بهرهوری و نرخ بالای اقتصادی را که زیربنای قدرت نرم و سخت است، کاهش دهد یا خیر.
قدرت نرم تولیدی اقتصاد آمریکا، مسئلهی حل نشدهای است. بسیاری از افراد، موفقیت اقتصاد آمریکا در بازهی طولانی مدت را تحسین کردهاند، ولی حتی قبل از اینکه بحران اقتصادی، شهرت اقتصاد آمریکا را درهم بشکند، آنرا یک مدل محسوب نکردهاند. دولت در اقتصاد ایالات متحده، نقش کمرنگتری دارد، … مراقبت بهداشتی آمریکا هزینهبر و از نظر نابرابری بیسابقه و تک بوده است(نای،1390،صص297-296).
اگر مدیریت قدرت هوشمند در آمریکا، بدون توجه به حذف شکاف طبقاتی در نابرابریهای اقتصادی، دغدغهی تثبیت اقتصاد بیمار، به عنوان زیربنای قدرت سخت و نرم را دارد؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، دغدغهی حذف شکاف طبقاتی در راستای برابری و مواسات در عدالت اقتصادی را در دستور کار قرار میدهد، دستور کاری که نیازمند مدیریت بخش اقتصادی توسط دولت است. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با هویت بخشی عینی به مؤلفهی عدالت اقتصادی، زیربنای قدرت سخت و نرم را در راستای اجرایی ساختن تئوری عدالت اجتماعی، به پشتوانهی اقتصاد سالم مستحکم میکند. اگرچه حذف شکاف طبقاتی و برقراری عدالت اقتصادی، نیازمند قرار دادن وزنهی عدالت در برابر طبقهی اقلیت پردرآمدترینها است و سنگینی وزنهی عدالت بر این طبقه گران میآید و منجر به دافعهی این افراد از مرکز قدرت، و واکنش تهاجمی آنان به مرکز میشود، اما سنگینی قدرت نرمی که از این محل کسب میشود شاخصهای گرایشی حقانیت، جذابیت، اعتبار، اعتماد، رضایتمندی، و … را فرای زمان و مکان، تثبیت میکند. ابن ابیالحدید به نقل از ابوجعفر اسکافی میگوید که امام علی(علیهالسلام) روز دوم خلافت به منبر رفت و خطاب به مردم فرمودند:
«… چون به خواست خدا فردا رسید، صبح زود پیش ما آیید که نزد ما اموالی است که باید میان شما تقسیم کنیم و نباید هیچکس از شما، چه عرب و چه عجم از آمدن خودداری کند، چه از کسانی باشند که مقرری میگیرند و چه نمیگیرند، همینقدر که مسلمان آزاد باشد، حاضر شود. این سخن را میگویم و برای خودم و شما آمرزش میخواهم». چون فردا فرا رسید، امام علی(علیهالسلام) صبح زود آمد و مردم هم برای گرفتن اموال آمدند. امام علی(علیهالسلام) به کاتب خود عبیداللهبن ابیرفیع فرمود: نخست از مهاجران شروع کن و آنان را بخواه و به هر مردی که حاضر شد سه دینار بده و سپس از انصار شروع کن و با آنان هم همانگونه رفتار کن و به هر یک از مردم که حاضر شود اعم از سرخ و سیاه همین گونه پرداخت کن. سهلبن حنیف گفت: ای امیرالمؤمنین، این مرد دیروز غلام من بود و امروز او را آزاد کردهام فرمود: به او هم همان مقدار که به تو میدهیم، میپردازیم و به هر یک از آندو، سه دینار داد و هیچکس را بر دیگری برتری نداد(ابن ابیالحدید، 1375،ج3، صص354 -353 و1380،ج7،صص38-37).
هدف کارویژهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در برخورد با مفاسد اقتصادی، اجرای عدالت اجتماعی در برپایی حق است؛ پس حقوق ضایع نمیشود حتی حقوق مفسدان اقتصادی؛ اموال شخصی مفسدان اقتصادی و دارایی مردم، از تعرض در امان میماند، و امنیت اقتصادی برقرار میشود. عدالت و امنیت اقتصادی با رعایت عدالت اجتماعی اجرا میشود، آپارتاید و تبعیض نژادی از دامنهی عدالت و امنیت اقتصادی محو میشود و افراد جامعه در تساوی حقوق قرار میگیرند، و اینگونه عدالت اجتماعی، موجد امنیت اجتماعی است، امنیتی که محصول محو شکاف طبقاتی است. نای میگوید:
تخصیص یارانههای داخلی مربوط به کشاورزی برای حمایت از کشاورزان ثروتمند، در حالیکه ما دم از بازارهای آزاد برای کشورهای فقیر میزنیم، باعث تحریک انتقادهای دیگران میشود. در یک دموکراسی «سنگ» سیاستهای داخلی اغلب بسیار بزرگتر از آن است که «دم» سیاست خارجی بتواند آنرا حرکت دهد، اما وقتی ما رابطهی ایندو را نادیده میگیریم، این دورنگی آشکار، برای قدرت نرم ما هزینه خواهد داشت(نای،1389،ص246).
سیاستهای ناعادلانهی اقتصادی آمریکا در سطح خرد و کلان، شکاف طبقاتی و شکاف توسعه را تشدید میکند و این هزینهای است که اگرچه آنگونه که نای میگوید قدرت نرم آمریکا متحمل میشود ولی در حقیقت، فشار و هزینهی این سیاستهای ناعادلانه را اکثریت مردم فقیر جهان، چه در کشور توسعه یافتهای مانند آمریکا و چه در کشورهای فقیر جهان سوم، متحمل میشوند. جان مرشایمر و استفن والت میگویند:
جمع کمکهای مستقیم آمریکا به اسرائیل تا سال 2003 بیش از 140 میلیارد دلار بوده است. اسرائیل سالیانه سه میلیارد دلار کمک خارجی مستقیم از آمریکا دریافت میکند که تقریباً یک پنجم کل بودجهی کمکهای خارجی آمریکا را شامل میشود. با معیار سرانه، آمریکا به هر اسرائیلی سالانه 500 دلار سوبسید مستقیم میدهد. اهمیت این آهنگ ملایم کمک خارجی آنگاه روشن میشود که توجه داشته باشیم اسرائیل یک دولت صنعتی ثروتمند است و درآمد سرانهی آن با کرهی جنوبی و اسپانیا برابری میکند(مرشایمر و والت،1386،ص140).
اگر مواد خام، منابع معدنی، و نیروی انسانی کشورهای فقیر جهان سوم که چرخهای تولیدات صنعتی کشورهای سلطهگر را به چرخش درآورد، به یغما نمیرفت و جهت بهرهبرداری عادلانه به صاحبان اصلی آن بازمیگشت، شکاف طبقاتی و شکاف توسعهی بینالمللی را شکل نمیداد، شکافی که محصول سودمحوری و انحصارگرایی اقتصادهای لیبرال دموکراسی است.
راهبرد امنیتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است که پیامد عدالت اجتماعی را بهدنبال دارد. این راهبرد در آغازین روزهای حکومت امام علی(علیهالسلام) در سطح خرد و در پهنای وسیع حکومت اسلامی عملیاتی شد و الگویی برای اشاعه به سطح کلان در راستای جهانی سازی اسلام و با هدف دفاع از مظلومین و ستیز با ستمگران، ارائه داد. «جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی میگوید:
چنانچه اسلام، انقلابی بر ضد جامعهی جامد جاهلیت بود، وجود علیابن ابیطالب(علیهالسلام) نیز انقلابی بر ضد گروهی بود که میخواستند از آن هدفهای پاک و نیکوی اجتماعی که اسلام به خاطر آنها بهپا خاسته بود، منحرف گردند، پس درواقع علی(علیهالسلام) پس از محمدابن عبدالله(صلیاللهعلیهوآله)، نماینده و سنبل این انقلاب، تعیینکنندهی اصول و قوانین آن، روشنسازندهی هدفهای آن، و کوشنده در راه بسط و عمومی ساختن آثار آن بود(جرداق،1379، ج2،ص9).

مطلب مرتبط :   علی(علیهالسلام)، حکومت، عدالت، امیرالمؤمنین، دموکراسی

6. بازتاب عدالت اجتماعی در رفتار سیاسی امام علی(علیهالسلام)
جهانسازی اسلامی امام علی(علیهالسلام) با عدالت اجتماعی آغاز میشود و اندیشهی سیاسی متفکرین اسلامی، چه شیعه و چه سنی، در طول تاریخ با مفهوم عدالت اجتماعی جریان مییابد. در طول تاریخ نام علی(علیهالسلام) با عدالت قرین شده است(مولانا،1380،ص196).
تفکیک عدالت اجتماعی از عدالت اقتصادی یا عدالت سیاسی و اداری در سخن امام علی(علیهالسلام) مشکل بهنظر میرسد زیرا عنوان عدالت اجتماعی، تمام این ابعاد را بهطور جامع در بردارد. از دیدگاه امام علی(علیهالسلام) «عدالت، زندگی است» و «عدل و داد نظام، فرمانروایی است»، دولت عادل از امور ثابت و پا برجاست. برای امام علی(علیهالسلام) «آزادگی از حیله و کینه پاک است» و «برای آزادمنشان پاداشی نیست مگر عزت و احترام»، حق، شمشیری است برنده، شمشیری علیه اهل باطل. برای حق، دوستی است و هر که با حق بجنگد گرفتار شود(همان،ص206).
امام علی(علیهالسلام) با به رسمیت شناختن حقوق اقلیتهای سیاسی، چهرهای زیبا و درخشان از اسلام ارائه داد که نه تنها از زمان او بلکه از زمان ما نیز فراتر رفت؛ و این در حالی بود که آنحضرت در شرایط بسیار استثنایی توانست قانونی را اجرا کند که امروز در شرایط عادی اجرای آن بسی دشوار است. ایشان حقوق و آزادیهای کسانی را به رسمیت شناخت که نه تنها با او مخالف بودند بلکه علیه حکومت او توطئه میکردند و آنها کسانی بودند که در جنگ و داراییها با او شریک بودند. البته این حقوق و آزادیها تا وقتی معتبر بود که جهت نابودی سازمانهای حکومتی او دست به اسلحه نبرده بودند. امام علی(علیهالسلام) در برخورد با آنها، ایشان را به داوری بر اساس کتاب خدا فرامیخواند، یعنی بهترین قانونی که میان حضرت علی(علیهالسلام) و آنها مشترک فرض میشد. با ایشان نمیجنگید مگر هنگامیکه آنها جنگ را آغاز میکردند و او در موقعیتی قرار میگرفت که چارهای جز دفاع نداشت(طی،1380و1379،ص209).
منشور عدالت اجتماعی در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، همانقدر که رفتار سیاسی امام علی(علیهالسلام) را در برابر اصول اخلاقی، انعطافناپذیر میساخت، همانقدر هم رفتار سیاسی ایشان را در برابر مردم و بهویژه مخالفین سیاسی انعطافپذیر میکرد. جایگاه عدالت اجتماعی در اندیشهی سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با بررسی موضعگیریهای ایشان در برابر لابیگریهای خواص بیشتر نمایان میشود که در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد.
فردای آنروز که امام علی(علیهالسلام) اموال را بین مردم بهطور مساوی تقسیم کرد، طلحه و زبیر و گروهی دیگر از قریش، به مسجد آمدند و ساعتی آهسته با یکدیگر سخن گفتند. آنگاه ولیدبن عقبهبن ابیمعیط به نمایندگی از آنان برخاست و پیش امام علی(علیهالسلام) آمد و گفت: اینک با تو بیعت میکنیم به شرط آنکه اموالی را که روزگار عثمان به ما رسیده است ببخشی و کشندگان عثمان را بکشی و اگر از تو بیمناک شویم تو را رها میکنیم و به شام( نزد معاویه) میرویم. امام علی(علیهالسلام) فرمود:
اما اینکه آنچه را بهدست آوردهاید، پرداخت آنرا از عهدهی شما بردارم، برای من حقی نیست که پرداخت حق خدا را از شما یا غیر شما بردارم. و اینکه کشندگان عثمان را بکشم، اگر امروز کشتن آنان بر من واجب باشد، دیروز آنان را میکشتم، و این حق برای شما محفوظ است که اگر از من بیمناک باشید امانتان دهم و اگر من از شما بیمناک باشم تبعیدتان کنم(ابن ابیالحدید،1375،ج3، ص355 و1380،ج7،ص39).
امام علی(علیهالسلام) حقوق اقلیتهای سیاسی را در اعلام مخالفت و حرکت، و نیز حقوق اقتصادی ایشان را بی کم و کاست به رسمیت شناخت. بهطوریکه نظامهای حکومتی معاصر در بهترین حالت نیز نمیتوانند به آن نزدیک شوند. نظامهای جدید تا زمانی به حقوق و آزادیهای مدنی احترام مینهند که نظام در معرض تهدید قرار نگرفته باشد. اما به هنگام تهدید شدن نظام، این آزادیها لغو میشود. احکام صادره از دادگاه قانون اساسی آلمان، مبتنی بر انحلال احزاب نئونازیسم و کمونیسم، بهترین دلیل بر این مدعا است(طی،1380و1379،ص199).
گسترهی وسیع عدالت اجتماعی در

مطلب مرتبط :   پیشنهادهایی برای حل معضل دختران فراری