اهمیت فراوانی است. در ابتدای این فصل نگاهی خواهیم داشت به روابط ایران و امپراتوری عثمانی در زمان حکومت شیعی صفویان. در این بخش به قرارداد ها و جنگ هایی که متاثر از همسایه غربی ایران یعنی امپراتوری عثمانی است خواهیم پرداخت. سپس نگاهی اجمالی خواهیم داشت به حکومت نادرشاه افشار در زمان دودمان افشاریه و تلاش های او برای وحدت مسلمین و ایجاد اتحاد میان آنها.
سپس روابط ایران و امپراتوری عثمانی را در زمان حکومت شاهان قاجار در ایران را بررسی میکنیم و بعد از آن به تحولات ناشی از جنگ جهانی اول که به موجب آن امپراطوری عثمانی فروپاشید و از میان آن کشور عراق تاسیس گردید خواهیم پرداخت.
در ادامه به دوران معاصر میرسیم و به روابط دولت پهلوی و رفتار ایشان در مقابل دولت های مختلفی که درعراق پدید آمدند و هریک خط و مشی متفاوتی را در قبال همسایه شرقی خود اتخاذ کردند خواهیم پرداخت. همچنین در طول بررسی این دوره به دو قرارداد مهم ( قرارداد 1937 و 1975 میلادی ) که یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن جنگ هشت عراق و ایران بود به صورت دقیق اشاره خواهیم کرد. در انتهای این فصل به وقوع پدیده انقلاب اسلامی در ایران و متعاقب آن شکل گیری جمهوری اسلامی پس از قرن ها حکومت پادشاهی در ایران و همچنین به قدرت رسیدن صدام حسین در عراق و تحولات صورت گرفته فی مابین دو کشور عراق و ایران بین نیمه دوم سال 1357 تا نیمه دوم سال 1359 هجری شمسی خواهیم پرداخت.
3-2.ایران و عثمانی در عصر صفویان
تحولات صحنه نقشه سیاسی جهان از سال 1648 میلادی یعنی دقیقا از زمانی که معاهده وستفالی حاکمیت حکومت ها را به رسمیت شناخت، متاثر از فرآیندهای متفاوتی بوده و سیر تحولات جدیدی را پدید آورد. مرزها مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد سیاسی از واحدهای دیگر است. خطوط مرزی ضمن این که تعیین کننده قلمرو حکومت هستند، تعیین کننده حدود اختیارات دولت نیز میباشند. از همان ابتدای مرزبندی واحدهای سیاسی کشور ایران با توجه به موقعیت خاص ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی که داشت و همچنین موقعیت خاص خود در سیاست بین الملل همواره ارتباط های بیشتری با دیگر کشورها داشته باشد و این مسئله حضور و نفوذ قدرت های جهانی را در پی داشته است. در این بخش قصد داریم نگاهی گذرا به درگیری ها و همچنین معاهدات و عهدنامه هایی که میان ایران و عثمانی در زمان حکومت های صفویه و قاجاریه اتفاق افتاده است داشته باشیم.(نقیب زاده،1390: 8)
با تاسیس سلسه صفویه توسط شاه اسماعیل صفوی ایران زمین بار دیگر وحدت ملی و تمامیت ارضی خویش را به دست آورد. این سلسه ازهمان آغاز تاسیس از سه منطقه جنوب، غرب و شرق مورد تهدید قرار گرفت. در جنوب از جانب نیروهای نظامی پرتغال، از غرب از ناحیه ترکان عثمانی و از شرق از جانب ازبک ها. ایران صفوی حدود 230 سال یعنی نزدیک به دو قرن شاهد جنگ های خونی بین خود و عثمانی بود. از حمله اول عثمانی ها با رهبری سلطان سلیم در سال 920 ه ق / 1514 م که به جنگ چالدران معروف شد تا اواخر دوره صفویه همواره بین ایران و عثمانی جنگ و نزاغ برقرار بوده است. در نتیجه وقوع جنگ های بیست ساله میان ایران و عثمانی قرارداد آماسیه126 که به صلح آماسیه مشهورشده است پدید آمد. این توافق اولین پیمان صلحی بود که میان ایران و عثمانی امضاء میشد و به جنگ های بیست ساله پایان میداد.(شیرزدای؛لاریجانی؛پیرانی،1384: 168) در آن زمان شاه تهماسب حاکم ایران بود. به موجب این توافق آذربایجان غربی و قسمتی از کردستان و بین النهرین و قسمت شمالی گرجستان به دولت عثمانی واگذار شد و در مقابل، ارمنستان، اردهان، کارتیل، کاخت و آذربایجان شرقی متعلق به ایران شناخته شد و زائرین ایرانی میتوانستند به موجب این توافق به زیارت اماکن مقدسه که در عراق و عربستان امروزی واقع شده اند مشرف بشوند. پس از درگذشت شاه تهماسب و زمانی که سرداران قزلباش درگیر کشمکش های داخلی بر سر تعیین جانشین وی بودند تا اندازه ای ناآرامی در ایران به وجود آمد. عثمانی ها که از داخل ایران با خبر بودند دست به حمله زدند. در سال 999 ه ق / 1590 م یعنی در عصر شاه عباس اول، قرار داد استانبول یا همان صلح استانبول میان ایران و عثمانی منعقد شد. به موجب این قرار داد شهر تبریز همراه با قسمت غربی آذربایجان و ایالت ارمنستان، شکسی، شیروان، گرجستان و قراباغ و قسمتی از لرستان با قلعه نهاوند در دست عثمانی ها باقی ماند. جنگ های ده ساله دیگری با عثمانی موجب پدید آمدن قرارداد دوم استانبول در سال 1022 ه ق شد.(نوری،1391: 51) قرارداد اسلامبول شرایط سخت و سنگینی را به ایران تحمیل کرده بود و به نظر میرسید که با این توافق صلح واقعی بین ایران وعثمانی پابرجا نخواهد ماند. لذا با قدرت گیری شاه عباس اول زمینه لغو قرار داد فراهم آمد زیرا او در پی آن بود که تمامیت ارضی خود را مجددا برقرار کند. طبق این قرارداد دو کشور توافق کردند که سرحدات به همان صورتی که در زمان شاه سلیمان قانونی بود باقی بماند و از کلیه فتوحات بعدی خود صرف نظر کنند. به موجب جنگ های مجدد ایران و عثمانی قرارداد زهاب یا همان قصرشیرین در سال 1049 ه ق / 1639 م در عصر شاه صفوی پدید آمد. تعیین و تکلیف سرزمین هایی که سال ها مورد اختلاف بین دو کشور بود از اصلی ترین مفاد این قرار داد بود زیرا در این توافق برای اولین بار در مورد حدود مرزها صحبت شد و بعدها اساس مذاکرات دیگر هم همین مسئله شد چنان که در معاهده کردان و معاهده ارزنه الروم به آن استناد شد و همچنین این قراداد توانست پس از نزدیک به حدود یک قرن صلح میان ایران و عثمانی را برقرار کند. این دوره تا پایان عمر حکومت صفوی ادامه داشت و میتوان از آن به عنوان دوره آرامش نیز ذکر کرد. شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در دوره آرامش از گزند عثمانی ها در امان ماندند. همین در امان ماندن از طرف عثمانی باعث شد که شاه عباس دوم بتواند قندهار را تصرف کند. البته باید گفت که “معاهده زهاب بیشتر منافع عثمانی را تامین کرد زیرا تسلط بر بغداد و در مقابل واگذاری ایروان به ایران، به دلیل اهمیت و موقعیتی که داشت آرزوی بزرگ عثمانی بود که با این پیمان به آرزوی دیرین خود رسید.”(شیرزادی،1389: 288)
نکته ای که نباید در طول جنگ های ایران و عثمانی در زمان حکومت صفوی از آن غفلت کرد عنصر مذهب است. زمانی که شاه اسماعیل در تبریز بر تخت حکومت نشست نخستین حکومت شیعه در ایران تاسیس گردید. در مقابل عثمانی ها اهل تسنن بودند و این خود میتوانست عامل بروز شکاف جدید میان این دو کشور همسایه باشد. چنان که شاهد هستیم حتی بعد از صلح نامه زهاب عثمانی دوباره هوس حمله به ایران را کرد که یکی از اصلی ترین بهانه های آن ها فشار بر مردم سنی مذهب در داخل ایران توسط حکومت شیعی بود. مدتی نگذشت که افغان ها به سرکردگی محمود افغان به ایران حمله ور شدند و توانستند شهر اصفهان که پایخت شاه سلطان حسین صفوی بود را به محاصره درآورند. در این زمان شاه سلطان حسین چاره ای جز تسلیم شدن در برابر محمود افغان ندید و در روز 12 محرم سال 1135 ه ق تاج و تخت را به او واگذار کرد. با شورش افغان ها ایران در آن دوره هیچ گاه روی آرامش را ندید. افغان ها پایه و اساس حکومت خود را بر اساس مذهب بنیان نهادند و سعی کردند در این راه حکومت عثمانی را با خود همراه کنند. در این میان شاه تهماسب دوم که که فرزند شاه سلطان حسین بود و به نوعی جانشین او به شمار میرفت در بخشی از سرزمین ایران نفوذ و حکومت داشت و توانست با دولت عثمانی روابط حسنه ای را برقرار کند.(نوری،1391: 53) دوگانگی حکومت در ایران کار را برای عثمانی برای تصمیم گیری دشوار ساخته بود. در این مدت افغان ها تلاش های زیادی را انجام دادند تا از بروز درگیری میان خود و حکومت عثمانی جلوگیری کنند. در نهایت تلاش افغان ها افاقه نکرد و جنگ سختی میان آنها و عثمانی ها درگرفت. عثمانی ها در این جنگ شکست خوردند و در پی آن پیمان صلح سری که دوازده ماده داشت میان آنها و افغان ها امضاء شد. اما روسیه با سردمداری پتر کبیر که آرزویش رسیدن به آب های گرم خلیج فارس بود در آخرین سال های حکومت صفوی از هرج و مرج داخل ایران استفاده کرده و با حمله به مناطق شمالی ایران شهرهای دربند، باکو و بندر انزلی را اشغال کرده بود. بعد ها دولت شاه تهماسب برای مدد جستن از روس ها برای یاری کردن او به منظور مقابله با افغان طبق قرار داد سن پطرزبورگ در سال 1135 ه ق / 1723 م شهرهای باکو، دربند و تمام بخش ها و توابع آن و همچنین ولایات گیلان، استرآباد، مازندران و گرگان را برای همیشه به روس ها واگذار کرد. البته بعدها روس ها با قدرت یافتن نادرشاه افشار در ایران دریافتند که دست یافتن به مطالباتشان در این قرارداد به مصلحت نیست. شاه تهماسب برای مقابله با افغان ها به مازنداران، اردبیل و تبریز رفت تا بتواند سپاهی متشکل از قجرها که تحت فرماندهی فتحعلی خان بودند تشکیل دهد. افشارها هم در خراسان به تهماسب ملحق شدند و نادر قلی فرمانده و سردسته افشارها کمک زیادی به تهماسب کرد و توانست تحت حمایت او در سال 1143 ه ق / 1730 م بر تخت پادشاهی ایران بنشیند.
قرارداد بغداد یکی از آخرین توافقاتی است که میان ایران و عثمانی در عصر حکومت صفوی اتفاق افتاد. (همان،1391: 56)
این قراداد در سال 1723 م / 1144 ق میان شاه تهماسب دوم و احمد پاشا والی عثمانی در بغداد امضا شد و به موجب آن شهرهای تفلیس، گنجه، ایروان، نخجوان و شماخی به ترکان عثمانی واگذار شد و رود ارس به عنوان مرز میان دو کشور تعیین گردید. در مقابل عثمانی متعهد شدند که ایران را در برابر خارج کردن روس ها از نواحی شمالی یاری کنند. یکی دیگر از قراردادهایی که میان نادر و عثمانی اتفاق افتاد در سال 1145 ه ق / 1733 م بود که به موجب آن مقرر شد دولت عثمانی از کلیه متصرفاتی که طی ده سال اخیر به دست آورده است صرف نظر کند و سرحدات میان دو کشور همان سرحدات تعیین شده در پیمان صلح قصرشیرین باشد.
3-3.به حکومت رسیدن سلسه افشاریه در ایران
شاه تهماسب به صلاح دید قزلباش ها، از قدرت خلع شده بود و به جای او عباس میرزا ملقب به شاه عباس سوم به سلطنت رسیده بود.این رخداد در سال 1145 ه ق / 1733 م اتفاق افتاده بود. در اواخر سال 1735 م نادر127 توانست توافقنامه ای دیگر را با روس ها به امضا برساند و مرزهای کشور را به تمرکز و آرامش بکشاند.(همان،1391: 57)
نادر شاه بزرگان ایلی و کدخدایان روستاهای قلمروی صفوی را در دشت مغان گرد هم آورد. از این اجتماع بعدها به عنوان شورای مغان نیز یاد شد. نادر برای اینکه بتواند سلطنت

مطلب مرتبط :   دریاچه، ارومیه، حفاظت، زیست‌محیطی، رئیس
دسته بندی : علمی