را بپذیرد چند شرط مهم را مطرح کرد که مهمترین آن پایان پذیرفتن ضدیت با اهل سنت بود که به زعم نادر از ابتدای حکومت صفوی معمول و موجب تفرقه و ایجاد دشمنی کرده بود. ” نادر اختلافات لفظی مذهبی را علت اصلی آن همه خونریزی های چند صد ساله میدانست. در شورای مغان روسا و ریش سفیدان شهرها و مردم را وادار کرده بود که به زعم او از بدعت های شاه اسماعیل دست بردارند و امید داشت که در مقابل، عثمانی ها هم که به بهانه ی آن حرف ها، ایرانیان را کافر میشمردند به راه آیند و خود را متعهد میدانست که یا از راه مذاکره و استدلال و یا به زور شمشیر عثمانی ها را حاضر به قبول دو پیشنهاد خود نماید.”(شیرزادی،1388: 295) به این ترتیب نادرقلی به نادرشاه افشار در نوروز سال 1148 ق ملقب گشت و بنیان گذار دودمان افشاریه در ایران شد.
3-3-1.انجمن دینی نجف
نادرشاه نتوانست از طریق مذاکره و پیشنهادات رسمی ترکان عثمانی ها را متقاعد و به آرامش مذهبی و وحدت دعوت کند در حالی که رفع مناقشات مذهبی برای این دوهمسایه به شدت احساس میشد اما عثمانی ها هیچ قدمی فرا ننهادند و مشکلات حل نشد. ” شاید هم ترک ها به ویژه پس از موفقیت های عظیم نظامی نادر در هند و ماورالنهر، نظرات بعدی او را دریافتند که میخواست با از بین بردن اختلافات مذهبی و ایجاد وحدت اسلامی، زمینه ایجاد امپراتوری در آسیای باختری را فراهم گرداند ، به همین سبب هرگز درصدد زدودن دشواری ها و کینه های تاریخی برنیامدند.”(نوری،1391: 54) خالی از لطف نخواهد بود که بگوییم نادر در زمان پادشاهی خود از دهلی هندوستان تا ایالات کابل، غزنین، هزاره بلوچستان و کلیه سرزمین های واقع در همسایگی شرق ایران را به تسخیر خود درآورد. اما در طول عمر فرمانروایی نیز سه بار به بغداد و حکومت عثمانی حمله ور شد و دوباره جنگ های خونی میان ایران و عثمانی شکل گرفت. اما هیچگاه در این سه مورد موفق به فتح بغداد نگردید زیرا هر بار به دلیل مشکلی در داخل کشور مجبور به بازگشت میشد. در آخرین جنگ خود در بغداد در حالی که دانسته بود عثمانی ها با پیشنهاد او موافقت نخواهند کرد تصمیم بزرگی گرفت. در سال 1156 ه ق و بعد از ده سال از شورای سیاسی مغان، مجلس مذهبی نجف را به منظور تالیف بین شیعه و سنی تاسیس کرد. او از این مجلس خواست که لعن و سب خلفای راشدین ترک بشود و اولیای عامه هم اجازه بدهند مذهب جعفری در ردیف مذاهب اهل سنت قرار بگیرد. در حقیقت تلاش های نادر برای وحت امت اسلامی و اتحاد جهان اسلام تا آن زمان بی بدیل بود.
3-3-2.عهدنامه کردان
نادرشاه که در طول پادشاهی خود توانسته بود موفقیت های زیادی را در مقابل امپراتوری عثمانی به دست بیاورد در واپسین سال های عمر خویش آخرین معاهده خود را باعثمانی به تصویب رسانید. مصطفی نظیف از علمای دینی باب عالی از طرف عثمانی ها مامور به انعقاد صلح با نادرشاه شد. او در لشکرگاه دشت ساوجبلاغ نادرشاه را ملاقات کرد و با حسنعلی خان معیر الممالک به مذاکره پرداخت.(ولایتی،1376: 64) ماحصل مذاکرات توافق بر سر معاهده زهاب یا همان قصر شیرین بود که میان شاه صفوی و سلطان مراد چهارم در سال 1049 ه ق منعقد شده بود اما سه بند دیگر به آن اضافه شد.
یک ) تعیین امیر الحجاج برای حجاج ایرانی
دو ) مبادله اسرا
سه ) مبادله سفیر بین دولتین
در مجموع باید گفت که شخص نادرشاه تلاش زیادی برای اتحاد جهان اسلام و وحدت میان مسلمین انجام داد خواه در نیت او اغراض سیاسی وجود داشت یا خیر اما در عمل تلاش زیادی کرد. اختلافات مذهبی در ابتدای حکومت صفویه به اوج خود رسیده بود اما به تدریج با حاکم شدن نادرشاه این اختلافات کاهش یافت به طوری که پادشاهان دو کشور در نامه های مودت آمیز یکدیگر را با عباراتی چون غازی و مجاهد فی سبیل الله خطاب میکردند.(نوری،1391: 60)
3-4.روابط ایران و عثمانی در عصر قاجاریه
زمانی که صحبت از معاهدات و قرارداد ها در عصر قاجاریه با کشور های همسایه میشود، ناخودآگاه ذهن به سمت قراردادهای گلستان128 و ترکمنچای129 سوق پیدا میکند. در عمر 125 ساله حکومت قاجارها حدود 5 قرارداد مهم با همسایگان امضا شد که نقشه سیاسی کشور را دستخوش تحول اساسی کرد. 2 قرارداد مهم تحت عنوان الرزنه الروم اول و الرزنه روم دوم با حکومت عثمانی امضا شد. در دوران فتحعلی شاه دومین پادشاه سلسه قاجاریه در سال 1238 ه ق / 1823 م و حدود ده سال بعد از قرارداد گلستان که در آن کیلومترها خاک کشور جدا شده بود و ضمیمه خاک روسیه گردیده بود عهدنامه الرزنه الروم با دولت عثمانی امضا شد. اختلافات مرزی در این زمان با عثمانی اکثرا ناشی از وضعیت نامشخص وضعیت مرزهای دو کشور بود که موجبات ایجاد جنگ و سپس صلح و توافق را پدید می آورد. با این حال طبق مفاد یا فقره های این عهدنامه تغییرات محسوس و عمده ای در مرزهای دو کشور شکل نگرفت و سرحدات ایران و عثمانی تقریبا در مرزهای مورد تصویب زمان نادرشاه تثبیت گردید. اما مطابق این عهدنامه شرط شد که ایران در امور بغداد دخالت نکند و در مقابل عثمانی هم از مداخله در کردستان دست بردارد. حدود بیست سال پس از قرارداد ترکمنچای که بعدها در ادبیات محاوره ای و سیاسی ایران از آن به عنوان ننگی بزرگ در تاریخ یاد شده دومین قرارداد مهم میان ایران و عثمانی شکل گرفت. ده سال قبل از پیمان الرزنه الروم دوم، محمد شاه سومین پادشاه دودمان قاجاریه به هرات حمله کرد و آنجا را به محاصره خود درآورد تا بتواند آن را دوباره به ایران بازگرداند. انگلیسی ها برای در فشار گذاشتن ایران، علیرضا پاشا حاکم وقت بغداد را تحریک و وادار کردند که به محمره (خرمشهر کنونی) حمله کند. او نیز با همکاری شیخ جابر الصباح امیر کویت به خرمشهر تاختند و سه روز به قتل غارت پرداختند. سلطان محمد دوم که آن زمان پادشاه عثمانی بود نامه ای به علیرضا پاشا نوشت و به او تاکیید کرد که محمره ( خرمشهر ) جز ایالات فارس است و نباید به آن حمله میکرد. او نوشت: فورا محمره را ترک کنید و سند استرداد آن را به وزرای ما بدهید و ترتیبی دهید که مراتب صلح و مودت میان دو کشور برقرار و جاوید بماند.” میرزا تقی خان امیر کبیر بعد از چهار سال گفتگو با نمایندگان روس، انگلیس و عثمانی در مذاکرات چهار جانبه پیمان دوم الرزنه الروم را امضا کرد. این پیمان در نه بند تنظیم شد که مهمترین آن بند دوم آن بود: “(همان،1391: 61) ایران از سلمانیه صرف نظر میکند و عثمانی متعهد میشود که شهر و بندر محمره ( خرمشهر) و جزیره الخضر ( آبادان ) و لنگرگاه و به طور کلی اراضی ساحل شرقی اروند را که در تصرف ایران است، متعلق به ایران شناخته و در آن مداخله نکند. کشتی های ایران حق خواهند داشت با آزادی کامل در اروند از محلی که رودخانه به دریا میریزد تا محلی که مرزهای دو کشور با هم تلاقی دارند رفت و آمد کنند. نکته قابل توجه در این پیمان آن است که نامه سلطان محمد دوم پادشاه عثمانی به علیرضا پاشا حاکم وقت بغداد به عنوان سندی در دست امیرکبیر در مذاکرات استفاده شد. عهدنامه دوم الرزنه روم نمایانگر آخرین تحول میان ایران و عثمانی است. ازاین قرارداد به عنوان جامع ترین توافق میان ایران و عثمانی هم یاد میکنند. نکته قابل توجه آن است که موارد مطرح شده در این توافق، مبنای اختلافات عراق و ایران شد.
همواره در مذاکرات ایران با همسایگان خود قدرت های بزرگ و بیگانگان نقش تعیین کننده ای داشتند. برای مثال در پیمان دوم الرزنه الروم نمایندگان روس و انگلیس نیز حضور داشتند. در سال 1273 ه ق / 1857 م عهدنامه پاریس میان ایران و انگلیس امضا شد. ماجرا از این قرار بوده است که ناصر الدین شاه قاجار یک سال قبل از امضای عهدنامه پاریس موفق شده بود هرات را پس بگیرد. به دنبال آن بلافاصله ناوگان انگلیس بوشهر و خرمشهر را اشغال و در حقیقت گروگان خود درآورد. عهدنامه پاریس در جهت اهداف دولت انگلیس بنا شد و اگر به نوعی ترکمنچای دوم آن را بنامیم بیراه نرفتیم.
3-5.پروتکل130 های تهران و اسلامبول (قسطنطنیه)
در سال 1908 م کشف و استخراج نفت ایران را برای قدرت های بزرگ دارای اهمیت استراتژیکی کرد. صادرات نفت از طریق رودخانه اروند رود مرز مشترک ایران و عثمانی انجام میشد . علاوه بر این زیاده خواهی دولت عثمانی و حملات هر از چند گاهی او به شمال غربی ایران باعث شده بود توافق الرزنه الروم دوم نتواند به مشکلات دو کشور پایان دهد. دولت انگلیس که در هر دو طرف منافع زیادی داشت تلاش کرد تا مشکل دو طرف را حل و فصل کند. پروتکل تهران در سال 1911 م بر اساس معاهده الرزنه الروم منعقد شد و در آن مقرر گردید دو کشور اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای بعضی از مواد معاهده دوم الرزنه الروم را به دیوان داوری لاهه ارجاع بدهند. همچنین دو کشور پذیرفتند که اشغال نظامی یک منطقه به معنای مشروعیت مالکیت به شمار نمیرود.وثوق الدوله وزیر وقت امور خارجه نماینده ایران در این مذاکرات بود.
پروتکل اسلامبول (قسطنطنیه) در سال1913 م در شرایط بحرانی آغاز جنگ جهانی اول و به دنبال پروتکل تهران به تصویب رسید. دو دولت روس و انگلیس تصمیم گرفتند از طریق مذاکرات مستقیم مرز میان ایران و عثمانی را تعیین کنند و در همین راستا تعهداتی را به دولت عثمانی واگذار کنند. بدین ترتیب سه دولت انگلیس، روس و عثمانی با یکدیگر مذاکره کردند و بدون اینکه ایران را در جریان بگذارند به توافق رسیدند و فقط از نماینده ایران خواستند بر توافق آنها صحه بگذارد. در این پروتکل اراضی نفتی زیادی به وسیله دولت انگلیس به دولت عثمانی واگذار شد تا بتوانند به راحتی و بدون پرداخت هرگونه عوارضی به اکتشاف و استخراج نفت بپردازد. همچنین دولت انگلستان مالکیت اروند رود را به جز بندر خرمشهر و آبادان به عثمانی واگذار کرد. این اجحاف در حق ایران هنگامی اتفاق افتاد که سال ها قبل خط تالوگ131 ( خط القعر ) در عرف بین الملل به عنوان اساس تعیین مرزهای آبی کشورهای همسایه پذیرفته شده بود. برای مثال توافق فرانسه و سوییس در مورد رود رن در سال 1560 م و یا توافق پروس و وستنفالیا در مورد رود آلپ در سال 1811 م از خط القعر استفاده شده بود. در هر حال این پروتکل در یک مقدمه و هشت ماده تنظیم گردید که به موجب ماده دو آن مقرر شد کمیسیون تحدید حدود، مرکب از نمایندگان چهار دولت تعیین و به تحدید حدود مرزهای دو کشور بپردازد. به این ترتیب در سال 1914 م این کمیسیون با تشکیل نمایندگانی مرکب از دولت های ایران، عثمانی، روس و انگلیس تشکیل گردید و حدود نه ماه فعایت کرد و درست دو روز مانده به آغاز جنگ جهانی اول به کار خود پایان داد. این کمیسیون در حدود 227 ستون مرزی از

مطلب مرتبط :   فرهنگستان، فرهنگ، رضاشاه، واژگان، تجدد
دسته بندی : علمی