(همان، غزلها: 834)

تا تو در حسن و ملاحت همچنان لیلی شدی

عاشق مسکینت ای دلبر همی مجنون شود
(همان: 873)

از عشق تو قارون منم غرقه در آب و خون منم

لیلی توئی مجنون منم در کار تو بسته هوس
(همان: 904)

چو مجنونم دوان در عشق لیلی

همی جویم به جان آثار جانان
(همان: 964)

سنایی در حدیقه چهرهای نصیحتگر و معلّموار دارد. در حدیقه در چندین موضع با نیمنگاهی به این حدیث منسوب به پیامبر که «النَّظَرُ سَهمٌ مِن سِهامِ الشّیطان»، با زبانی فقیهانه از منع «نظر» و چشمنگاهداشتن و از مضرّات و آفات نظر سخن میگوید؛ ازجمله:
«سهمیَ است از سهامِ دیوِ لعین

هر نظر کان نشاید اندر دین»
(سنایی، 1385: 214)

در جای دیگر میگوید:
«فکرت آخر است اصل بنا

نظر اوّل است تخمِ زنا»
(همان: 287)

جالب است که در اشعار شعرای اهل ذوق و جمال که مدافع نظر و نظربازی بودهاند، همچون عراقی و سعدی (در غزلهایش)، ارجاع و اشاره به ادب عذری بسیار فراوان است. دلیل این مطلب به عقیدۀ نگارنده این است که شرط نظر با رویکردی عارفانه، که غایت آن گذر از صورت به معنی و از مجاز به حقیقت است، پاکیِ نظر و داشتن نگاهی فارغ از هوای نفسانی است (مطلبی که بارها و بارها سعدی مؤکداً آن را بیان کرده است) و بنیاد عشق عذری نیز بر عفّت و پاکی است و این خصیصه، زمینهها و مضمونهای بسیار مناسبی از ادب عذری را برای بهرهگیریِ اینان فراهم میکند. لذا به عقیدۀ این نگارنده برای شاعران جمالپرست و هنرمندان اهل ذوقِ متمایل به عرفان، عشق عذری حد واسط عشق جسمانی و روحانی است: عشق بازاری، عشق عذری، عشق صوفیانه.
سنایی در حدیقه حتی در داستانی که از «عشقِ» جوانی به زنی در طواف کعبه سخن میگوید، مفهوم «عشق» برای او آمیخته با بارِ معناییِ «شهوت» است. اما در یکی از غزلها که وقوعی هم بهنظر میآید، میگوید:
«غریبیم چون حسنت ای خوش پسر

یکی از سر لطف بر ما نگر»
(سنایی، 1385: 890)

که گویا در سفر با او برخورد داشته:
«سفر داد ما را چو تو تحفهای

زهی ما برِ تو غلام سفر»

و در ادامه میگوید:
«نظرمان مباد از خدای ار به تو

جز ار روی پاکیست ما را نظر»

که نشان میدهد انگارههای سنایی دربارۀ عشق و نظربازی در حدیقه را باید از دیدگاههای هنریِ او در غزلهایش متفاوت دید و نقد کرد. (کما اینکه همین مسأله و تفاوت دیدگاه دربارۀ سعدی و تفاوت آراء او درین زمینه در بوستان و غزلهایش نیز وجود دارد). یعنی سنایی در حدیقه یکبار بهعنوان معلم اخلاق سخن میگوید و مخاطب را از مضرّات نظر سخت برحذر میدارد اما در عرصۀ غزل کاملاً رویکردی هنرمندانه دارد که نمیتواند از هیچیک ازمظاهر جمال، از جمله جمال چهرۀ انسانی، رویگردان باشد.
منع از نظر را از دیدگاه سنایی مقایسه کنید با عراقی که فراوان از نظر و نظرباختن سخن گفته است:
«دو اسبه پیک نظر میدوانم از چپ و راست

به جستوجوی نگاری که نور دیدۀ ماست»
(عراقی، 1372: 260)

در مجموع، غزل این طیف از شعرا مثل عراقی و سعدی بسیار هنریتر، مؤثرتر و گیراتر از غزل امثال سنایی است. غزل عطار ازین منظر حد واسط غزل سعدی و عراقی از یکسو، و غزل سنایی از سوی دیگر است.

مطلب مرتبط :   احکام، عصمت، دین، اسلام، گناه

شیخِ شطّاح، روزبهانِ بَقلی شیرازی (532-606 ه.ق)
پیر شیراز، شیخ روزبهان
شاه عشّاق و عارفان بود او

آن به صدق و صفا فرید جهان
سرور جمله واصلان بود او
(عراقی، 1372 :437)

روزبهان بَقلی شیرازی و خاصه ابن عربی از جمله عرفایی هستند که دقیقتر و کاملتر از دیگر مشایخِ صوفیه به بحث دربارۀ عشق و انواع آن پرداختهاند. «روزبهان را سلطان عارفان و برهان عالمان و قُدوۀ عاشقان و سرور ابدال خواندهاند» (روزبهان، 1383: 48) وی در زمینۀ عشق انسانی که زمینهساز عشق الهیست، صاحب نظریههای خاص خود است که مجموعۀ آنها در اثر کمنظیر او عبهرالعاشقین گرد آمده است. وی «عشق انسانی» را منهاجِ «عشق ربّانی» دانسته است (همان: 11). نشانههای ادب عذری در آثار روزبهان نیز بازتاب یافتهاند خاصه آنکه برخی از آراء وی در عبهرالعاشقین مبتنی بر عشق عفیف عذری است. این نکته نیز قابل یادکرد است که وی در دو مورد سرودۀ حلّاج را به مجنون نسبت داده است. دراینجا به مهمترین آثار او، عبهرالعاشقین و شرح شطحیّات میپردازیم:

عبهرالعاشقین:
در این اثر از جمیل و بثینه، و لیلی و مجنون یاد شده است. در رابطۀ این اثر با ادب عذری باید دانست که برخی از آراء روزبهان مبتنی بر عشق عفیف عذری است.
موارد حضور شخصیتها و داستاهای ادب عذری در عبهرالعاشقین ازینقرارند:
1- روزبهان در نخستین یادکرد خود از شخصیتهای ادب عذری، میگوید: «معلوم باشد که عشق لیلی و مجنون، و جمیل و بثینه، و دعد و رافع، و وامق و عذرا، و هند و بشر، و امثالهم و نظراءهم در عرب و عجم، نزد عقلا و علما معروف است. و ألبّاءِ حقیقت دانند که تألّف از تهمت طبیعت بیرون است. حکماءِ فلاسفه گفتهاند که عشقِ عفیف تألُّفِ ارواح است و نجائح اشباح است.» (همان: 11) که به «عشقِ عفیف» (برمبنای حدیث عشق و عشق عذری) و «حدیثِ تألُّف» اشاره کرده است.
2- «بنگر که اهل معرفت را چه دلالتی است در عشقِ حقّ، عشق دوستانش و محبّت بندگانش؛ و چه اشارتی است در عشق انسانی، دوستداشتنِ قریبانِ معشوق. قاعدۀ عشق چنین است که عاشق بانگ سگانِ کوچۀ معشوق نیمشبان بهجان شنود و آن را در وسیلتِ عشق، اسبابِ عشق داند.
مجنون روزی سگی بدید اندر دشت گفتند که مهرِ سگت ازبهرِ چه خاست؟
اُطیعُ لِآلِ لیلی فی هَوَیها

نانش میداد و گردِ آن سگ میگشت
گفتا روزی به کوی لیلی بگذشت
و اَحتَمِلُ الأصاغِرَ و الکِبارا»
(همان: 21)

3- در فصلِ «فی بدایۀ العشق و امتحانه» مینویسد: «با صوفیان صافی در زاویههای محبّت ساختههای تو [: معشوق/خداوند] گوید [: عاشق] و جامهای پرخونِ عشق از مهر تو به آب دیدهها شوید. اگر لشکر غمهای او [: خداوند] به صحرای عشق درآیند، همانا که رهِ قَرلُغ و یغما به کاروانِ عشقِ لیلی و مجنون زنند» (همان: 61)

شرح شطحیّات:
این کتاب شامل گفتارهای شورانگیز و رمزی صوفیان، و شرح و تفسیر آنهاست. در این اثر در دوجای به لیلی و مجنون اشاره میشود. جز این، یکبار دیگر نیز از لیلی در طی بیتی یادرفته است. جالب آن است که روزبهان بیتی از حلّاج را (که البته مصرع دوم آن تغییر یافته است) به مجنون نسبت داده است.
1- روزبهان در شرح یکی از شطحیّات ابویزید که: «از مؤذّن الله اکبر بشنید، گفت: من بزرگوارترم!» مینویسد: «در الوهیّت مستغرق بود؛ در ربوبیّت ابویزید نبود؛ آن همه حق بود […] آنگه بدانی که چه میگوید مجنون در حق لیلی در میلِ عشقِ مولی حدیثِ «أنا من أهوی و من أهوی أنا» ممکن شود که تعزّز به کبریا حقّ کرد […]» (روزبهان، 1385: 110)
نکتۀ جالب این است که گویا سرودۀ حلّاج را از مجنون دانسته است. سرودۀ مذکور، در ابدعالبدایع و نوادرِ راغب اصفهانی نیز به مجنون نسبت داده شده است. دربارۀ این بیت، ر.ک بخش مربوط به حلّاج.
2- در جای دیگر مینویسد: «کلام مستهتر آن است که خود را به همۀ صفات از معشوق پر بیند. مجنون ابن عامر این معنی در عشق لیلی نموده است آنجا که گوید:
روحُها روحی و روحی روحُها

مطلب مرتبط :   تقلید، ، عرفان، حقایق، نقص

مَن رَأی روحَینِ عاشا فی بَدَن؟»
(همان: 294)

این بیت از حلّاج است و روزبهان آشکارا آن را سرودۀ مجنون خوانده است. دربارۀ این بیت نیز ، ر.ک بخش مربوط به حلّاج.
3- در شرح شطح سهلبن عبدالله تستری که از او پرسیدند: «مرد صوفی کی شود؟» و او پاسخ داد: «آنگه که خونش حلال و مالش مباح شود و هرچه بیند از حق بیند و رحمت خداوند- جلّ جلاله- بر همه خلق شامل داند»، مینویسد: «بدین سخن آن خواهد که چون صوفی به تحقیق معرفت رسید، هرچه بیند به چشم رضا از حق بیند. در بند مکافات اذیّت خلق نشود نه در دنیا و نه در آخرت. مال و خون خویش مباحِ خلقِ خدای کرده باشد
[…]
اُطیعُ لِآلِ لَیلَی فی هواها

و اَحتَمِلُ الاَصاغِرَ و الکِبارا»
(همان: 182-183)

چنانکه پیشازین آمد، بیت اخیر را روزبهان در عبهرالعاشقین نیز آورده است.

عطّار، فریدالدین محمدبن ابراهیم نیشابوری (537 ؟ – 627 ؟ ه.ق)

از میان منظوماتِ مجعول، منحول و منسوب به عطار در اینجا به بررسی هفت اثرِ مسلّمِ او یعنی چهار منظومۀ منطق الطّیر، مصیبتنامه، الهینامه و اسرارنامه، و نیز مختارنامه (مجموعۀ رباعیات)، دیوان غزلها و قصائد، و تذکرۀالأولیاءِ او خواهیم پرداخت (دربارۀ نقد آثار مسلّم و نیز منسوب به عطار ر.ک مقدمههای استاد شفیعی بر مختارنامه: 33-59 و منطقالطیر: 22-24 و 33-37). عطار در آثار منظومِ خود، بارها و بارها به داستان لیلی و مجنون پرداخته و روایتی عارفانه از آن به دست داده است. در این آثار جز لیلی و مجنون هیچ نام و یادی از دیگر شخصیتهای ادب عذری به میان نیامده است. در پایان این بخش تذکرۀالأولیاء نیز بررسی خواهد شد.
در این یادداشتها گذشته از نشان دادن اندیشههای محوری و تلقیهای عارفانه از داستان لیلی و مجنون، نگارنده برای نخستینبار مأخذ برخی بیتهای عطار را که ناظر به برخی سرودههای عربی مجنون است، معرفی کرده است.
منظومههای عطار از لحاظ کاربرد نمادین و تمثیلیِ داستانهای عاشقانه، در مجموع بارزترین نمونههای داستانیِ بهکارگیری شخصیتهای ادب عذری درجهت تبیین مفاهیم عارفانه در متون منظوم فارسیاند؛ چنانکه «لیلی» در این آثار، اغلب نماد «خداوند» است. به نظر میرسد بسیاری از این روایاتِ داستانی را نخستینبار خودِ عطار برساخته باشد. تنوع این داستانها در آثار عطار در قیاس با آثار مولانا بیشتر است. مولانا بیش از عطار به سنتهای روایی پایبند بوده است و تصرف و آفرینش داستانیِ عطار بیشتر از مولانا. گویی هدف مولانا بیشتر توصیف و تبیین مفاهیم عارفانه بوده است و هدف عطار، جنبۀ آموزشیِ تعالیمِ عرفانی به مخاطبانش؛ لاجرم متناسب با مفاهیمی که در ذهن داشته و درپی انتقال آنها بوده، داستانهای متنوعتری را با استفاده از شخصیتهای لیلی و مجنون

دسته بندی : علمی