به مدنیت و اصول مملکت داری و ترتیبات اجتماعی زندگانی قرون همسن ادبیات مذکور نیز ،یک تاکتیک قابل قبول انقلابی و مدنی است…”(روزنامه تجدد به نقل از آریان پور،1355،ج2، ص451).
نزاع میان محافظه کاران و تجدد طلبان تا مدت ها ادامه یافت. ]20[ محافظه کاران، زبان کهن را برآمده از متون کهن دانسته و متون پیشین را به «عمارت پدری» تعبیر می کردند. آثاری که در طول تاریخ به متون بیان محور بدل شده اند، و هر آنچه در مقابل آنان قرار بگیرد را نه یک دیگری فرهنگی که نوعی ضد فرهنگ به شمار می‌آورند. آنها خواستار حرکت بطئی به سمت زبان تازه بوده و می‌انگاشتند ابتدا زبان تازه می‌بایست توانایی‌های خود را برای ایشان به اثبات برساند تا در مقایسه با زبان کهن مورد استفاده قرار گیرد.
4-2-2- سازمان پرورش افکار
سازمان پرورش افکار ارگانی بود که در سال 1317 ه.ش. به پیشنهاد احمد متین دفتری تاسیس شد.دفتری در سخنرانی که در باره تاسیس این ارگان داشته عقیده دارد،که انجام اصلاحات از سوی دولت کافی نیست، بلکه باید بستری مهیا شود تا مردم بتوانند نیاز و روح وجود این اصلاحات را درک کنند. او ادامه می‌دهد که هدف اصلی سازمان پرورش افکار،مبارزه معنوی برای تقویت روح یک ملت است. متین دفتری ابراز می‌دارد که عواملی برای روح ملت مضر هستند که دولت‌ها باید آنها را حذف کنند و عواملی روح ملت را به غنا می‌رسانند که باید مورد حمایت و تقویت واقع شوند ] 21[ .به این ترتیب سازمان افکار ایران با هدف روشنگری:
“1- سیاست‌ها و مشی و اهداف و برنامه‌های فرهنگی دوره رضاشاه،2- جریان‌ها، وضعیت و سطح فکر و فرهنگ جامعه ایران، 3- نظام بروکراسی و تشکیلات اداری،4- واکنش‌های اجتماعی در مقابل اقدامات و سیاست‌های فرهنگی دولت”( دفتری به نقل از دلفانی ،ص70).
سازمان پرورش افکار عمومی چند کمیسیون را برای پیشبرد اهداف خود در جامعه تدارک می‌بیند که از آن کمیسیون‌ها می‌توان به کمیسیون‌های سخنرانی، موسیقی،کتاب‌های درسی،نمایش،رادیو و مطبوعات اشاره کرد. در کنار این کمیسیون‌ها بنگاه روزنامه‌نگاری،آموزشگاه پرورش افکار و پرورش افکار و دانشجویان نیز وجود داشتند که در رسیدن به اهداف ارگان به کمیسیون‌ها یاری می‌رساندند. در میان این شاخه‌های وابسته ومهمترین آنها آموزشگاه پرورش افکار بود که در آن مواردی همچون ترجمه حال بزرگان، شرح بزرگترین آثار ملی، مبارزه با خرافات و عقاید سخیف،خدمات ایران به عالم تمدن،پیشرفت ایران در عصر پهلوی و موارد دیگر تدریس می‌شد.
از مهمترین برنامه‌های سازمان پرورش افکار در حوزه نمایش تاسیس هنرستان هنرپیشگی به عنوان نخستین مدرسه تئاتری در ایران بود که در بخش‌های بعد به آن می پردازیم.
آن‌چنان که از برنامه‌های سازمان پرورش افکار استنباط می‌شود، رضاشاه قصد داشت تا برای مرکزیت فرهنگی خود مشروعیت کسب کند. او به دنبال راهی بود تا فرهنگ مورد نظر خود را قاعده‌مند کرده و بتواند از آن به عنوان یک نظام فرهنگ الگویی در سطح کشور استفاده نماید.این سازمان، سازمان فرهنگی متمرکزی بود که به گفته علی کنی در کشورهایی تمرکز گرا پدید آمده و از اهداف آنها می‌توان به یکسان‌سازی فرهنگی اشاره داشت. وی با اشاره به وضعیت فرهنگی دوران رضاشاه ادامه می‌دهد، در کشوری همانند ایران که بی سوادی در آن بسیار است، نیاز به یک مرکز متمرکز فرهنگی اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد. ]22[
رضاشاه به مدد این دو ارگان کوشید از یک سو ساختار اداری و دیوانی و از سوی دیگر ساختار اجتماعی را با خود همسو سازد. وی در ظاهر توانسته بود که فرهنگ مورد نظر خود را معرفی کرده و حدود نشانه‌ای آن را مشخص کند، اما اصل دومی که لوتمان در بحث پذیرش فرهنگ جدید در جامعه مورد نظر دارد در ایران محقق نشد. یعنی فرهنگ جدید رضاخانی میدان را به رقیب خود یعنی سنت واگذاشت.
رفتار فرهنگی رضاشاه در جامعه همانند آنچه در نظام ارتشی آموخته بود از بالا به پایین بود. یعنی همگان را مجبور به اطاعت از ساختار مورد نظر خود کرده و اجازه گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را که نشانه‌شناسی فرهنگی برای پویایی فرهنگ در نظر دارد از میان می‌برد. رضاشاه توانست ساختار نشانه‌های فرهنگی خود را در زبان، پوشاک، دین، آموزش و پرورش و هنر ترسیم کرده و به این ترتیب سپهر فرهنگی مورد نظر خود را در روزگار حکومتش شکل دهد. تفکر و گروه های بسیاری همچون احزاب،صاحبان زبان های قومی و…به واسطه جنس نگاه او به فرهنگ به حاشیه رفتند و به مثابه دشمنی بالقوه در حاشیه های جامعه باقی ماندند.
شکل‌های 4-1 و 4-2 به شکلی خلاصه‌شده سپهر فرهنگی و چگونگی اشاعه فرهنگی رضاشاه را در دوران حکومت خود نشان می‌دهند.

مطلب مرتبط :  

شکل 4-1- سپهر فرهنگی دوران رضاشاه شکل 4-2- اشاعه فرهنگی در دوران رضاشاه

دسته بندی : علمی