فیلسوف، کانون توجه خویش را معطوف به تقریر خاصی از مشکل جدایی در توجیه کردهاند که به آنها خواهیم پرداخت.
اهمیت موضوع
معرفت شناسی یکی از مهمترین و بنیادیترین شاخههای فلسفه است. تأثیر مباحث معرفت شناسی نه تنها بر دیگر شاخههای فلسفه، بلکه بر کل معارف بشری است. این پایاننامه به بحث راجع به دو مؤلفه اصلی « معرفت» میپردازد. هدف اصلی این پژوهش گشودن دریچههای جدید نظریات معرفت شناسی معاصر و عرضه دقیق آن برای آشنایی بیش از پیش فارسی زبانان با گفتمان معرفت شناسی معاصر است. تحقیق عمیقی راجع به این نظریه در باب مشکلی جدایی صورت نگرفته است و جای طرح آن در ادبیات فلسفی کشور ما خالی میباشد. هدف اصلی نگارنده ارائه و ارزیابی این مشکل در نظریههای انسجام صدق و توجیه است.
پرسش اصلی تحقیق
آیا نظریههای انسجام صدق و توجیه ضرورتاً با مسأله و مشکل جدایی مواجه میشوند یا نه؟ و در صورت مواجه چگونه این نظریهها میتوانند بر این مشکل فائق آیند؟
پرسشهای فرعی تحقیق
1. تقریرهای مختلف مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه کدامند؟
2. تحلیل و راه حل انسجام گرایان در صدق درباره مشکل جدایی چیست؟
3. تحلیل و ارزیابی پویمن، پولاک و هارمان درباره مشکل جدایی در نظریه انسجام توجیه چیست؟
4. با توجه به نکات قوت و ضعف تحلیلهای صورت گرفته در مشکل جدایی، ارزیابی نهایی از این مشکل چه میباشد؟
فرضیههای تحقیق
1- مهمترین اشکال در مشکل جدایی، گسست باور با واقعیت است و بسیاری از اشکالات دیگر ناشی از لوازم این گسست اند.
2- محل اصلی نزاع در مشکل جدایی، باید نظریه انسجام توجیه باشد و دامنهی این مشکل اعم از آن چیزی است که معرفت شناسان نوعاً پیرامون آن بحث کردهاند.
3- پاسخ انسجام گرایان در صدق و توجیه به مشکل جدایی در خصوص حالات ذهنی غیر شناختی ناتمام است. لذا این اشکال بخصوصه به نظریههای انسجام صدق و توجیه در مورد باورهای حاصل از این حالات وارد میگردد. هرچند توجیه مبناگرایان نیز در خصوص این باورها ناتمام است. با ارائه دیدگاهی جدید میتوان معضل توجیهی این باورها را حل نمود.
4- پاسخ پولاک و هارمان به مشکل جدایی راه به جایی نمیبرد. ایراد این اشکال صرفاً به انسجام گرایان از جانب پویمن نیز درست نیست.
5- درحقیقت مشکل جدایی ناشی از درون گرایی در توجیه است؛ لذا این مشکل در اکثر تقریرهایش به نحو یکسان هم بر نظریههای مبناگرایی و انسجام گرایی در توجیه و هم به خود مستشکلان در نظریه مطابقت در صدق وارد است.
6- برون گرایان به این موضوع نپرداخته اند یا اصلاً دشواری این مشکل برایشان مطرح نمیگردد. اما میتوان گفت که در حقیقت نظر ایشان پاسخ این مشکل نمیتواند تلقی شود؛ لذا حتی اگر تقریر برون گرایی از نظریه انسجام ارائه شود، نمیتواند در حقیقت پاسخ این مشکل از رهگذر آن ارائه شود.
7- میتوان از نظریات درون گرا در مقابل مشکل جدایی دفاع کرد. ایشان شاهد خوبی برای ارتباط توجیهی باورهای خویش با واقعیت خارج در مقابل بدیل های شکاکانه دیگر مفروض دارند، هرچند این ارتباط یقینی نیست.
روش تحقیق
این تحقیق از نوع تحقیقات تحلیلی- توصیفی است. برای این تحقیق ابتدا از منابع مختلف فیش برداری کردهایم و سپس پس از جمع آوری نظریات مختلف در این موضوع به تنظیم و دسته بندی مطالب پرداختیم تا تصویری دقیق از موضوع مورد بحث ارائه دهیم. در نهایت با روش تحلیل منطقی به ارزیابی دیدگاههای مختلف پرداختیم. همت اصلی نگارنده در این پایاننامه – چه در ارائه دیدگاههای مختلف و چه در ارزیابی آنها- بر این بوده است که معیار دقت، وضوح و استدلال که ویژگی بارز فلسفه تحلیلی میباشند را رعایت کند.
پیشینه مسأله
از زمان طرح نظریه انسجام گرایی تاکنون نقض و ابرامهای گوناگونی راجع به این نظریه در کتابها و مجلات معتبر بین المللی صورت پذیرفته است وحتی اکنون نیز هنوز این گفتمان ادامه دارد. البته کانون توجه معرفت شناسان بیشتر بر نظریه انسجام توجیه است. اما متأسفانه در ادبیات فلسفی زبان فارسی، اثری مستقل راجع به این نظریه را نمییابیم. تنها اثری که در باب این مسئله در زبان فارسی وجود دارد، رساله دکتری به نام « ارزیابی و نقد نظریه هماهنگی حقیقت» است که از جانب دکتر مرتضی فتحی زاده در دانشگاه تربیت مدرس در دوره دکتری دفاع شده است. هرچند این رساله با توجه به عنوانش باید در مورد نظریه انسجام صدق باشد، اما این رساله بحث خاصی راجع به نظریه انسجام صدق ندارد و بالتبع بحثی راجع به مشکل جدایی در نظریه انسجام صدق در این رساله صورت نگرفته است. اما چند صفحه گزارش از مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه در این رساله مطرح شده است. بنابراین تحقیق پیرامون مشکل جدایی در زبان فارسی بحثی جدید است.
نگاهی گذارا به تحقیق پیش رو
به طور کلی تحقیق پیش رو از پنج فصل و یک نتیجه گیری تشکیل شده است.
فصل اول پایان نامه، در پی ارائه تصویری دقیق از نظریه انسجام صدق است. در ابتدای این فصل، مسائلی که برای ورود به مسئله صدق، مورد نیاز است را بیان کردیم. در این فصل مشاهده میکنیم که این نظریه دارای تقریرهای مختلفی است که برخی از آنها از دقت زیادی برخوردار اند که حائز اهمیت هستند. در فصل دوم، در ابتدا به تبیین مفهوم توجیه معرفتی، به جهت نقش محوری این مفهوم در تحلیل و ارزیابی مشکل جدایی، میپردازیم. سپس گزارشی از نظریه انسجام گرایی در توجیه ارائه میکنیم. در نهایت با ذکر رده بندی از نظریات انسجام گرایی توجیه، به این فصل خاتمه میدهیم. در فصل سوم به بررسی اشکالات متعددی که از ناحیه مشکل جدایی بر نظریههای انسجام صدق، وارد گردیده است، میپردازیم. در ارائه این اشکالات نشان میدهیم که همهی آنها مشکل گسست باور از واقعیت را مستقیم یا غیر مستقیم در اشکالشان مفروض گرفتهاند. به نظر اصلیترین اشکال در میان این اشکالات، اشکال تعیین باشد. در فصل چهارم، به بیان تحلیلی مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه میپردازیم. در این فصل اصلیترین تقریرهای راجع به این مشکل یعنی اشکال نظامهای بدیل، اشکال گسست توجیهی باور از واقعیت و عدم لحاظ تجارب ادراکی در توجیه را، بر اساس تحلیل پویمن، پولاک و هارمان بیان میکنیم. در فصل پنجم به ارزیابی و تحلیل مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه با توجه به اشکال و پاسخهای مطرح شده و نیز پیش فرض های آن خواهیم پرداخت. این فصل، مهمترین فصل پایاننامه است. در نتیجه گیری، با توجه به تحلیلی که در فصل پنجم صورت گرفت، برخی از نتایج این تحقیق ذکر میگردد و علاوه بر اثبات فرضیههای نگارنده، پاسخ به پرسش اصلی پایاننامه نیز داده میشود.

مطلب مرتبط :   عقلانیت، صدق، پلنتینگا، دینی، معرفتی

بخش اول: نظریه انسجام صدق و توجیه

فصل اول: نظریه انسجام صدق

1-1. مقدمه
در این فصل سعی میکنیم، نظریه انسجام صدق را به طور کلی معرفی کنیم. در ابتدا امور کلی که برای ورود به هر نظریه صدقی لازم است، برای روشنی بحث از صدق و بدست دادن مقدماتِ طرح نظریه انسجام صدق بیان میداریم. هدف اصلی این فصل فرآهم آوری مقدمات فهم عمیق از مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و پاسخهای انسجام گرایان به این اشکال است که در فصل سوم مطرح میگردد .
1-1-1. جغرافیای مسئله صدق
بحث از صدق یکی از مهیج ترین، پر دامنهترین و چالش انگیزترین، بحث ها در میان فیلسوفان است که سابقهی بحث از آن، به فیلسوفان باستان میرسد. این بحث در مرکز بنیادینترین شاخههای فلسفی قرار دارد و ثمرات این بحث سایه بر کل شاخههای فلسفه و از این طریق بر کل معرفت بشری میافکند. در نظر اول، معنای صدق بسیار بدیهی به نظر میرسد: وقتی شاهد در جلسه دادگاه قسم میخورد که آنچه حقیقت دارد و آنچه صادق است را بگوید همه در آن جلسه میدانند که مراد از صدق چیست؛ اما وقتی وارد دالانهای پر پیچ و خم فلسفی این موضوع میشویم، میبینیم که دیگر نمیتوانیم به سادگی از آن عبور کنیم. البته ممکن است بسیار ساده از کنار این بحث با گفتن اینکه واضح است صدق مطابقت با واقع است، بگذریم اما نتوانیم مراد خویش را از آن روشن کنیم و مشکلات این نظریه را حل کنیم. اما وقتی شجاعانه به آن ورود میکنیم، با صرف نظر از اینکه به چه نظری در باب صدق برسیم، نفس همین دخول، به منزله « صادقانه» عمل کردن در باب صدق است.
شاید بتوانیم به خاطر پیچیدگی این بحث به تعبیر لانچ بگوییم که ماهیت صدق مثل یک راز است. شاید از علل پیچیدگی فهم معنا و ماهیت صدق، انتزاعی بودن این مفهوم و نحوه دسترسی ما به آن است. ما به ماهیت یک شی مادی راحتتر از مفهوم صدق پی میبریم؛ چرا که آن مستقل از ما بوده و میتوانیم آن را مورد آزمایش و کاوش خویش قرار دهیم. دانشمندان با ابزارآلات خویش، و صفاتی که از شی مادی به دست آوردهاند، میتوانند فهم خوبی از آن شی پیدا کنند و حتی میتوانند کم کم با کنار زدن پردهی ویژگیهای آن، به ماهیت آن پی برند؛ اما مفاهیم عقلی این چنین نیستند و دسترسی ما به آنها، فقط از طریق مفهوم آنها است. ( Lynch, 2001, p 1)16 به هر حال، ما برای اینکه موضوع بحثمان مشخص شود، لازم است که حوزه مورد بحث خود را مشخص کنیم. در ذیل این کار را انجام خواهیم داد.
2-1-1. تفکیک مسائل در باب صدق
پیش از آغاز بررسی اینکه فیلسوفان چه نظری راجع به بحث صدق دارند، باید حوزههای بررسی آنها را به خوبی واکاویم و آنچه مقصود بحث ما از نظریه انسجام صدق است، مشخص کنیم. البته برخی فیلسوفان، چون آلستون با وقوف به اینکه این واژه در زبانهای گوناگون کاربردهای مختلفی دارد، باز ادعا کردهاند که معنای صدق روشن و بدیهی میباشد.17 این مفهوم، چنان برای معرفت بشری پایهای و بنیادی است، که حتی در نظریه پردازی برای این نظریه به خودش توسل جسته میشود؛ زیرا هر نظریه صدقی میخواهد بگوید که این نظر در مورد ماهیت صدق، صادق است. اما به هرحال، باید مرادمان را از این واژه روشن کنیم که به مغالطه اشتراک لفظی دچار نشویم؛ چرا که این واژه خود دارای ابهام بوده و دارای استعمالات مختلفی است. آنچه مورد نظر فیلسوفان در بحث از صدق است، آن کاربردی از صدق است که به عنوان وصف گزاره به کار میرود ؛ اما گاهی ما میگوییم « دوستان صادقی دارم» در اینجا صدق وصف فرد قرار گرفته است. در بحث ما از ماهیت صدق، این معنا از صدق مراد نیست. پس مراد ما از صدق، به عنوان وصفی برای گزارهها است.
حال گاهی ما بحثمان این است که چه چیزی صادق است؛ مثل وقتی که از دوستمان میپرسیم: حقیقتِ ماجرای دیروز چیست؟ در اینجا از وی میخواهیم آنچه حقیقت است بر ما بگوید؛ یعنی چیزی را که صادق است بر ما بگوید که هر چیزی میتواند باشد، اما گاهی میپرسیم ک

مطلب مرتبط :   صدق، گزارهها، تقریرهای، شروط، نظریات

دسته بندی : علمی