بگـــردد از دو گیتی رای تــو / دست ذُوالقَرنَین باشد جـای تـو . ( عطار نیشابوری ، 1353 ، 43 ) .
3 – 5 – 15 – 4 متون پهلوی :
– عقاب : در متون پهلوی به آن آلوه می گویند . در بندهش آمده : ” آلوه ( عقاب ) و دالمن ( کرکس ) و سیمرغ و دیگر مرغ های بزرگ تر ، چهل روز به شسری ، سی روز به آمیزگی ، پانزده روز به خایه ، ده روز به پر روییدن اند ” . اگر Saena در اوستا ( به معنای سیمرغ ) با واژه Syena به معنای عقاب در سنسکریت یکی باشد ، احتمالاً سیمرغ در نزد هندو ایرانیان در اصل به معنای عقاب بوده است . در نبرد منوچهر با افراسیاب ، سفندارمذ بر منوچهر ظاهر شد و دستور داد آرش ، تیری بسازد و پر عقابی در آن بنشاند تا به کمک آن تیر مرز ایران و توران را معین کند . در گذشته دور نقش روی پرچم ایرانیان عقاب بود . در اساطیر مهر پرستی عقاب پیک خورشید است و با کمک او ایزد مهر ، گاو را یافته و قربانی می کند .
در اساطیر بابلی آمده هنگامی که همسر « اِتنَ » 242 ، پهلوان بابلی از درد زایمان به خود می پیچد ، « اِتنَ » دست نیاز به سوی « شمش » بر می دارد تا « شمش » گیاه ولادت را به او نشان دهد . در این هنگام عقابی « اِتنَ » را در دست یابی به گیاه ولادت کمک می کند . مانند ماجرای سیمرغ و تولد رستم . در داستانی دیگر « اِتنَ » مصمم بود که بر پشت عقابی به آسمان صعود کند تا بر گیاه زندگی دست یابد . از این جهت نیز داستان صعود کی کاوس به آسمان با داستان بابلی « اِتنَ » شباهت خیره کننده ای دارد . در این اسطوره کی کاوس به وسوسه اهریمن بر آن شد که چهار عقاب به گردونه ای ببندد و با آن به آسمان صعود کند . مهم ترین پرندگان در ودا عقاب است و این همان پرنده ای است که گیاه « سومه » را به « ایندره » می رساند و ظاهراً یکی از تجلیات صاعقه است . در اساطیر ودایی عقابی « امرت سومه » ( سومه جاودان ) ( هوم ) را از آسمان به کوه بلندی می آورد . این عقاب تیز پرواز به قصر آسمان راه می یابد و ساقه شیرین « سومه » را باز می آورد . همچنین عقابی آتش را از آسمان برای آدمیان فرو می آورد . به همین جهت گیاه « سومه » غالباً به پرنده ای تشبیه می شود یا به نام پرنده ای موسوم است . نیز آتش زمینی و ایندره به صورت پرنده یا عقابی در آسمان توصیف می گردد که از این جهت با یکی از جلوه های ایزد بهرام همانند است . به همین سان ، در اساطیر ایسلندی « اودین » پس از این که به صورت عقابی در می آید به سوی قلمرو خدایان پرواز می کند . ( قلی زاده ، 1387 ، 301 – 302 ) .
– شاهین : شاهین مرغی اورمزدی و خوش یمن است . با این حال هنگامی که اورمزد ، مرغ شاهین را آفرید ، گفت : ” تو مرغ شاهین را آفریدم که بیشتر از خشنودی از تو مرا رنج می رسد . زیرا بیشتر کام اهریمن را می ورزی . مانند مردم دروند ، تو از مرغ کشتن سیر نمی شوی . اما اگر تو را نمی آفریدم ، آنگاه اهریمن گرگ پردار را بسان تن تو می آفرید و نمی آفریدگان زندگی کنند ” .
هفتمین تجلی ایزد بهرام به صورت مرغ شاهینی است که در میان مرغان تندترین و سبک پرواز ترین است ، که شکار خود را از پایین ( از چنگالها ) گرفته و از بالا پاره می کند . در میان جانداران فقط اوست که خود را از تیر پران می رهاند . در طرف شب خوراک شب جوینده ، در طرف صبح خوراک صبح جوینده است . در اساطیر مهر پرستی شاهین پیک میان خورشید و ایزد مهر است . می گویند اولین بار تهمورس شاه پیشدادی اهلی ساختن شاهین را رواج داد . در اوستا فر به پیکر مرغ وارغَن ( شاهین ) جلوه گر شده است .(همان منبع ، 287 – 288 ).
3 – 5 – 16 ضرب المثلها و کنایه ها :
جایی که عقاب پر بریزد / از پشه لاغری چه خیزد ( خاقانی ) .
چشم من است واسطـــه چــشم زخم مــن / بال عقاب شد سبب آفت عقاب ( سلمان ساوجی ) .
رنج حســد هــلاک کــنــد حــاســد تــرا / آری پر عقاب بود آفت عقاب ( فخر الدین واحد ) .
روزی ز ســر ســنــگ عقابی به هـوا خاست / از بــهر طمــع بــال و پــر خویش بیـــاراست
از راستی بــال مــنی کــرد و همی گــفــت / کــه امروز همــه مــلــک جهان زیر پر ماست …
نــاگه ز کمین گــاه یــکی سخــت کــمانی / تیــری ز قضــا و قــدر انــداخــت بر او راست
چون نیک نظر کرد پرخویش در آن دید/ گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست ( ناصر خسرو ) .
نــرســم در خیـال تــو چــه عــجــب / کــه مــگــس در عــقــاب می نــرسد ( خاقانی ) .
دل من نه مرد آنست که با غمش بتر آیــد / مگسی کجا تواند کــه بیفکنــد عقــابی ( سعدی ) .
هـــیــچ روبــاه نگــردد چــو هــژیــــر / هیچ گنجشک نگردد چــو عقـــاب ( ادیب صابر ) .
باز ملک که بر سر دیوار سرای پیــر زنی نشیند ، پــر و بــالش ببرند ( نقل از کشف المحجوب ) .
نــشـد خــاموش کبــک کـــوهــســاری / از آن شــد طعمــه بــاز شــکـــاری ( وحشی ) .
ننهـــاده انــد در پــر جغد و غــراب و زاغ / آن چابکی که در پر باز سبک پر است ( اخسیتکی ) .
نکند باز ، موش مرده شکار ( سنایی ) .
هیبـــت بــاز است بــر کــبــک نجیــب / هــر مــگس را نــیـــسـت زان هیبت نــصــیب
زانــکه نــبــود بــــاز صــیــاد مــگــس / عنکبوتــان می مگس گیرنـــد و بس ( مولوی ) .
گر چه عنقــا را نگیـــرد هیچ بـــاز صید گیر / باز کز دست تو پرد صید او عنقـــا بود ( معزی ) .
نه هــر چه بــا پــر بــاشد ز مــرغ بــاز بود / کــه موشخــوار و قـــلــیواژ نــیــز پـــر دارد
هـــزار بــنــده نـــدارد دل خــــداونـــدی / هزار کبک ندارد دل یکی شاهین ( مسعود سعد ) .
چــو شــاهیــن را بــاز مــانــد از پــریــدن / ز گنجشکش لگــد بــایــد چشیدن ( نظامی ) .
– مگسی را که تو پرواز دهی شاهین است . ( دهخدا ، جلد 1 – 2 – 3 – 5 ، 2537 ) .
– عقاب آهنین منقار : کنایه از تیر پیکان دار است .
– عقاب بینی : که نوک بینی به سوی انسی برگشته دارد .
– عقاب پیشانی : کنایه از پیشانی پهن و گشاده .
– عقاب چهار پر : کنایه از تیر است که چهار پر دارد .
عـــقــاب چــارپــر یــعـــنــی مــرا تــیــر / نهنگی در میــان یعنی کــه شـــمــشــیـــر
– عقاب آسمان : چند ستاره است به صورت عقاب و آنرا نسر طائر نیز گویند .
– عقاب افکن : عقاب افکننده ، آنکه یا آنچه عقاب را بیندازد .
زیــر پــرهــای تــیــر عـقــاب افــکــنــش / عقابــان فزونــنــد پیرامونش ( مسعود سعد ) .
بــســی خــون گــرو کــرده در گــردنـــــش / عقابین چنــگ عــقــاب افکنش ( نظامی ) .
کنایه از حلقه به گوش یعنی مطیع و غلام ، چه عقاب به معنی رشته است که در سوراخ گوش کشند برای انداختن حلقه .
– عقاب شدن : کنایه از طالب شدن به چیزی .
– عقاب کینه : کنایه از کسی که کینه ای چون عقاب دارد و آسان از مقصود باز نگردد .(دهخدا ، 1341 ، 364 ).

مطلب مرتبط :   قیطریه، اوین، خیابان، رودخانه، اذون

3 – 6 قو ( Cygne / Swan )
3 – 6 – 1 از نظر جانور شناسی :
قو . ( اِ ) ( 1 ) پرنده ایست از جنس مرغابی که گردن دراز و پرهای نرم و لطیف به رنگ سیاه و سفید دارد و در آب شنا می کند . در نرمی و لطافت به پرهای آن مثال زنند . این پرنده را چوبپنه نیز گویند ( ناظم الاطباء ) . غاز بسیار بزرگ که پرهای بسیار نرمی دارد و در متکا و بالش و تشک می کنند ( فرهنگ نظام ) .
خیل ملک زبیم در آن گو نمی پرد / آنجا که رنگ رو پر دم قو نمی پرد ( تأثیر ، بنقل فرهنگ نظام ) .
در تکیه فراغت ماقیل و قال نیست / آنجا که هست بالش ما قو نمیپرد ( تأثیر ، بنقل آنندراج ) .
( دهخدا ، جلد 38 ، 1339 ، 503 ) .
قو – ( بضم قاف ) نگا . غو . ( عمید ، 2537 ، 801 ) .
قو ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست از راسته پا پرده داران که منقاری شبیه اردک دارد ، این پرنده نسبتاً عظیم الجثه و بسیار زیبا است ، و چون دارای بالهای وسیع و گسترده است پروازش بسیار خوب است و در آب نیز بسیار خوب شنا می کند ، ولی چون دارای جثه سنگین است را رفتنش به سختی انجام می گیرد . قو از حیوانات کوچک داخل آب و کرمهای داخل لجن ها تغذیه می کند . در حدود 12 گونه از این پرنده شناخته شده که در سراسر مناطق معتدل کره زمین زندگی می کنند . قو به عنوان پرنده ای زینتی برای استخرها و پارکها نگهداری می شود ولی بر خلاف زیبایی و شکوهی که در سطح آب دارد ، دارای صدای ناهنجاری است ، پرهای آن اکثر سفید است ولی در استرالیا گونه هایی با پرهای سیاه وجود دارند . گوشتش چرب و تا حدی سفت است و بنابراین چندان مطبوع و مورد توجه نیست . در فصول سرد این پرنده از نواحی شمال به طرف مناطق گرم آفریقا و هندوستان مهاجرت می کند و گاهی هم در زمستانها در نواحی بحر الرومی باقی می ماند و در کنار رودخانه برای خود لانه تهیه می کند . ( معین ، جلد 2 ، 1362 ، 2736 – 2737 ) .
3 – 6 – 2 تعاریف :
– قو243 ، یکی از بزرگترین مرغهای آبی ، که نزدیک به غازها و مرغابیها است . به عنوان نماد زیبایی و جلال و فنا ناپذیری ، در ترانه ها ، داستانها ، و اساطیر نام آن بسیار آمده است . مخصوصاً داستانهای مربوط به « قو دختران » ، که نیمی انسان و نیمی فوق طبیعی هستند ، معروفیت خاص دارد ؛ پیوند این دختران با آدمیان بسیار شاعرانه و در عین حال جانسوز و نابسامان است . آخرین اثر یک هنرمند را « آواز قو » می نامند ، و این اشاره است به افسانه ای که ، بنا بر آن ، قو که در تمام عمر خاموش است هنگامی که مرگش فرا می رسد آواز می خواند .
قوها خانواده ی جزء یا کِه خانواده ای ققنسها 244 ، از خانواده ی مرغابیان را تشکیل می دهند . در ظاهر به غاز شباهت دارند ، ولی بسیار بزرگترند ، و گردنهایشان درازتر است . بر روی آب راحت زندگی می کنند ، و غذای خود را از گیاهان آبی به دست می آورند ، ولی گاه در پی جستجوی گیاه و دانه به خشکی پا می گذارند ، و ناشیانه راه می روند . نر و ماده پرهای مشابه دارند . در لانه ی خود ، که توده ی حجیمی از گیاهان بر روی زمین است ، قوی ماده چند تخم رنگ پریده می گذارد ، و نر و ماده به نوبت بر آنها می نشینند ؛ پس از 35 روز ، قو بچگان با پوشش کرک مانندی به رنگ سفید مایل به قهوه ای از تخمها بیرون می آیند . قوها ، مانند دیگر مرغابی ها ، جز در هنگام تخمگذاری ، زندگی اجتماعی دارند ، و غالباً در هنگام پرواز ، مخصوصاً در مهاجرت در آسمان به صورتی می پرند که شکل حرف ( V ) می سازند . ( مصاحب ، جلد 2 – بخش 1 – 1345 ، 2087 ) .
3 – 6 – 3 اعتقادات باستانی :
در اساطیر یونان زئوس به شکل یک قو در آمد تا « لدا » ی زیبا را اغوا کند . قو با ونوس / آفرودیت مرتبط است .

مطلب مرتبط :   تعالی، 98-97، مدارس، مدیران، سامانه

دسته بندی : علمی