خداوند برای شما قسمت فرموده است راضی باشید تا در اینباره بیندیشم و بدانید که من هیچیک از یاران خود را در امانت خویش سهیم و شریک نمیکنم مگر اینکه به دین و ایمانش راضی و خشنود باشم و اعتقاد او را بدانم. آن دو در حالیکه ناامید شده بودند از پیش امام علی(علیهالسلام) برگشتند(ابن ابیالحدید،1375،ج1، ص108 و1378،ج1، ص231).
مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با ایجاد کانال ارتباطی بین مردم و حکومت، حق دادخواهی افراد و احزاب را در فضای آزادی بیان فراهم میکنند؛ اما این حق دادخواهی تا جایی در سیاستهای حکومت تأثیر دارد که موجب ناحقی نشود و عادلانه باشد. اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، اشاعهی عدالت اجتماعی را بهعنوان منافع ملی و جهانی اسلام اعلام میکنند، عملکردهای سیاسی را نیز با آن منطبق میکنند و اگر تئوری توازن حقوق بهعنوان کالای مشترک جهانی در دستور کار سیاستهای اعمالی امام علی(علیهالسلام) قرار میگیرد نه به خاطر اهداف قدرت و ثروت که به خاطر اهداف صلح و امنیت است.
اگر آمریکا اشاعهی لیبرالیسم، آزادی، و حقوق بشر را بهعنوان منافع ملی و جهانی غرب اعلام میکند، عملکردهای سیاسی را در تناقض با آن جهت میدهد و اگر آمریکا تئوری صلح دموکراتیک و مبارزه با تروریسم را بهعنوان کالای مشترک جهانی در دستور کار سیاستهای اعلانی قرار میدهد نه به خاطر اهداف صلح و امنیت که به خاطر اهداف انحصاری قدرت و ثروت است. شیوهای که آمریکا با آن وارد جنگ عراق شد و آنگونه که نای میگوید قدرت نرم خود را له کرد، نه با اصول اخلاقی انطباق داشت و نه با سیاستهای اعلانی آمریکا. انطباق لغوی و گفتاری ایدئولوژی منافع ملی و اهداف سیاست خارجی با ارزشهای جهانشمول و بشر دوستانه موجب ارتقای قدرت نرم نمیشود بلکه آنچه قدرت نرم را ارتقا میدهد انطباق عملی ایدئولوژی منافع ملی و اهداف سیاست خارجی با ارزشهای عام جهانشمول است.
امام علی(علیهالسلام) خطوط کلی سیاست خود را که بر عدالتی همهجانبه و همگرا مبتنی بود ترسیم کرد. امام علی(علیهالسلام) همهی مسلمانان را با تمام اختلافی که از لحاظ نژاد و زبان داشتند در این سیاستگذاری که مبتنی بر عدالت مطلق بود شریک نمود. از این جهت او معنای جدیدی به امارت و سیاست میدهد، و از دیدگاه او اسلام مکتب فداکاری و گذشت و قانون ابدی و طبیعی عدالت و برابری است. این اصل عدالت اجتماعی که امام علی(علیهالسلام) از آن صحبت میکند اصلی است جهانی. این اصلی است که تمام مسلمین را علیرغم تفاوتهای فرهنگی، نژادی، جغرافیایی، مساوی و برابر و در مقابل حکومت الهی و قانون یکسان میشمارد. نه اعراب را بر غیر اعراب برتری و فضل است، نه خاصان را بر عوام و نه رئیس دولت را بر کارمند و مالیاتبده. او به آیندهی دور نظر دارد(مولانا،1380،ص212).

7. راهبرد وحدتگرایی در مدیریت افکار عمومی
وحدتی که امام علی(علیهالسلام) برای آن تلاش میکرد وحدتی نبود که با قدرت مادی یا با ترور معنوی ایجاد شود، بلکه وحدتی انسانی و پویا بود که از شخصیتهای انسانی اهل اندیشه تشکیل میشد، شخصیتهایی که افکار و آرای ایشان آزادانه شکل گرفته است، با هم مناظره و در یکدیگر تأثیر میکنند و در نتیجه وحدتی ایجاد میشود که با وجود گروههای مختلف اجتماعی و حتی سیاسی نقص نمیپذیرد بلکه همه را برمیتابد، چه آنها که رنگ و بوی اسلامی دارند و چه آنها که از ادیان دیگر پیروی میکنند. وحدتی که ابزار زندگی را برای همه تأمین میکند و در نگهداری ایشان میکوشد و حتی به مشرکان اجازه میدهد موقتاً در میان مسلمانان باشند هر چند با ایشان در جنگند(طی،1380و1379،ص191).
بعد از علنی شدن جبههگیری مخالفین، در سال 35 هجری، گروهی از صحابه به امام علی(علیهالسلام) گفتند: ای کاش شورشیان بر ضد عثمان را کیفر میدادی. امام علی(علیهالسلام) فرمودند:
ای برادران! از آنچه شما میدانید بیاطلاع نیستم، اما قدرت اجرای آنرا چگونه بهدست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نیرو به راه افتادند، بر ما تسلط دارند و ما بر آنها قدرتی نداریم! هماکنون بردگان شما با آنها میجوشند، و بادیهنشینان اطراف شما به آنها پیوستهاند. آنها در میان شما زندگی میکنند، و هر مشکلی را که بخواهند بر شما تحمیل میکنند. آیا برای خواستههای خود توانایید؟
کاری که پیشآمده از جاهلیت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر برای کیفر دادنشان حرکتی آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم میشوند: گروهی خواستههای شما را دارند، و عدهای بر خلاف شما فکر میکنند، و گروهی نه این را میپسندند و نه آنرا. پس صبر کنید تا مردم آرام شوند، و دلهای مضطرب در جای خود قرار گیرد، و حقوق از دسترفته با مدارا گرفته شود. اکنون مرا آسوده گذارید و در انتظار فرمان من باشید، کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند، و اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد. این جریان سیاسی را تا میتوانم مهار میکنم، اما اگر راه چارهای نیابم، با آنان میجنگم که سرانجام درمان، داغ کردن است(نهج البلاغه،خطبه168،ص229).
بحران افکار عمومی، منجر به ریزش شاخصهای قدرت نرم میشود و بحران مشروعیت در خلأ حمایت حوزهی اجتماعی از حوزهی سیاسی را بهدنبال دارد. بحران افکار عمومی با شورش و اغتشاشات در حوزهی اجتماعی نمایان میشود و در صورت عدم مدیریت صحیح، منجر به کودتا و انقلاب میشود. بعد از شورش مخالفین در بصره، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) فرمودند:
و آنها(طلحه و زبیر و یارانشان) بر من خروج کردند و همسر رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) «عایشه» را به همراه خود میکشیدند، چونان کنیزی را که به بازار برده فروشان میبرند، به بصره روی آوردند، در حالیکه همسران خود را پشت پرده نگهداشتند، اما پرده نشین حرم پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را در برابر دیدگان خود و دیگران قرار دادند. لشکری را گرد آوردند که همهی آنها به اطاعت من گردن نهاده و بدون اکراه و با رضایت کامل با من بیعت کرده بودند. پس از ورود به بصره، به فرماندار من و خزانهداران بیتالمال مسلمین و به مردم بصره حمله کردند؛ گروهی از آنان را شکنجه و گروه دیگر را با حیله کشتند. به خدا سوگند! اگر جز به یک نفر دست نمییافتند و او را عمداً بدون گناه میکشتند، کشتار همهی آنها برای من حلال بود، زیرا همگان حضور داشتند و انکار نکردند و از مظلوم با دست و زبان دفاع نکردند، چه رسد به اینکه ناکثین به تعداد لشکریان خود، از مردم بی دفاع بصره قتل عام کردند(نهجالبلاغه، خطبه172،ص233).
هدف غایی قدرت نرم شکل دادن به افکار عمومی در راستای اهداف و منافع قدرت، از طریق اعمال جاذبه است. جاذبههای قدرت نرم، عنصری فرامرزی است و محدود به حصار حاکمیت نیست. جذابیت قدرت نرم یا در عملگرایی شکل میگیرد و یا در تصویرسازیها و سخنپراکنیها شکل داده میشود. وقتی سازهپردازی افکار عمومی در دستور کار دولتها قرار میگیرد، سیاست با نیروی افکار عمومی کشور و یا منطقهی هدف، به اهداف قدرت شکل میدهد. افکار عمومی در فرایند جذابیتهای ذهنی قدرت نرم، روند پیشبرد مذاکرات دیپلماسی سنتی را تسهیل میکند و به کاربرد نیروی نظامی در براندازی حکومت، مشروعیت میبخشد. ناکثین بعد از شورش در بصره، به فرستادهی امام علی(علیهالسلام) که برای اتمام حجت نزد آنان رفته بود، اعلان جنگ دادند؛ امام علی(علیهالسلام) چنین فرمودند:
آگاه باشید! که همانا شیطان حزب و یاراناش را بسیج کرده و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است، تا بار دیگر ستم را به جای خود نشاند و باطل به جایگاه خویش پایدار شود. سوگند به خدا! ناکثین هیچ گناهی از من سراغ ندارند، و انصاف را بین من و خودشان رعایت نکردند! آنها حقی را میطلبند که خود ترک کردند، و انتقام خونی را میخواهند که خود ریختند! اگر شریک آنها بودم، پس آنها نیز در این خونریزی سهم دارند، و اگر تنها خودشان خون عثمان را ریختند پس کیفر مخصوص آنها است. مهمترین دلیل آنها به زیان خودشان است. میخواهند از پستان مادری شیر بدوشند که خشکیده؛ بدعتی را زنده کنند که مدتها است مرده، وه چه دعوت کنندهای! و چه اجابت کنندگانی! همانا من به کتاب خدا و فرمانش دربارهی ناکثین خشنودم. اما اگر از آن سر باز زدند با شمشیر تیز پاسخ آنها را خواهم داد، که برای درمان باطل و یاری دادن حق کافی است.
شگفتا! از من خواستند به میدان نبرد آیم و برابر نیزههای آنان قرار گیرم و ضربتهای شمشیر آنها را تحمل کنم! گریهکنندگان بر آنها بگریند! تا کنون کسی مرا از جنگ نترسانده، و از ضربت شمشیر نهراسانده است؛ من به پروردگار خویش یقین داشته و در دین خود شک و تردیدی ندارم(نهجالبلاغه، خطبه22، صص47-45).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، شورشهای داخلی را در راستای وحدتگرایی مدیریت کردند. سرعت عمل دولت در جبههگیری بر علیه شورشیان و مانورهای نظامیدفاعی نیروهای ضد شورش، و یا تهدید شورشیان به برخورد قانونی، با دو دستگی و تفرقهانگیزی داخلی، عمق فاجعه را تشدید میکند و با جهتدهی جریان سیاسی به سمت منافع طراحان شورش، آتش انقلاب شعلهور میشود. با آشکار شدن سیاستهای تهاجمی و سرکوبگرانهی شورشیان و مخالفت آنان با ماهیت نظام، مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با اطلاعرسانی به افکار عمومی، تناقض شعارپردازی و عملگرایی شورشیان را آشکار کرد و با حفظ انسجام ملی از هر گونه اعمال نفوذ طراحان اصلی پروژهی شورش، که معاویه به همراهی عمروعاص بود، به ساختار نظام جلوگیری بهعمل آورد. پروژهی براندازی حکومت از طریق شکلدهی به افکار عمومی، که توسط معاویه و عمروعاص در چهارده قرن گذشته عملیاتی شد، در قرن بیستویکم نیز توسط مدیریت آمریکا مهندسی شد.

مطلب مرتبط :   شهروندان، شهری، لیکرت، می‌توان، پاسخ‌های