نیز در زمینه شریعت و احکام است.268

3-1-1-4-2) دامها و ابزارهای شیطان:
از آیهی« قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»269گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، استفاده مى‏شود شیطان همه قدرت و حد توانائى که در اختیار دارد درباره هر یک از افراد بشر به کار میبرد و همه را به یک هدف دعوت مى‏نماید و با یک نیرو ترغیب مى‏نماید هم‏چنانکه اهل ایمان و تقوى در اثر نیروى انقیاد و پذیرش از دعوت رسول اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) داراى مراتب مختلف و متفاوت از قرب و سعادت خواهند بود در صورتى که دعوت و هدایت او یکسان است270و از جمله «لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ» استفاده مى‏شود که لعن و طرد پروردگار سبب بُعد و محرومیّت ذاتى و ابدى شیطان گشته و در اثر بُعد ذاتى قدرت و نیروى آن را یافته که بر خاطرات و قلوب افراد بشر راه یابد و از نظر سنخیت نیروى شهوت و غضب آنان را تقویت کند و بر خلاف حقیقت زندگى در دنیا را در خاطر مردم زینت بخشد و آنها را فریفته نموده هم آئین خود نماید و موهبت جاذبه به ابلیس اغوائى است که استناد به پروردگار دارد و در اثر مکابره با ساحت پروردگار و امتناع از سجده شایسته آن شد که پروردگار او را از سعه رحمت خود طرد فرماید و لازم محرومیت نیز موهبت نیروى اغواء و عبارت از جاذبه‏اى است که ابلیس مى‏تواند با خاطرات و اندیشه‏هاى مردم تماس بیابد و به پیروى خود دعوت کن.271
شیطان برای گمراهی هر گروهی از جامعه وسیلهای مناسب با روحیه و نقاط ضعف آنرا دارد، که از همان روزنه در حوزه جان و دل و ایمان نفوذ مینماید و زمینه لغزش و انحراف را فراهم میآورد در اینجا برخی از این ابزارها مورد بررسی قرار میگیرد:
3-1-1-4-2-1) دنیا:
یکی از دامهای فراگیر و مستحکم شیطان، دنیا است. البته برای روشن شدن بحث، قبل از هر چیز باید منظور از دنیا را بیان کنیم، به طور کلّی میتوان دنیا به دو نوع تقسیم کرد: یکی ممدوح و یکی مذموم، دنیای ممدوح یعنی آن اموری که انسان را از اطاعت خدا و دوستی او تحصیل آخرت باز ندارد و در مقابل آن دنیا مذموم است که ابزاری برای شیطان است لذا در قرآن، دنیای از نوع دوّم را مورد نکوهش قرار داده است آنجا که میفرماید: « إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاهِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ أُولئِکَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»272 : آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند و به زندگى دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافلند، (همه) آنها جایگاهشان آتش است، بهخاطر کارهایى که انجام مى‏دادند!273 امام علی(ع) میفرماید:« احْذَرِ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا شَبَکَهُ الشَّیْطَانِ‏ وَ مَفْسَدَهُ الْإِیمَانِ »274:از دنیا حذر کن، زیرا آن دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است.

3-1-1-4-2-2) وسوسه:
ابزار بعدی که مورد استفاده شیطان میباشد و به وسیله آن تعداد زیادی را گمراه میکند، وسوسه است، وسوسه به معنای صدای بسیار آهسته است، به خطور مطالب بد و افکار بیاساس به ذهن، اعمّ از اینکه از درون خود انسان بجوشد و یا کسی از بیرون عامل آن باشد، وسوسه اطلاق شده است.275
شیطان با همین ابزار، توانست حضرت آدم (ع) را فریب دهد و از همان ابتدای خلقت آدم، کمر همّت بر عداوت و دشمنی با او ببندد و قرآن این موضوع را چنین میفرماید: « (فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطانُ قالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلى‏ شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لا یَبْلى‏»276: ولى شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «اى آدم! آیا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاوید و ملکى بى‏زوال راهنمایى کنم؟!
با دقت نظر در این آیه متوجه میشویم که شیطان با نهایت نیرنگ و خدعه و با دست گذاشتن بر روی نقاط ضعف افراد، دست به وسوسه و دشمنی میزند مثلاً در این آیه از آنجا که زوال و نابودی امری ناخوشایند است و علاقه به زندگانی جاوید امری بدیهی است از این رو، شیطان با درک این امر ذاتی، شروع به وسوسه و فریب حضرت آدم (ع) کرد. گاه شیطان آنچنان در گوش جان انسان میدمد و انسان را اغوا میکند که انسان باورش میشود که این فکر از درون خودش روییده و از درون جانش جوشیده و همین باعث اغوا و گمراهی او میشود.277
3-1-1-4-2-3) اختلاف افکنی:
شیطان هیچ راه و رخنهای مطمئنتر ومؤثتر از ایجاد جدایی بین انسانها ندارد. هر وقت میخواهد دو انسان را صید کند، اوّل آن دو را از هم جدا میکند. شما هر وقت میخواهید نانی را مصرف کنید، اول لقمه لقمهاش میکنید تا از گلویتان پایین برود تفرقه میاندازید در یک دانه نان و بعد آنرا میبلعید. شیطان همچنین عمل میکند و اگر نتوانست جمعیّتی را تکه تکه کند مأیوس میشود و میرود.
امام علی(ع) در این زمینه میفرماید:«همانا شیطان، راه‏هاى خود را به شما آسان جلوه مى‏دهد، تا گره‏هاى محکم دین شما را یکى پس از دیگرى بگشاید و به جاى وحدت و هماهنگى، بر پراکندگى شما بیفزاید. از وسوسه و زمزمه و فریبکارى شیطان روى گردانید و نصیحت آن کس را که خیرخواه شماست گوش کنید و به جان و دل بپذیرید»278
امام علی (ع) در جای ِدیگر خطاب به خوارج میگوید: شما (خوارج)، بدترین مردم و آلت دست شیطان و عامل گمراهى این و آن مى‏باشید…. از پراکندگى بپرهیزید، که انسان تنها بهرهی شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشید هر کس که مردم را به این شعار «تفرقه و جدایى» دعوت کند او را بکشید هرچند که زیر عمامه من باشد.279
شیطان برای گمراهی موحّدان از اختلافافکنی بهره میگیرد. قرآن در این رابطه میفرماید: « إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُون»280: شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهى اکید) خوددارى خواهید کرد؟
چه زیبا این آیه هدف شیطان را بیان میکند، قرآن میفرماید: هدف شیطان از ترویج شراب و قمار(که خود دو ابزار از وسایل فریب شیطان است) دو چیز است:
الف) بین افراد جامعه اختلاف ایجاد کند: این ضرر مادی است که باعث ضررهای فراوان برجامعه میباشد.
ب) یاد خدا و نماز را از جامعه بگیرد: این ضرر معنوی است و با این کار باعث میشود جامعه را از معنویّت تهی کند تا زیانهای دنیا و آخرت را نصیب جامعه کند.
لذا شیطان با ایجاد تفرقه در بین افراد، خود و جنودش بر جوامع تسلط یابند.

مطلب مرتبط :   موافقت، نفت، تایلند، قاره، مالزی

3-1-1-4-2-4) هواپرستی :
مؤثرترین راه نفوذ شیطان و به عبارت دیگر یکی از مهمترین ابزار کار شیطان «هواپرستی»است. زیرا تا پایگاهی در درون انسان وجود نداشته باشد شیطان قدرت بر وسوسهگری ندارد و پایگاه شیطان چیزی جزء هواپرستی نیست، همان چیزی که خود شیطان به خاطر آن سقوط کرد و از صف فرشتگان و مقام قرب الهی طرد شد. اگر این«شیطان درون» با آن « شیطان برون» هماهنگ نشود و در را برای وارد شدن او نگشاید و خیر مقدم نگوید، وارد شدن او غیر ممکن است، همانگونه که خداوند میفرماید:« إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوِینَ‏»281: که بر بندگانم تسلّط نخواهى یافت مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند.282

3-1-1-4-2-5) وعده به فقر:
از ابزارهای شیطان، روحیهی بخل و عدم تعاون و همکاری در میان افراد جامعه است. هرگاه فردی تصمیم کمک به هم نوع خود داشته باشد، شیطان با ترساندن از فقر و تهیدست شدن از انفاقش بازش میدارد: « الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»283: شیطان، شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتیها) امر مى‏کند ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى‏دهد و خداوند، قدرتش وسیع و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‏هاى خود، وفا مى‏کند). شیطان میخواهد جامعه از روح تعاون و گذشت تهی شوند. بهرهگیری از این ابزار با وجود اموال خوب و قابل توجه بیستر جلوه میکند. خداوند در این آیه به مؤمنان آگاهی میدهد که خودداری از انفاق به خاطر ترس از فقر از وسوسههای شیطان است. لذا شیطان با وسوسه فقر انسان را از انفاق در راه خدا باز می دارد. اما انسان باید به وعدهی آمرزش و فزونی نعمت خدا دلگرم باشد زیرا که قدرت خدا وسیع و به هر چیز دانا است.
عبدالله ابن عباس، مفسّر معروف کلام بسیار جالبی در تفسیر آیه مزبور دارد: «هنگام انفاق دو چیز: آمرزش گناهان و وسعت و فزونی در اموال از ناحیهی خداوند و دو چیز: وعدهی فقر و فرمان به فحشا از سوی شیطان برای انسان ظاهر میگردد.»284
جالب آن است که در بعضی از روایتها داریم که :«هنگامی که در سختی و تنگ دستی افتادید به وسیلهی انفاق کردن با خدا معامله کنید.»285
در تفسیر قمى درباره آیه مذکورآمده: کسى که ببینوایان را انفاق کند شیطان به قلب او القاء مى‏نماید که فقیر خواهید شد. ولى پروردگار به آمرزش و افزایش ثروت نوید و مژده میدهد. یعنى چون براى خدا انفاق نمودید گناهان شما را میآمرزد و از فضل خویش به شما عوض می دهد.286
در کتاب درالمنثور در ذیل این آیه، از ابن مسعود روایت شده که رسول اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) میفرمود: شیطان با قلب بشر ارتباط دارد و فرشتگان نیز تماس دارند. القائات شیطانى مبنى بر تهدید به نکبت و تکذیب حقایق است و الهامات فرشتگان عبارت از وعد و نوید خیر و تصدیق حق است پس هر کس این را در خود یافت، بداند که از خدا است و سپاسگذارى کند. هر کس آن دیگرى را در قلب خود یافت به خداى پناه برد از نیرنگ شیطانى و حضرت آیه «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ» را خواند.287
صاحب پرتویی از قرآن در تفسیر این آیه مینویسد: تقدم الشیطان، بر فعل یعدکم، حصر و ارائه فاعل را میرساند: آن شیطان است که همى بیم میدهد شما را از بینوایى و وامیدارد شما را به زشتیهاى رسوا. این بیم و نگرانى آنگاه است که شخص در درون خود تضاد و کشمکشى را احساس مینماید: از یک سو همین که مورد و موضوع مسئولیت و حکمى را شناخت و امکان انجام آن را تشخیص داد، ناله ستم زده‏اى را شنید و یا بیمار دردمند و درمانده و یا بینواى افتاده‏اى را دید برانگیخته میگردد تا در حد توان خود دستى گشاید و او را از بیمارى و درماندگى برهاند. در همین حال انگیزه دیگرى، محیط بینش و مسئولیت درونى را مشوش و تاریک میسازد و نگرانى پدید

مطلب مرتبط :   نفت، آمریکا، مکزیک، معاهده، فلات

دسته بندی : علمی