سیاسی با ایدئولوژیها میشود. مورگنتا میگوید:
ابهام این ایدئولوژی، آنرا به سلاحی تبدیل میکند که میتوان با آن دشمنان را سرگردان و دوستان را تقویت کرد. … معهذا، به همین ترتیب این ابزار وفاداری دو نقش سیاسی مهم نیز ایفا میکند، یعنی، از یکسو، اغلب سیاستهای واقعی را در پشت پردهی اهداف مسالمتآمیز ابراز شده پنهان میدارد، و از سوی دیگر، غالباً حمایت افراد پاکسرشت سراسر جهان را از این سیاستها جلب میکند. این حمایتها بدون توجه به ماهیت واقعی این سیاستها صورت میگیرد، زیرا ظاهراً چنین مینماید که هدف از آنها حفظ صلح است، و این هدفی است که مردان پاکنیت در سراسر جهان به شدت مشتاق آن هستند. این ملاحضات در مورد تعهد جهانی به خلع سلاح نیز، خصوصاً در شکل «عام و کامل» آن صدق میکند. پایان دادن به مسابقهی تسلیحاتی به دلایل بشردوستانه، سیاسی، و اقتصادی عموماً مطلوب شناخته میشود. اما از تجارب دو دههی اخیر روشن میشود که شرایط سیاسی جهان، خلع سلاح را محال میسازد. هنگامیکه با توجه به این شکست کامل کلیهی تلاشهایی که برای تحقق هر نوع خلع سلاح صورت گرفته است، بازهم دولتها، سیاست خود را خلع سلاح «عام و کامل» مینامند، در حقیقت برای ملتهای جهان، جاذبهای ایدئولوژیک ایجاد میکنند، ملتهایی که مشتاق صلح و رهایی از بار رقابت تسلیحاتی هستند. دولتها از این سیاستها استفاده میکنند تا سیاستهای خارجی را که عملاً تعقیب مینمایند به شکلی مقبولتر از آنچه واقعاً هست، به ملتها نشان دهند(مورگنتا،1389،صص178-177).
و اینگونه است که نتیجهی تجویز دموکراسی، آزادی و حقوق بشر آمریکایی بر ساختار نظام بینالملل، تداوم وضعیت آنارشیک سابق است. نظم نوین جهانی اگرچه در واژهپردازیها و تصویرسازیها در تضاد با فضای آنارشیک است اما در نتایج قدرت به هرج و مرجطلبیهای ماهیت آنارشیک نظام بینالملل ختم میشود.
حکومت علوی بدون تأثیرپذیری از عوامل بیرونی، خروجیها را از مسیر حق و در انطباق با عدالت تنظیم میکند، عدالتی زلال که کمر متغیرهای داخلی و خارجی را میشکند، و زیر بار فشارهای سیاسی تغییر چهره نمیدهد، و همین ثبات سیاسی در محور حق و عدالت، عامل پرتو افشانی امواج سیرهی حکومت علوی، فرای مقیاس مکان و فرکانس زمان شد.
مدیریت قدرت هوشمند علوی، جذابیت قدرت نرم را در اشاعهی عدالتگستری در سطح جهانی، و اقتدار قدرت سخت را در مبارزه با ظلم و ستم و دفاع از مظلومین عالم، مد نظر دارد که این ایده، وجوه مختلف قدرت را مکمل هم معرفی میکند بهگونهای که خروجیهای عادلانهی مدیریت قدرت، بازتاب جذابیت ارزشهای عام جهانشمول است. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، زمینههای عدالتگستری در سطح جهانی را در پروژهی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، به سمت عدالت اجتماعی عملیاتی کرد، پروژهای که به علت عدم تطبیق با پروسهی زمان و مکان در آن عصر، افکار عمومی گنجایش و ظرفیت پذیرش آنرا نداشت، پس در کالبد زمان خود نگنجید و پیلهی زمان را شکافت تا تشنگان عدالت را فرای زمان و مکان، سیراب کند. تجاوزات تروریستی که معاویه در شهر انبار سازماندهی کرد، دغدغهی عدالتگستری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را بیشتر آشکار میکند که فرمودند:
پس از ستایش پروردگار؛ همانا جهاد در راه خدا، دری از درهای بهشت است، که خدا آنرا به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا، و زره محکم، و سپر مطمئن خداوند است، کسیکه جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلت و خواری بر او میپوشاند، و دچار بلا و مصیبت میشود، و کوچک و ذلیل میگردد. دل او در پردهی گمراهی مانده و حق از او روی میگرداند، به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.
آگاه باشید! من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید. به خدا سوگند! هر ملتی که درون خانهی خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد. اما شما سستی به خرج دادید، و خواری و ذلت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پیدرپی به شما حمله کرد و سرزمینهای شما را تصرف کرد. و اینک، فرماندهی معاویه،(مرد غامدی) با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، «حسانابن حسان بکری» را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است. به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانهی زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارههای آنها را به غارت برده، در حالیکه هیچ وسیلهای برای دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشتهاند.
لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون اینکه حتی یک نفر آنان زخمی بردارد، و یا قطرهی خونی از او ریخته شود. اگر برای این حادثهی تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است! شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند! این واقعیت قلب انسان را میمیراند و دچار غم و اندوه میکند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرقید. زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید!
به شما حمله میکنند، شما حمله نمیکنید؟! با شما میجنگند، شما نمیجنگید؟! اینگونه معصیت خدا میشود و شما رضایت میدهید؟ وقتی در تابستان فرمان حرکت بهسوی دشمن میدهم، میگویید هوا گرم است، مهلتده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ میدهم، میگویید هوا خیلی سرد است بگذار سرما برود. همهی این بهانهها برای فرار از سرما و گرما بود، وقتی شما از گرما و سرما فرار میکنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید!
ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بیخرد که عقلهای شما به عروسان پردهنشین شباهت دارد! چهقدر دوستداشتم که شما را هرگز نمیدیدم و هرگز نمیشناختم! شناسایی شما که جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غمبار سرانجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پرخون، و سینهام از خشم شما مالامال است! کاسههای غم و اندوه را، جرعهجرعه به من نوشاندید و با نافرمانی و ذلتپذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت: «بیتردید پسر ابیطالب مردی دلیر است، ولی دانش نظامی ندارد». خدا پدرشان را مزد دهد، آیا یکی از آنها تجربههای جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توانست از من پیشی بگیرد؟ هنوز بیست سال نداشتم که در میدان نبرد حاضر بودم، هماکنون که از شصت سال گذشتهام. اما دریغ، آنکس که فرماناش را اجرا نکنند؛ رأی و تدبیری نخواهد داشت(نهجالبلاغه،خطبه27،صص53-51).
سپس مردم گفتند: ای امیرالمؤمنین! ما آنان را کفایت میکنیم. امام علی(علیهالسلام) فرمودند: «شما از انجام کار خود درماندهاید! چگونه کار دیگری را برایم کفایت میکنید؟ اگر رعایای پیش از من، از ستم حاکمان مینالیدند، امروز من از رعیت خود مینالم، گویی من پیرو، و آنان حکمرانند، یا من محکوم و آنان فرمانروایانند». وقتی سخن امام علی(علیهالسلام) به اینجا رسید، دو نفر از یاران جلو آمدند و یکی گفت: من جز خود و برادرم را در اختیار ندارم، ای امیر مؤمنان فرمان ده تا هرچه خواهی انجام دهم، امام علی(علیهالسلام) فرمود: شما کجا و آنچه من میخواهم کجا؟!(نهجالبلاغه،حکمت 261،ص495).
جذابیت قدرت نرم، در توان بسیج تودهها به سمت حمایت از سیاستهای دولت، مهمترین عامل گرایش سیاستمداران به اندیشهی استفاده از قدرت نرم است. جذابیت قدرت نرم از ترکیب اصول اخلاقی و اصول بقا در چشمانداز منافع ملی، حاصل میشود. اساس و بنای سیاستهای مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، بر محوریت جذابیتهای قدرت نرم استوار شده است. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، جهت بسیج تودهها در مقابله با تجاوزات دشمن، ضرورت جهاد تدافعی در برابر تهاجم دشمن را به سمت حقانیت اصل زیستی در بقا، و اصل عرق ملی در عزت و سربلندی، و اصل اخلاقی در عدالت، جهتدهی کردند. مورگنتا میگوید:
انسان تمایل خود به قدرت را عادلانه میداند ولی تمایل دیگران به کسب قدرت بر خود را بهعنوان تمایلی غیر عادلانه محکوم میکند. روسها پس از پایان جنگ دوم جهانی، نقشههای خود برای کسب قدرت را تحت عنوان ملاحضات امنیتی توجیه کرده و میکنند. اما توسعهی قدرت آمریکا را بهعنوان سیاستی «امپریالیستی» و مقدمهای برای جهانخوارگی محکوم کردهاند. … برای جلب حمایت مردمی از سیاست خارجی حکومت، و هدایت منابع و نیروهای ملی در جهت حمایت از این سیاست، رهبر و سخنگوی ملت باید به جای توسل به قدرت، از جاذبهی ضرورتهای زیستشناختی، مانند موجودیت ملی، و اصول اخلاقی، مانند عدالت، استفاده کند. این تنها راهی است که یک دولت از طریق آن میتواند شور و اشتیاق به فداکاری را که بدون آن هیچ سیاست خارجی نمیتواند از آزمون نهایی قدرت سرافراز بیرون آید، جلب کند(مورگنتا،1389،صص163-162).
اگر دغدغهی مدیریت قدرت، در اندیشهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، اجرای عدالت و ممانعت از ظلمستیزی است، بروندادهای سیاسی در حکومت علوی نیز منطبق با عدالت اجتماعی است؛ اگر دغدغهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، جهاد تدافعی در برابر تجاوزات دشمن است، راهبرد مدیریتی ایشان نیز بر اساس اصل مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، عملیاتی شد؛ اگر دغدغهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، اندوه تجاوز دشمن به منزل زنی مسلمان و غیر مسلمان است، عملکردهای تدافعی ایشان نیز بر مبنای اصل مصونیت زنان و کودکان و افراد غیرمسلح جبههی دشمن اجرا شد. میلسن میگوید:
آنچه تو میگویی مهم نیست… بلکه آنچه دیگران میشنوند آن مهم است. در حالیکه سیاستگذاران آمریکایی میگویند، «آزادی، عدالت، و فرصت»، و عموم مردم عرب میشنوند، «سلطه، آشوب، و بدبینی». هنگامیکه واشنگتن میگوید، آزادیخواهی، اکثریت اعراب و اروپاییها، اشغال را میبینند(میلسن و دیگران، 1387،ص130).
آنچه موجب شور و اشتیاق تودهها به حمایت از سیاستهای دولت در برابر جاذبهی عدالت در شعارپردازیها و تصویرسازیها میشود، کیمیا بودن عنصر عدالت در سیاستهای داخلی و خارجی سیاستمداران است؛ اما آنچه موجب عدم بسیج تودهها در برابر جذابیت مؤلفهی عدالت در عملگراییهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) شد، اشباع جامعه از عنصر عدالت بود؛ مدیریت سیاسی امام علی(علیهالسلام) عرضهی عدالت به هرم طبقاتی جامعه را به حد اشباع رسانده بود و همین عامل سبب کاهش تقاضای عدالت در طبقهی پایین جامعه، و انزجار عدالت در طبقهی مرفه جامعه شده بود، پس منجر به عدم حمایت افکار عمومی در آن مقطع زمانی و مکانی از سیاستهای دولت علوی شد. نای میگوید:
جذابیت همیشه الویتها و سلیقهها

مطلب مرتبط :   علی(علیهالسلام)، امیرالمؤمنین، میگویند، اسلام، فرهنگ