گ های غیر بومی چیست؟ ( تا چه حدی از آن ها لازم است در بازار باشند؟ )
این موضوع، مشکل ایران تنها نیست. مشکل بیش تر کشورها است. مثلا فرانسه نیز دوست ندارد کارتون محبوب بچه های فرانسوی، کارتون های امریکایی باشد. چه قدر می شود در برابر فرهنگ غالب، مقاومت کرد. به علت کیفیت بصری بالا و هنرمندی در این کارتون ها، شما نمی توانید به راحتی از فرهنگ جامعه، آن ها را خارج کنید. منع کردن آن ها باعث رغبت و میل بیش تر به آن ها می شود. شرایط هنری آن ها به گونه ای است که می توانند بسازند. نمی گویم بودن آن ها واجب است. ولی یک جورایی در فضای فرهنگی جامعه، جا افتاده اند. باید سعی کرد با شرایطی مناسب، نگذاریم کفه ی سنگین ترازو به طرف برنامه های غیربومی باشد. راه کنترل آن ها، منع آن ها نیست. بلکه باید با انتخاب نمونه های مناسب و کم خطر و نیز اصلاح وارد بازار فرهنگی شوند. البته اصلاح آن ها نباید به صورتی انجام شود که به کلیت فیلم لطمه بزند و باعث آزار مخاطب شود. هم چنین باید مناسب ترین آن ها از طریق خود تلویزیون پخش شود. تمام دنیا محصولات فرهنگی خود را با هم رد و بدل می کنند. امریکا محصولات ژاپن را می خرد و ژاپن محصولات امریکایی را در بازار خود دارد. محصولات فرهنگی به نوعی شکل جهانی دارند. هیچ محصولی فقط برای کشور سازنده تولید نمی شود، این که فقط برای یک جغرافیای خاص پخش شود. بلکه برای دنیا ساخته می شود. یک جورایی هدف اقتصادی هم پشت آن است و از فرهنگ، به عنوان ابزار استفاده می کنند تا به مقاصد اقتصادی خود برسند. مرد عنکبوتی فقط برای امریکا ساخته نمی شود بلکه می خواهد میلیون ها دلار از جاهای دیگر کسب درآمد کند. مگر ما نمی خواهیم فیلم های خود را وارد عرصه های جهانی کنیم و به تبادل فرهنگی بپردازیم. مبادلات فرهنگی، جهانی است. بیش تر قهرمان هایی که در والت دیزنی ساخته می شود رفتار ضد اخلاقی ندارند. بلکه برعکس بر علیه ظلم و زورگویی مبارزه می کنند. اتفاقا باید وارد کرد. چون باعث بالا رفتن دانش بصری ما می شوند. به هر حال آن ها از نظر تجربه از جلوتر هستند. باید به صورت محدود و کنترل شده از فرهنگ آن ها بهره جست.
11. از دریچه نگاه شما چه تکنیکی در این کارتون ها برجسته است که موجب پذیرش کودکان در سراسر جهان می شود؟ ( خارج از هر دین و فرهنگی که باشند و با وجود تفاوت های بسیاری که در رفتارهاست )
بسیاری از فیلم های پذیرفته شده در بین مخاطبان به خاطر این است که جهانی ساخته می شوند. اساس انیمیشن در غرب این است که برای یک جغرافیا و برای یک تاریخ ساخته نمی شود. ذات بشر، خواسته های بشری محور اصلی فیلم هاست. بله یک اتفاقی در سراسر دنیا افتاده است. در امریکا یک فرهنگ جهانی ایجاد شده است. در فرهنگ سازی، قدرت رسانه ای حرف اول را می زند. در زمان های بسیار دور، فرهنگ ها با هم ارتباط نداشتند و به همین دلیل در ذات خود رشد کردند و به تکامل رسیدند. فرهنگ ایران یا چین به دلیل عدم ارتباط، در خود متبلور شدند و معنا پیدا کردند. فرهنگ ها مستقل بودند و به همین دلیل هویت مستقل یافتند. ولی در عصر ارتباطات، فرهنگ ها خیلی شبیه هم می شوند و یک نوع یکسانی در بین ملل مختلف به وجود می آید. کسی که در ارتباطات قوی تر است فرهنگ آن در جهان غالب می شـود. میلیون ها فیلم می سازند و از طریق رسانه برای جهانیان خوراک تهیه می کنند. وقتی یک فرهنگ مدام از طریق رسانه در خانواده ها تکرار شود کم کم جا می افتد و این قدرت رسانه ای است.
12. به نظر شما آن ها کودک را بهتر می شناسند و در این امر از نظر علمی و نظری از ما جلوترند؟ ( یا در فن زیبا شناختی و ساختار روبنایی خوب کار می کنند؟ )
هر دو. آن ها وقت بیش تری برای کودکان خود خرج می کنند. از خیلی پیش تر از ما به مکتوب کردن اطلاعات و تدوین فرهنگ خود پرداخته اند. به همین خاطر از نظر علمی و نظری از ما جلوتر هستند. با زحمت و هزینه کردن؛ یک برنامه خوب تولید می شود. پیاده سازی همین اطلاعات علمی و کاربردی، باعث موفقیت آن ها شده است. از نظر دانش به قدری پیشرفت کرده اند که در ریزترین چیزها به تحقیق و پژوهش می پردازند. مثلا دانشجوی دکترایی، موضوع تزش ” چوب برای سازهای ایرانی ” بود. قطعا به شناخت جهان می پردازند تا کارهای خود را هر چه بیش تر عمومی و جهانی کنند. با شناخت ویژگی های ، مختلف قطعات پازل را درست می چینند و آن را کامل می کنند. لازم است که هنرمند ما هم از تجربیات آن ها استفاده بهینه کرده تا در کارها به موفقیت بیش تری دست یابد.
کارشناسان آنان کودکان را می شناسند، روان شناس با ویژگی ها و مشخصات کودک آشنا است. اما اطلاعات کارشناس کودک ما، هنوز کاربردی نیست و نمی تواند در این راه به هنرمند و سازنده کمک زیادی کند. من شخصا از کارشناسان و روان شناسان کودک استفاده کرده ام. ولی این افراد چون با موضوع انیمیشن و سینما آشنا نیستند پیشنهادهایی می دهند که برای انیمیشن، کاربردی نیست. ما حتا برای کسانی که با ما کار می کنند کلاس روان شناسی گذاشتیم و به آن ها آموزش دادیم. ولی روان شناسی ما کاربردی نیست. باید روان شناسی ورزش جدا باشد، روان شناسی سینمــا جدا باشد، روان شناسی سرگرمی همین طــور تا مباحث قابل اجرا و کاربردی باشند. کمال گرایی و رویاهای دور و دراز باعث می شود انسان هیچ کاری را از پیش نبرد. کار فرهنگی در دراز مدت جواب می دهد. مدیریت کردن یک گروه در فیلم، خیلی مهم و سخت است. افراد با روحیات متفاوت باید در کنار هم بنشینند و کار کنند و این تنها از عهده ی یک مدیر توانا برمی آید. فضای انیمیشن یک فضای راحت و معصومانه ای است.
13. چه گونه می توان در فرهنگ ایرانی، اسطوره سازی و قهرمان پروری کرد که علاوه بر پذیرش کودک ایرانی، جنبه ی بین المللی پیدا کند و به این شکل حتا ما با خارج از مرزهای ایران به تبادل فرهنگی پرداخته باشیم؟ راهکار پیشنهادی شما چیست؟
کار ساده ای نیست. اما می توانیم. ژاپنی ها این کار را کردند و موفق هم شدند. به خواسته ی من سازنده ی تنها نیست. علم تجارت و دانش وارد شدن آن را نداریم. تداوم و احساس اعتماد، لازمه ی کار است.
در دنیا فعالیت زیادی در بخش انیمیشن می شود و از نظر اقتصادی خوب سرمایه گذاری می کنند. از جمله هند که به سرعت در حال رشد است. فرانسه و کانادا ساختار اقتصادی و سیاسی پایداری دارند و از طرف کشورهای دیگر در این کشورها سرمایه گذاری می شود. ایران اگــر بهترین هم باشد به خاطــر تحریم ها، سرمایه گذاری در آن انجام نمی شود. محدودیت ها در کشور ما هم داخلی است و هم خارجی. مثلا در آذربایجان، دولت منع کرده است که شرکت ها و شبکه های دولتی محصولات فرهنگی از ایران خریداری کنند. ما لازم داریم فضای کاری و ارتباطی گسترده ای داشته باشیم. باید اطلاعات و علم این قضیه را از سراسر دنیا یاد بگیریم. اخلاق گرایی یک نیاز بشری است و نیـاز به اخلاقیات در همه ی جوامع احساس می شــود. مدیر بخش بین الملل شبکه ی قطر که به ایران آمده بود در حوزه هنری گفته بود ما به دنبال انیمیشن حلال هستیم. انیمیشن اخلاق گرا همان انیمیشن حلال است. معتقد بود شما می توانید انیمیشن حلال تولید کنید. در بخش فرهنگی، ما مقبول جـوامع منطقه هستیم. آن ها فرهنگ ایرانی را دوست دارند و می پذیرند. زیرا معتقدند انیمیشن ایرانی، انیمیشن اخلاق گراست. هدف آن ایجاد اخلاقیات است. اگر ما بتوانیم در انیمیشن های تولیدی خود جذابیت ها را بیش تر کنیم می توانیم موفق باشیم. اگر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه ی ما اجازه بدهد قطعا ما این توانایی و قابلیت را داریم. به ویژه در منطقه می توانیم اعتماد کشورهای مسلمان را جلب کنیم و نگرش های ارزشی و فرهنگی خود را به تبادل بگذاریم. آن ها استقبال خواهند کرد. قبل از این که بخواهیم اروپا و دنیا را هدف گیری کنیم، ابتدا در حوزه کشورهای مسلمان باید جایگاهی کسب کنیم. مشترکات ما با آن ها و کشورهای شرقی زیاد است. اگر فیلم های هندی در ایران راغب دارد به خاطر اشتراکات اجتماعی، فرهنگی و قومی است که با آن ها داریم. این پذیرش به نوع ارتباطات برمی گردد. ما با کشورهای عرب نزدیک تر هستیم تا با کشورهای اروپایی. می توانیم خیلی سریع تر با کشورهای همسایه ی خود ارتباط برقرار کنیم و زودتر به تبادل فرهنگی بپردازیم. این باعث رشد خود به خودی انیمیشن می شود و می توانیم جایگاه خود را در جوامع بین المللی پیدا کنیم. در ایران پتانسیل فرهنگی و اقتصادی این امر وجود دارد. برای جذاب کردن کارکترها ما باید خلاقیت و نوآوری داشته باشیم. در فیلم آقای مهربان 90 درصد داستان برداشتی آزاد از قصه ی ضامن آهو، امام هشتم است که از زبان حیوانات حکایت شده است؛ البته حیوانات تمثیلی از انسان ها هستند. ما در لفافه یک قصه ی جذاب، از عشق مادر به فرزند و مسایل دیگر حکایت کردیم. حقایق تلخ در محیط، مثل خطر مرگ و مسایل دیگر را می توان واضح و آشکار در جامعه ی حیوانات نمایش داد. این کار هنرمند است که به داستان ها و حتا تاریخ از زاویه هـای متفاوت بنگرد بدون این که به اصل ماجرا خدشه ای وارد شود. جایی که تاریخ ساکت است هنرمند می تواند همراه با تاکید بر اصل داستان به خلق یک اثر هنری متفاوت بپردازد. البته خلاقیت و خیلی مسایل فرهنگی در فضای آرام روی می دهد.
به اعتقاد من می توانیم هویت شخصیت های اساطیری را بگیریم، حتا آن ها می توانند در یک ناکجا زمانی و ناکجا مکانی در یک گذشته ای به وقوع پیوسته باشند. امــا نوع ارتباطات آن ها امــــروزی باشد. یعنی تبدیل داستان های کهن به فضای قابل باور امروز. فضا منظورم گرافیک نیست نوع ارتباط است. شاید در داستان ها، خوب در نیاید ولی ما در ساختار می توانیم آن ها را امروزی تر کنیم تا نسل حالا بتواند با این آنان همذات پنداری کند.
یک کارتون باید بالای 90 درصد سرگرم کننده باشد و 10 درصد نکات اخلاقی و آموزشی را داشته باشد. اما سیستم ما برعکس است، 90 درصد مسایل سنگین اطلاعاتی و مضامین آموزشی است و 10 درصد جذابیت های بصری در آن لحاظ می شود.
معتقدم با تبلیغات خیلی چیزها جلو می رود. اگر شما بهترین محصول را تولید کنید ولی تبلیغات نکنید فروش نخواهد داشت. تبلیغات جز قاعده و اساس دنیای صنعتی امروز است. در دنیا به اندازه ی تولید کالا، تبلیغات می شود. ولی در ایران به آن بها نمی دهیم. بسته بندی شکیل، ایجاد نیاز و …. جز ارکان یک صنعت است. در صنعت فرهنگ هم باید تبلیغات نقش اساسی داشته باشد. علت این که اجازه داده نمی شود پوریای ولی به شکل کتاب، CD و عروسک وارد بازار شود این است که

مطلب مرتبط :   طاووس، طاووس، چتر، سلیمان، تورات
دسته بندی : علمی