آن را کــه دل نــگــشت گرفتار این کمند
بازار شوق گرم شـد که سر و قد کـجاست تـا جـان خـــود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که یار ما بـه شکر خـنـده دم زنــد ای پـستـه کیستی تو خدا را به خود مخند
حافظ چون تـرک غمزۀ تـرکان نمی کنی دانــی کــجاست جای تو خوارزم یا خجند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مراعات نظیر، اغراق، جناس، التفات، ایجاز».
در بیت اول ) صناعات ادبی((مراعات نظیر))بکاررفته است.
مراعات نظیر: تناسب در (قند و شکر) از نوع جنسیت می باشد /
در بیت دوم ) صناعات ادبی(( اغراق )) به کار رفته است:
در بیت سوم ) صنعت ادبی((جناس) به کار رفته است:
جناس تام : در واژه های رود در مصرع اول و رود در مصرع دوم( به معنی فرزند) می باشد.
در بیت چهارم )صنعت ادبی ((التفات)) از خطاب (می نمایی) به غیب(شیخ) مراعات شده است.
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( اطناب)) به کار رفته است:
حشو ملیح: در مصرع دوم جمله معترضه خدا را به
در بیت هشتم )صنعت ادبی((جناس و ایجاز)) در بیت به کار رفته است:
جناس ناقص: در تَرک، تُرک[آن] می باشد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه».
استعاره)) به کار رفته اغست.
استعاره مصرحه مجرده:مستعار: پسته مستعارله: دهان
محبوب جامع: سرخی و زیبایی
در بیت دوم ) صناعات ادبی((
تشبیه)) به کار رفته است. و از دیدگاه علم بیان تشبیه
تشبیه مضمر و تفضیل:به طور پوشیده اقامت یار را به درخت طوبی تشبیه کرده و بر آن برتری داده است.
در بیت ششم )صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ(اضافه تشبیهی): آتش روی مشبه: روی، چهره مشبه به:آتش وجه شبه: سرخی / سروقد مشبه: قد
مشبه به: سرو مشبه به: بلندی قد / تشبیه بلیغ: جان برآتش دوش پسند کنم مشبه: جان مشبه به: پسند
وجه شبه محذوف: جان فدایی و بلا گردانی
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تشبیه،)) به کار رفته است:
تشبیه مضمر: به طور پوشیده دهان یار به پستۀ خندان تشبیه شده است /
خود مخند.
غزل181
بعد از این دست مـن و دامن آن ســرو بلند کــه بــه بالای چمان ازبـن و بیخم برکند
حاجت مطرب و می نیست تــو بـرقع بگشا کـه به رقص آوردم آتـش رویت چون سپند
هـیـچ رویــی نــشــود آیـنـۀ حجلۀ بـخت مـگر آن روی کــه مالند در آن سّم سمند
گفتم: اسرار غمت هر چه بود گو مــی باش صبراز این بیش ندارم چه کنم تاکی و چند
مکش آن آهوی مشکین مرا، ای صــیـــاد شرم از آن چشم سیه دارو مبندش به کمند
من خاکی که از این در نتوانم بــــرخاست از کجا بوسه زنم بــرلـب آن قـصـر بــلند
باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ زآن کــه دیــوانه هـمان به که بود اندربند

صناعات لفظی که در این غزل بکار رفته اند:
«حصر،مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام،حسن تعلیل».
در بیت سوم ) صنعت ادبی((حصر)) به کار رفته است:
حصر صفت: مقصور: روی مالیده به سم سمند مقصور علیه: هیچ رویی آیینه تخت نمی شود ادات: مگر
در بیت پنجم )صناعات ادبی((مراعات نظیر، واج آرایی)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های آهو، کمند، صیاد تناسب می باشد(ملازمت) واج آرایی: تکرار صامت(ش) در بیت
در بیت ششم ) صناعات ادبی(( ایهام) به کار رفته است.
ایهام: خاکی الف: خاکسار و درمانده ب)آمیخته به گرد و غبار
در بیت هفتم ) صنعت ادبی((حسن تعلیل)) به کار رفته است.

مطلب مرتبط :  

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«ایجاز،استعاره»
در بیت اول ) صناعات ادبی((استعاره و ایجاز)) به کار رفته است. استعاره از دیدگاه علم معنایی ایجاز به کار رفته است:
استعاره مصرحه مجرده: مستعار: سرو مستعارله: یار قد بلند جامع: بلندی قامت / ایجاز: در مصرع اول
در بیت دوم ) صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: آتش روی مشبه:روی، چهره مشبه به:آتش جامع: سرخی
تشبیه: مشبه:من،عاشق مشبه به: سپند ادات: چو وجه شبه: بیقراری، به رقص آوردن
در بیت چهارم )در مصرع دوم بیت ایجاز صورت گرفته است: ایجاز حذف
در بیت پنجم )صناعات ادبی((استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مرشحه: مستعار: آهوی مشکین مستعارله: یار چشم زیبا جامع: زیبایی(چشم) و طنازی
در بیت ششم ) صناعات ادبی((استعاره) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مجرده: مستعار: قصر
مستعارله: یار جامع: بلندی قامت
غزل 182
حـســب حـالــی نـنـوشـتـی و شـد ایامی چند محــرمـی کو که فرستم به تو پیغامی چند
مــــا بــدان مـقــصـد عـالـی نـتـوانـیـم رسید هـــم مـگر پیش نهد لطف شما گامی چند
چــون می از خم به سبو رفت و گـل افکند نقاب فـــرصـت عیش نـگه دار و بزن جامی چند
قـــنـد آمــیـخـتـه بــا گل نـه علاج دل ماست بــوســه ای چـند بـرآمیز به دشنامی چند
زاهــــد از کوچۀ زندان بـــه سـلامـت بــگــذر تـا خــــرابـات نکند صحبت بـدنامی چند
عــیــب مـی جمـله چـــو گفتی هنرش نیز بگو نـفـی حـکمت مـکن از بهـر دل عامی چند
ای گـدایـان خـرابـات خــدا یـــار شــمــاسـت چشم انـعام مــداریــد ز انــعـامـــی چند
پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش که مگـو حال دل سـوخته با خـامی چــند
حـــافـــظ از شــــوق رخ مهر فروغ تو بسوخت کامگـارا نظری کن سوی نــاکــامـی چند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر، جناس، طباق، ارسال المثل، اطناب، ایهام، واج آرایی».
در بیت سوم )صناعات ادبی((مراعات نظیر،)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در(می خم، سبو، جام) تناسب می باشد(ملازمت)
در بیت چهارم ) صنعت((جناس لاحق)) در واژه های دل، گل و قند، چند مراعات شده است.
در بیت ششم ) صناعات ادبی((طباق، ارسال المثل، اطناب)) به کار رفته است:
نوعی تضاد در عیب هنر می باشد / ارسال المثل: مصرع دوم بعنوان ضرب المثل در آمده است / از شاخه های اطناب، در
بیت ایغال به کار رفته است.
در بیت هفتم ) صنعت ادبی((جناس ناقص)) در اِنعام، َنعام مراعات شده است.
در بیت هشتم ) صناعات ادبی(( ایهام، واج آرایی)) به کار رفته است.
ایهام تضاد: در واژۀ(خام) در معانی غیر منظور با سوخته در تضاد می باشد / ایهام: دل سوخته:
الف) کسی که دلش سوخته است(سوخته صفت) ب) دل فردی که خودش سوخته است(سوخته مضاف الیه) / واج آرایی:
تکرار صامت(ش)در مصرع اول

مطلب مرتبط :   .-، تشکل، ...، امکانات، تعامل

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره ،تشبیه».
در بیت سوم )صناعات ادبی(( استعاره) به کار رفته است.
استعاره: گل نقاب افکند مستعارله: گل
مستعارمنه: انسان قرینه: نقاب افکندی
در بیت نهم ) صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: رخ مهر مشبه: رخ مشبه به: مهر وجه شبه محذوف: روشنی و درخشندگی
غزل 183
دوش وقت سحــرازغصه نجــاتم دادنــد واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخـود از شعشعۀ پــرتــو ذاتــم کردند بــاده ازجــام تجلّی صفــاتـم دادند
چه مبارک سحری بودوچه فرخنده شبی آن شب قدرکـه ایـن تازه براتم دادند
بعد از این روی من وآینـۀ وصف جمــال کــه درآنجا خبرازجلـوۀ ذاتــم دادند
من اگرکام رواگشتم وخوشدل چه عجب مستحق بــودم واینها بــزکاتم دادند
هاتف آن روز بمن مـژده ایـن دولت داد که بدان جور و جفاصبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکرکــزسخنم میریزد اجرصبریست کـزآن شاخ نباتم دادند
همّت حافظ وانفاس سحـرخیـزان بــود کــه زبند غــم ایّــام نجاتــم دادنـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تکرار،مراعات نظیروایهام»
دربیت سوم )صنعت ادبی «تکرار»به کاررفته است.
تکرار:واژه «شب».
دربیت هفتم صناعات ادبی «مراعات نظیروایهام»به کاررفته است.
مراعات نظیر:درواژهای «شهد،شرونبات».
ایهام تناسب:درواژه «صبر»،صبردرمعنی غیرمنظوربه معنی داروی تلخ باشهدوشکردرتضاداست.

غزل184
دوش دیــدم کــه ملائک در میخانه زدنـد گل آدم بسرشتند و بـه پـیـمـانـه زدنـــد
ســاکـنـان حـــرم سـتـر و عفاف ملکوت بـــا مـــن راهـنـشـین بادۀ مستانه زدند
آســمــان بــار امـانت نتوانست کـشــید قرعۀ کار بــــه نـــام مـــن دیـوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت هـمـه را عــذر بنه چــون نـدیـدنـد حقیقت، ره افسانـه زدند
شکر ایزد که میان مــن و او صـلـح افـتاد صــوفـیـا رقص کنـان ساغر شکرانه زدنـد
آتش آن نیست که از شعلۀ او خنـدد شمع آتـش آن است کــه در خـرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاید از رخ اندیشه نقاب تـا ســر زلـف سخن را بـه قلـم شانه زدنـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تلمیح، اطناب، مراعات نظیر».
در بیت اول ) صنعت ادبی((تلمیح)) به کار رفته است
در بیت سوم ) صناعات ادبی((تلمیح ) به کار رفته است.
تلمیح: به آیه انا عرضنا الامانه علی السموات و ارض و الجبال (آیه73، سوره احزاب).
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( تلمیح)) وجود دارد.
تلمیح به حدیث نبوی: ستفرق امت علی ثلثه و سبعین فرقه، الناجی منها واحد((امتان من بعد از من هفتاد و دو گروه خواهند
شد و یک گروه از آنها رستگار می باشند)).
در بیت پنجم ) صنعت ادبی(( اطناب)) صورت گرفته است.
حشو ملیح: جمله معترضه شکر ایزد که در مصرع اول می باشد.
در بیت هفتم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در(زلف، شانه) رخ می باشد

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« کنایه،و تشبیه، و استعاره».
در بیت دوم ) صنعت ادبی((کنایه ))به کار رفته است:
راه نشین: کنایه از گدا و بی خانمان می باشد(ایماء)
در بیت سوم ) صناعات ادبی(( تشبیه) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: بار امانت مشبه: امانت مشبه به: بار وجه شبه

دسته بندی : علمی