ی دیگران را تعیین نمیکند، اما این اختلاف بین اندازهگیری قدرت از روی منابع، و قضاوت در مورد قدرت بر اساس نتایج رفتاری، منحصر به قدرت نرم نیست. بلکه در مواجهه با تمام اشکال قدرت اتفاق میافتد(نای،1389،ص45).
بهطور کلی منابع قدرت نرم هم پراکندهتر و دیربازدهتر از منابع قدرت سخت هستند و هم بهکارگیری آنها طاقتفرسا است(همان،ص184).
دیربازده بودن منابع قدرت نرم در مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، زمانی به بلندای چهارده قرن را رقم زد. جذابیتهای قدرت نرم حکومت علوی بعد از چهارده قرن، الگو و اسوهی پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت.
عدالت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، طالب جهاد در برابر باطل است، جهادی با دست و زبان و قلم، جهادی در عمل و گفتار و نوشتار؛ پس ضعف طالب حق، دلیل بر سکوت نیست؛ سکوت، چراغ زردی است که گستاخی عاملین چراغ سبز را موجب میشود، گستاخیای که گشایندهی ورودیهای هجوم باطل است، باطلی که سلاخی کودکان و زنان و بیگناهان را دفاع از حق مینامد تا مشروعیتی بر تهاجم و تجاوز باشد.
در اندیشهی سیاسی امام علی(علیهالسلام)، قدرت سخت، مکمل اهداف قدرت نرم است. هدف قدرت، عدالتگستری است، و عدالت گسترانده نمیشود جز با ریشه کن شدن ظلم و ستم، و ظلم و ستم ریشهکن نمیشود جز با دفاع از حق، و حق وصول نمیشود جز با جهاد علیه باطل. رزمندگان در جبههی جهاد علیه باطل، با صیقل دادن ایمان و عقیده در وادی توحید، ابتدا در جبههی قدرت نرم به مبارزه علیه نفس برمیخیزند، و آنگاه که نفس مغلوب وجدان شد، با تجهیز ایمان و عقیده، محیای نبرد در جبههی سخت، علیه ظلم و ستم اجتماعی میشوند.
قدرت هوشمند علوی مجهز به مستحکمترین منابع قدرت نرم است. این منابع، همان ایمان و عقیده میباشد که در فرایند تبدیل به رفتار قدرت، خروجیهایی همچون عزت، اقتدار، تواضع، عدالت، ایثار، بخشش، شهادتطلبی، و … را شکل میدهد. جذابیتهای حاصله از این عناصر، که در رفتار قدرت قابل رؤیت است، حتی در جبههی جنگ سخت نیز با وجود کمترین تجهیزات دفاعی، دشمن را مغلوب قدرت خود میکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر تجاوزات تروریستی نعمانابن بشیر به کنارههای فرات و نواحی عینالتمر که توسط معاویه سازماندهی شده بود، خطاب به مردم فرمودند:
گرفتار کسانی شدهام که چون امر میکنم فرمان نمیبرند، و چون آنها را فرا میخوانم اجابت نمیکنند. ای مردم بی اصل و ریشه! در یاری پروردگارتان برای چه در انتظارید؟ آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد؟ و یا غیرتی که شما را به خشم وادارد؟
در میان شما به پا خاسته فریاد میکشم، و عاجزانه از شما یاری میخواهم، اما به سخنان من گوش نمیسپارید، و فرمان مرا اطاعت نمیکنید، تا آنکه پیامدهای ناگوار آشکار شد. نه با شما میتوان انتقام خونی را گرفت، و نه با کمک شما میتوان به هدف رسید.
شما را به یاری برادرانتان میخوانم، مانند شتری که از درد بنالد، ناله و فریاد سر میدهید، و یا همانند حیوانی که پشت آن زخم باشد، حرکتی نمیکنید. تنها گروه اندکی به سوی من آمدند که آنها نیز ناتوان و مضطرب بودند، گویا آنها را به سوی مرگ میکشانند، و مرگ را با چشمانشان مینگرند(نهج البلاغه،خطبه39،ص65).
گروهی از یاران امام علی(علیهالسلام) به ایشان گفتند: مردم به دنیا دل بستهاند؛ معاویه با هدایا و پولهای فراوان آنها را جذب میکند؛ شما هم از اموال عمومی به اشراف عرب و بزرگان قریش ببخش و از تقسیم مساوی بیتالمال دست بردار، تا به تو گرایش پیدا کنند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) فرمودند:
آیا به من دستور میدهید برای پیروزی خود، از جور و ستم دربارهی امت اسلامی که بر آنها ولایت دارم، استفاده کنم؟ به خدا سوگند! تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب میکنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد! اگر این اموال از خودم بود بهگونهای مساوی در بین مردم تقسیم میکردم تا چه رسد که جزو اموال خداست! آگاه باشید! بخشیدن مال به آنها که استحقاق ندارند، زیادهروی و اصراف است؛ ممکن است در دنیا مقام بخشندهی آنرا بالا برد، اما در آخرت پست خواهد کرد. در میان مردم، ممکن است گرامیاش بدارند، اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است. کسی که مالش را در راهی که خدا اجازه نفرموده مصرف نکرد و به غیر اهل آن نپرداخت جز آنکه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود و دوستی آنها را متوجه دیگری ساخت. پس(آن کس که با آنان دوستی کند) اگر روزی بلغزد و محتاج کمک آنان گردد، بدترین رفیق و سرزنش کنندهترین دوست خواهند بود(نهجالبلاغه،خطبه126،ص169).
چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نوباری که از سنگینی بار، پشتشان زخم شده است، و مانند وصله زدن جامهی فرسودهای که هرگاه از جانبی آنرا بدوزند، از سوی دیگر پاره میگردد. هر گاه دستهای از مهاجمان شام به شما یورش آورند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را میبندید، و چون سوسمار در سوراخ خود میخزید، و چون کفتار در لانه میآرمید.
سوگند به خدا! ذلیل است آنکس که شما یاریدهندگان او باشید، کسی که با شما تیراندازی کند، گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند، شما در خانهها فراوان، و زیر پرچمهای میدان نبرد اندکید، و من میدانم که چگونه باید شما را اصلاح و کجیهای شما را راست کرد؛ اما اصلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمیدانم. خدا بر پیشانی شما داغ ذلت بگذارد، و بهرهی شما را اندک شمارد. شما آنگونه که باطل را میشناسید از حق آگاهی ندارید، و در نابودی باطل تلاش نمیکنید، آنگونه که در نابودی حق کوشش دارید(نهجالبلاغه،خطبه69، صص85-83).
سپس امام علی(علیهالسلام) از منبر فرود آمد و به خانهی خود رفت. آنگاه «عدیابن حاتم» برخاست و گفت: این طرز کار که ما پیش گرفتهایم، به خدا سوگند، که خذلان و یاری ندادن است. مگر ما با امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) چنین بیعت کردهایم؟ سپس به حضور ایشان رفت و گفت: ای امیرالمؤمنین، هزار مرد از قبیلهی «طی» همراه من هستند، که از فرمانم سرپیچی نمیکنند، و اگر بخواهید من همراه ایشان حرکت میکنم و میروم. امام علی(علیهالسلام) فرمود: «من هرگز میل ندارم، افراد یک قبیله را برابر مردم قرار دهم، ولی برو و در نخیله مستقر شو». آنگاه امام علی(علیهالسلام) برای هر یک از ایشان هفتصد درهم مقرری تعیین کرد، هزار تن دیگر هم غیر از افراد قبیلهی «طی» و همراهان «عدیابن حاتم»، به آنان پیوستند. و چون نامه و خبر پیروزی «مالکابن کعب»، و شکست و گریز «نعمانابن بشیر»، به امام علی(علیهالسلام) رسید، آن نامه را برای مردم کوفه خواند و خدای را سپاس و ستایش کرد و به آن نگریست و فرمود: «بحمدالله این پیروزی، عنایت خداوند، و مایهی نکوهش اکثر شماست»(ابن ابیالحدید،1375،ج1،ص410 و1378،ج2،ص304).
جذابیت قدرت نرم در مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از بنیادهای عملکردهای سیاسی ایشان سرچشمه میگیرد که بر محوریت اصول اخلاقی قرار دارد، بهگونهای که هویت عینی ارزشهایی همچون عدالت، آزادی، مساوات، مواسات و … در سیاستهای ایشان بهوضوح قابل رؤیت است. سیاستهای اعمالی در تطبیق با سیاستهای اعلانی قرار دارد. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند تبدیل مؤلفههای قدرت نرم به رفتار قدرت، هویت ذهنی ارزشهای گفتاری را در قالب هویت عینی ارزشهای عملکردی، وارد حوزهی اجتماعی میکند. نای میگوید:
یک استراتژی ارتباطی اگر بر خلاف جریان سیاسی موجود باشد کارایی نخواهد داشت. اعمال مؤثرتر و بلندتر از کلمات سخن میگویند و دیپلماسی عمومی اگر فقط به منزلهی پوششی در مقابل پرتوهای قدرت سخت باشد موفق نخواهد شد. … اعمال نیازمند تقویت گفتار هستند؛ اما توجه به این نکته لازم است که گاهی همان کلماتی که در داخل کشور برای برقراری ارتباط با مخالفین داخلی موفق عمل میکنند ممکن است در خارج از کشور روی مخاطبان اثر منفی داشته باشد. مثلاً وقتی بوش در سال 2002 از عبارت «محورهای شرارت» برای اطلاق بر عراق، ایران و کره شمالی استفاده کرد، این عبارت در داخل آمریکا بهخوبی فهمیده شد، اما مخاطبان خارجی نسبت به جمع کردن موقعیتهای نامتجانس دیپلماتیک تحت یک عنوان اخلاقی واکنش نشان دادند(نای،1389،صص201-198).
معادلهی چند مجهولی در فرمول مدیریت قدرت نرم، ارائه شده توسط نای، معلومات معادله را در تبدیل به رفتار قدرت به سمت مجهولات سوق میدهد. نای معتقد است که اعمال مؤثرتر از کلمات سخن میگویند اما همین اعمال نیازمند تقویت گفتار هستند. دلیل تجویز مولتی ویتامین گفتار بر اعمال، نارسایی و ناتوانی اعمال در ایجاد یک محیط عینی منطبق بر هنجارهای اخلاقی است، کمبودی که تا حدی توسط گفتارها در ایجاد یک محیط ذهنی منطبق بر هنجارهای اخلاقی، قابل جبران است. پروفسور مولانا میگوید:
انواع اصولی که ممکن است یک قانون بینالمللی در خور توجه پیشنهاد کند باید بهگونهای طراحی شوند که به شکلی از رفتار که موضوعی هنجاری، اخلاقی و مدبرانه را بهوجود میآورد قابل اطلاق باشد، خواه زمینهی مناسبی برای شکوفایی در آن کشور مفروض موجود باشد یا نباشد. بخشی از ایدهی اصول اخلاقی این است که دقیقاً اخلاقی باشد. مفهوم اخلاق، مستلزم زور نیست. اخلاق مطالعهی چگونه باید بودن است، تا آنجا که این امر به عمل ارادی افراد متکی باشد. … قدرت اخلاقی نهاییای که نهادهای ارتباطی در درون خود دارند خدمت به عموم مردم است و اوج خدمت به عموم مردم هنگامی حاصل میشود که یک واحد ارتباطی موفق شود یک گروه، یک ملت، یا یک جهان را، اندازهی آن هر چه باشد به بالاترین سطح فهم و بصیرت ارتقا دهد(مولانا،1387،صص439-438).
اصول اخلاقی در قدرت هوشمند علوی، اصولی منفعتی، در تطبیق با منافع نیست، بلکه اصولی عقیدتی، در تطبیق با عقاید است، عقایدی که مختارانه بر محوریت جذابیت و مشروعیت مقاصد قدرت میچرخند، نه افکاری که فریبکارانه بر محوریت استثمار و تصویرسازیهای مقاصد قدرت مهار شوند. اساس و پایهی جذابیت قدرت هوشمند علوی، بر اصول اخلاقی مستحکم است، و آنچه قدرت سخت را به میدان میآورد چیزی نیست مگر دفاع از حق و اجرای عدالت، نه محرومیت از حق و تجویز آزادی و دموکراسی در فضای تهاجم و تجاوز.
مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) حقوق را در راستای تکریم انسانیت، با رعایت عدالت، به رفتار قدرت تبدیل میکند. رفتار قدرتی که از ترکیب قدرت نرم در عدالتگستری ، و قدرت سخت در کاربرد وزنهی عدالت در دفاع از حق، شکل میگیرد. وزنهی عدالت، نیروهای متوازنکنندهی حقوق هستند که جز در برابر

مطلب مرتبط :   عدالت، امیرالمؤمنین، علی(علیهالسلام)، علی(علیهالسلام)،، دشمن
دسته بندی : علمی