دوستان خود چیره شود و ازـ راهشان به در برد-. امّا آن را که لطف حقّ دریافته باشد، نجات یابد و راه حقّ را به سر برد».
حضرت علی (علیه السلام) در این عبارات آغاز فتنه را پیروی از هوای نفس و بدعت در احکام الهی می‌دانند آن بدعتی که مورد قبول کتاب الهی نمی‌باشد.
«بى‏شک اگر احکام قرآن در میان مردم حاکم باشد و اصالت قوانین اسلام حفظ شود و بدعتهاى ناروا در دین خدا نگذارند و همچنین در اجراى قوانین ناب الهى هوى و هوس را حاکم نکنند فتنه‏اى پیدا نخواهد شد، چرا که این قوانین مجرى عدالت و حافظ حقوق همه مردم و بیانگر وظائف است، فتنه آن زمان شروع مى‏شود که فزون طلبى‏ها آشکار گردد و قوانین الهى در مسیر مطامع شخصى تحریف شود. حق و عدالت زیر پا بماند و افراد و گروه‌ها وظائف الهى خود را فراموش کنند و به بدعتها روى آورند».
ایشان در ادامه این عبارات به شیوه‌های ایجاد فتنه پرداخته و آن را به سبب آمیختگی قسمتی از حق با باطل می‌دانند.و همین آمیختگی سبب می‌شود تشخیص حقیقت سخت شده و در نهایت به پیروی از باطل منجر شود مگر کسانی که دارای روحیه حقیقت جویی بوده که به لطف پروردگار از این سختی‌ها به سلامت عبور می‌کنند.
فتنه گران به خوبى مى‏دانند اگر حق به طور خالص مطرح شود مردم به آن رجوع کرده وتبعیت می‌کنند و اگر باطل هم به صورت مشخص نشان داده شود هیچ کس از آن پیروی نمی‌کند، از این رو همیشه این افراد سودجو حق و باطل را به هم‏ مى‏آمیزند تا به وسیله حق مردم را بفریبند و از طریق باطل به مقصود خود نایل شوند. آنها همیشه باطل را در پوسته‏اى از حق پنهان مى‏کنند تا از این طریق مردم را اغفال کنند.
آخرین عبارت این فراز از کلام امیر المؤمنین (علیه السلام) نشان دهنده آن است که آمیختن حق و باطل به یکدیگر مانع و بهانه‌ای برای عدم شناخت باطل نیست و با تفکر و تدبر و مراجعه به آگاهان می‌توان مسیر شناخت حقیقت را به سلامت پیمود.
«در واقع آمیزش حق و باطل چراغ سبزى است براى هوى پرستان و بهانه‏اى است براى پیروان شیطان که وجدان خود را فریب دهند و در برابر دیگران استدلال کنند که ما به این دلیل و آن دلیل (اشاره به قسمتهایى از حق که با باطل آمیخته شده) این راه را برگزیده‏ایم.
آرى مستضعفین فکرى و ساده لوحان ممکن است در این میان ناآگاهانه در دام شیطان بیفتند، در حالى که آنها نیز اگر رهبر و راهنمایى براى خود انتخاب مى‏کردند گرفتار چنین سرنوشتى نمى‏شدند».

فصل چهارم:
آثار بلایا

در مباحث قبل به انواع بلایا اشاره کرده و به بررسی علل وقوع بلایا نیز از دیدگاه امیر المؤمنین (علیه السلام) و با اشاره به سخنان حضرت در نهج البلاغه پرداختیم. در این فصل نگاهی به آثار بلایا داشته و تأثیرات ابتلا و آزمایش را با توجه به فرمایشات امام علی (علیه السلام) بررسی می‌کنیم.
4.1. شناخت انسان‌ها
همان طور که در علل بلایا نیز گذشت می‌توان یکی از مهمترین آثار آزمون‌های الهی را شناخت انسان‌ها دانست. با عبور کردن از مشکلات و سختی‌های بلایاست که انسان می‌تواند شناخت کامل تری نسبت به خود و استعدادها و توانایی‌های درونی خود کسب کند. چرا که بدون قرار گرفتن در شرایط ناگوار و مواجه نبودن با مشکلات و مصائب زندگی، توانمندی‌های ذاتی انسان آشکار نمی‌گردد و به شناخت کامل و صحیحی از خود دست پیدا نمی‌کند. و در نتیجه این شناخت است که می‌تواند از گوهر وجودی خود و استعدادهای ذاتی که خداوند متعال برای جانشین خود در زمین قرار داده است، به طور کامل بهره برده و آنها را در جهت رشد و تعالی و رسیدن به کمال مطلوب به کار گیرد.
امام علی (علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند:
«فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ».
«در دگرگونى روزگار گوهر مردان است پدیدار».
«این فرمایش حضرت بدان معناست که شناخت اخلاق انسان در گروی آزمودن و تجربه کردن و اختلاف احوال اوست. شاعر گفته است هرگز تا کسی را نیازموده ای، ستایش مکن و او را نکوهش مکن مگر به تجربه».
«دگرگونى حالات دنیا نسبت به کسى، چون بلند مرتبه شدن پس از خوارى و یا به عکس، و مثل روآوردن سختی‌ها بر او، باعث علم تجربى به حالات درونى، خوب یا بد، سرسختى یا سستى و فضیلت و رذیلت او مى‏گردد».
مولوی نیز برای تفهیم این حقیقت، نفس انسان را نیازمند سختی و شدائد دانسته و آن را به حالت حیوانی به تصویر می‌کشد که هر چه او را چوب می‏زنند فر به می‏گردد:
هست حیوانی که نامش اسغر است کو به زخم چوب، زفت و لمتر است
تا که چوبش می‌زنی به می‌شود او ز زخم چوب فربه می‌شود
نفس مومن اسغری آمد یقین کوبه زخم رنج زفت است و سمین
زین سبب بر انبیا رنج و شکست از همه خلق جهان افزون‌تر است
تا ز جان‌ها جانشان شد زفت تر که ندیدند آن بلا قومی دگر
امیر المؤمنین (علیه السلام) همچنین در کلامی دیگر می‌فرمایند:
«عِندَ الاِمتِحان یُکرَم الرَّجُل اَو یُهان».
در هنگام امتحان و آزمایش است که مرد گرامى داشته شود یا خوار گردد.
بنابر این فرمایشات حضرت، یکی از مهمترین آثار آزمون‌ها و شدائد و سختی‌هایی که بر انسان‌ها وارد می‌شود، شناخت انسان است و می‌توان به این بلایا به عنوان یک نعمتی نگاه کرد که در ظاهر و لباس نقمت برای انسان ظهور و بروز پیدا می‌کند. در عین حال باید دانست که تنها شناخت انسان موضوع این بلایا نبوده و در اصل شناختی برای انسان سودمند خواهد بود که مقدمه‌ای برای حرکت و تلاش به سوی تکامل و تعالی انسان را فراهم کند. به دیگر سخن اینکه:
«نه این است که اثر شداید و سختی‌ها تنها ظاهر شدن و نمایان شدن گوهر واقعی است، به این معنی که هرکس یک گوهر واقعی دارد که رویش پوشیده است، مانند یک معدنی است در زیر خاک و اثر شداید فقط این است که آنچه در زیر خاک است نمایان می‌شود، اثر دیگر ندارد؛ نه، این طور نیست، بالاتر است. شداید و سختی‌ها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل کردن و عوض کردن دارد، کیمیاست، فلزی را به فلز دیگر تبدیل می‌کند، سازنده است، از موجودی موجود دیگر می‌سازد؛ از ضعیف، قوی و از پست، عالی و از خام، پخته به وجود می‌آورد، خاصیت تصفیه و تخلیص دارد، کدورت‌ها و زنگارها را می‌زداید، خاصیت تهییج و تحریک دارد، هوشیاری و حساسیت به وجود می‌آورد، ضعف و سستی را از بین می‌برد.
پس این گونه امور را نباید قهر و خشم شمرد؛ لطف است در شکل قهر، خیر است در صورت شر، نعمت است در مظهر نقمت».
4.2. بزرگ دانستن بلایای کوچک
انسان همواره در طول زندگی خود با حوادث، مصیبت‌ها و ناکامی‌های بسیاری روبرو است که تحمل و پذیرش این سختی‌ها جز برای افرادی که به باطن این حوادث توجه داشته و آنها را در جهت رشد و تعالی خود لازم می‌دانند، میسر نمی‌باشد. از این رو یکی از آثار بلایا را می‌توان بزرگ دانستن بلایای کوچک دانست که اغلب افرادی که از حقیقت این ابتلا بی خبر هستند به آن دچار می‌شوند و به سبب عدم رضایت به آزمایش الهی به بلایا و مصیبتهای بزرگتری مبتلا می‌گردند. امام علی (علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند:
«مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِکِبَارِهَا».
«آن که مصیبتهاى خرد را بزرگ داند، خدا او را به مصیبتهاى بزرگ مبتلا گرداند».
«بدون تردید همین گونه است که چنان شخصى از خداوند شکایت مى‏کند و قضاى خدا را خوش نمى‏دارد و نعمتى را که در تخفیف مصیبت او داده شده است، منکر است و چیزهایى از حوادث روزگار را که بسیار سخت نیست، بسیار سخت مى‏داند و میان مردم بیش از حد لازم اظهار اندوه مى‏کند. و هر کس که چنین کند سزاوار خشم خداوند است و به نکبت بیشترى گرفتار مى‏شود. وظیفه هر کس است که چون در کارى سخت افتاد و از آن متألم شد یا چیزى از تن و مال خود را از دست داد، خداوند متعال را ستایش کند و بگوید: شاید با این کار گرفتارى و بلاى بزرگترى را از من دفع داده است و بر فرض که بخشى از مال من از میان رفته است، بخش‌هاى بیشترى باقى مانده است.
آن چنان که چون خوره بر پاى عروه بن زبیر افتاد و آن را قطع کردند و پسرش هم مرد، گفت: بار خدایا اگر عضوى از مرا گرفتى، اعضاى دیگر را رها فرمودى و اگر پسرى را گرفتى، پسرانى را باقى گذاردى. آنچه فرمودى گوارا باد، اگر چیزى گرفتى، چیزها باقى نهادى و اگر مبتلا فرمودى، عافیت بخشیدى».
نارضایتی و شکوه از ناملایمات باعث آزردگی خاطر اطرافیان و دوستان می‌شود در حالی که به مؤمنین سفارش شده است که تمام اهتمام خود را برای شاد کردن دیگران به کار بندند و سهیم کردن دیگران در غم خود دور از صفات مؤمنان است.
«از آن رو چنین است که آن شخص با بى‏تابى و خشمناک شدن از قضاى الهى آماده گرفتارى بیشتر مى‏گردد، در صورتى که اگر در برابر گرفتارى خدا را سپاس گوید، براى برطرف کردن بلا آماده خواهد شد».
4.3. اعتماد به افراد
یکی از اثرات ابتلا و آزمایش که امیر المؤمنین (علیه السلام) به آن اشاره فرموده‌اند, اعتماد به افراد است.چرا که اعتماد به دیگران و سپردن وظایف و مسئولیت‌های دشوار و پر خطر به آنها مستلزم شناخت فرد است که این شناخت و به تبع آن اعتماد به شخص در اثر ابتلا و آزمایش به دست می‌آید و بلایا و دشواریها یکی از بهترین راه‌های این شناخت و اعتماد به افراد است. حضرت علی (علیه السلام) نیز در این خصوص می‌فرمایند:
«الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ».
«نادانى بود به دنیا آرمیدن و ناپایدارى آن را دیدن و کوتاهى در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است، و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او، کار مردم ناتوان».
«اعتماد به هر کس پیش از آزمودنش، از درماندگى است. یعنى درماندگى از کاوش در مورد کسى که به او اعتماد ورزد، و اعتماد بجا داشته باشد.
امام (علیه السلام) از اعتماد به دنیا به دلیل آن که لازمه چنین اعتمادى نادانى است، و همچنین از کوتاهى در کار نیک به دلیل این که لازمه آن زیانکارى است، و همین طور از اعتماد به هر کسى، به دلیل این که لازمه آن درماندگى است، بر حذر داشته است».
امام علی (علیه السلام) همچنین در فرازی دیگر یکی از راه‌های شناخت دشمن را همین شیوه آزمایش معرفی نموده‌اند چرا که در پرتو آزمایش دیگران است که شناخت به دست می‌آید و می‌توان دشمن را شناسایی و با او به مقابله پرداخت. حضرت در این خصوص می‌فرمایند:
«اخْبُرْ تَقْلِه؛‏ بیازماى تا دشمن آن گردى».
4.4. عبرت و تجربه اندوزی
یکی از مهمترین آثار و نتایج بلایا و آزمایشات الهی، تجربه اندوزی و عبرت گرفتن است. از

مطلب مرتبط :   مددجویان، اقامت، قدرترابطه، مسوولیت، مددجوی

  • 4
دسته بندی : علمی