طرطوسی و او از شیخ عبدالواحد یمانی و او از ابوبکر شبلی و او از جنید بغدادی و او از سری سقطی و او از معروف کرخی و او از داود الطائی و او از حبیب عجمی و او از حسن بصری و او از اسدالله الغالب علی بن ابی طالب کرّم‌الله وجهه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین و او از محمد المصطفی صلی الله علیه وآله وسلم مجاز گشته وی در تاریخ 28 صفر 1398 برابر با 1356 شمسی در کرکوک زندگانی را بدرود گفت و در کرینجه مدفون گردید.
5.شیخ محمد
پس از اینکه شیخ عبدالکریم به دیار باقی شتافت فرزندش شیخ محمد به جای وی نشست. و رهبر عصر حاضر طریقه قادریه کسنزانی در کردستان است مشار الیه اکنون در کرکوک واقع در استان کردستان عراق سکونت دارد و به ارشاد مشغول است.
چون طریقت قادریه کسنزانی انتشار و شیوع بیشتری نسبت به سایر خاندانهای طریقت کردستان دارد مختصری در مورد آداب خاص این طریق بیان می‌شود.
6.سلسله مشایخ طریقت قادری کسنزانی
این طریقت مبارک از جانب حق متعال شروع و بر حضرت محمد صلی الله علیه وآله وارد و پس از او به امام علی بن ابی طالب کرم الله وجه رسید و پس از آن به دو جناح و هر یک از آن دو به شیخ معروف کرخی و پائین‌تر:
سیدنا محمد صلی الله علیه وآله
امام علی کرم الله وجه
جناح اول
امام حسین
امام زین العابدین
امام محمد باقر
امام جعفر صادق
امام موسی کاظم
امام علی رضا جناح دوم
شیخ حسن بصری
شیخ حبیب عجمی
شیخ داود طائی
شیخ معروف کرخی
سریر سقفی
ابوبکر بثلی
ابو خرچ طرطوسی
ابوسعید مخزومی
عبدالرزاق گیلانی
محمد غریب الله
محمد قاسم
حسن بصرائی
اسماعیل ولیائی
عبدالصمد گلی زرده
عبدالقادر قازان‌قایه
عبدالقادر کسنزانی
عبدالکریم کسنزانی جنید بغدادی
عبدالواحد یمانی
علی هکاری
عبدالقادر گیلانی
داود ثانی
عبدالفتاح سیاح
محمد صادق
احمد احسائی
محیی الدین کرکوک
حسین قازان قایه
عبدالکریم الشاه الکسنزانی
حسین کسنزانی
شیخ محمد کسنزانی
7.مَشیخیت در طریقه کسنزانی
از نظر طریقت، تکیه زدن بر مقام شیخیت، یک امر اختیاری و رسیدن به مقام والایی است که به امر خدای تبارک و تعالی جریان پیدا می‌کند و مطابق دستور برگزیده او سیدنا محمد صلی الله علیه وآله وسلم خاتم انبیاء و مرسلین می‌باشد.
و از نظر معنوی از برگزیدگان و پاکان از دودمان مشایخ طریقه والای قادری کس نزانی به اثبات و تحقیق پیوسته در قرآن می‌خوانیم :الحقنا بهم ذریتهم و ما اَلَتْناهم من عملهم من شیء یعنی نسلهای آنان را به آنها ملحق ساخته و از جزای اعمالشان چیزی نکاهیم. و آن کس که از میان آن بزرگان برای این امر مقدس برگزیده می‌شود همواره مورد نظر و لطف و عنایت خداوند است و از افاضات او تعالی که بر جداعلایش حضرت مصطفی عنایت شده و در حق او هم اجرا می‌گردد تا آنجا که او یگانه و رهبر زمان خود می‌شود و امانت والای الهی و خلافتش را بر زمین نصیبش می‌گرداند.
و برای پیشی بردن بیرق طریقت و ارشاد در هر جا که آیین اسلام را تثبیت کند، و نمونه عالی آن طریقه والای قادری کسنزانی است که از پرتو هدایتش در هر جا جمعیتهای بسیاری از آن برخوردار گشته‌اند.
مقام شیخیت اختصاص به فردی خاص ندارد و یا از روی تصادفی و یا از طریق کسب و تحصیل و عمل ویژه‌ای به دست نمی ‌آید بلکه به اجازه یکی از مشایخ پیشین طریقت که او از سلسله مراتب و از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم حاصل می‌کند، تعیین جانشین و سپردن امر خلافت در طریقت به دارندگان این تفضل الهی مسئولیت بس بزرگی است که از نظر معنوی از طرف شیخ جامع الشرائط و صاحب خوارق و شگفتیها امری که دیگران از امثال آن بی‌بهره‌اند، عطا می‌شود، مشیخیت به نیروی معنوی بیرون از دنیای مادی ارتباط دارد و یک مقام دنیایی و مادی و ملموس نیست، نیروی خدادادی و قدرتی خدایی که از جانب حق عنایت می‌شود و پذیرفتن آن با ایمان و اعتقاد به کارهایی عینی است نه احساسات مادی از این رو امکان ندارد که کسی با جدّ و جهد و تمرین به رسیدن به درجه شیخیت نائل آید، امری است در تقدیر الهی و مربوط به پیمان و ایمانی که به حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم و اهلبیت علیهم السلام پاکروش او دارد.
برای درک حقیقت شیخیت در طریقه کسنزانی و انحصار در ‌آن دودمان مبارک موارد زیر را بیان می‌داریم:
7-1.حقیقت اول
1ـ دلیل روشن اول، وصیت شیخ اسماعیل ولیانی قدس الله سره، غوث زمان خود است آنجا که می‌گفت: در هیچ حالتی تا روز قیامت، غوث و فریادرسی از میان فرزندان و دودمان من، نسل بعد نسل قطع نخواهد شد همانطور که غوثیت در آینده اختصاص به آنها خواهد داشت.
2. بزرگان مریدان ما که زیر پرچم طریقت دنیا را می‌پیمایند با دیگران تفاوت‌ها دارند مجتهدان آنان به مراتب قطبیت می‌رسند که حالتی مداوم و آشکار و جاودانه تا روز قیامت خواهند داشت.
7-2.حقیقت دوم
حقیقت دوام شخصیت در این سلسله مبارک در معاهده حضرت شیخ عبدالکریم شاه کسنزانی با خدای متعال کاملا روشن است که فرمود: من با خداوند تبارک و تعالی عهد و پیمانی دارم که مقام شیخیت در طریقه ما مداوم باشد و هیچگاه نابود نشود اگر از این دودمان و نسل‌های آینده جز پیره‌زنی کور نماند، آن زن کور مقام شیخیت و رهبری را دارا گردد و خداوند تبارک و تعالی راه وصول و رشد و یاری را اسان گرداند.
7-3.حقیقت سوم
اینکه شخصیت به ذن و اجازه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است و در اهل طریقه والای کسنزانی دوام دارد از شیخ فرج السید علی روایت است وقتی در زمان شیخ سلطان حسین دوران خلوت را می‌گذراند در حین اجرای مراسم به نظرش رسید که حضرت شیخ عبدالکریم با حشمت و جلال خاصی بر اسب سوار است و تعدادی از رجال و یارانش همراه او هستند و قصد شکار در یکی از صحاری را دارد. با دیدن این صحنه نتوانست که خود را کنترل کند و گفت: آیا این شیخی است که شیخ سلطان حسین را جانشین خود قرار داد تا کرسی شیخیت برقرار بماند، این حالت سه بار یا بیشتر برای او پیش آمد و بعدا شیخ فرج را حضورا درک کرد و چون حضرت شیخ سلطان حسین حضور یافت، رنگش از ترس تغییر کرد و حضرت شیخ به او گفت: ای شیخ فرج چه چیزی را در نظر داری، از این خیالات بگذر به خداوندی خدا سوگند من او را به عنوان شیخ انتخاب نکرده‌ام، بلکه جد بزرگ ما حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم دستور به تعیین و انتخاب ایشان فرمود از آن به بعد دل شیخ فرج از هر گونه خیال و تردیدی پاک گشت و اطمینان خاطری حاصل نمود.
7-4.حقیقت چهارم
از جمله آنچه که تأکید دارد بر اینکه دوام شیخیت در طریقت والای کس نزانی مربوط می‌شود به رؤیای من (شیخ محمد حسینی کسنزانی) و تشرف به لقای دیدار حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم در آن خواب اندکی قبل از وفات شیخ عبد الکریم می‌باشد در خواب مشرف به دیدار حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم گشتم که ایشان به مرقد شیخ سلطان تکیه فرموده بود رو به جانب قبلی با دنیایی از صبر و شکیبایی و نرمی من به محض دیدار آن ذات مبارک به سوی ایشان روان شدم به زانو افتادم و در مقابل ایشان در نهایت خضوع دستهای مبارک را گرفته کف مبارک را در کف دست گرفتم و مصافحه یداً بید انجام گرفت در آن ملاقات حالتی از نشأ روحی عمیق و حضوری معنوی و عظمتی در دل احساس کردم که قابل توصیف نیست، در این لحظه‌های اشراقی و روحانی بزرگ و ارتباط جسمی به وضوح انتقال حضرت شیخ را به عام شهود و حق دریافتم و من همان کس هستم که جانشین او می‌باشم و خداوند را بر این ماجرا و گفتار گواه می‌گیرم.
8.بیعت و پیمان در طریقت کسنزانی
کسی که می‌خواهد به طریقت کس‌نزانی درآید باید از آیین بیعت و عهد اطلاع داشته و آداب دست در دست گذاشتن این بزرگواران را بداند، مصافحه یعنی گرفتن دست حضرت شیخ یا یکی از مریدانی که از طرف شیخ به عنوان خلیفه و جانشین استاد طریقت قرار گرفته و در مورد زنان گرفتن تسبیح خلیفه به جای دست او کفایت می‌کند.
در چنین حالتی مریدان یکی یکی پس از خلیفه قرار می‌گیرند برای بیعت و تجدید عهد باید دست در دست گذاشته شود چنانکه در آیه می‌خوانیم
ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم
این نوع بیعت و در دست هم گذاشتن گرچه یک امر رسمی و آدابی است اما حقیقتا بسیاری از رازهای درونی و عاطفی را در بر دارد و لذا «لمس روحی و تماس عاطفی» نام گرفته است از این ارتباط، مرید با روحانیت و معنویت استاد طریقت که او نیز به شیخ بزرگ و همانطور به دیگر مشایخ و از همین طریق به رسول اعظم صلی الله علیه وآله وسلم مرتبط می‌شود و یک نوع بیعت با رسول صلی الله علیه وآله وسلم خواهد بود.
بیعت مرید به این ترتیب او را در راه حق جل و علا قرار می‌دهد و لابد در همین رابطه برگشت به خدا و دوری از گناهان به شیوه‌ای نیکو و نیّتی درست، در راستای سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و پیروزی از رهروان طریقت برنامه او خواهد بود. انجام شیوه بیعت، آنگاه که مرید دست در دست خلیفه خود می‌گذارد خلیفه عبارات زیر را بر او می‌خواند
بسم الله الرحمن الرحیم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله آمنت بالله و ملائکته و کتبه و رسله و بالیوم الآخر و بالقضاء و القدر خیره و شرّه من الله تعالی و بالبعث من بعد الموت و بالطریقه التی انزلتها الی سیدنا محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و آمنت بأن سیدنا محمداً ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خاتم النبیین و المرسلین یا ربّی تبت و رجعتُ الیک نادماً من الذنوب و الخطایا یا ربی توبه.
استغفر الله العظیم من کل ذنب، تبت و بایعت علی ید قدرتک یا رب العالمین
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبتُ و بایعت علی ید سیدنا محمد صلی الله علیه وآله وسلم
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت و بایعت علی ید الامام علی کرّم الله وجه و منه تبت و بایعت علی ید سلسلتی جناحی الطریقه و منهم یداً بید علی ید الشیخ معروف الکرخی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ الغوث عبدالقادر الگیلانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ اسماعیل الولیانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ الغوث عبدالکریم شاه الکسنزانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ الغوث عبد القادر الکسنزانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ الغوث حسین الکسنزانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید السید الشیخ الغوث عبد الکریم الکسنزانی
استغفر الله العظیم من کل ذنب تبت وبایعت بداً بید علی ید رئیس الطریقه العلیّه القادریه الکسنزانیه
ف

  • 2
مطلب مرتبط :   ، آرایه‌های، مفهوم:، عشق، -
دسته بندی : علمی