به عنوان ذینفعان347 اصلی ببینند که در ناعدالتی پدید آمده برای بررسی آنچه رخ داده، شرکت میکنند. (بریث ویت،5:2007)

اصول عدالت ترمیمی
ضمن اینکه پژوهشگران به دشواری تعریف عدالت ترمیمی اذعان داشتهاند (مالیندن348،375:2005)، عدهای نیز استدلال کردهاند که زمینه اجتماعی-سیاسی و تاریخی بر رشد و توسعه سازههای نظری عملکرد عدالت ترمیمی تأثیر بسیار نهاده است. عدالت ترمیمی در ادبیات موجود با چند اصل تعریف شده است: 1)جرم یک نوع تعدی و تجاوز است، 2) تعدی و تجاوز تعهداتی را موجب میشود، و 3) جبران و اصلاح امور تعهدات را صورت عمل میبخشد. هر چند اصول مذکور راهنمای اجرای برنامههای عدالت ترمیمی هستند، ولی با این حال، عملکرد و فرایندها مبهم باقی مانده و به عملکردهای ترمیمی متنوعی در داخل و خارج از امریکا منجر شده است. تا جایی که روچ349 خاطر نشان میسازد که عدالت ترمیمی «به معنای اموری متفاوت برای افراد متفاوت است». بیشتر پژوهشگران اتفاق نظر دارند که عناصر برنامههای عدالت ترمیمی، از یک حوزه قضایی به حوزه قضایی دیگر تفاوت میپذیرد. ضمن اینکه برنامهها در فرایند تعاملی که مبتنی بر تعاملات چهرهبهچهره میان قربانی، بزهکار و اجتماع است، وجه اشتراک دارند (بیوس350،338:2007).
نظام عدالت سنتی کمتر به مداخله و ورود اجتماع در فراگرد مواجهه با این «خطاها» اهتمام میورزید. آنچه ایجاد شده، نظامی از مجازات قهری است که توسط بوروکراتها اجرا میشود، که طبیعتاً برای متخلفان آسیبزا بوده و احتمال تبدیل آنها به عضوی مولد از جامعه را کاهش میدهد. نظام متکی بر مجازات، متکی بر داغ ننگ و رسوائی است. پروفسور الهیات مارک لوئیس تایلور، در کتاب جدالبرانگیز خود، از تشابهات نظام عدالت قهری کنونی و آنچه که در امپراطوری روم اجرا شد، وقتی که عیسی و حواریون به عنوان الهام یاریبخش برای بردگان و بینوایان به جهت تهدید تلقی شدن مصلوب شدند، بحث مینماید. عیسی جنبشی مردمی به راه انداخت که ساختار قدرت را تهدید میکرد و در صورت تداوم و استمرار نظام امتیازات امپراطوری، آن را به زیر میکشید. درست همین طور نظام مدرن عدالت در میان ما، برای حفظ حقکشیها و مظلومیتها طرحریزی شده است. طبق اظهار نظر تایلور، جنبشی باید شکل بگیرد که عناصر قهری عدالت نظیر وحشیگری پلیس و حکم اعدام را، قبل از اینکه «جامعه قفلشده»351 به مدلی جهانی تبدیل شود، کاهش دهد (سیگل،274:2006)
طبق استدلال حامیان و هوادارن عدالت ترمیمی، به جای ذهنیت انفعالی امروزین، آنچه لازم است یک سیاست دادگری است که آسیب های وارده از سوی جرم را ترمیم ببخشد و همه بخشهای متأثر از آسیب از جمله قربانی، اجتماع و متخلف را در بر بگیرد. اصول این رویکرد در شکل 3-6 ذکر شده است.

اصول بنیادی عدالت ترمیمی
جرم تعدی به روابط و مناسبات انسانی است.
قربانیان و اجتماع محور و کانون فرایندهای عدالت هستند.
اولویت اول در فرایندهای دادگری، کمک رسانی و مساعدت با قربانیان است.
اولویت دوم، ترمیم اجتماع تا جای ممکن است.
شخص متخلف برای جرمی که مرتکب شده، در قبال قربانیان و اجتماع مسئول است.
متخلف درک و کفایت اصلاح شدهای در نتیجه تجربه عدالت ترمیمی توسعه خواهد داد.
نگهبانان در مسئولیتپذیری عدالت ترمیمی بواسطه همکاری و شراکت در عمل سهیماند.
شکل ‏3-6: اصول بنیادی عدالت ترمیمی (سیگل،274:2006)
یکی از جوانب مهم در دستیابی متخلفان به اهداف مذکور، پاسخگو بودن در قبال اعمال و رفتار خود و قبول مسئولیت آسیبهایی است که رفتارهای او به بار آورده است. تنها بعد از این است که میتوانند به عنوان اعضای مولد اجتماع خود ترمیم شوند. ترمیم مستلزم بازگشت سیستم عدالت به فرایندهای التیامبخش به جای توزیع کیفر و کینه و انتقام است.

مطلب مرتبط :   بهداشت، اسلام، ، زنان، پزشکی

ترمیم مادی352 و ترمیم نمادی353
اندیشه موجود در ورای همایشهای ترمیمی، در مقاله سوزان ریتزینگر354 و توماس شف به خوبی تبلور یافته است. آنها دو تا از فرایندها را از هم تمییز دادهاندکه در یک همایش روی میدهد: ترمیم مادی و ترمیم نمادی. منظور از ترمیم مادی، توافق در مورد مقدار پرداخت غرامت از سوی طرفین است – پیشنهاد و پذیرش مقداری مشخص از غرامت یا کار جبرانی. و منظور از ترمیم نمادی، فرایند نسبتاً نامرئی است که در خلال آن پیوند اجتماعی متخلفان و قربانیان ترمیم و اصلاح میگردد. فرایند مذکور مرکب از چیزی است که آنها «توالی هستهای355» مینامند: نخست متخلف شرم واقعی را ابراز میکند و از انجام کار خود پشیمان میگردد. قربانی هم مقابلاً، دست کم یک گام به سمت عفو و بخشودگی خلافکار حرکت میکند. ریتزینگر و شف نسبت به توجه و اهمیت بیاندازه به پرداخت مالی هشدار میدهند. ترمیم نمادی، طبق گفته آنها، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در حقیقت بدون ترمیم نمادی، رسیدن به توافق در مورد ترمیم مادی دشوار است. چنین امری به پویشهای عاطفی جلسه و شرایط پیوندهای شرکتکنندهها بستگی دارد. بخصوص که ترمیم نمادی در گرو «پویشهای شرم» است: ترمیم نمادی، تا آنجا رخ میدهد که شرم و عواطف مرتبط با آن تحریک شود و توسط شرکتکنندگان تصدیق شود. از سوی دیگر، هر چه که شرم و عواطف مربوطه انکار شود، ترمیم نمادی رخ نخواهد داد. اگر خلافکار بتواند به مرز شرم «اشتراکی و ارتباطی356» برسد، به جای انکار یا اخفا آن، ممکن است آسیب وارده بر پیوند مابین خلافکار و شرکتکنندهها را ترمیم کند. … شرم نهان و انکار شده، شرکت کنندگان را از ترمیم پیوندها بازمیدارد؛ و از این رو سد راه ترمیم نمادین میگردد (جانستون357،203:1999).

عدالت ترمیمی و نظریه شرمساری بازپذیرکننده بریث ویت
نظریه شرمساری بازپذیرکننده بریث ویت، بسط طبیعی عدالت ترمیمی است. هرچند نظریه شرمساری بازپذیرکننده معادل عدالت ترمیمی نیست، ولی به مثابه تبیینی مفید و سودمند از فرایندهای موجود در چارچوب مدل عدالت و راهنمای بسط و گسترش کنفرانسهای عدالت ترمیمی، سودمند و راهگشاست (اسکیورمن،3:2012؛ میلر،3:2009). مطابق نظر گون روبینسون و جانا شپلند358، نظریه شرمساری بازپذیرکننده، بهترین و بارزترین تلاش پژوهشگران برای تبیین آثار عدالت ترمیمی است. عدالت ترمیمی به این معنا از طریق شناخت مکانیزمهای اجتماعی و روانشناختی که عمدتاً در فرایندهای دادگاههای سنتی مفقود بودهاند، در پی کاهش بازگشت به جرم است. نتیجه نهایی باید مسئولیتپذیری خلافکار در قبال کنشهای خود به شکلهای مختلف باشد. به عبارتی، شرمساری بازپذیرکننده، بیشترین مبانی نظری عدالت ترمیمی را مهیا ساخته است. ایدهای که هم بسیار جدید و هم بسیار قدیمی است (جی آر،190:2004). برنامههای عدالت ترمیمی نه تنها جرم را تخطی از قوانین کیفری یا تجاوز به اقتدار حاکمیت میدانند، بلکه به مثابه رخدادی نیز به شمار میآورند که پیوندهای بینشخصی را با قطع روابط متخلف، قربانی و اجتماع میگسلد. به این ترتیب، عدالت ترمیمی با شرمساری بازپذیرکننده ترکیب میشود تا پیوندهای متخلف، قربانی و اجتماع را پس از تخطی و تخلف ترمیم کند. ترمیم از رهگذر شرمساری کنشِ غیرمجازِ شخصِ خاطی و تشویق او به مسئولیتپذیری در قبال رفتار مجرمانه خود پیگیری میشود. بنابراین، پیشفرض عدالت ترمیمی، تقویت شرمساری است که هم بازپذیرکننده است و هم به نسبت فرایندهای سنتی دادگاه، انگزنندگی کمتری دارد (اسکیورمن،3:2012).
نوعاً چهار گام اصلی در برنامه عدالت ترمیمی وجود دارد: مواجهه، جبران، بازپذیری و ادخال. مواجهه و جبران نخست مستلزم فهم و پذیرش لغزشها و خطاها از سوی خلافکار و سپس عذرخواهی از رفتارهای خود و جهد و تلاش برای تغییر آنهاست. هدف از بازپذیری و ادخال نیز، توانبخشی و بازپروری خلافکاران و دور ساختن آنها از خردهفرهنگهای مجرمانه است. حضور همه افراد ذینفع الزامی است تا فرایند عدالت ترمیمی مسیر خود را تکمیل کند (ساکیاما،1:2008)
عناصر و مولفههای فرایند عدالت ترمیمی، بازتاب تاکید مزبور بر شرمساری بازپذیرکننده از طریق تقویت مصالحه و بخشش بین شخص متخلف، قربانی و اجتماع است. اجتماع و قربانی از طریق بازشناسی متخلف و درک اشتباه بودن جرم و شیوه متقابلاً پذیرفته شده جبران آسیب ترمیم میشود. متخلفان میتوانند شأن و حیثیت خود را اعاده کنند و ارتباط خود را با خانواده، دوستان و اجتماع دوباره از سر بگیرند؛ چراکه تخلف آنها مقولهای جدا از منش نیکو و شخصیت آنها محسوب میشود. عناصر و مولفههایی دیگری نیز از عدالت رویهای در چارچوب شرمساری بازپذیرکننده مطرح است، به طوری که از این طریق بخشهای گوناگون سعی میکنند احترام متقابل، عدم مجازات، بخشش و بازپذیری متخلف را با اجتناب از انگزنی بر متخلف ابراز کنند (اسکیورمن،3:2012).
برنامههای حال حاضر عدالت ترمیمی- از کمیسیون حقیقت و مصالحه تا حلقههای قضاوت و نشستهای عدالت ترمیمی – جملگی بر درگیریهای عاطفی مشارکتکنندگان مبتنی است. هدف عدالت ترمیمی بسط و اشاعه «عواطف شمولیت» از قبیل ندامت، گناه، شرم و همدلی میان مشارکتکنندگان و در نتیجه نیل به تغییر و دگرگونی عواطف پدید آورنده خشم، ترس و انزجار است. در صورت موفقیت زمینههای عدالت ترمیمی در فرایندهای تغییر عاطفی، باید آگاهی ما در خصوص عواطف پدید آورنده آن افزایش یابد، نه اینکه از آنها اجتناب شود (دفلم،230:2006).

مطلب مرتبط :   حقوق، قربانیان، کیفری، تعقیب، عدالت

اصلاح عدالت جوانان و عدالت ترمیمی
عدالت ترمیمی به طور خاص متناسب با حوزه عدالت نوجوانان359 تلقی شده است. شیوه بدیل عدالت ترمیمی در حل و فصل اختلافات و تعارضات، ممکن است در حوزه تخلفات نوجوانان نویدبخش باشد و در تشکیلات قضایی مورد استقبال قرار بگیرد. مولفه بازپذیری در عملکردهای ترمیمی، آن را برای متخلفان جوان به طور خاص جذاب میسازد، زیرا نوجوانان معمولاً به عنوان افرادی دیده میشوند که از بیشترین ظرفیت برای اصلاح و تغییر رفتار خود برخوردارند. اقدامات ترمیمی در عرصه عدالت نوجوانان، محدود به یک سیاست یا برنامه نیست. دادگاه جوانان، یکی از روشهایی است که در سالهای اخیر در سراسر آمریکا، کانادا، استرالیا و اروپای غربی بکار رفته است. هر چند برنامههای یاد شده ممکن است به لحاظ عنوان و واژگان، تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشند، اما جملگی اهداف یکسان و مشترکی را دنبال میکنند. اهداف مزبور شامل تاکید بر پاسخگویی شخصی متخلف و فرایند تصمیمسازی ادخالگر است که مشارکت و همکاری را مورد تشویق قرار میدهد و هدف آن اصلاح آسیبی است که از سوی متخلف وارد گشته است (ونتارا،20:2006).

منافع ششگانه عدالت ترمیمی
دست کم شش نفع مشترک برای برنامههای عدالت ترمیمی قابل ذکر است: بهبود سلامت روانشناختی