که آن را در یک مقدمه و دو قسمت در موسیقی نظری به نام سلطان محمد فاتح نوشته است وی در این رساله در مورد آواها، مقامات، ایقاع در موسیقی به بحث پرداخته و از فارابی، ابن سینا، صفی الدین ارموی و عبدالقادر مراغه¬ای و نظریات آنان در موسیقی سخن رانده و مطالبی در مورد شرح ادوار ارموی و مقاصد الحان مراغه¬ای نوشته است (وزیر اف، 1337: 83). شیروانی برای نوشتن این اثر خود از کتاب شفای ابن سینا و رساله فی الموسیقی یا رساله الملحقات فی کتاب النجات و از کتب الشرفیه و الادوار صفی الدین عبدالمومن ارموی بهره گرفته است. سایر موضوعات علمی مورد بحث در این رساله در خصوص تحریر اقلیدوس فی اصول هندسه والحساب و اخلاق ناصری خواجه نصیر الدین طوسی و المفتاح ابو عبدالله محمد بن احمد بن یوسف الخوارزمی به نام مفاتیح العلوم است. (Akdoğan, 2007: 78)
فتح الله شیروانی شاگردان زیادی در خراسان و یا آناتولی تربیت نمود از جمله کمال الدین مسعود شیروانی، برهان الدین حیدر هراتی را می¬توان نام برد. کمال الدین همانند استادش در حکمت و کلام و منطق سرآمد زمان خود بود. وی سالها در مدارس عثمانی و تیموریان در هرات نظیر مدرسه مهد علیا گوهرشاد بیگم و اخلاصیه به تدریس پرداخت (تربیت،1373: 342؛ باکیخانوف، 1383: 211؛ شیروانی، 1339: 9-128؛ علیشیر نوائی، 1323: 91) او در فنون مختلف تألیفات بسیار دارد، از جمله آنان: حاشیه بر شرح طوالع، حاشیه بر شرح مواقف، حاشیه بر شرح حکمه العین و حاشیه بر شرح ادب سمرقندی و در ضمن شعر فارسی را هم نیکو می¬سرود (نفیسی، 1344: ج 1، 332؛ باکیخانوف، 1383: 211؛ صفا، 1378: ج 4، 101) محمد بن ابراهیم نیکساری از شاگردان او در استانبول بود که از او ریاضیات آموخت (بورسه لی،1333: 2-16).
از سایر علما و فضلای شیروان که به سمرقند مهاجرت کرده و در مدارس آن شهر تدریس می¬کردند عبارت بودند از: مولانا ابراهیم شیروانی و مولانا بابای شیروانی و مولانا محسن شیروانی (واصفی، 1384: ج 1، صص 49، 50، 324). مولانا کمال الدین ابراهیم شیروانی، از دانشمندان ماوراءالنهر بوده و مدتی در بخارا تدریس کرده و از آنجا به سمرقند رفته و به بخارا بازگشته و شاگردانش از دانشمندان نامی شده¬اند و در پیری به حفظ قرآن پرداخته و غزل را نیکو می¬سروده است (نفیسی، 1344: ج 1، 608).
مهاجرت علمای شیروان به عثمانی در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری هم چنان ادامه داشت. آنان به سبب استقبال سلاطین عثمانی در جذب اهل علم و هنر به آن دیار مهاجرت کردند و با استقرار در مراکز علمی و پایتخت دولت عثمانی نظیر قسطمونی، بورسا، ادرنه و استانبول به فعالیت¬های علمی و هنری پرداختند. دلایل متفاوتی درباره علت جذب این مهاجران در عثمانی وجود داشت. اول اینکه آناتولی سرزمینی بود که به وسیله ترکان سلجوقی و سپس عثمانی تصرف گردید. سلاطین این دو حکومت برای اجرای احکام اسلامی و رواج علوم عقلی و نقلی در سرزمین¬های فتح شده به علما و فضلای مسلمان نیاز داشتند. در آن دوران، دو کانون علمی مهم جهان اسلام در ایران و منطقه شامات و مصر قرار داشت و از هر دو منطقه، علمایی به آسیای صغیر مهاجرات کردند. دوم این که سلاطین عثمانی به عنوان وارث حکومت سلاجقه روم در میان علمایی تربیت شده بودند که با زبان فارسی و فرهنگ ایرانی آشنایی کامل داشتند. بخصوص پس از فتح استانبول، سلطان محمد فاتح و جانشینانش برای گسترش شکوه و رونق علمی و فرهنگی این شهر، عالمان و صنعتگران و هنرمندان را برای مهاجرت به استانبول تشویق می¬کردند. همچنین سلطان سلیم اول در ادامه سیاست توسعه فرهنگی و اقتصادی استانبول، پس از غلبه بر شاه اسماعیل در جنگ چالدران و تصرف تبریز، عده زیادی از عالمان، هنرمندان و صنعت گران ایرانی را از تبریز به استانبول برد (دین پرست، 1391، 8-157).
از جمله¬ی این مهاجران، محمد بن محمود دلشاد شیروانی از فضلای شیروان در قرن نهم هجری طبیب، عالم در تفسیر، حدیث و علوم عربی بود. او در اوائل قرن نهم هجری/ پانزدهم میلادی زمانی که هنوز کانون علمی سمرقند و هرات شکل نگرفته بود اما در امیر نشین¬های آناتولی حاکمانی علم دوست به عنوان وارثان سلاجقه روم وجود داشتند به آناتولی مهاجرت نموده. ابتدا به خدمت الیاس بیگ حاکم امیر نشین منتشا و سپس به خدمت یعقوب بیگ حاکم امیر نشین گرمیان درآمد پس از مدتی به ترتیب در خدمت سلطان محمد چلبی و سلطان مراد دوم از سلاطین عثمانی قرار گرفت. (Ihsanoglu, 2001: 42) اما مؤلف هدیه العارفین زمان مهاجرت او به استانبول را در دوره محمد فاتح دانسته و وی را از اطباء دربار این سلطان عثمانی معرفی کرده است (بغدادی، 1955: ج 2، 225). کحاله زمان مهاجرت شیروانی به عثمانی را در دوره سلطان مراد دوم (نیمه اول قرن نهم) می¬داند که تحفه مرادی را به نام این سلطان نوشته است این مولف او را از اهالی شروان بخارا می¬داند (کحاله، بی تا: 6-311؛ نفیسی، 1344: ج 1، 274؛ اوزون چارشی لی، 1368: ج 1، 609). در هر حال عمده فعالیت¬های علمی دلشاد شیروانی در طب، کانی شناسی و علوم دینی بوده است. او بیشتر آثار خود را به نام امرای آناتولی و یا به نام سلاطین عثمانی تالیف کرده است. مهمترین آثار او در طب عبارتند از: الیاسیه، السلطانیه، گزیده در علم طب، المرشد، رساله من الطب فی بیان المبتلا به القولنج یا رساله فی القولنج و الاحتباس، روضه العطر، لطائف الجلیله و کمالیه فی الطب، یعقوبیه و مفتاح النجات (قره بلوط، 1381: 3-1381) و نیز کتابی به نام کمال نامه که در سال 841 به پایان رسانده(نفیسی، 1344: ج 1،273) او الیاسیه فی طب را به نام شاهزاده الیاس بن محمد بن اورخان از شاهزاده گان عثمانی نوشته است (حاجی خلیفه، 1362: 160). تحفه مرادی فی اصناف کتابی است که دلشاد شیروانی در سال 833 هجری در بورسا نوشته و به سلطان مراد دوم اهداء کرده است. این کتاب در 25 باب بوده و مولف در هر باب در مورد کانی¬های گرانبها از جمله یاقوت، زمرد، الماس و کاربرد آنها بحث کرده است. (Orhan, 1998: 247) شیروانی در عین حال در تفسیر، حدیث و علوم عربی نیزعالم بوده است (کحاله، بی تا:16-312). از او اثر دیگری به نام ترجمه تاریخ ابن کثیر باقی مانده است که امروزه در کتابخانه ابراهیم پاشای استانبول نگهداری می¬شود(وزیر اف، 1337: 83). این آثار نشان می¬دهد که دلشاد شیروانی در رشته¬های مختلف علمی مهارت داشته و چنین آثار برجسته¬ای را تالیف نموده است ارزش این آثار وقتی بیشتر اهمیت پیدا می¬کند که دریابیم در قرن نهم هجری اکثر آثار تالیف شده از سوی علما جز حاشیه، شرح و تعلیق بر آثار دیگران چیزی دیگر نبوده است.
شکرالله شیروانی فرزند احمد، پزشک و موسیقی¬دان قرن نهم هجری، از دیگر علمایی بود که از شیروان به آناتولی مهاجرت کرده و از اطبای سلطان محمد فاتح شد. وی در حدیث، اخبار و تاریخ نیز عالم بوده و مورد احترام بیشتر محمد فاتح قرار گرفت (پورگشتال، 1367: 1-690؛ نفیسی، 1344: ج 1، 345). او کتاب ریاض العلوم را برای سلطان بایزید دوم در نه باب به فارسی در تصوف، منطق، هیئت، نجوم، حساب، علم فراست، شعر و انشاء تالیف نموده است (حاجی خلیفه، 1362: 7-931؛ صفا، 1378: ج 5، 286).
بیشتر علمایی که در قرن نهم و دهم هجری در شیروان به عرصه ظهور رسیده¬اند در علوم نقلی بوده¬اند. محمد امین شیروانی یا فتح الله بن محمد امین بن صدرالدین شیروانی (فوت 1036 ه) از علمای فاضل در علم تفسیر، فقه و کلام بوده است. او تحصیلات خود را نزد پدرش سپری کرده و در دوره صفویه به همراه خانواده¬اش به حلب مهاجرت و ازآنجا به دیار بکر رفته ابتدا معلم نصوح پاشا و سپس مدرس در مدارس آن منطقه گردید (kaya, 2002:79). هنگام وزارت نصوح پاشا در سال 1611 م شیروانی به استانبول رفته و از علمای دربار سلطان احمد اول شد. او در طول اقامت خود در استانبول تا سال 1622 م به تدریس و تالیف پرداخته و شاگردانی را تربیت نمود که بعدها از علمای برجسته عثمانی شدند. از جمله آنان قاضی¬زاده محمد بن مصطفی بود (ibid) محمد امین شیروانی به عنوان فقیه و عالم دین آثاری تالیف یا تحشیه نموده است از جمله حاشیه برتفسیر قرآن، تعلیق بر تفسیر قاضی بیضاوی، حاشیه بر شرح شمسه و حاشیه بر قواعد العقاید غزالی (حاجی خلیفه، 1362: 2-191) تفسیر سوره یس، تفسیر سوره الفتح، تفسیر سوره الاخلاص، الاعراب آیه الکرسی و تفسیر آیه الکرسی، رساله فی مسئله الایمان، حاشیه بر دیباچه شرح العقاید دوانی، رساله فی اشکال کون «وحده» فی لا اله الا الله وحده لا شریک له، حاشیه بر حاشیه خلخالی بر التهذیب، حاشیه بر شرح الحس ایساغوجی، حاشیه بر المطول را می¬توان نام برد. (Çelik, 1997: 218-225) رساله فی تحقیق المبدا و معاد، فوائد الحقانیه (کحاله، بی تا: 3-8) که به سلطان احمد اول اهداء شده و رساله عبادت و ترجمان الامم از سایر آثار او هستند (بروسه لی،1333: 3-22). محمد امین شیروانی رساله¬ی ترجمان الامم را به سفارش محمد پاشا وزیر اعظم عثمانی تالیف نموده. او در نگارش این رساله تحت تاثیر غزالی قرار گرفته و در بخشی از آن به مباحث غزالی در خصوص فرق بین مسلمانان و مشرکین و در بخش دیگر به بحث در مورد افکار معتزله، خوارج، شیعیان و کرامیه پرداخته است (Kaya. 2002,80-82). رساله عبادت شیروانی مهمترین اثر اوست که امروزه این رساله در کتابخانه بلدیه استانبول نگهداری می¬شود او در این رساله عبادت را به دو شاخه عبادت بدنی و عبادت عملی تقسیم کرده و عبادت عملی را بر سه بخش جدا نموده شامل عبادت خلقیه از جمله نماز و روزه که بر هر کسی واجب است دوم عبادت منزلیه بر کسانی که سرپرستی خانواده¬ای را بر عهده دارند سوم عبادت مدینه که بر حاکمان واجب است که به اجرای عدالت و امنیت بپردازند ( ibid, 81-83).
محی الدین محمد بن محمد بردعی یا قره باغی (فوت 947 ه.ق) و اسمعیل بن عبدالله شیروانی (فوت 942 ه.ق)، ملا عبدالجبار عجمی، قطب الدین عجمی و مولانا شمس الدین بردعی از سایر علمای منطقه قفقاز بودند که در طول قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری به هرات، سمرقند و آناتولی مهاجرت کرده به فعالیت¬های علمی و فرهنگی در آن مناطق پرداخته¬اند. محی الدین محمد بردعی علم حدیث، تفسیر، اصول و فروع را نزد پدرش آموخته و از قراباغ به هرات رفته پس از مدتی از آنجا به قلمرو عثمانی مهاجرت نموده و در مدرسه احمد پاشای بورسا و سپس در مدرسه چفته ادرنه به تدریس پرداخت. او در علوم منقول و معقول مهارت کامل داشت و بر کتب تفاسیر از جمله تفسیر کشاف بیضاوی و تلویح هدایه و صدر الشریعه حاشیه و بر شرح تجرید سید شریف جرجانی و آداب البحث علامه عضدالدین شرح نوشت (طاشکوپریزاده

  • 2
مطلب مرتبط :   عنوان نوشته :تیتر نوشته:درباره :
دسته بندی : علمی