برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .

در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .

در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است . ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .

اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است . استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .

در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .

هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .

 

سلسله مراتب تعلق (دایره دلبستگی افراد) :

نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان .

انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد .

البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و … بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .

به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و … .

مشخصه های محله :

1- محله دارای سابقه تاریخی است .

2- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .

3- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .

4- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .

5- محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .

6- در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .

7- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )

8- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .

9- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .

10- توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.

مطلب مرتبط :   تسلیحات، کارکنان، نظامی، حقوق، متعارف

11- در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .

12- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.

13- هنجارهای خاص در محله حاکم است .

14- و … .

 

مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :

  1. تعاملات انسانی / 2. حافظه تاریخی ( خاطره ) / 3. رفتارها و هنجارها / 4. فرهنگ / 5. هنر و سلیقه

1- تعاملات انسانی :

وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

2- حافظه تاریخی :

حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .

3- رفتارها و هنجارها :

هویت انسان به جز شکل فیزیکی، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتار و هنجارهایشان شناسایی می شوند. شهر نیز دارای رفتار و هنجار است، شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند. محله های شهر نیاز به مکانهایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . (جایی برای تجمع ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر)

4- فرهنگ :

فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :

1- فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )

2- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )

با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .

5- هنر و سلیقه :

در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .

 

عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله :

  1. خانواده سالم و شهروند سالم
  2. نمادهای متمایز کننده
  3. تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی
  4. امکانات و منابع محله ای (زیر ساخت های محله)
  5. نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

1) تعریف و ویژگی های خانواده سالم و ارتباط آن با محله سالم :

خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله است، و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .

خانواده سالم : خانواده ای که بطور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضا حمایت میکند.

  • در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .
  • هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .
  • در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .
  • وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .
  • خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.
  • صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.
  • معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .
  • امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .
  • اعضای خانواده آگاهند که ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.
مطلب مرتبط :  

2) نمادهای متمایز کننده :

کوین لینچ بطور کلی و بمنظور بررسی سیمای شهر، نمادهای متمایز کننده آنرا به وسیله پنچ عامل: مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .

 

 

اشاره ای به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه :

  • مرکز محله :

خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از همه طرح نمای آنها ، از عوامل اصلی شناخت محلات شهر محسوب می شوند. معمولاً عواملی که سیمای محله ای را مشخص می کنند آنهایی هستند که خصوصیاتی به آن محله می دهند. شکل خیابان ، خانه ها ، طراحی ورودی ها و راه ها و … می تواند سیمایی متفاوت به آن بدهد و شخص فورا قادر به شناخت آن می باشد. در هر یک از محله های بزرگ و متوسط شهرهای تاریخی ، یک مرکز محله وجود داشت . این مراکز از نظر کالبدی و شکل به دو صورت وجود داشتند. نخست به صورت یک راسته یا گذر که کمی از گذرهای دیگر در محل استقرار فضاهای تجاری و اجتماعی عریض تر بودند. نوع دوم مرکز محله به صورت میدانچه بوده . این میدانچه ها اغلب در محل تقاطع چند راه یا در کنار راه اصلی محله قرار داشتند و در پیرامون برخی از آنها تعدادی دکان برای عرضه کالاهای ضروری روزانه و هفتگی اهالی محله قرار داشت . همچنین مسجد ، حمام ، آب انبار و بعضی دیگر از فضاهای عمومی محله در کنار همین میدان ساخته می شد. لینچ بیان می کند «بعضی محلات مانند آدم های تودار و در خود متمرکز هستند ، بی آنکه به شهری که در آن واقعند توجهی داشته باشند . پاره ای دیگر از محلات صداقت دارند و با عوامل حول و حوش خود پیوند یافته اند.»

  • گره :

گره محل برخورد دو یا چند خیابان است . بطور کلی شهری خوب است که گره های آن به حد کافی مشخص شده و بدان اهمیت داده شده باشد. در واقع نقاط انتهایی خطوط اصلی نقل و انتقال شهری در یک شهر گره محسوب می شود . بطور مثال همه آنچه که در مورد خصوصیات گره مطرح شد ، در اصفهان میدان نقش جهان مشاهده می گردد . تضاد میدان با بافت سنتی کوچه هایی که آن را احاطه کرده ، رابطه نمایان بین بیننده ( شهروند ) با میدان است .

  • نشانه :

گنبد مسجد و گلدسته های آن همچون یک سری نشانه های آشنا برای شهر نشینان است . شناخت موقعیت نشانه ، چون دیگر عوامل سیمای شهر بسیار حائز اهمیت است . ترکیب عوامل راه ، محله ، گره ، نشانه و … . در شهر ممکن است تأثیر آنها را بیشتر کند و یا « هم افزایی » به وجود آورد که بر قدرت هر یک بیافزاید ، یا ممکن است تناقضی بین آنها پدید آورد که اثر هر یک را خنثی گرداند. اگر نشانه ای بزرگ در محله کوچک بنا شود ، ممکن است محله را پژمرده کند ، خیابانی وسیع ممکن است به داخل محله نفوذ یابد و آن را بیشتر به دید آورد ، اما در همان حال تأثیر محله را زایل کند .

باید به امیدها و شادی های مردم و به احساس اجتماعی آنها فرصت بروز داد ، تا

دسته بندی : علمی