استمرار کار چندین نسل است. قرن ها در این زمینه ادبی کشت و زرع شده بود: قصّه ها، افسانه ها، وقایع نامه های قرون وسطایی و آثارِ نمایشنامه نویسان ناشناس – همه و همه چارچوبِ طرح، و خطوط اصلی شخصیت ها را برای شکسپیر مهیا کرده بودند. و، مهم تر از همه، سنّت هنر مردمی به او منتقل شد. این سنّت (سنّتِ مردمی خود را را از طریق تعمیم بخشی به اسطوره و افسانه تبیین می کند.) آری این سنّت بود که خود را در تراژدی ها، گرچه با محتوایی جدید و قدرتی جدید نو ساخته می دید.
این موضوعِ جالبِ توجهی است که شکسپیر، وقتی روی داستان های قدیمی کار می کرد، معمولاً توجه خود را بر لایه های کهن تر موضوع متمرکز می ساخت تا بر همه آنچه بعدها نوشته شده بود و یا بر آنچه که ظاهراً به روح نمایش حرفه ای نزدیک تر بود. او موضوع نمایشنامه گذشته را به گونه ای بهتر تهیّه نمی دید بلکه آن را از محتوای جدید و زنده می انباشت. (براهیمی،190:1375). گویا هرچه زمان به جلو می رفت، او به عقب بر می گشت، و به عکس تمام نمایشنامه نویسان همدوره اش، در تحویل قرن، ادامه دهنده و گردآورنده گذشته شده بود. او آخرین پاسدارِ عصری بود که به سرعت محو می شد. (مارتین،35:1382-34).
شکسپیر مانند معماری زبردست که برای بنای کاخی مجلل وقت گرانبهایی صرفِ ساختن خشت و تهیه گل کرده، نیست و این مصالح را از دیگران خریده و خود نقشه و پایه و اساس آن را فراهم می نماید و انرژی خود را صرف زیبایی و استقامت بنا می کند. (تیموری،42:1388).
گنجینه بی نظیری که شکسپیر از خود به جای گذاشته قریب 38 نمایشنامه را در برمی گیرد که در آن ها از داستان ها و نمایشنامه های قدیمی و نیز تاریخ و اساطیر و بسیاری منابع دیگر الهام گرفته است.
دو منبع مهمی که برای شکسپیر قابل استفاده بود یکی ((وقایع نامه انگلستان، اسکاتلند و ایرلند)) و دیگری ((زندگی نامه مردان بزرگ)) اثر پلوتارک تاریخ نویس است که عموماً آثار تاریخی مربوط به روم باستان از آن ها اقتباس شده است. (خلج،88:1387).
مونتاین و شکسپیر ((اووید)) را مانند پلوتارک به شدّت ستایش می کردند. مونتاین ((کتاب مسخ)) را مانند یک کودک می بلعید و شکسپیر تأثیر اووید را بسیار بیشتر از تأثیر سنه کا و پلوتارک بر خود احساس کرد. دنیای افسانه های اووید در ونوس و آدونیس، تعرّض به لوکرس، و رومئو و ژولیت، انعکاس یافت.(فردریش، 61:1388). از طرفی، محبوبیّت و تأثّر مونتاین در انگلستان، فراتر از هر تأثّر محدود دیگری بود. شک گرایی متفکّرانه وی و کاوُش در روحِ انسان، انعکاس عمیقی در آثار شکسپیر داشته است. (همو،193).
همچنین، شکسپیر در خلق آثار خود از آثار دو تن از دانشمندان اصحاب مدرسه همزمان الیزابت یعنی «رجی نالد اسکات252» و «ساموئل هارسنت253» استفاده های بسیاری کرده است. کلّیه کنایات و اشارات و اطّلاعات مافوق الطبیعه که در مکبث و نیز در رؤیای یک نیمه شب تابستان وجود دارد از کتاب ((اعترافات شیّادان خبیث)) اثر «هارسنت» که در عصر شکسپیر شهرت بسزایی داشت اخذ کرده است. (پیمان،28:1373).
از طرف دیگر، غزلهای شکسپیر گواه آنند که وی از اشعار ((آوید)) و ((هوراس)) آگاهی کافی داشته است. همچون تمامی غزلسرایان اروپا و انگلیس که از هوراس و آوید متأثرند و مضمون جاودانگی در برابر زمان و قدرت جاودان ساز شعر را شکسپیر و دیگران از شعرای رومی به ودیعه گرفته اند. (تیموری،46:1388).
مفسّران، شکسپیرشناسان و تحلیلگران آثار او به اتفاق بر این عقیده اند که شکسپیر در خلق آثار خود از افراد مختلف تأثیر پذیرفته و از منابع گوناگونی اقتباس کرده است. از بین آثاری که وی بیش از دیگر موارد به آنها توجه داشته و بیشترین تأثیر را از آنها گرفته است دو اثر را می توان نام برد که اکثر صاحب نظران نیز آن را تأیید کرده اند. این دو اثر عبارتند از کتاب های «حیات مردان نامی254» اثر پلوتارک و «تاریخ هالینشد». به منظور روشن شدن موضوع به مواردی از این دست اشاره می کنیم:
1. ورنر فردریش: «در میان تاریخ نویسانِ یونان، پلوتارک بسیار معروفتر از جوزفوس255 یا پولی بیوس256 بود. به جرأت می توان گفت که آثار او مهم ترین تأثیر را بر رنسانس اروپا داشته است… در انگلستان، کتاب ((زندگی های همانند)) توسط لرد نورث257 (1579) ترجمه شد. همچنین، ملکه الیزابت آثاری از پلوتارک را ترجمه نمود، لیکن کاملاً با آثار او آشنایی داشت. به کمک آمیو و نورث، پلوتارک تبدیل به مهم ترین منبع کلاسیک آثار شکسپیر شد که تراژدی هایِ وی از او الهام گرفته شده است».(فردریش- هنری ملون، 54:1388-53).
2. حسن خزائل: «شکسپیر برای خلق تراژدی هایش از کتاب ((حیات مردان نامی)) اثر بزرگ پلوتارک که در سال 1579 به انگلیسی ترجمه شده، ((افسانه های ایتالیایی)) و ((تاریخ هالینشد258)) استفاده کرده است». (خزائل، 2792 :1383).
3. نیک گروم: «شکسپیر معمولاً داستان هایی را از منابع آشنا در زمان خود اقتباس می کرد، از قبیل ((وقایع نگاری هالینشد)) و ترجمه نورث از ((زندگی های موازی یونانیان و رومیانِ)) پلوتارک و ترجمه چپمن از کتاب هومر و پلینی هالند و مونتنی فلوریو و اوویدِ کولدینگ». (گروم،62:1387).
4. منصور خلج: «دو منبع مهمی که برای شکسپیر قابل استفاده بود یکی ((وقایع نامه انگلستان، اسکاتلند و ایرلند)) و دیگری ((زندگی نامه مردان بزرگ)) اثر پلوتارک تاریخ نویس است که عموماً آثار تاریخی مربوط به روم باستان از آن ها اقتباس شده است». (خلج،88:1387).
5. فرهاد تیموری: می گویند شکسپیر در زمان نوشتن نمایشنامه هایش در یک طرف اوراق سفید و در طرف دیگر ترجمه ((پلوتارک)) یا ((هالین)) یا مجموعه های ایتالیایی و هر چه از این کتب فرا می گرفت روی آن کاغذها بصورت درام می نگاشت. (تیموری،41:1388).
6. علاءالدین پازارگادی: «تنها منبعی که شکسپیر از آن در نوشتن نمایشنامه قیصر استفاده کرده است ((تاریخ پلوتارک)) موسوم به زندگی قیصر می باشد که از فرانسه به انگلیسی ترجمه شده بود. (پازارگادی،194:1373).
کوریولانوس یک تراژدی تاریخی ساده است که متّکی بر ترجمه ((نورث)) از کتاب ((زندگی بزرگان)) پلوتارک می باشد و کاملاً منطبق بر جزئیاتی است که در آن داستان ذکر شده است. (همو،303).
منبع مستقیم نمایشنامه تیمونِ آتنی، ترجمه ((سِر تامس نورث)) از کتاب ((پلوتارک)) نویسنده یونانی موسوم به ((زندگی بزرگان روم و یونان)) است». (همو،297).ُ
7. محمّد همایون وش: «وی موضوع بسیاری از نمایشنامه های خود را از تاریخ روم باستان و کتاب ((پلوتارک))، زندگی نامه نویس شهیر یونانی، برگزیده و به نیروی تصوّر و تخیّل، به صورت تراژدی های زیبا درآورده است. (مقدّم،8:1379).
در این قسمت، توضیح این مطلب خالی از لطف نخواهد بود که در کتابِ ارزشمندِ پلوتارک مطالب بسیاری در مورد تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانیان ذکر شده است. و پلوتارک صفحات زیادی از این کتاب را به توضیح و توصیفات آئینِ سلطنت و کشورداری پادشاهان ایران اختصاص داده است.
چنان که اشاره شد شکسپیر در آفرینش آثار ارزشمندِ خود، از آثار متعددی تأثیر پذیرفته و مطالب آنها را مدّ نظر داشته است. در ادامه مطالب، لیستی از نمایشنامه ها و منابعی که در شکل گیری آنها دخیل و مؤثر بوده اند آورده می شود:
1) تیتوس اندرنیکوس:
شکسپیر در نوشتن این نمایشنامه از داستان قدیمی Philomet که در کتاب ((دگرگونی های)) اُوید ذکر شده نکاتی اقتباس نمود و از نمایشنامه هیجان انگیز مارلو موسوم به ((یهودی مالت)) شخصیتی به نام آرونِ عرب که نمونه کامل رذالت و وحشیگری بود خلق کرد. (پازارگادی،118:1373).
2) کمدی اشتباهات:
منبع اصلی شکسپیر نمایشنامه مناخموس259 از درام نویس رومی پلوتوس است که خود 2000 سال قدمت دارد.
(گودوین،40:1380).
3) ریچارد سوّم:
شکسپیر طرح داستان ریچارد سوّم را از منابع تاریخیِ آن زمان، مثل تاریخ سلطنت ریچارد سوّم نوشته ((توماس مور)) و ((وقایع نامه های هالینشد)) اقتباس کرد. (متیوز،274:1390).
3) رومئو و ژولیت:
این داستان بصورت مختلف در اروپا به مدّت چند قرن مشهور بوده است. قسمت مربوط به نوشیدن دارویِ خواب به ((گزنفون)) یونانی نسبت داده می شود. اسامی مونتاگو و کاپولت و منازعه آنها با اختلاف جزئی مربوط به قرنِ سیزدهمِ میلادی است که در داستان ((پرگنوریو)) به قلم دانته شاعر و نویسنده ایتالیایی ذکر شده است. (پازارگادی،134:1373).
بازیابی منابع موجود برای رومئو و ژولیت ویلیام شکسپیر، اسامی زیر را به کرّات به یاد می آورد:
1. ((نوول)) نوشته ((ماتئو باندلو)) (1562-1480) نویسنده ایتالیایی که کارهایش در سال 1566 توسط ((پیر بو ایستو)) به زبان فرانسوی ترجمه شده است.
2. ((تراژدی های تاریخی برگزیده از شاهکارهای ایتالیایی)) نوشته ((باندلو میسِز)) به زبان فرانسه در سال 1559.
3. ((تاریخ تراژدی)) نوشته ((فرانسواز بلفورست260)) (1583-1530) نوشته شده در سال های بین 1582-1559).
4. ((قصر لذت)) نوشته ((ویلیام پینتر261)) (1594-1540). این کتاب بر اساس ((تاریخ تراژدی)) نوشته شده است و شکسپیر احتمالاً نویسنده را شخصاً می شناخته است.
5. داستان تراژیک ((رومئو و ژولیت)) نوشته ((آرتور بروک)) در سال 1562 بر اساس ترجمه ای از کتاب ((نوول)) نوشته ((باندلو262)) که توسط ((پیر بو ایستو)) به فرانسه برگردانده شده است.
بدون شک کتاب ((باندلو)) منبع اصلی الهام شکسپیر برای نوشتن ((رومئو و ژولیت)) بوده است. (فروزان، 109:1384).
4) دو نجیب زاده ورونا:
داستان دو نجیب زاده از ورونا از یک رمانس روستایی پرتغالی گرفته شده و به شکلی کاملاً ساده شده ماجرای تغییر حالِ دو دوست، والنتاین و پروتئوس را تعریف می کند. (گودوین،14:1380).
5) تاجر ونیزی:
داستان آنقدر قدیمی است که می توان نظیر آن را حتّی در داستان های مذهبی کهن ایرانی و هندی یافت و در اروپا همین داستان با تغییراتی چند در اواخر قرن 13 در کتابی به نام Mundi Carsor و کتاب دیگری به نام Pecorone نگارشِ Ser Giovani اهل فلورانس ایتالیا در اواخر قرن 14 انتشار یافت.(پازارگادی،157:1373). شکسپیر برای کاراکتر شیلاک حداقل دو منبع معاصر در اختیار داشت، یکی نمایشنامه ((کریستوفر مارلو)) به نام ((یهودی مالت))، که در دوران خودش نمایشنامه ای موفق بود، دیگری ماجرای اعدام ناجوانمردانه دکتر رُدریگو لوِپز در تیبورن؛ پزشکی یهودی که به حضور ملکه الیزابت هم رسیده بود. (گودوین،43:1380).
6) رام کردن زنِ سرکش:
درباره تاریخِ تحریر آن و منابعی که مورد استفاده قرار گرفته و حتّی در مورد اصالت متنِ آن بین محقّقین اختلاف نظر زیادی وجود دارد

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی