جفت خود با غرور خواستگاری می کند که او را به پرنده ای متکبر تبدیل کرده است . ( بروس فورد ، 1388 ، 69 ).
3 – 4 – 4 معانی سمبلیک :
پادشاهی ، تزئینات ، تجمل ، تکبر ، جلال و شکوه ، خود بینی ، رستاخیز ، زندگی توأم با عشق ، زندگی درباری ، زیبایی ، سلطنت ، شأن و مقام ، شهرت ، غرور دنیوی ، فنا ناپذیری ، مورد ستایش همگان .
3 – 4 – 5 باورهای قومی و اساطیری :
به اعتقاد پیشینیان طاووس نابود کننده مار است ، از این رو ، آن عامل حاصلخیزی زمین دانسته اند . نفرین ها و سوگندهای کفر آمیز به این پرنده یاد می شده . مرکب « بنتن » 129 ، « جونو » 130 ، « مایا » 131 ، « هرا » 132 ، « یونی » 133 .
در آئین بودا ، مرکب134 . علامت ملکه « بیزانس » 135 .
– در هنر مسیحی ، مظهر کلیسای مراقبت و هوشیار . پرنده منتسب به عیسی مسیح ، قدیس باربارا . سمبل شکوه و جلال آسمانی ، زینت آئین های مذهبی .
– علامت شهر مقدس « هلیوپولیس » 136 ، در مصر باستان .
– یکی از صورتهای فلکی در آسمان جنوبی .
– در برخی کشورها داشتن پر طاووس نشانه افتخار و در بعضی نشانه چشم شور است .
دم خوابیده طاووس : افسون و پشیمانی .
دم طاووس : آسمان پر ستاره ، نگاه مراقبت شیطانی . در اساطیر یونان« هرا » 137 ، آن را از چشمان « آرگوس »138 آفرید .
طاووس در حال خوردن انگور : در مسیحیت ، سمبل شکرگزاری و عبادت خداوند .
طاووس روی شمعدانی یا بالش : عربها آن را « ملک طاووس » 139 می نامند ؛ سمبل خدای خورشید که محور عالم آن را نگاه داشته است .
طاووس و اژدها : آسمان و زمین ؛ مشابه آن ، پرنده م مار ، مار بالدار .
طاووس و برگ زیتون : اعلام صلح از جانب کلیسای مسیحیت .
تعبیر خواب : غرور نابجا ؛ ( طاووس با بالهای گسترده ) ازدواج با شکوه . ( جابز ، 1370 ، 79 ) .

( به سنسکریت مایورا 140 ، به چینی کونگ چوئه 141 ، به ژاپنی کوجاکو 142 ) . پرورش این پرنده ، که بومی هندوستان و سریلانکا است ، به چین و ژاپن و در غرب، به ایران ، یونان و فراسوی آن راه یافت . ( راج پوت143 ، اواخر سده شانزدهم ) . طاووس در بعضی از مراسم پرستشی کهن وجود داشت . یک جفت طاووس در دو سوی ( درخت مقدس ) قرار داشت و گاهی هر یک از آن ها ماری را در منقار گرفته بود . این پرنده را با خورشید – خدایان مربوط می دانستند ، شاید از آن لحاظ که ، مانند خروس و میمون مصری فریادش مبّشر سپیده دم بود . طاووس نیز جزو زینت آلات سلطنتی به شمار می رفت . امپراتوران چین از سلسله مینگ به بعد ، پرهای دم طاووس را به کسانی اعطا می کردند که می خواستند آن ها را مفتخر سازند . بر فراز تخت جواهر نشان با شکوه پادشاهان ایران ، که در 1739 از هندوستان ، به غنیمت گرفته شد ، یک طاووس زرین قرار دارد . این پرنده به چندین خدای بزرگتر ، که معمولاً مَرکب آن ها به شمار می رفت ، وابسته بود : بدین ترتیب طاووس ، مرکب کارتی کیا ، خدای جنگ نزد هندوان ، و برهما و همسرش ساراسواتی144 ، و نیز بودای آسمانی به نام آمی تابها 145
بود . هنگامی که آمی تابها با پاهای گشوده بر طاووس سوار است ، پرهای دم این پرنده ، مانند بادبزن در پشت او باز می شود و هاله ای را تشکیل می دهد و غالباً لگام را در نوک خود دارد . بادبزنی از پر طاووس ، نشان چندین الهه کوچک بودایی در تبت است و در میان ظروف مقدس مربوط به مراسم لامایی ها یافت می شود . جین ها 146 ، در هندوستان ، از این گونه بادبزن ها برای جارو کردن راه خود استفاده می کردند ، تا مبادا بر روی موجودی زنده پا بگذارند . در چین ، طاووس مظهر زیبایی و شکوه و غالباً همراه گل صد تومانی است . ملکه مادر غرب نزد تائویی ها به نام هسی وانگ مو147 ، گاهی بر طاووس ، و غالباً بر دُرنا سوار است . حکیمی که طاووس را می راند در نقاشی ژاپنی کوجاکو – می یو – او 148 ، نام دارد که بودای شفا بخشی است و تصور می رود که از وایروکانا اقتباس شده باشد .
در غرب ، گفته می شود که طاووس ها را در معبد باستانی هرا / جونو در ساموس 149 نگاه می داشتند ، و شاید قدیمی ترین پیوند میان این الهه و صفت مقدس عمده آن به شمار می رفته است . در اساطیر یونانی ( چشمان دم طاووس ) ، به وسیله هرا در آنجا نهاده شد ، که آن ها را از بدن غولی هزار چشم به نام آرگوس 150 ، پس از آن که به وسیله هرمس 151 کشته شد ، گرفته بود . این پرنده در هنر عیسوی نماد رستاخیز و جاودانگی است . به سبب این اعتقاد دیرین است که گوشت آن هرگز فاسد نمی شود . همچنین تصور می رفت که خوردن گوشت آن ، نوعی پادزهر به ویژه بر ضد نیش مار است ، به این علت که طاووس به مار حمله می برد و آن را می بلعد . نماد غرور ، نشان تکبر مجسم از تغییرات بعدی بود ( هفت گناه بزرگ ) . ( هال ، 1387 ،67 ) .
طاووس : شمسی ؛ با پرستش درخت و خورشید تداعی می شود ؛ ضمناً تداعی گر گل صدتومانی نیز هست . مظهر بی مرگی ، طول عمر، عشق ، نماد طبیعی ستارگان آسمان ،از این رو مظهر خداگونگی و بی مرگی است . اگر پیش از باران بیقراری کند طوفان در پیش است ؛ رقص باران او با مارپیچ نیز تداعی می شود . دنیا دوستی و تکبر و بطالت نشانه های جدید او هستند .
اسلامی : نور که « نفس را چون طاووس گسترده دم می دید » ، چشم طاووس ملازم چشم دل است .
ایرانی : طاووسهای ایستاده در دو سوی درخت حیات مظهر ثنویت و طبیعت دو گانه انسان هستند . طاووس نشان دهنده سلطنت و تخت سلطنتی پارسیان نیز هست ، « تخت طاووس » .

مطلب مرتبط :   طاووس، طاووس، چتر، سلیمان، تورات

بودایی : دلسوزی ؛ پاسداری . باد بزن پر طاووسی نشانه آوالوکیتشوارا 152 است ، که در نقش دلسوزی کوان – یین153 و آمیتابا 154 نیز هست .
چینی : عزّت ؛ مقام ؛ زیبایی . نشانه کوان – یین و سی وانگ مو . پر طاووس در ازای خدمت ارزشمند به صاحب منصبان عطا می شد و نشان دهنده خواست امپراتور بود . علامت مشخصه خاندان مینگ155 .
رومی : پرنده ژونون156 ، همان مفاهیم هرا 157 ، را می نماید . علامت مشخصه امپراتریس و شاهدخت .
ژاپنی : بودیستوه ، کوجاکو – مایو 158 اغلب روی طاووس می نشست .
مسیحی : بی مرگی ؛ رستاخیز ؛ جان معزّز زیرا که پر و بالش را از نو تجدید می کند و می پنداشتند که گوشتش فساد ناپذیر است . « چشمهای صد گانه » کلیسای همه چیز بین است . نماد مقدسین نیز هست چرا که دمش به شکل هاله است . طاووس روی گوی مظهر برخاستن از مادیات است . پر طاووس علامت مشخصه قدیسه باربارا 159 است .
هندو : گاه دهان برهما 160 محسوب می شود ؛ لاکشمی161 و سکانداکارتیکیا 162 ایزد جنگ آن را می رانند ؛ هنگامی که کامه163 – ایزد عشق – بر آن سوار است مظهر هوس بی تابانه است . طاووس علامت مشخصه سرسوتی164 ایزدبانوی خرد و موسیقی و شعر است .
یونانی : شمسی ؛ مظهر ایزد – پرنده فائون165 « خرد کننده » است . اصولاً نشانه پان166 است ، او آن را به هرا هدیه کرد از این رو نماد فلک پر ستاره است ؛ هرا ، چشمهای آرگوس ، را روی دم طاووس جای داد . ( کوپر ، 1379 ، 252 ) .
– طاوس : هر چند طاوس را از سویی نشانه ی خود نمایی و خود فروشی دانسته اند ، اما از سوی دیگر ، این پرنده ی هرا ( یونون ) همسر زئوس ( یوپیتر ) قبل از هر چیز نمادی خورشیدی است ، که این نگرش از چتر دم طاوس ناشی است .
طاوس علامت سلسله ی خورشیدی برمه یی است . رقص برمه یی طاوس ؛ استفاده از طاوس در رقص کامبوجی تروت ، در ارتباط با خشکسالیِ ناشی از تابش خورشید است . مرگ طاوس ، مانند مرگ گوزن ، نوعی طلبیدن باران است و باروری آسمانی . کوماره ( اسکنده ) ، که مَرکب او یک طاوس است ، با انرژی خورشید همذات می شود ( تصویر معروفی از او در انگکور – وات وجود دارد ) . طاوس اسکنده ، منهدم کننده ی مارها است ( به معنای ارتباط جسمانی ، و همچنین زمان ) . از سویی همذات پنداری مار با عنصر آب یعنی برطرف کننده حرارت ، خویشی طاوس را با خورشید ، عنصر آتش ، تأیید می کند . طاوس از سویی در باردو – تودرول وجود دارد ، و در ارتباط با / میتابهه ، مظهر قدرت بودا [ چهارمین بودی ستوه ی بودا ] است ، که با رنگ قرمز و عنصر آتش مرتبط بود .
و بر همین مبنا گفته شده که طاوس نماد زیبایی و قدرت و همچنین نماد دگردیسی است زیرا گمان می رود که زیبایی پرهایش به خاطر دگردیسی خود به خودی زهری است که طاوس با لز بین بردن مارها جذب کرده است . به یقین در اینجا نماد گرایی جاودانگی نیز منظور نظر است ، به خصوص که در تفاسیر هندی ، این واقعیت که اسکنده خودش زهر را به نوشابه ی جاودانگی تبدیل می کند ، مزید بر آن شده است .
در جتاکه های بودایی [ حکایات زندگیهای قبلی حضرت بودا ] ، طاووس شکلی از بودی ستوه است ، که با این هیئت ، رها کردن وابستگیهای دنیایی را تعلیم می دهد . در فرهنگ چینی ، طاوس در بیان نذر ، صلح و سعادت است . به علاوه طاوس در چین ، اصطلاحاً میاندار خوانده می شود ، زیرا معروف است سوتی مخصوص جذب شکار دارد و هم چنین گفته شده که تنها یک نگاه او کافی است تا زنی را آبستن کند .
در قبیله مئا در ویتنام جنوبی ، افراد پرهای طاوس را در موهای جمع شده ی خود فرو می کنند ، این عمل جز شبیه شدن به طایفه ی مرغان ، شاید بی ارتباط با نماد گرایی شعاعهای خورشید نباشد . طاوس در ویتنام علامت صلح و سعادت است .
در سنت مسیحی طاوس نماد چرخ خورشید است ، و از این دیدگاه علامت جاودانگی است : دم طاوس یاد آور آسمان پر ستاره است .
در شمایل نگاری غربی ، گاه طاوس را در حال نوشیدن از جام افخارستیا [ نان و شراب ] نشان می دهد . در خاور میانه ، طاوس در دو سوی درخت حیات تصویر می شود : نماد روح فساد ناپذیر و دو گانه بودن روان انسان است .
گاه طاوس به صورت مَرکب به کار می رود ، و به نحوی مطمئن سوارکار خود را به مقصد می رساند . طاوس حیوان صد چشم خوانده می شود ، او علامت سعادت ابدی است و نشان دهنده ی دیدار رویاروی روح با خداوندی خدا است .
طاوس را در مجسمه های رومی و در نمادهای خاص خاکسپاری باز می یابیم .
طاوس در اسلام نمادی کیهانی است : هنگامی که چتر می زند ، علامت کیهان و یا قرص کامل ماه و یا خورشید در سمت الرأس است . در یک حکایت صوفیانه ، احتمالاً از اصل پارسی ، آمده است که خداوند ذات را به شکل طاوس فرستاد و در آینه ی ماهیت الهی ، صورت خود را به او نشان داد . از هیبت حق چنان حالی بر طاوس رفت که قطرات عرق از او جاری شد ، و تمام مخلوقات از این قطرات خلقت شدند . چتر زدن دم طاوس نماد گستردگی کیهانی ذات است .
در سنت عرفانی ، طاوس نماد تمامیت است ، و تمامی رنگها بر چتر گشوده ی دم او جمع آمده است . او نشانگر همذاتی طبیعت کل مظهرات و نمایانگر لطافت آنها است

مطلب مرتبط :   طاوس، خاقانی، طاووس، کــه، نظامی

دسته بندی : علمی