایی نسبت به علوم دیگر دست یابد.]2[
مطالعه تاریخی یک اصطلاح – در اینجا فرهنگ- می‌تواند بستری به شمار‌آید تا بر جامعیت آن افزوده و مطالعات بینا نظریه‌ای حول آن واژه بیشتر خود را نمایان کند.این تفکر که یک اصطلاح علمی در هر دوره از تاریخ چه ارتباطی با علوم دیگر داشته‌است می تواند ماهیت جامع آن را مشخص تر جلوه دهد.
منظور از مطالعه جامع تاریخی اصطلاح ،خوانش واژه و اصطلاح،تنها بر اساس انگاره‌های رشته دانشگاهی جامعه‌شناسی نیست ؛بلکه مقصود مطالعه تاریخی است که روند تطور اصطلاح و ارتباط‌های علمی آن را تشکیل می‌دهد،زیرا آن‌گونه که اندیشمندان مطالعات فرهنگی در مرکز بیرمنگام اعتقاد داشتند، مطالعات فرهنگی اصولا یک علم میان رشته ای است. بنابراین روش ما پژوهش پیش‌رو نیز مطالعه جامعه‌شناسی تاریخی واژه فرهنگ به علاوه روشی است که بهار نیز در تحقیق خود پیش گرفته است.
این روش امکانی را پدید می‌آورد که در برخی موارد بتوانیم متناسب با موضوع و مورد مطالعاتی پیش رو – در اینجا نشانه‌شناسی فرهنگی ترجمه در ادبیات‌نمایشی- بخش‌های زاید را حذف و بخش های مورد نیاز را پررنگ کنیم. از سوی دیگر مرور تاریخی سبب انسجام در موضوع مطالعه شده و باعث می شود افکار با گسست روبه‌رو نشود.
2-1-1- واژه فرهنگ در زبان فارسی و لاتین
فرهنگ(= فرهنج) در لغتنامه دهخدا به معنی عقل و خرد،آموزش و پرورش،تعلیم و تربیت و امور مربوط به مدارس و آموزشگاه‌هاست. در بخشی دیگر از این لغتنامه، برای این واژه،معنای شاخ درختی را نیز آورده اند که آن را جایی در خاک می‌خوابانند و این درخت در جایی دیگر سر بر می‌آورد. کاریز آب را نیز فرهنگ گفته‌اند.
واژه فرهنگ در صورت پهلوی خود به صورت

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی