فردی باشد، متوجه رفتارهای مسؤولان ادارۀ امور سیاسی جامعه است؛ چرا که با توجه به تجربهای که خود شوقی در صحنۀ سیاست از سر گذرانده، میتوان گفت بسیار دیده کسانی را که بدترین جفاها را با کردار نادرست و خطایشان در حق مردم روا داشتهاند، اما به علت بیتمیزی، خود را مقصر به حساب نیاوردهاند.
البغلُ و الجوادُ
نکوهش خودستایی
در این حکایت، شوقی، با استفاده از شخصیّت قاطر که با دروغپردازی میخواهد خود را به مرتبۀ اسب برساند، یکی از بدترین نوع شخصیّتهای دروغگو و حقیر را به مخاطب خود معرفی میکند؛ شخصیّتهای شکست خوردهای که در همۀ عرصههای زندگی، به علّت بیکفایتی، با گرفتاری مواجه میشوند، اما در عین ناباوری، با مهارتی عجیب در خودفریبی، تلاش میکنند تا همه چیز را به عکس، مثبت جلوه داده، دیگران را نیز بفریبند. شوقی، با این حکایت نشان میدهد که در برابر چنین قاطرهایی لازم است اسبهایی خردمند حضور داشته باشند تا باد و بروت بیهودۀشان را فرونشانند و مقدار حقیقی شخصیّتهای حقیر آنان را بنمایانند.

الفأرهُ و القطَّه
فاصلۀ میان گفتار تا عمل
در این حکایت، شوقـی، بر آن است تا نشان دهـد که فاصلۀ حرف و عمل بسیار بیشتر از آن چیزی است که میتوان تصوّر کرد. در این میان، کافی است تا موقعیت واقعی عمل پیش بیاید، آنگاه است که روشن میشود که صاحب سخن، چگونه خود را عقب میکشـد و از یاوهگویی و هرزهدرایی، دست بر میدارد.
الغزالُ و الخروفُ و التّیسُ و الذّئبُ
نکوهش فریفته شدن به ظواهر و عدم تحقیق برای شناخت
در این حکایت، انتقاد بسیار تندی از جانب شوقی نسبت به عالمنمایانِ مذهبی مطرح است که تجلّی آن را در شخصیّت بُز مشاهده میکنیم. از سوی دیگر با پایانی که شوقی برای این حکایت رقم میزند با جنبۀ دیگری از این انتقاد که ظاهربینی عوام و عدم تحقیق آنها دربارۀ چنین شخصیّتهایی است، روبه رو هستیم. شوقی با استفاده از شخصیّت گرگ، خطرهایی را که در جامعه، همواره تهدیدکننده هستند نشان میدهد و با دست گذاشتن بر فهم ناقص و سطحی و نیز بیکفایتی بسیاری از عالمنمایان متشرّع، بر آن است تا نشان دهد که چنانچه در پس این ظاهر آراسته، خرد و درایت نباشد، از این گروه جز نابودی و جذب بلایای وحشتناکتر، کاری بر نمیآید. به عبارت دیگر، شوقی در پی ترسیم این مطلب بر ذهنهای مخاطبان خود است که دین و خرد توأمانند و هرگز یکی از دیگری جدایی پذیر نیست، و چنانچه کار دین به آنجا کشیده شود که از خرد به دور افتد، سرانجامی جز تباهی به بار نخواهد آورد.
الثّعلبُ و الأرنبُ و الدِّیکُ

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی