ا می‌چسبد و فریاد «الْعَفْوَ، یا رَبَّ الْبَیْتِ»، سر می‌دهد، حاشا از کرمش که رو برگرداند و آن بنده مسکین را، از در خانه‌اش، با ذلّت و خواری براند! بلکه آن‌چنان رحمت عام و شاملی، بر سر واردیم بیت مکرّم، دامن بگستراند که تمام خطوات و لحظاتشان یعنی قدم‌ها و نگاه‌هایشان، ارزش آسمانی پیدا کند.
2ـ2ـ1ـ3ـ اخلاص
«طواف» به‌عنوان نماد تولی و تبری در حج به ما می‌آموزد که می‌توان در تمامی حرکت‌ها و تلاش‌ها و سعی و کوشش‌های انسان در بازار و خانه و مسجد و مدرسه و میدان جنگ و عرصه صلح– و بی‌آنکه کمترین لطمه یا صدمه‌ای به فعالیت و حرکت وی وارد شود- رضای خداوندی و خشنودی او را در نظر گرفت. این موضوع، مستلزم توضیح و تفسیری است که بدین شرح مطرح می‌کنیم: انسان در برابر خدا سه حالت می‌تواند داشته باشد: «شرک»، «توحید» و «اخلاص». اینک توضیحاتی درباره هر یک از این حالت‌ها:
الف) شرک؛ حالتی است که در آن، انسان بیش از یک عامل را بر رفتار و کردار خود حاکم گرداند؛ بدین معنا که در آن واحد، هم خداوند متعال و هم هوای نفس و طاغوت را بر خود حاکم سازد و در رفتار و کردار، تابع تمامی این عوامل ـ و نه تابع تنها حکم خدا و فرمان او ـ باشد؛ این انسان از خداوند متعال اطاعت می‌کند و در عین حال پیرو هوای نفس و طاغوت در معصیت الهی نیز هست؛ و در برابر حلال و حرام خدا، آنچه را که هوای نفس یا طاغوت روا یا ناروا دانسته، می‌پذیرد.
این اطاعت از هوای نفس و طاغوت و انقیاد در برابر آن، در زندگی انسان در راستا و همراه با اطاعت از خدا و نیز توأم با معصیت و مخالفت با خدا صورت می‌گیرد. قرآن چنین طاعتی را که همراه با طاعت الهی است و با معصیت و مخالفت با خدا تحقق می‌پذیرد، «شرک» می‌نامد.
خداوند متعال در اطاعت از هواهای نفسانی می‌فرماید:
﴿ارَأیتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ أَفَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا﴾.
«آیا دیدى کسى را که هواى نفسش را معبود خود برگزیده است؟ آیا تو مى‏توانى او را هدایت کنى (یا به دفاع از او برخیزى)؟».
ب) توحید؛ آن است که انسان تنها حکم خداوند را بر رفتار و کردار خود حاکم سازد و آنچه را که خداوند حلال دانسته روا بداند و آنچه را حرام کرده، ناروا بشمارد و جز حلال خدا را حلال و حرام او را حرام نداند و در زندگی خود تنها خدا را در نظر داشته باشد و امر و نهی الهی را در رفتار خویش اعمال کند و آنچه را خدا فرمان داده عمل کند و از آنچه نهی فرموده اجتناب ورزد. این معنای «توحید» و «تقوا» است.
ج) اخلاص؛ این حالت بالاتر از مرتبه توحید است و هنگامی تحقق می‌یابد که انسان خود و زندگی و تمامی رفتار و کردارش را برای خدا قرار دهد و رضای او را در نظر داشته باشد؛ جلب رضای الهی تمامی حرکت و فعالیت و رفتار و کردارش را در برگیرد و این هدف؛ یعنی (جلب رضای الهی) رنگ خود را بر همه رفتار و کردارش بزند، اینان مخلصان‌اند. اخلاص و خلوص در این معنا، دومین دعوت پیامبران پس از توحید است؛ اخلاص آن نیست که انسان به فعالیت، حرکت، کار و تلاش در بازار، خانه، مزرعه، جنگ و عرصه‌های اداری، اجرایی و سیاسی و … نپردازد و این کارها را لنگ بگذارد بلکه بدان معناست که انسان فعالیت، حرکت و تلاش خود را در تمامی این عرصه‌ها برای خدا و در جهت کسب رضای الهی انجام دهد. چه بسیار ساده و آسان است که انسان بخش بزرگی از فعالیت‌ها و تلاش خود را- از آن جهت که نکند در جهت خدایی نباشد- تعطیل کند و کاری نکند ولی دشواری در آن است که انسان همه تلاش و کوشش خود را، برای خدا انجام دهد، اسلام نیز بدان فرا می‌خواند که انسان حرکت و تلاش خود را در راه خدا انجام دهد و از هیچ‌یک از کارهای خود، باز نماند و هیچ کار و فعالیتی را بر زمین نگذارد. هر یک از این‌ها، شیوه‌ای برخورد معنوی ـ تربیتی است: یکی تعطیل کارها و دیگری انجام همه کارها و فعالیت‌ها با حفظ سَمت و سوی الهی در آن. اولی روشی منفی است که اسلام آن را رد می‌کند و دومی شیوه‌ای سازنده است که اسلام بدان فرا می‌خواند.
«طواف» نیز به همین جنبه دشوارِ رابطه انسان با خداوند متعال اشاره دارد. در طواف، انسان دوره کاملی را به گرد کعبه طی می‌کند که در آن، انسان با شانه راست خود محیط دایره کاملی را از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال و در همه این سوها، طی می‌کند؛ هیچ نقطه‌ای روی این محیط، طی نشده بر جای نمی‌ماند. این محیط برابر با 360 درجه است و هیچ جهت هندسی را وسیع‌تر و فراخ‌تر از 360 درجه (محیط دایره) نمی‌شناسیم. در همان حالی که شانه راست انسان برگرد محیط این دایره حرکت می‌کند، شانه چپ بر مرکز دایره- که همان کعبه است ـ ثابت می‌ماند و طی این حرکت دورانی، تکان نمی‌خورد. در این ثابت ماندن و بی‌حرکتی در کنار آن حرکت همه جانبه [شانه چپ و شانه راست‌] معنای عمیقی در زندگی انسان مسلمان نهفته است؛ انسان می‌تواند به‌تمامی فعالیت‌های مباحی که دیگران در عرصه‌های مختلف زندگی انجام می‌دهند، بپردازد بی‌آنکه حتی یک لحظه از توجه به رضای الهی و تحقق خواست خدا، غفلت ورزد؛ برای خدا به بازار رود، برای خدا درگیر عرصه‌های مختلف زندگی شود. برای خدا، ازدواج کند و روزی خانواده خود را تأمین نماید. برای خدا در عرصه‌های سیاسی فعالیت کند. برزمد و دفاع کند اگر دوستی و محبتی ورزید و یا اگر کینه و نفرتی پیدا کرد برای خدا باشد. اگر خوشحال شد یا به خشم آمد در هر دو حالت برای خدا باشد.
انسان در این حرکت گسترده و فراگیر، از هیچ یک از حرکت‌ها و فعالیت‌هایی که‌ مردم در عرصه امور مباح می‌پردازند، فرو نمی‌ماند و در هیچ بخش از این فعالیت‌های همه جانبه، از جلب رضای خداوندی، منحرف نمی‌گردد و در این صورت است که خالص و مخلصانه برای خدا کار کرده و هیچ شائبه‌ای در نیت تقرّب الهی وی، وجود نخواهد داشت.
بدین ترتیب، خلوص نیت، پاکی قلب و جان از ریا و خودنمایی و مردم زدگی و دوری از هواهای نفسانی و عدم آلودگی به امور مادّی از آثار طواف است.
3ـ2ـ1ـ3ـ رسیدن به کمال
از جمله کارکردهای طواف به‌عنوان عرصه ظهور «تولی» رساندن حاجی به کمال است. معمولاً سیر به‌سوی هدف یک سیر عاشقانه است؛ یعنی وقتی انسان چیزی را هدف و مطلوب خود قرار می‌دهد و به سویش حرکت می‌کند، این حرکت با عشق و محبت همراه است و انسان عاشقانه به‌سوی او حرکت می‌کند.
دلیلش این است که انسان چون موجودی است ناقص و از ابتدای وجودش ناقص وارد این عالم می‌شود (نحل، 78). از طرف دیگر انسان ذاتاً و فطرتاً از نقص و نداری بدش می‌آید و از آن متنفر است و می‌خواهد خود را دارا و غنی سازد. برای این کار یک موجود کامل را هدف قرار می‌دهد و به‌سوی او حرکت می‌کند تا با او ارتباط برقرار کند و کمالات او را در خود پیاده کند در حرکت‌های روحانی، اگر انسان بتواند نظر خودش را به روحش بیندازد و خلأ روح خودش را ببیند، متوجه می‌شود که خلأ روح او چنان عظیم و گسترده است که هیچ کمالی نمی‌تواند او را پر کند الا یک کمال بی‌نهایت و آن کمال بی‌نهایت به‌جز خدا نیست. در اینجا چنین انسانی، خدا را هدف قرار داده و شروع به انجام کارهایی می‌کند که او را به خدا برساند. مثل اینکه نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، صدقه می‌دهد و … به عبارت دیگر با این کارها خدا را طواف می‌کند و برگرد او می‌چرخد. پس عبادت عبارت است از حرکت انسان بر روی یک خط مستقیم و پیمودن درجات آن خط برای رسیدن بی‌نهایت و نقطه پایانی خط که خدا باشد؛ و طواف به‌عنوان یک عبادت، عبارت است از حرکت بر روی دوایر متحدالمرکز و انتقال از هر دایره دور به دایره نزدیک برای رسیدن به مرکز دوایر که خدا باشد.
حاجی در سفر حج هر دو نوع از سیر را دارد. هم سیر خطی و هم سیر دورانی. از خانه‌اش که به عزم حج بیرون می‌آید چون به میقات می‌رسد از آنجا در یک خط سیر مستقیم شروع به حرکت می‌کند و هر قدمی که بر می‌دارد یک درجه به کعبه نزدیک می‌شود و آن‌قدر قدم برمی‌دارد و پیش می‌رود تا به مسجد الحرام می‌رسد. سپس نوع دیگر حرکت به‌سوی خدا را شروع می‌کند که حرکت دورانی است و در دایره‌ای به مرکز کعبه شروع به دور زدن یا طواف می‌نماید و با هر دوری که می‌زند یک درجه به خدا که کمال مطلق است نزدیک می‌شود تا اینکه با انجام آخرین دور به کمالات اسمائی خداوند نائل می‌شود و از نقایص خود به‌کلی می‌رهد.
پس طواف در حقیقت تمثلی از حرکت عبودی و روحانی است به‌طرف خدا و قدم‌های که برگرد کعبه در حین طواف برمی‌داریم، تمثلی از علم و عمل است که کسب علم و انجام عمل روح را برگرد خدا به دوران می‌آورد تا عاقبت او را به خدا متصل نماید.
4ـ2ـ1ـ3ـ تشبه به ملائکه
از جمله کارکردهای تولی در حج این است که حاجی شبیه فرشته‌ها می‌شود. حاجی وقتی همه زیورآلات و نشانه‌های فخر و مباهات دنیوی را از خود جدا کرده و تنها با لباس یک رنگ به دور خانه خدا می‌چرخد خود را در مقابل ملائکه‌ای می‌بیند که آن‌ها نیز به دور بیت المعمور که در عرش محاذی کعبه است می‌گردند.
حاجی از این جهت به ملائکه شباهت دارد که آن‌ها به دور خانه خدا در عرش به بیت المعمور طواف می‌کنند و این به دور خانه خدا در فرش. و چه‌بسا حاجی از جهتی بر ملائکه برتری داشته باشد و آن اینکه وی وادی‌های سختی را پشت سر نهاده و ریشه‌های دوستی دنیا را پشت سر انداخته تا دل را آماده ساخته و بر غیر حق نپرداخته است. عبور از این مراحل مبارزه بسیار شدیدی می‌طلبد که بدون توفیق الهی حاصل نخواهد شد. ملائکه این سختی‌ها و شدائد را ندارند، از این‌رو شاید طواف فرشی با حفظ شرایط از طواف عرشی عزیزتر باشد.
محدّث بزرگ و فیلسوف والا مقام، فیض کاشانی در این باره می‌فرماید:
«بدان که در عمل طواف به فرشتگان مقرب، شباهت می‌یابی که پیرامون عرش، حلقه زده، برگرد آن طواف می‌کنند و گمان مکن که مقصود، طواف جسمانی به دور خانه است، بلکه مراد طواف به ذکر خداوندِ خانه است تا آن حد که هیچ چیزی را جز به یاد او آغاز نکنی و پایان ندهی، همچنان که طواف کننده طواف، از خانه شروع و به خانه ختم می‌کند.
و باید بدانی، همچنان که طواف شریف، طواف به حضرت ربوبیت است و بر همین اساس است که فرموده‌اند: بیت المعمور، مقابل کعبه است و طواف فرشتگان برگرد آن، مانند طواف آدمیان به دور خانه کعبه است و چون رتبه بیشتر مردم از طواف آن خانه، پایین‌تر است به آن‌ها دستور داده شده به‌قدر امکان به فرشتگان تشبّه جویند و این خانه را زیارت کنند (و با فرشتگان همسان شوند) و وعده داده‌اند که هر کس به قومی تشبّه جوید از آن‌ها به شمار خواهد آمد».
آیه الله جوادی آملی در این باره فرموده است:
«خداى سبحان، براى اینکه انسان، فرشته‏خو شده، آثار فرشتگان در او

  • 3
مطلب مرتبط :   مار، ، داستان، کلاغ، رودابه
دسته بندی : علمی