هدف ممکن است تنها از طریق توسعه ساختار برنامه و برنامه ریزی پروژه ها به دست آید.
سازمان های ایمان محور از طریق مباحث اعتقادی و انجیلی که حسی ماورایی به آن ها می داد، برانگیخته می شدند . اعضای این سازمان ها ، فعالیت هایشان را بر اساس ایمان در عمل هویت بخشی می کردند . سازمان های اجتماعی دیگر ممکن است انگیزه های ارزشی قوی ، مثل حق هر انسانی در داشتن غذای کافی ، سرپناه و زندگی بدون ترس داشته باشند ؛ با این حال ، سازمان های ایمان محور اگرچه این ارزش ها را دارا هستند ، اما از طریق چیزی که این سازمان ها معتقدند خداوند از آن ها می خواهد ، برانگیخته می شوند . آنها اول تمایل دارند بپرسند که ” آیا این مورد رضای خدا است ؟ ” به جای اینکه بپرسند ” آیا این کار خوب است و قابل قبول است که ما انجام می دهیم ؟ ” یا ” آیا این ، جامعه ما را به مکان بهتری برای زندگی تبدیل می کند ؟ ” . این را در مقابل ایدئولوژی سازمان های ایمان محور قرار دهید که معتقدند ” آیا این مورد رضای خدا است که جامعه را به مکان بهتری برای زندگی افراد تبدیل کنیم ؟ ” ( (White , R . 1996.
به بیان برینکرهاف ، در یک سازمان ایمان محور ، اگر رهبر بتواند این باور را به همکاران ستادی خود و داوطلبان منتقل کند که کار آن ها بر پایه ” رسالتی از سوی خداوند ” است ، می تواند سازمان خود را در مسیری که تنها می تواند تصورش را بکند ، توانمند سازد . انگیزش ، انرژی و اشتیاق به انجام ریسک ها تنها از این باور برمی خیزد . به بیان این صاحب نظر ، رهبر چنین سازمانی نباید مانند دیگر سازمان های غیر انتفاعی سکولار تنها به رسالت خود ” باور ” داشته باشد ، بلکه باید به آن ” ایمان” داشته باشد . ( Brinkerhoff , 1999 ) . سازمان های ایمان محور به عنوان منابع دائمی برای اداره خدمات انسانی مطرح می شوند . در مطالعه ای بر روی کار های خیر خواهانه در اسلام ، نایدو بیان داشت که سازمان های ایمان محور احتمالاً بهترین زیرساخت های فیزیکی و اجتماعی را برای ضعیف ترین جوامع فراهم می کنند ؛ زیرا کلیسا ها ، معبد ها ، مسجد ها و دیگر مکان های عبادی برای جوامعی که به آنها خدمت رسانی می کنند ، نقاط کانونی هستند ( Naidoo , K . 2000 ). مذهب می تواند نقش حیاتی در تسهیل ساخت ” سرمایه اجتماعی ” ، که به عنوان شبکه های ارتباطات اجتماعی و هنجارهای دوطرفه و وابستگی هایی ناشی از آن تعریف می شود ، ایفا کند . جوامع ایمان محور ، همان گونه که پوتنام و متخصصان دیگر اقرار کرده اند ، ذخایر حیاتی” سرمایه اجتماعی ” در جامعه هستند ( . ( Thomas , s , 2004
ج ) انواع سازمان های ایمان محور ( سام ) :
در یک تقسیم بندی کلی می توان این گونه سازمان ها را به دو دسته تقسیم نمود :
دسته اول سازمان هایی هستند که اساس تشکیل شدن آن ها ایمان است مثل کلیسا ها ،کنیسه ها ، مسجد ها ، و دیگر مکان هایی که خدا را عبادت می کنند .
دسته دوم سازمان هایی هستند که اساس تشکیل شدن آن ها ایمان نیست و هدف آن ها کسب سود هم نیست ،اما به سازمان های ایمانی وابسته اند ؛ مثل بنیادها و مؤسسه های خیریه و سازمان حفاظت از محیط زیست و انجمن های حمایت از بانوان بی سرپرست .
در نوع اول یعنی مسجد ها و کلیسا ها و… ، هدف اصلی آن ها ایمان است و بر همان اساس صورت گرفته اند ، اما نوع دوم سازمان ها از سوی سازمان های یاد شده حمایت می شوند و همه برای ارائه خدمت به مردم هستند و تعداد زیادی از برنامه ها را در رابطه به دادن پناهگاه ، خانه ، چه به صورت موقت و چه دائمی که بی خانمان هستند و جایی برای زندگی کردن ندارند (2002 Kramer , Fredrica , ).
1-13-4 مدیریت ( Management )و مدیریت یکپارچه شهری ( Integrated management of urbun ) :
1-13-4-1 مدیریت :
از مدیریت تعاریف متعددی ارائه شده است و عمدتاً آن را شامل «برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت و رهبری، کنترل و نظارت» دانسته‌اند، اما با توجه به تحولات چندساله اخیر و نظر به اینکه توجه به اخلاقیات و منابع انسانی در مدیریت امروز جایگاه خاصی پیدا کرده است، تعریف زیر برای مدیریت در شرایط حاضر، مناسب تر به نظر می‌رسد. از نگاه برخی صاحب نظران، مدیریت ترکیبی از علم و هنر برای پدید آوردن محیطی مناسب می باشد، که در آن همفکری و همکاری با دیگران به منظور شکل دادن به فرایندی کارساز امکان پذیر می گردد و همچنین طی آن، استفاده بهینه از منابع، برای عرضه خدمات یا کالاهایی قابل رقابت،‌ جهت جلب رضایت متقاضیان آن‌ها، با پرهیز از بروز هرگونه عواقب نامطلوب تحقق می یابد (رحمان سرشت، 1384:ص 4).
مگینسون52 ، موسلی و پیتری53 نیز مدیریت را، کار کردن با منابع انسانی، منابع مالی و منابع فیزیکی، جهت دستیابی به اهداف سازمان توسط برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل عملیات، معرفی نموده‌اند. (میرابی، 1382: 10 و 11). اما مدیریت از نظر روزابث موس کانتر54 مدرس دانشگاه هاروارد : عبارتست از عمل توازن بین فعالیت‌های مختلف شرکت: کاهش فعالیت ها و افزایش فعالیت‌ها. حذف فعالیت‌های زاید و ساختن فعالیت‌های مرتب به طور همزمان، انجام کارهای بیشتر در زمینه های جدید با منابع کمتر (کاتلر، 1385: ص142).
در خصوص مدیریت در زندگی اجتماعی نیز، پیتر دراکر55 گفته است: «مدیریت مؤثر جزء منابع اصلی توسعه ملت‌ها شده و مهم‌ترین منبع برای توسعه ملت‌ها محسوب می شود» لذا اعمال مدیریت توسط مدیر در موفقیت یک سازمان نقش بسزایی دارد، هرچه سازمان پیچیده تر باشد، نقش مدیریت دشوارتر خواهد شد. به عبارت دیگر مدیریت یعنی تصمیم گیری در زمان مناسب، با افراد مناسب در جایی که فعالیت در آن جریان دارد و فرآیند بکار گیری مؤثر و کارآمد منابع انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد. تعریف مذکور پنج قضیه اساسی را که زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی مدیریت است را در بر می گیرد که شامل :
مدیریت یک فرآیند است .
مفهوم نهفته مدیریت ، هدایت تشکیلات انسانی است .
مدیریت مؤثر ، تصمیم های مناسبی می گیرد و به نتایج مطلوبی دست می یابد .
مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه منابع می گویند.
مدیریت بر فعالیت های هدف دار تمرکز دارد (میرابی، 1382: ص10).
1-13-4-2 انواع مدیریت :
مدیریت را بسته به این که چه فعالیتی در سازمان انجام می دهند می توان به سه سطح تقسیم کرد :
مدیریت عملیاتی56 :
در این سطح مدیران و کارکنانی فعالیت می کنندکه مستقیماً با واحد های اجرا و اهداف مؤسسه در ارتباط اند. این دسته از مدیران ار سطح مدیریت میانی دستورالعمل را گرفته و با تنظیم عملیات کوتاه مدت سعی می کنند فعالیت واحد های اجرایی را هدایت و هدف های سازمان را تحقق بخشند.
مدیریت میانی57 :
مدیران میانی به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش می دهند ، کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه ی واسطی را میان مدیریت عالی و مدیریت عملیاتی بر عهده دارند. مدیران میانی برنامه ریزی میان مدت می کنند و برای اظهار نظر مدیریت عالی برنامه های جامع تر و بلند مدت آماده می سازند و عملکرد مدیری رده های تحلیل کرده ، توانایی و آمادگی آن را برای ارتقا تعیین می کنند و به مدیران رده پایین در تولید ، پرسنل و سایر مسائل ، خدمات مشاوره ای عرضه می دارند.
مدیریت عالی58 :
مدیران عالی عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند. درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطوح پایین به تبادل نظر می پردازند و به تنظیم برنامه های بلند مدت و سیاست های کلی سازمان اقدام می کنند ( رضائیان ، علی ، 1388).

مطلب مرتبط :   شوقی، حکایت، حکایت،، روباه، شوقی،

1-13-4-3 مدیریت یکپارچه شهری ( Integrated management of urbun ) :
مفهوم مدیریت شهری پس از دهه 1970 از سوی سازمان بین المللی برنامه مدیریت شهری بانک جهانی و مرکز سازمان ملل، جهت بهبود مدیریت رشد شهرها در کشورهای در حال توسعه به طور جدی مطرح شد . بر اساس اسناد منتشر شده از سوی کمیسیون سکونتگاه های انسانی سازمان ملل59 در سال 1993، اهداف مدیریتی شهری شامل الف: ارتقاء شرایط کار و زندگی همه ساکنان شهر با توجه ویژه به کسانی که موقعیت پایینتری در برآوردن نیازها و حفاظت از حقوق و شئونات خود دارند؛ ب: تشویق توسعه اقتصادی و اجتماعی: پایدار؛ ج: حفاظت از محیط کالبدی می شود(طاهرخانی، 1379 5 و4 ).شالوده مدیریت شهری عبارت است از برعهده گرفتن نقشی فعال در توسعه، مدیریت و هماهنگ سازی منابع برای دستیابی به اهداف توسعه شهری ، به بیان دیگر مدیریت شهری عبارت است از سازماندهی عوامل و منابع برای برای پاسخگویی به نیازهای ساکنان شهر است. هدف کلان مدیریت شهری ایجاد محیطی قابل زندگی برای همه همراه با عدالت اجتماعی، کارآیی اقتصادی و پایداری زیست محیطی است. در ادامه فعالیتهای سازمان های بین المللی در زمینه بهبود مدیریت شهری در کشورهای در حال توسعه ، مفهوم حکمروایی شایسته شهری مطرح شد که در ایران به مدیریت(حکمرانی) مطلوب، خوب یا کارآمد شهری نیز ترجمه شده است. این مفهوم در پی آن است تا نقش دولت را در حد هماهنگ کننده و پاسدار قوانین محدود کند و از دخالت مستقیم آن در تصمیم گیری ها، اداره و اجرای امور مربوط به زندگی روزمره مردم در راستای بهبود و ارتقاء مدیریت شهری و پیامدهای آن بر زندگی ذینفعان بکاهد. در این نظام شهرداران نقش رئیس اصلی اجرایی شهر را بر عهده دارند که قدرت آنها متکی بر آراء مستقیم یا غیر مستقیم مردم از طریق شوراهای شهر و منتخب مردم است. مشارکت مردم در اشکال، احزاب سیاسی، اتحادیه ها، انجمنها و انواع گروههای دواطلب در اداره، ساماندهی شهر و اقدام های اجرایی اساس حکمروایی شایسته شهری است . همچنین با انتخاب نمایندگان شوراهای شهری و محلی در حاکمیت شهری حضور غیر مستقیم می یابند ( جستار های شهر سازی ، 1386 ، ص 16-8 ). حکمروایی شایسته 8 ویژگی عمده دارد: مشارکتی، اجماع محور، پاسخگو، شفاف ، مؤثر و کارآمد ، به دنبال حاکمیت قانون، به دنبال کاهش فساد، برابری طلب، متوجه به اقلیتها و آسیب پذیران جامعه در فرایند تصمیم گیری، و مسئول نسبت به نیازهای حال و آینده جامعه و به عبارتی دیگر به دنبال پایداری است (Stewartt ,kennedy, 2005 ). بر اساس تعریفی دیگر مدیریت یکپارچه شهری مدیریتی است که “در یک و یا چند حوزه مجزا یکپارچه شده باشد: حوزه علوم مدیریتی، حوزه علوم برنامه ریزی و حوزه علوم سیاسی و جامعه شناختی . حوزه اول به هماهنگی و

مطلب مرتبط :   دیگران،، اجتماعی،، شادمانی، آموزش،، درآمد

دسته بندی : علمی